خبرنگاران ایران-روزنامه نگاران ایرانی پس از زندان چگونه روزگار می گذرانند ؟ آیا آنها همان نگاه گذشته را به حرفه ای دارند که برای آن گاه سالها زندانی شده اند ؟آیا دیدگاه روزنامه نگاران بازداشت شده به حرفه شان قبل و بعد از بازدشت یکسان است ؟زندان رفتن چه تاثیری در تغییر نگاه روزنامه نگاران دارد آیا آنها را محافظه کارتر می کند یا جسورتر ؟ آیا زندان رفتن آنها موجب استقلال بیشتر آنها در مقابل فضای کاری کمتر برای آنان خواهد بود ؟ یا تنها راه را برای کار در حرفه مورد علاقه شان خواهد بست ؟ به راستی آیا تجربه زندان نگاه ، نثر و رویکرد روزنامه نگار را به کارش تغییر نخواهد داد ؟اینها سوالاتی است که با تعدادی از روزنامه نگارانی که تجربه بازداشت و زندانی شدن را داشته اند در میان گذاشتیم این روزنامه نگاران به دلیل شرایط خاصی که دارند از ما خواستند نامشان در این گزارش آورده نشود.
ویژه
استقلال بیشتر، فضای کار کمتر
پشت میز نویسی ؛ فاصله انتخاب تا اجبار
خبرنگاران ایران- دنبال جملاتی میگردم که هم منظورم را به طور کامل برساند و هم تعبیر به دفاع از روزنامهنگاری پشت میزی نشود. این اصطلاح روزنامهنگاری پشت میزی لااقل برای من آنقدر مبهم و پردامنه است که حرف زدن دربارهاش را بسیار سخت میکند. به نظرم وقتی از روزنامهنگاری پشت میزی حرف میزنیم همزمان از چند ضعف و آفت صحبت میکنیم. تازه بر فرض اگر به توافق برسیم که نام این مجموعه از کمبودها را روزنامهنگاری پشت میزی بگذاریم، باز خودش یک معلول است؛ چه برای روزنامهنگار ایرانی که در داخل مرزهای ایران کار میکند و چه برای آنها که خارج از مرزها از ایران و ایرانی به زبان فارسی مینویسند. اگر روزنامهنگاری پشت میزی اگر نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار به شیوه کار روزنامهنگاری تبدیل شده باشد، به خودی خود مذموم نیست و صحت و کیفیت کار او را یکسره زیر سوال نمیبرد. کافیست که همین شیوه را هم به بهترین شکل ممکن انجام داد و از آفتهایی مثل چورنالیسم دور ماند. شاید در مورد رسانههای داخل ایران هنوز امیدی به رفع مشکلات اقتصادی، امنیت شغلی و... باشد تا کماکان بشود بین روزنامهنگار پشت میزی و روزنامهنگار میدانی فرق گذاشت اما لااقل در شرایط فعلی، برای اکثر روزنامهنگاران ایرانی در رسانههای فارسی زبان فرامرزی، تحقق روزنامهنگاری به معنای واقعی کلمه نشدنی است.
تکنولوژی مخاطبان نشریات چاپی را کاهش داده است
خبرنگاران ایران- ورود تکنولوژی و توسعه فناوری های نوین ارتباطی، روی رسانه ها و نشریات چاپی ایران چه اثری داشته است؟ نشریات چاپی داخل کشور چقدر با تکنولوژی های نوین ارتباطی همگام شدند؟ آیا پیشرفت های نوین ارتباطی توانسته رابطه میان مخاطب و صاحبان نشریه را قوی تر کند؟ آیا مخاطبان نشریات چاپی با آمدن فناوری های نوین ارتباطی همچنان مشتری و خواننده های این نشریات باقی ماندند یا با آمدن اینترنت،عطای خریدن مجلات کاغذی را به لقایش بخشیدند؟یکی دیگر از استادان ارتباطات از تاثیر تکنولوژی روی نشریات تخصصی سخن می گوید:" تکنولوژی مخاطبان نشریات چاپی را کاهش داده است. ولی وقتی می گوییم رسانه ، رسانه فقط کتاب و نشریات چاپی نیست. رسانه هر محملی است که بتواند پیام را به مخاطب برساند. این رسانه فقط کتاب و مجله چاپی نیست که پایین آمدن تیراژش بخواهد ما را نگران کند. بلکه این پدیده ای است که در تمام دنیا اتفاق افتاده است. "
روزنامه نگاران کنشگر، روزنامه نگاران روانپزشک
خبرنگاران ایران -با وجود این همه درد و واقعیت های تلخ در جامعه، به راستی رسانه ها باید چه راهی را در پیش بگیرند؟ این استاد دانشگاه یکی از راه حل ها را ارتباط میان حوزه ها عنوان می کند و از روزنامه نگاری کنش گری در حوزه سلامت روان سخن می گوید:" در این میان ما به روزنامه نگارانی نیاز داریم که تخصص روان پزشکی داشته باشند و به روان پزشکانی نیاز داریم که با روزنامه نگاری آشنا باشند . ارتباط میان حوزه ها و ترکیبی از ارتباطات ،سلامت و بحران ما را به روزنامه نگاری کنش گری سوق می دهد. تجربه ای که در حوزه های میراث فرهنگی و محیط زیست در کشور جواب داد. آیا تا به حال به این فکر کرده اید که وقتی در یک روز 16 روزنامه نگار دستگیر می شود چه فضای پر از استرسی برای سایر روزنامه نگاران ایجاد می شود؟ در چنین فضایی از روزنامه نگاران انتظار داریم چه بنویسند؟ "در ایران حداکثر شش هزار روزنامه نگار داریم. افرادی که در مقایسه با هر صنف دیگری، با مصائب بیشتری مواجه اند .
آیا روزنامه نگاران دیگر به زندان نمی روند؟
خبرنگاران ایران- همین چند وقت پیش بود که رسانه ها تیتر زدند «روزنامه نگاران دیگر به زندان نمی روند» اما در پس این تیتر جذاب، واقعیت های دیگری نهفته است که عکس این موضوع را ثابت می کند. هم اکنون کلیات لایحه نظام جامع رسانه ای که قرار است جایگزین آخرین قانون مطبوعات کشور شود و این سخن از دل آن بیرون آمده در هیات دولت است . این لایحه بعد از تصویب هیات دولت راهی بهارستان می شود. این لایحه توسط دولتی تدوین شده است که کارنامه آن در 7 سال اخیر نشان از گام برداشتن در راستای محدود کردن آزادی های بیان و رسانه ای دارد. اما با وجود این، دو هفته پیش «احمدعلی محسن زاده» مدیرکل دفتر حقوقی وزارت ارشاد در گفت و گویی که با خبرگزاری مهر داشت، اعلام کرد: «در آخرین چکشکاریهای لایحه جدید نظام جامع رسانهای در کمیسیون لوایح هیئت دولت، مجازات حبس برای روزنامهنگاران حذف شده است.» در حالیکه بعد از انتخابات ریاست جمهوری کشور در سال 1388 موج بازداشت خبرنگاران به شدت افزوده شد اما هیچ گاه مسئولان دولتی یا قضایی نپذیرفتند که این خبرنگاران به خاطر فعالیت های رسانه ای خود بازداشت شده اند و تمام اتهام ها با برچسب «اقدام علیه امنیت ملی» و در واقع امنیتی عنوان شده است.
