5 آبان 1394

ویژه

آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.

مارلین سندرز؛ چهره‌ای قدرتمند در روزنامه‌نگاری تلویزیونی

خبرنگاران ایران-مطلبی که آقای سندرز به مناسبت قرارگرفتن نام مادرش در فهرست روزنامه‌نگاران برجسته دانشگاه نیویورک در نیویورکر نوشته بود، او با غرور اینکه چطور مادرش برای گزارش جنگ به ویتنام رفته بود، نوشته بود یا از وقتی که ترور جان اف‌کندی را گزارش می‌کرد که اتفاقا خود آقای سندرز هم سرخک گرفته بود. پدرش «جروم توبین»، یک تهیه‌کننده تلویزیونی بود که در سال ۱۹۸۴ درگذشت، یک شوهر حمایتگر که هروقت خانم ساندرز در دسترس نبود، خودش جفری را پیش دکتر می‌برد. اما دنیای پخش تلویزیونی در آن سال‌ها، اینقدرها هم از زمانه‌اش جلوتر نبود.«ریچارد والد» 85 ساله، استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه کلمبیا و یکی از مدیران سابق شبکه ان‌بی‌سی، شبکه‌ای را که خانم ساندرز در آن سال‌ها در آن مشغول بود، شبکه‌ای پر از پیرپسرها توصیف می‌کند. شبکه‌ای که خانم ساندرز، بعد از آنکه از بازیگرشدن ناکام ماند، بی‌سروصدا واردش شد. در اواسط دهه ۱۹۵۰، او با یک تهیه‌کننده محلی تئاتر به نام «مایک والاس» آشنا شد و به عنوان دستیار تهیه‌کننده برای بعضی از برنامه‌های خبری والاس کارش را شروع کرد و این آغاز حرفه روزنامه‌نگاری خانم ساندرز بود.

آقای توبین می‌گوید: «مادر من تمام این‌ها را وقتی انجام داد که هیچ‌کتاب راهنمایی در این زمینه وجود نداشت، او همیشه اهل بداهه‌کاری بود. کلید موفقیت او در روزنامه‌نگاری و خانواده این بود که او حرص نمی‌خورد، رنج نمی‌کشید و به خودش احساس گناه نمی‌داد. این زندگی او بود.»

سوتی های روزنامه‌نگاران یا هرج‌ومرج رسانه‌ای

خبرنگاران ایران-نیکی آزاد: این روزها تعداد خطاهای روزنامه‌نگاران در روزنامه‌های مختلف آن‌قدر زیاد شده که تعجب برخی را برانگیخته است. مصاحبه‌هایی که تکذیب می‌شوند، یادداشت‌هایی که در اصل گپ و گفت کوتاهی با مصاحبه‌شونده بوده‌اند و بدون اطلاع نویسنده تبدیل به یادداشت مطبوعاتی شده‌اند. گزارش‌هایی که مصاحبه‌های خیالی دارند. گفتگوها و گزارش‌هایی که از روی دست این‌وآن کپی شده‌اند و یا بدون ذکر منبع اصلی و بدون اجازه خبرنگار اصلی اینجاوآنجا منتشرشده‌اند. دلیل این مساله چیست؟ چرا چنین فضایی بر مطبوعات ایران حاکم شده است؟آیا این مشکل فقط به خطاهای فردی بر می گردد یا اشکال از عدم نظارت دقیق رسانه ای است؟ راه‌حل این مشکل کجاست؟ چگونه می‌توان نظارت دقیق‌تری بر کار خبرنگاران داشت؟ آیا در این میان فقط باید خطا را به خبرنگاران نسبت داد و نقش سردبیران را نادیده گرفت؟ اگر بخواهیم از نمونه خطاهای خبرنگاران یا آنچه این روزها به‌عنوان سوتی‌های خبرنگاران از آن‌ها یاد می‌شود، مثال‌هایی بزنیم نمونه‌هایش زیاد است خطاهایی که کمی فراتر از خطاهای معمول و پذیرفته‌شده روزنامه‌نگاری است. همین چند وقت پیش بود که مصطفی ملکیان گفتگویش را تکذیب کرد، بعد از تکذیب این مصاحبه گفته شد اساساً خبرنگار بدون اجازه گفته‌های مصاحبه‌شونده را ضبط و سپس منتشر کرده، روزنامه آرمان مصاحبه‌ای را از عباس عبدی چاپ کرد اما بعد معلوم شد خبرنگار عباس عبدی دیگری را با عباس عبدی، فعال سیاسی اشتباه گرفته است.