خبرنگار، سردبیر و مدیران مسئول هنگام بروزخطا چه وظایفی دارند
خبرنگاران ایران -مسئولیت مدنی رسانه ها و اصحاب رسانه چه معنایی دارد ؟ آیا خبرنگار ، سردبیر ومدیران مسئول روزنامه ها در قبال خطاهای رسانه ای خود به جز تاوانهای کیفری وظیفه دیگری هم برعهده دارند؟ آیا این فقط نویسنده مطلب است که باید تاوان اشتباهش را بدهد یا سردبیری که خطایی از دید او دور مانده ؟ شاید هم مدیر مسئول ؟ کدامیک مقصرند؟ یک نفر و یا همه دست اندرکاران رسانه در رخداد خطایی مسئولند ؟ اینها سوالاتی است که سید مهدی خلیل زاده* ، پژوهشگر در حقوق ارتباطات در پژوهش خود با عنوان مطالعه موردی در مطبوعات و مسئولیت اصحاب رسانه سعی کرده است به آنها پاسخ دهد .بر اساس این پژوهش اجرای مسئولیت مدنی می تواند در کشور ما که عمدتا نشریات و روزنامه ها و رسانه های جمعی به راحتی با وقوع یک یا چند تخلف کوچک حتی با گذشت متضرر از جرم توقیف، تعطیل و برای همیشه از عرصه کار حذف می شوند بسیار مفید باشد .
موضوعی که سوژه دو نامه شد؛هیات منصفه مطبوعات در ایران
خبرنگاران ایران-گاه گاهی نام هیات منصفه مطبوعات را در خبرها می شنویم، معمولا وقتی روزنامه ای توقیف می شود و یا روزنامه ای در موردی مبرا از مجازات تشخیص داده می شود و گاهی هم با دبیر این هیات در خبرگزاری های دولتی ایران گفتگویی می شود . بیشتر خبرها درباره هیات منصفه مطبوعات در ایران اینگونه در رسانه ها مطرح می شود . اما کمتر خبرنگار مستقلی به این هیات منصفه امیدی دارد چرا که ترکیب یک دست آن به لحاظ سیاسی بی طرف بودن آنرا از اساس برای تعداد زیادی از خبرنگاران و روزنامه نگاران زیر سوال می برد. حتی تعدادی از خبرنگاران از وجود چنین هیاتی بی خبرند و نقش آن را آن قدر بی اثر و نا امید کننده می دانند که ترجیح می دهند از بحثهایی که درباره آن می شود هم بگذرند . اما با این همه درباره استمرار کار و حیات همین هیات یکدست هم نزد حاکمیت همگرایی وجود ندارد و خیلی اوقات اعضای این مجموعه به نقش حاشیه ای خود اعتراض می کنند . بی توجهی به کارکرد و نقش این هیات حتی در هفته های اخیر نقش مهمتری هم یافت و به یکی از محورهای مهم نامه های جنجال برانگیز رییس دولت و قوه قضاییه جمهوری اسلامی خطاب به یکدیگر بدل شد موضوعی که بحث هیات منصفه مطبوعات در ایران را یک بار دیگر مورد توجه قرار داد .
از فرنگ تا کاغذ اخبار
خبرنگاران ایران- نام میرزا محمد صالح، مدیر نخستین نشریه فارسی ایران در عهد محمد شاه ، میرزا محمد جعفر ادیب، اولین سردبیر نخستین نشریه در ایران، محمد حسن اعتمادالسلطنه، نخستین وزیر انطباعات ایران و همسرش عزت ملک خانم به عنوان یکی از اولین روزنامه نگاران زن، در تاریخ روزنامه نگاری ایران به عنوان آغازگران مطبوعات در ایران ثبت شدهاست. بیست و پنج سال اولیۀ حیات مطبوعات در ایران با نام محمدحسین خان اعتمادالسلطنه عجین است مترجمی و نویسندگی وی در «روزنامۀ دولت ایران»، «روزنامۀ دولتی»، «روزنامۀ ملتی»، «روزنامۀ علمیۀ دولت علمیه ایران»... و تألیف دهها کتاب و رساله، نگارش صدها گزارش و مقاله، «سازماندهی ادارۀ روزنامهجات و دار الطباعه»، تشکیل «وزارت انطباعات» و کارنامۀ نشرش در مدت ربع قرن از او یک شخصیت مطبوعاتی و فرهنگی بر جسته در عصر خودش ساخته است. امروزه از او به جز روزنامۀ خاطرات شخصی وی دهها کتاب مانند: «احوال بلوک فال امیر»، «اسرار انحطاط ایران یا خوابنامه»، «تاریخ منتظم ناصری»، «صدر التواریخ»، «مرآت البلدان»....به یادگار مانده است.
نگاهی نزدیک به حقوق مطبوعات در انگلستان
خبرنگاران ایران -در بررسی سیر تاریخی آزادی مطبوعات و بیان در اروپا کارشناسان نخستین کشوری را که نشانه هایی از آزادی مطبوعات در آن آشکار شده انگلستان می دانند .آنها معتقدند در دوران گذشته نشریات این کشور تحت سانسور شدید قرار داشتند و از مقررات خاصی که هیات سانسورگران انگلستان معروف به جمع ستاره دار در مورد آن وضع کرده بودند تبعیت می کردند. مطبوعات انگلیس در سالهای پس از انقلاب مشروطیت به مدت چندین دهه از آزادی انتشار مذاکرات جلسات پارلمان این کشور محروم بودند و سرانجام در سال 1771 از این آزادی برخوردار شدند . ضرورت رسیدگی قضایی به جرایم مطبوعاتی در حضور هیات منصفه هم به موجب قانون خاصی در سال 1792 در پارلمان انگلستان تصویب شد .با توجه به وضع حقوق «غیر نوشته انگلستان »، نظام آزادی مطبوعات این کشور با سایر کشورهای غربی که دارای حقوق نوشته اند ، تفاوت دارد . در انگلستان اصولا روزنامه ها همان حقوقی را که برای افراد عادی پیش بینی شده اند، دارا هستند.
چه زمانی مستعار نویسی به حاشیه رانده می شود
خبرنگاران ایران -رسانه های ایران هم اکنون در زمانی بسر می برند که بیشتر به خاطر محدودیت ها و فضای امنیتی، نوشتن با نام مستعار در آنها بسیار متداول شده است. نامی که شاید افراد محدودی بدانند پشت آن چه شخصیت واقعی ای قرار دارد. از قوانلو قاجار می پرسم که به نظرش تا چه اندازه ای استفاده از نام مستعار می تواند توسط یک خبرنگار ادامه پیدا کند و او می گوید:«قاعدتا محدودیتی نباید باشد به این شکل که روزنامه ها موظف به استفاده یا عدم استفاده شوند. بهتر است شرایط و اوضاع تعیین کننده باشد. »او این گفته خود را شرح می دهد :« بدین معنی که دولت ها زمینه های رشد و رونق مطبوعات را فراهم آورند، دریچه های اطلاع رسانی را باز کنند و آزادی مطبوعات را تقویت و تضمین کنند. در چنین شرایطی خود به خود نام مستعار به حاشیه می رود.»
مطبوعات در کشورهای عربی
خبرنگاران ایران -مروری بر نظام رسانه ای برخی کشورهای جهان از کشورهای توسعه یافته، کمتر توسعه یافته و کشورهای جهان سوم مدتی است بخشی از ستون ویژه "سایت خبرنگاران ایران" را تشکیل می دهد.هدف از نگارش این مقالات در این بخش آشنایی بیشتر خبرنگاران ایرانی با نظام رسانه ای برخی از کشورهای دنیاست.در بخشهای قبلی با مروری بر سیستم رسانه ای در کشورهای ژاپن ، فرانسه ، هند و آلمان تا حدودی با نظام مطبوعاتی این کشورها آشنا شدیم در این مقاله نیز تلاش می کنیم با ویژگی های کلی مطبوعات در کشورهای عربی آشنا شویم .هر چند بررسی همه جانبه وضعیت مطبوعات در همه کشورهای عربی در یک مقاله امکان پذیر نیست اما سعی می کنیم در این مقاله با تمرکز بر ویژگی های کلی مطبوعات در سه کشور عرب زبان لبنان ، اردن و کویت تا حدودی نظام رسانه ای این کشورها و تفاوت هایشان را بشناسیم .سه کشوری که تا حدودی ویژگیهای کلی مطبوعات در کشورهای عربی را بازگو می کنند .برای آنکه در این نوشتار از موضوع اصلی دور نشویم تمرکز اصلی نویسنده مطلب بر وضعیت مطبوعات این سه کشور و به ویژه قانون مطبوعات و رسانه ها در آنهاست تا برای خواننده ایرانی امکان مقایسه شرایط قانونی در این کشورها با کشور خودمان فراهم شود .
روزنامه نگاری در سرزمین ژرمن ها
خبرنگاران ایران-نظام مالکیتی متفاوت نشریه ها در آلمان یکی از نکاتی است که وضعیت رسانه ای این کشور را با دیگر رسانه های اروپایی متفاوت می کند .بدین معنا که خبرنگاران و همه مسوولان نشریه های معروف این کشور در گرداندن نشریه های آن نقش دارند . مجله اشپیگل که در آلمان مجله بسیار مهمی محسوب می شود چنین وضعیتی دارد . این هفته نامه با تیراژ بالای 150 هزار نسخه در هفته و غنای مطالب سیاسی اش یکی از نشریات قابل توجه این کشور است . این نشریه نظام مالکیتی گسترده ای دارد که خبرنگاران هم در آن نقش دارند . آنها بعد از این که بازنشسته می شوند ، حقوق بازنشستگیشان تضمین شده است و علاوه بر این از سود سهام هم می توانند بهره ببرند .در اشپیگل تمام کارکنان و خبرنگاران به نسبت تخصص و سابقه کارشان سهامدار آن هستند .جذاب ترین قسمت کار در نشریه های آلمان همین است و هنگام تقسیم سود سهام خبرنگاران هیجان زیادی دارند و در نهایت همین سهام داران هستند که در مجمع عمومی سردبیر تعیین می کنند .این سیستم مالکیتی پیچیده را خیلی ها با توجه به شرایط تاریخی این کشور بررسی می کنند و تجربیات تلخ جنگ جهانی دوم را در آن دخیل می دانند .
روزنامه نگاری در هند
خبرنگاران ایران - روزنامه نگاران هندی ضمن برخورداری از حداقل دستمزد تعیین شده از سوی هیاتهای تعیین دستمزد و امنیت شغلی از مزایای متعدد دولتی نیز برخوردارند و برخی از خبرنگاران روزنامه های محلی که در اداره مطبوعات دولت مرکزی و سایر ارگان های حکومتی در پایتخت کار می کنند از خانه های سازمانی که اجاره آنها در مقایسه با اجاره بها در منازل شخصی بسیار نازل تر است استفاده می کنند . در دهلی یک مجموعه مسکونی مخصوص اقامت خبرنگاران با 110واحد مسکونی ساخته شده و در اختیار آنان قرار گرفته است .جنبش روزنامه نگاران هند در نوع خود منحصر به فرد است زیرا توانسته در پی استقلال هند از سلطه انگلیس بدون مبارزه حادی به اهداف خود از جمله تضمین حقوق روزنامه نگاران ، حداقل دستمزد و امنیت شغلی دست یابد این موفقیت تا حدود زیادی مرهون همکاری صمیمانه رهبران جنبش آزادی بخش هند و رهبران جنبش روزنامه نگاران علیه دشمن مشترک و تحمل سختی ها و ناملایمات در راه به ثمر رساندن آرمان والایی است که برای آن مبارزه می کردند .در پی استقلال هند زمامداران که نقش مهمی را برای روزنامه نگاران در به ثمر رساندن مبارزه قائل بودند از روزنامه نگاران حمایت جدی کردند .
چرا نمایشگاه کتاب یک رویداد بزرگ فرهنگی نیست
وقتی وارد سالن نمایشگاه می شوی بوی ناخوشایندی مشامت را می آزارد. سالن بسیار شلوغ است و تنگ بودن راهروها باعث شده مراجعه کنندگان نتوانند در میان ازدحام جمعیت بازدیدی راحت از غرفه ها داشته باشند. سیل جمعیت به سرگردانی از برابر غرفه ها می گذرد و تا دقیقه ای در مقابل غرفه ای بیستی، بازدیدکنندگانی دیگر از تو می خواهند که زودتر از آنجا بروی تا آنها نیز بتوانند چشمی در پیشخان غرفه بچرخانند. سالن تهویه مناسبی ندارد و از این رو حتی سنگ های مرمر نیز خیس به نظر می رسد. سیستم تهویه سالن یا خوب کار نمی کند یا کاری بیش از این از دستش برنمی آید! راهروها تنگ است و محوطه برای اینهمه ناشر و بازدیدکننده، کوچک. هیچ نیمکتی در سالن برای نشستن و استراحت وجود ندارد و به علت محدودیت فضا، امکان گذاشتن آن نیز ممکن نیست. غرفه ها به ترتیب حروف الفبا چیده شده و وقتی مثلا تا حرف «ج» غرفه ها را تماشا کردی و حس خستگی به سراغت آمد، برای تنفس باید از نمایشگاه خارج شوی و اگر خواستی ادامه غرفه ها را ببینی، باید دوباره سیل جمعیت را بشکافی و ... . به همین خاطر بود که خیلی ها از خیر بازدید غرفه های نیمه دوم حروف الفبا می گذشتند.روی پله های منتهی به طبقه دوم، مردمی وارفته را می بینی که از خستگی نای سر پا ایستادن ندارند. کمبود اکسیژن باعث افزایش خستگی است و از طرف دیگر حمل کیسه های سنگین کتاب، توان از کف هر بازدیدکننده ای می برد.
هرگز بازنشسته نمیشوید
خبرنگاران ایران -میزان دریافتی کلی یک ویژهنامهی هفتگی یا ماهانه یا سالنامه در روزنامههای ایران، توافقیست اما توافقی که یا نادیده گرفته میشود و یا آنقدر دیر به سرانجام میرسد که به کار نمیآید. در این وضعیت نمیتوان محدودیتها را در نظر نگرفت. وقتی رسانهها سانسور میشوند، مخاطب پیدا نمیکنند، وقتی فروش نکنند، دچار بحران مالی میشوند و وقتی دچار بحران مالی میشوند، نخستین، نخستین و نخستین جایی که آسیب میبیند، بخش محتوایی و تحریریه است. حتی بخشهای فنی مانند حروفچینی و صفحهآرایی نیز همواره در اولویت چندم برای کاهش هزینهها هستند! افزون بر کمبودهای مالی این شغل، سانسور سبب دلزدگی روزنامهنگاران از کار خود میشود و این دلزدگی در بیشتر وقتها یا آنها را به انزوا یا به فضاهای دیگر و یا در نهایت به شغل دیگری میکشاند. نمونهاش، یکی از همکاران خوب من در روزنامهای بود که سالها تلاش کرده و پله پله بالا آمده بود و اکنون گزارشهای بسیار خوبی مینوشت و در حوزهی خود تبدیل به خبرنگار مطرحی شده اما فشار سانسور از یک طرف و فشار مالی از سوی دیگری، سبب شده که وی همین تازگیها از روزنامهنگاری خداحافظی کند و شغل دیگری در یک شرکت را بپذیرد .
روزنامه نگاری به سبک فرانسوی
خبرنگاران ایران -توصیف کلی وضعیت رسانه ای و به ویژه مطبوعات کشور فرانسه به دلیل پیچیدگی های خاص آن چندان ساده و به دور از خطا نیست .با این وجود با مروری کلی بر وضعیت مطبوعات این کشور می توان به این نتیجه رسید که مطبوعات آن ساختاری متفاوت نسبت به وضعیت مطبوعات در دیگر کشورهای اروپایی دارند .عامه پسند نبودن مطبوعات این کشور بدان معنا که مطبوعات در آن مخاطبان خاص با خاستگاه طبقاتی و تئوریک خود را دارند یکی از ویژگی های مطبوعات این کشور است و بر خلاف برخی کشورهای اروپایی، که مردم علاقه مند به روزنامه های معمولی هستند فرانسه از این قاعده تا حدودی عبور کرده است . بنابراین روزنامه های فرانسوی با توجه به تنوع مسلکی و مرام سیاسی اندیشه های جامعه فرانسه متنوع و متکثر هستند . البته روزنامه هایی مانند مترو و بیست دقیقه که رویکردی عامه پسند دارند، آرام آرام در جامعه فرانسه مورد پذیرش قرار گرفته اند و بعد از روزنامه لوموند که پرتیراژترین روزنامه این کشور محسوب می شود رده های بعدی را از نظر تعداد شمارگان به خود اختصاص می دهند .
سرزمین روزنامه های بدون کیوسک
خبرنگاران ایران-شمارگان بسیار بالای روزنامه ها در ژاپن و به ویژه فروش اشتراکی 95 و 99 درصدی آنها حاکی از آن است که روزنامه نگاران و روزنامه ها مورد اعتماد مردم هستند . در ژاپن آزادی بیان و مطبوعات وجود دارد و نشریات ، روزنامه نگاران و به ویژه نهادهای مدنی از آن حراست می کنند . جامعه ژاپنی نیز به این حرفه نگاهی تخصصی دارد و روزنامه نگاران معتقدند که آزادی بیان و مسوولیت اجتماعی و حفظ موازین اخلاقی و قانونی توسط روزنامه نگاران دو روی یک سکه اند . آنها معتقدند مردم به روزنامه ها اعتماد دارند ، چون روزنامه ها اطلاع رسانی می کنند و کذب نمی نویسند ، اخبار نادرست منتشر نمی کنند و در انتشار مطالب آزاد هستند .آموزش روزنامه نگاری در ژاپن عموما مبتنی بر تجربه است وبنا به گفته روزنامه نگاران ژاپنی دانشکده و آموزشگاه های خاص آموزش روزنامه نگاری در این کشور وجود ندارد و تنها همان روزنامه ها هستند که آموزش دهنده اصلی محسوب می شوند.روزنامه های این کشور هر ساله از طریق یک آزمون سراسری نیروهای مورد نیاز خود را جذب می کنند برای شرکت در این آزمون محدودیت رشته تحصیلی برای داوطلبان وجود ندارد و همه فارغ التحصیلان دانشگاه ها می توانند شانس خود را برای شرکت در آزمون روزنامه نگاری امتحان کنند .
روزنامه نگاری و قانون در ایران قرن بیستم
اگرچه نخستین روزنامه به زبان فارسی در ایران بیش از 170 سال پیش منتشر شد، روزنامه نگاری ایرانی پدیده ای است که به قرن بیستم تعلق دارد، و در حقیقت در سال 1906 میلادی، 1285 هجری شمسی، با انقلاب مشروطه به وجود آمد. مطبوعات در انقلاب مشروطه، به ویژه در پیشبرد درخواست برقراری حکومت قانون به جای حکم شاه یا رهبران دینی نقش مهمی داشتند. پس از اعلام قانون اساسی، بسیاری از روزنامه نگاران خود را از هر قید و بندی آزاد احساس کردند و به حمله های سخت و زهرآگین به مخالفان خود، از جمله پادشاه وقت، محمدعلی شاه قاجار، و خانواده او پرداختند. بسیاری از روزنامه ها با قانون مطبوعاتی که اندکی پس از انقلاب مشروطه وضع شد نیز مخالف بودند و آن را ابزاری برای سرکوب آزادی یافته خود تلقی می کردند.
احمد بورقانی؛ روزنامه نداشت اما روزنامه نگار ماند
خبرنگاران ایران: چهار سال گذشت از زمانی که برای همیشه رفت. شاید زمانی که پشت تریبون مجلس در دفاع از مطبوعات «زنده باد آزادی» سر می داد فکر نمی کرد روزی در زمستان تلخ مطبوعات پسرش «سهام» تنها به جرم روزنامه نگاری پشت میله های زندان باشد؛ به یاد «زنده باد آزادی» پدر، در سالگرد درگذشت پدر. سهام راه پدر را رفت و روزنامه نگار شد و مثل بسیاری از روزنامه نگاران منتقد که جایشان در این روزگار زندان است چند هفته ای دربند اوین است: « خدا را شکر که دربند شدن رفقايش را نمي بيند، خدا را شکر که نيست تا دربند باشد.» سهام این را دو سال پیش در ویژه نامه روزنامه اعتماد برای پدر نوشت و حال باید خدا را شکر کند که پدر نیست تا دربند شدن پسر را ببیند. پدر نیست که در این زمستان سرد فریاد «زنده باد آزادی» سر دهد...
محمود محجوب؛ قلم زدن حرفه اش بود
خبرنگاران ایران -نیکی محجوب: از آخرین داستان هایش رویای برکه ی نقره ای بود. رویایی پر از امید به زندگی که در اوج دردهای بیماری نوشته بود. قلم زدن حرفه ی اصلی اش بود. که با استخدام در خبرگزاری پارس شروع شد همان موقع وقتی با ذوق و شوق به جلال آل احمد که از خویشاوندان بود، خبررا داد، پاسخ شنیده بود که "کار قحط بود می خواهی نان دولت را بخوری.." توی ذوقش خورده بود اما هیچوقت نون دولت خور نشد.میدان ارگ و بازار پر بود از خاطرات کودکی و نوجوانی و بعدها هم محل کارش در خبرگزاری. دوره سربازی اش مصادف شد با دوره اول سپاه دانش و گزارش هایش از کمبودهای مردمان محلی که در نزدیکی آبعلی سکنی داشتند و چاپ آن در نشریه سپاه دانش و پیش از آن هم روزنامه های دیواری دوره دبیرستان نوشته های او را در خود داشت.
چگونه برای نوشتن یک گزارش سوژه یابی کنیم
خبرنگاران ایران – پیدا کردن سوژه ای مناسب برای نوشتن گزارش هنوز هم برای بسیاری روزنامه نگاران چالشی بزرگ است و برخلاف تصور عده ای که یافتن سوژه مناسب را تنها برای خبرنگاران جوان دشوار می دانند ، این چنین نیست و سوژه یابی برای روزنامه نگاران باسابقه هم دشوار وشاید از مهمترین بخش های نوشتن یک گزارش خوب باشد . به قول یکی از دبیران سرویسم که سالها تحت نظارت او کار کرده ام نیمی از موفقیت یک گزارش به انتخاب سوژه مناسب برای آن باز می گردد و بقیه به نحوه نگارش و تکنیک های گزارش نویسی .به عقیده این روزنامه نگار حتی اگر برای یک سوژه ضعیف خیلی هم زحمت بکشی چندان اثر خیره کننده ای از کار در نمی آید، اما وقتی برای یک سوژه خیلی خوب زحمت کمتری هم بکشید بیشتر از یک سوژه ضعیف دیده وخوانده می شود . یک بار یکی از استادان روزنامه نگاری ام سر کلاس درس رو به ما دانشجویانش گفت اگر موضوعی جالب نیست چرا باید آن را بازگو کنید؟ موضوع گزارش باید آنقدر جالب باشد که نظر بیننده و شنونده را به خود جلب کند، به طوری که آن را برای دیگران هم تعریف کند.
چگونه مصاحبه کنیم ؟
خبرنگاران ایران -مصاحبه برای شما چه معنایی دارد ؟ جنگ و جدال یا یک مناظره دوستانه که پس از آن به اهداف و سوالاتتان می رسید ؟ یا صرفا یکی از تکنیک های کسب خبر در روزنامه نگاری ؟روزنامه نگاران غربی که کارگاه آموزشی را برای ما برگزار می کردند تاکید کردند که مصاحبه جنگ و جدال نيست و تا ارتباط خوب با مصاحبه شونده برقرار نكنید، نتيجه مناسب را نخواهيد گرفت. اما مهمترين نكتهاي كه اين روزنامهنگاران درباره تکنیک مصاحبه بارها بر آن تأكيد كردند، توجه ويژه به سخنان مصاحبهشونده بود.خيلي مهم است كه هنگام مصاحبه با دقت به حرفهاي مصاحبهشونده گوش دهيد و از ميان صحبتهاي او سوال طرح كنيد.
اصول طلایی روزنامه نگاری درباره منابع خبری
خبرنگاران ایران -این روزها بسیاری از خبرهای مهم در روزنامه های ایران با يك منبع کار می شود .در کارگاه روزنامه نگاری که چند وقت پیش در آن شرکت داشتم و نکات مفیدی در این باره شنیدم . استادان روزنامه نگاری معتقد بودند که تک منبعی بودن چندان برای درج یک خبر مهم نمی تواند مناسب باشد .خاستگاه «پيام» از هر جا كه سرچشمه گرفته باشد، خواه از سوي يك فرد و خواه از جانب گروهها و نهادها را «منبع خبر» مي ناميم.يك اصل حرفه اي به روزنامه نگار حكم مي كند كه منبع خبر را در آغاز خبر ذكر کند. طبق قواعد روزنامه نگاري خبر بدون منبع سنديت ندارد و اهميت منبع به حدي است كه معمولا سطر اول خبر را به آن اختصاص مي دهند. باید همیشه به یاد داشته باشیم که با گفتن منابع به خواننده مان اطمينان ميدهيم كه ميتواند به ما اعتماد كند .اما وقتی یک منبع خبری در دست داریم و خبر مهم مان هم جوری است که نمی توانیم از آن بگذریم چه باید بکنیم ؟پاسخ استادان روزنامه نگاری به این سوال این گونه بود ؟« اگر فقط يك منبع خبري داريد اما به همان منابع اعتماد كافي داريد ميتوانيد سردبيرتان را قانع و از آن استفاده كنيد.»
تصویر یا واقعیت اجتماعی در رسانه
خبرنگاران ایران -در سازمان های رسانه ای بی قدرت ترین فرد ارتباط گر (خبرنگار ) است . این فرد قدرتی ندارد اما نباید از یاد ببریم که این بی قدرتی به معنای عدم تاثیر گذاری نیست و ویژگی های فردی شخص از جمله تخصص، تجارب قبلی ،سن و نگرش شخصی فرد در تاثیر گذاریش بر پیام بسیار مهم است . به عقیده این جامعه شناس ساختار سازمان و روابط مدیریتی بر تولید پیام اثر گذارند و ارتباط گر نیز از طریق سازمان خودش جامعه پذیر می شود، چرا که خیلی از سازمان ها از قبل می گویند که از ارتباط گر چه می خواهند و اینجا تنها ویژگیهای شخصی است که گاه موجب انتقال پیام های متفاوتی به جامعه می شود . خیلی اوقات سازمان های رسانه ای متعلق به حزب سیاسی خاصی هستند و رابطه رسانه با نهادها یعنی مالکیت و جهان بینی رسانه را آنها می سازند. پس نباید رابطه رسانه با ساختار اجتماعی و سیاستگذاری های آن را فراموش کرد و با توجه به این موضوع می توان دریافت که پیام از چند مرحله می گذرد و گزینش و سپس برجسته سازی و به جامعه ارایه می شود .
آموزش روزنامه نگاری، نظریه یا تجربه
خبرنگاران ایران-یکی از روزنامه نگاران باتجربه کشور که چند سال پیش در یکی از روزنامه ها با او همکار بودم و بسیار هم از آموختم همیشه نکته ای را درباره آموزش این حرفه به من و دیگر همکارانمان یادآوری می کرد، به ما که مدام از یک کارگاه آموزشی به دیگری می رفتیم تا نرم نویسی و سخت نویسی را تمرین کنیم تا یاد بگیریم که چگونه درست بنویسم و چگونه تیتر زیبا بزنیم و گزارش های خبری مان را به سبک گزارشهای نشریه های به نام دنیا نزدیک کنیم .او رو به ما می گفت همه اینها بد نیست اما اینها را می توان با خواندن چند کتاب هم آموخت او می گفت آیا نمی توانید سراغ کتابی بروید که همه واژه های منسوخ را یک جا گرد آورده و نثرتان را بهتر کند ؟چرا به جای همه اینها در روزنامه نگاریتان انگیزه نمی بینم ؟ چرا مدام روزنامه نگارانی می بینم که دیگر از خبر خوردن شرمنده نمی شوند و کپی کاری ، اینترنت و در تحریریه نشستن و چای نوشیدن همه زندگی خبری و کارشان شده است .او مدام تاکید می کرد که از این روزنامه نگاران نشسته پشت کامپیوتر می ترسد . همان روزنامه نگارانی که امروز بنای کپی پیست کردن برداشته اند و رقابت در میان شان بی معنا شده است .
جاي خالي نشریه هاي محلی مناسب در شهرستان ها
خبرنگاران ايران :روزنامه نگاری محلی نوع ساده تر یا سطح پایین روزنامه نگاری نیست. روزنامه نگاری محلی باشگاه دسته دومی ها نیست. قواعد و اصول کار یکی است؛ فقط گستره توزیع و محدوده پوشش فرق می کند. خیلی از مواردی که برای ساکنان شهر الف در جنوبی ترین نقطه ایران مهم است، احتمال دارد برای ساکنان شهر ب در شمالی ترین نقطه کشور بی اهمیت باشد. از سوی دیگر ممکن است بسیاری از رویدادهایی که در شهرستان ها اتفاق می افتد واجد شرایط لازم برای درج در نشریه های سراسری نباشد. ضرورت تولید نشریه های محلی به دو مورد بالا بازمی گردد.
حوزه های خبری متعدد و غیر مرتبط برای خبرنگاران
به روزهای ابتدایی انتشار یک روزنامه بازمی گردم، روزی که دبیر سرویس با خبرنگارانش جلسه ای تشکیل می دهد و حرف از تقسیم حوزه های خبری می زند . تعداد خبرنگاران هر سرویس خبری در ایران به نسبت حوزه های خبری به شدت اندک است و هر سرویس معمولا حق دارد بین دو یا سه خبرنگار ثابت داشته باشد. این خبرنگاران اغلب مجبورند چندین حوزه خبری غیر مرتبط با هم را پوشش خبری دهند .من خودم در روزنامه ای کار کرده ام که همزمان مجبور شده ام حوزه های آموزش، بهداشت و درمان ، مسایل شهری، میراث فرهنگی و پناهندگان را هم زمان با یکدیگر پوشش دهم . حوزه هایی کاملا غیر مرتبط با یکدیگر که عمیق و آشنا شدن شدن با موضوعات هر کدام نیازمند زمانی طولانی و مطالعه ژرف است. اما زمانی که سرویس خبری یک روزنامه فقط حق دارد دو خبرنگار ثابت داشته باشد و خبرنگاران حق التحریر هم با توجه به پرداختهای نامنظم و مشکلات صنفی دیگر معمولا به همکاری مستمر با روزنامه ها علاقه ای نشان نمی دهند و خود قصه ای جدا گانه دارد . مسوول صفحه چاره ای جز تقسیم حوزه بین خبرنگاران اندکش ندارد و همین می شود که بیش از ده حوزه خبری بین دو روزنامه نگار تقسیم و و صفحه ای پر از گزارش های مطبوعاتی طولانی و خسته کننده و گاه گزارش هایی که بدون عمق نوشته شده اند منتشر می شود.
دستمزدهای اندک و توقیف روزنامه ها در ایران در بی تخصص شدن روزنامه نگارها بی تاثیر نیست .روزنامه نگارانی که با فکر کار کردن در روزنامه ای که تنها چند ماه منتشر می شود نمی توانند توان لازم را برای کارشان به کار بگیرند.
روزنامه نگاران پیژامه پوش
چند سال پیش یکی از دوستانم که در وب سایت های خارجی دنبال مطالب مرتبط با حوزه ژورنالیسم می گشت، به تعبیری کنایه آمیز درباره روزنامه نگارانی برخورده بود که برای نوشتن گزارش نیازی به خارج شدن از خانه احساس نمی کنند. تعبیر روزنامه نگاران پیژامه پوش، به آن دسته از روزنامه نگارانی اشاره دارد که منقطع از جامعه و وقایع آن و بدون احساس نیاز به مشاهده، اقدام به گزارش نویسی می کنند. در ایران مطالب این دست از نویسندگان را گزارش های دفتری می نامند. اگر مشاهده و توصیف را از ویژگی های اصلی گزارشگری بدانیم، گزارش های دفتری، عاری از این دو خصیصه کلیدی خواهند بود. وَ انسان اینترنت را آفرید! وَ انسان موتورهای جستجوگر را آفرید! اگرچه پیش از ظهور پدیده اینترنت نیز مسأله گزارش نویسی دفتری وجود داشته، اینترنت و امکان جستجو در آن، کار روزنامه نگاران پیژامه پوش را بسیار آسان کرده است.
آیا باید در مورد روزنامه نگاری محلی سخن گفت
در نشریه های محلی ایران، نیازی به حضور روزنامه نگار احساس نمی شود و خبرنگار کسی است که به نشستهای خبری می رود و در یک دست خبرِ رسمیِ روابط عمومی و در دست دیگر، آگهیِ مربوط به همان اداره را به دفتر نشریه می آورد. روزنامه نگاری محلی ایرانی در چند تصویر ساده قابل روایت است: مدیرمسوول پولی از بابت حقوق به سردبیر پرداخت نمی کند و سردبیر باید نشریه را طوری بگرداند که بتواند هم هزینه های نشر و دفتر نشریه را تامین کند و هم حقوق خودش را. از طرف دیگر او هم چند خبرنگار یا ویزیتور را دعوت به کار میکند.
خبرنگارانِ ویزیتور غالباً پولی از بابت خبرنگاری دریافت نمی کنند. آنها موظفند آگهی جذب کنند و حقوق خود را از درصد یا پورسانت آگهی ها تامین کنند. یعنی در روزنامه نگاری محلی، کارگر بایستی خود، حقوق خود را تامین کند! این نوع از روزنامه داری، بیش از آنکه شبیه مدیریت رسانه ها باشد، شبیه مدیریت شرکتهای جذب آگهی است.
مشاهدات چندین ساله مرا به این نتیجه گیری رسانده که هر نشریه ی محلی، نه یک نشریه از نوع تعریف شده، که یک بولتن برای نشر آگهی است، آن هم به غیرحرفه ای ترین و زشت ترین شکل ممکن.
صاحب امتیازان نشریه های محلی، به عنوان یک نهاد مطبوعاتی، معمولاً قدرت مالی ناچیزی دارند. مسأله اینجاست که اگر کسی توان مالی اندکی دارد، از نظر حرفهای نمی تواند شرکت یا مؤسسه ای را به خوبی مدیریت کند. در مطبوعات نیز چنین است. ممکن است مدیرمسؤولی در مقام توجیه بگوید: «من اهل مبارزه ام و برای گفتن از حقیقت نمیتوانم منتظر منابع مالی باشم!» این توجیه که با شعارهای کل گرایانه ی زیبا نیز میتواند آراسته تر شود، باید بر اساس خروجی کار مورد قضاوت قرار بگیرد. اما آیا خروجی نشریه نشان از آن توجیهات دارد؟
آیا روزنامه نگاری غیر رانتی در ایران امکان پذیر است
ممکن است کسانی از صاحبان جراید غیر رانتی در بهترین شرایط کاری نیز تمایلی به پرداخت حقوق نویسندگان نداشته باشند، اما قبول کرده ام کسانی نیز هستند که رمقی برای پرداخت حقوق برایشان باقی نمانده است. اگر حکم صادر کنی که «اگر نمیتواند حقوق نویسندگان را بدهد، همان بهتر که درِ روزنامها ش را گِل بگیرد» شاید از طرف او پاسخ بشنوی: «اگر همین یک روزنامه هم نباشد، هیچ نشانی از وجود تفکری از نوع دیگر روی کیوسکهای روزنامه فروشی باقی نخواهد ماند.» اینجا باز میتوان حکم داد که «برای حفظ بقای یک جریان سیاسی، دیواری کوتاهتر از دیوار روزنامه نگاران پیدا نکردها ند.» اما اگر آنکه بقایش با خطر روبرو شده، نه یک جریان سیاسی صرف، که اندیشه ی بخش قابل توجهی از جامعه باشد، چه باید گفت؟ حکم دادن کار ساده ای نیست؛ محکوم کردن کار سادهای نیست... آیا امکان بازگشت سرمایه در روزنامه های غیر رانتی وجود دارد؟ در شرایطی که هر شب احتمال توقیف روزنامه یا لغو امتیاز آن میرود، چگونه میشود از بازگشت سرمایه سخن گفت؟ وقتی آگهی های دولتی فقط به نشریه های خاص داده میشود، چطور میشود به سودآوری روزنامههای غیر رانتی امید بست؟ وقتی یارانه های دولتی از روزنامه های منتقد دریغ میشود، وقتی قمیت کاغذ افزایش مییابد و کاغذ سهیمه های یا کاغذ حمایتی به روزنامه های غیر موافق داده نمیشود، آیا میتوان با بستن چشم بر واقعیتها، مسلسل وار علیه مدیران جراید غیر رانتی حکم صادر کرد؟
قصهی پرغصهی روزنامهنگار حقالتحریری
قصهی پرغصهی تکراری روزنامهنگار حقالتحریر چنین است: روزنامهنگاری ثابت، دبیرِ سرویس جریدهای میشود. او یا تنهاست یا غالبا بیش از دو همکار ثابت ندارد. این جمعِ نهایتا سه نفره بایستی روزانه یک یا دو صفحهی روزنامه را پر کند. با چراغ سبز مدیریت، سرویس، رو به روزنامهنگاران حقالتحریر میآورد. سخن آغازین میتواند متفاوت باشد، اما معمولا گزینهای است شبیه جملهی زیر: «به ما گفتهاند حقالزحمهتان به موقع پرداخت خواهد شد؛ اما ما هیچ مسوولیتی در این مورد نداریم.» روزنامهنگار حقالتحریر هم که به هر حال، در پی نانی است، دلخوش به چنین وعدهای آستینها را بالا میزند. بارها دیدهام که بعد از سه ماه، به هر دلیل، همکاری دبیر سرویس با روزنامه به هم خورده و او نشریه را ترک کرده است. دبیر سابق، در پاسخ به تماس روزنامهنگاران حقالتحریر آنها را به مدیریت نشریه حواله میدهد و مدیریت میگوید: «شما به فلانی مطلب دادهاید. ما که از شما مطلبی نخواسته بودیم!»
روزنامهنگاری ایرانی پر است از تجربههای ناتمام. آکنده است از نیروهای دلسرد. سرشار است از دلهای شکسته و استعدادهای تحقیر شده و این قصه همچنان ادامه دارد...
کارفرماهایی که روزنامه نگاران را به کار میگیرند و حقوقشان را پرداخت نمیکنند
خبرنگاران ایران -سعید رازی :وقتی روزنامهای نمیتواند حقوق نیروهایش را پرداخت کند، چرا باید منتشر شود؟ چنین روزنامهای بیش از آنکه کارگاهی حرفهای باشد، ارگانی سیاسی را میماند که هدفش هرچه باشد، «ژورنالیسم» نیست. ژورنالیسم برای این دسته، ابزاری است و ژورنالیسمِ ابزاری، همچون شعر یا داستان یا ترانهای ابزاریای است که اگرچه گاه جلوهای مییابد، از توانایی هر گونه تاثیر اصیل بیبهره است. بحثی مهم در رسانهها که ظاهرا در رسانههای مکتوب ایرانی توجهی به آن نمیشود، بحث «مدیریت رسانه» است. مدیریت رسانه علاوه تمرکز روی جبنهها و شیوههای اطلاعرسانی، مدیریت مالی رسانه را نیز مد نظر قرار میدهد. مدیری که شیوههای مدیریتی را نمیداند، چرا در مؤسسهای که میداند نخواهد توانست آن را به سودآوری برساند، کسانی را به کار میگیرد؟ متاسفانه هستند افرادی که معتقدند برای سرپا نگه داشتن روزنامهشان میتوانند به صورت دورهای اقدام به بهرهکشی از افراد متفاوت کنند. یعنی نخست کسانی را برمیگزینند و به مدتی معین و کوتاه با آنها کار میکنند. اوایل، هر چه هست وعده است و رفتارهای خوش. کمکم شرایط تغییر میکند و پرداختها به تعویق میافتد و در کنار آن، رفتار مدیریت نیز روندی منفی میگیرد.
نامه ۶۱ روزنامهنگار ايرانی به گزارشگر ويژه حقوق بشر: به وضعيت زندانهای ايران و زندانيان اعتصابی فورأ رسيدگی کنيد
آیا روزنامهنگاری شغل است
خبرنگاران ایران -سعید رازی دوست:وقتی نوشتن برای بسیاری از روزنامهنویسان درآمدزا نیست، علائق وجه پررنگتری میگیرد و و حتی ممکن است نوشتن لباسِ آرمان به تن کند یا به نوعی به انجام عملی آرمانی اشاره داشته باشد. آرمانیشدنِ یک حرفه، منجر میشود به غیر ضروری شمرده شدن فنون کاری، اخلاق حرفهای و تواناییهای قلمی. در چنان وضعیتی هدف مبارزه میشود یا مخاصمه.
یعنی روزنامهنگاری، بهمثابهی رفتاری حرفهای با آداب خاصش، تبدیل میشود به ابزاری برای پیشبرد آرمان و آرمانگرایی. آرمانگرایان هر تولیدی را صرفِ دربرداشتن شاخصههای آن آرمان نهتنها مجاز میشمرند، که از آن دفاع نیز میکنند. پس ژورنالیسم نیز به سرنوشتی دچار میآید که در مقاطع بسیار، شعر و نقاشی و موسیقی و داستان به آن دچار آمدهاند.: غلبهی آرمان یا همان غلبهی شعار و نمودها و نمادهای سیاسی بر شکل و محتوا و ابزاریشدن آنچه تولید میشود. در این وضعیت که آرمانمحوری سیاسی وجه غالب آن است، تلاش برای مدیریت بهتر رسانه و افزایش شمارگان یا بازدیدکننده از طریق رعایت مبانی علمی و در نتیجه تلاش برای سودآور کردن نشریه یا پایگاه مجازی، جای خود را به مبارزهجوییمیدهد و نویسنده، بیاعتنا به نوع بازخورد بیرونی نوشتهاش و بیتوجه به نظر مخاطبان متخصص و فرهیخته، صرفا سوار بر اسب سیاست، میپسندد که شمشیر دور سر بگرداند و بر آنچه نمیپسندد ضربهبزند.
خبرنگاری، از رؤیا تا واقعیت
ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی
مهدی جامی: در اینکه حوزه ژورنالیسم باید متمایز از اکتیویسم سیاسی و اجتماعی باشد، من تردیدی ندارم. اما اینکه این دو حوزه به هم آمیخته شده و میشود یکی به این دلیل ژرفساختی است که بنا به آن عادت ذهنی داوری و رفتار میکنیم که بدان آلوده شدهایم، یعنی گم کردن تعریفها و تبیین نقشها؛ پیامد زندگی در جامعهای که در این سی ساله بسیاری از مفاهیم در آن شناور شده و از تعریف خود بیرون شدهاند. دلیل روساختیاش هم به نقشی که روزنامهنگاری در جامعه ما پیدا کرده برمیگردد. نقشی که در بیشتر جاها با روزنامهنگاری به معنای یک حرفه مستقل همخوانی ندارد. بنابرین بهتر است اول از خود بپرسیم اکتیویسم چیست؟ بعد از آنکه تصوری از اکتیویسم به دست آوردیم راحتتر تصدیق خواهیم کرد که از ژورنالیسم فاصله دارد.
جنبش برای دانستن و وظیفه خبرنگاران
رضا معینی: در همه کودتاها به هر شکلی که باشند محدود کردن دسترسی به «دانستن» امری «طبیعی» است. در همه کودتاها مراکز اطلاعرسانی و به اصطلاح «وسایل ارتباط جمعی» همچون رادیو، تلویزیون و روزنامهها تسخیر میشوند و تحت کنترل نظامیان قرار میگیرند، روزنامهنگاران بازداشت و از حق انجام وظایف خود محروم میشوند. در ایران نیز همین امر پیش رفته است. با این مشخصه میتوان جنبش امروز مردم ایران را، جنبشی برای دستیابی به «حق دانستن» تعریف کرد. مسئله اصلی این جنبش هم همین است: دستیابی به حق دانستن. اینگونه است که از یک سو تلاش برای مطلع کردن و مطلع شدن و از سوی دیگر جنون به بند کشیدن خبر و خبرنگار و بیخبری برای همگان - به هر قیمتی- در برابر هم صف کشیدهاند.
روزنامه نگار ایرانی؛ فراتر از مرزهای ژورنالیسم
مهران امیراحمدی: روزنامهنگار ایرانی در بحبوحه تحولات اخیر کشورمان به رغم محدودیتهای مضاعف و حتی نداشتن رسانههای آزاد و مستقل با استفاده از کوچکترین روزنهها، فضاهای بزرگ برای فعالیت خود مهیا ساخت. این رویکرد به نظر نگارنده یک مبارزهی همهجانبه برای بقا و ماندگاری است که همکاران ما بهخوبی از پس آن برآمدند. افزون برآن روزنامهنگار ایرانی به خوبی نشان داد که علاوه بر وظایف تخصصی، اهتمام جدی به مسایل پیرامون خود دارد، به عبارت دیگر در غیاب نهادهای مدنی و سیاسی قدرتمند، این طیف از همکاران، بار سنگین سایر نهادها و اقشار اجتماعی را نیز به دوش کشیده و امروز به عنوان نوک پیکان تحولات مدنی- سیاسی قرار دارند.
ما روزنامه نگاریم؛ یادمان نرود
نوشابه امیری: دکتر صدرالدین الهی، استاد روزنامهنگاری ما عادت داشت به تاکید بگوید: بچهها! یادتان باشد شما قرارنیست اسمتان برود در تاریخ، شما باید ملاط تاریخ را تهیه کنید. آن روزها معنای این کلام برایمان روشن نبود، اما گذشت زمان نشان داد که روزنامهنگاری، راه رفتن برروی لبه خطرناکیست. رویمان را که برگردانیم، با «کله» میافتیم در دامان سیاست و سیاستمدار و یادمان میرود که روزنامهنگار بودن، بهتر و زیباتر از سیاستمدار بودن است. چرا یاد این نکته افتادم؟ به یک دلیل ساده؛ هر چه میگذرد ـ از سر اجبار یا به هوس نام ـ بیشتر از روزنامهنگاری فاصله میگیریم وبه سیاست نزدیکتر میشویم. و این خطری نیست که بتوان نادیدهاش گرفت.
هزاران خبرِ نخواندنی
مارال مهریاری: من در ایران کم دیدم که آدمها پلههای ترقی را درست طی کنند. همانطور که در سازمانهای دولتی و پیکره حکومتی شایستهسالاری معنا و وجود ندارد، در سازمانها و نهادهای دیگر هم همین مشکل را میبینم. اینجا آدمها پلهها را بالا نمیروند، آسانسور سوار میشوند و متاسفانه طبقه خودشان هم پیاده نمیشوند! جامعه روزنامهنگاری ما هم ازاین قاعده مستثنی نیست. حالا این که کنترلی وجود ندارد، تقصیر تک تک افراد جامعه روزنامهنگاری است یا مشکل از مدیران و سردبیران است یا اساسا سیستم کلی قدرت و جامعه این جو را تحمیل میکند؟ به نظر من یک ملغمهای از همهی اینهاست.
حلزونهای كولی دهاندوخته
فهیمه خضرحیدری: اینجا ایران است؛ كشوری كه تنها در حافظهی كوتاهمدت خود خاطرهی تلخ توقیف 16 روزنامه را در آن واحد دارد. كشوری كه هنوز صد سال از عمر ژورنالیسماش نگذشته، صدها روزنامه و نشریه را به محاق توقیف و تهدید و لغو مجوز كشانده و روزنامهنگارانش اقلیتی جانسختاند كه كولیوار از این روزنامهی توقیفشده به آن روزنامهی در آستانهی توقیف كوچ میكنند. روزنامهنگار ایرانی حلزونی است كه تحریریهاش را بر پشت خود از اینجا به آنجا میبرد و اگرچه به خاطر دارد كه در همین تاریخ كوچك صدسالهی گذشتهاش – نه خیلی دورتر- دهان شاعر و روزنامهنگاری مانند «فرخی یزدی» را با نخ و سوزن دوختند، اما حاضر نیست، این تحریریه را از پشت خود بردارد و بر زمین بگذارد.
ما رسانهایم
مهدی جامی: روزنامهنگاری در کشوری که دشمن روزنامه و رسانه است اولین معنایش این است که در آن کار چریکی و بزن-و-در-رو بیشتر رایج است! نتیجهاش هم میشود اینکه روزنامهنگار موجودی است سرگردان و آواره و بیکار و تحت فشار. مدرسه درست و حسابی ندارد. مواد آموزشیاش ناچیز است. اگر هم استاد و کتاب خوبی پیدا کرد و به دانش مدرسی یا تجربی مجهز شد جایی که کار کند ندارد یا کارش همیشه زیر سایه ترس است. وقتی شروع به کار کرد اولین درساش این است که هر چه آموخته فراموش کند چون خبر باید طوری نوشته شود که صاحبکار میخواهد. تصور کن روزنامهنگار درجه یکی که استخدام دایم ایرنا باشد. در این چند ساله اخیر چه باید کشیده باشد...