زمانی که راشد، جمال‌زاده، سپانلو، ملک‌الشعرا بهار، ایرج افشار و بزرگ علوی نویسندگان روزنامه اطلاعات بودند

خبرنگاران ایران- اولین شماره اطلاعات، عصر یکشنبه، 19 تیر 1305 منتشرشده است. البته «اطلاعات در سال 1304 به‌صورت متناوب منتشر می‌شده و انتشار متوالی آن از 19 تیر 1305 آغازشده است.» در شناسنامه اولین شماره «نامه اطلاعات» چنین آمده است: «صاحب‌امتیاز و مسئول: ع. مسعودی؛ ناشر: مرکز اطلاعات ایران؛ محل اداره: خیابان لاله‌زار، کوچه وثوق نظام؛ تک‌نسخه: چهار شاهی.»سه سال پیش از آغاز انتشار روزانه اطلاعات، در تهران «آژانس» ی تأسیس می‌شود بانام «مرکز اطلاعات». کار این مرکز چه بوده است؟ بنابر آنچه در نخستین شماره نامه اطلاعات نوشته‌شده، مرکز اطلاعات «مبادرت به جمع‌آوری و تمرکز اخبار نقاط داخلی مملکت و اطلاعات خارجی نمود.»سرانجام پس از سه سال کار خبری، مدیران مرکز اطلاعاتِ ایران، برای تقویت مرکزشان و برای ارتباط مستقیم با مردم، تصمیم به نشر روزنامه‌ای می‌گیرند بانام «نامه اطلاعات». در اولین شماره روزنامه آمده است: «کارکنان این اداره در دومین قدم برای پیشرفت و توسعه مؤسسه اطلاعات، به اتکا توجه و علاقه عموم هم‌وطنان، مبادرت به نشر روزنامه‌ای به نام «اطلاعات» خواهند کرد. در حقیقت این نامه وسیله‌ای است برای استقبال و جلب‌توجه عامه نسبت به این مؤسسه که شاید بتواند قدری سریع‌تر داخل مراحل ترقی و تکامل گردد. این روزنامه به‌طور یومیه و مرتب انتشار خواهد یافت و حاوی اخبار و حوادث کلیه نقاط ایران و تفصیل پاره‌ای حوادث مهم‌ها دنیا و اخبار خارجه و بعضی مطالب سودمند می‌باشد.

دردهای مشترک روزنامه‌نگاران آزاد، بیمه و آینده نا معلوم

خبرنگاران ایران-مزدک علی نظری، خبرنگار حوزه سینما و هنر که تجربه بازداشت داشته است یکی از خبرنگارانی است که به سؤالات ما پاسخ می‌دهد: «من ۱۵ سال سابقه کاردارم، ولی فقط از یک بیمه درمانی استفاده می‌کنم که آن‌هم از طریقی دیگر اعمال‌شده است. چیزی به نام بیمه و بازنشستگی برایم معنا ندارد. جداً ندارد. اغلب روزنامه‌نگاران، چه آزاد و حق تحریری، چه خیلی از آن‌ها که به‌صورت مثلاً ثابت برای رسانه‌ها کار می‌کنند، قرارداد ندارند یا شبه قراردادی غیرقانونی به آن‌ها تحمیل‌شده است. فکر می‌کنم چیزی حدودچهار یا پنج ماه سابقه بیمه داشته باشم.» او در پاسخ به اینکه چرا رسانه‌ها درباره بیمه کردن خبرنگاران مسئولیت‌پذیر نیستند می‌گوید: «پا گرفتن سندیکاها و انجمن‌ها و اصناف مختلف در دوره ریاست جمهوری هفتم و هشتم شتاب قابل‌توجهی داشت. ولی در دوره‌های بعد دیدیم که این سندیکاها به بهانه‌های مختلف سرکوب یا فرمالیته شدند. در حقیقت تمام تلاش دولت‌ها در جهت عدم استقلال صنف‌ها و نرسیدن اعضا (کارگران، کارفرمایان جزء) به حقوق اولیه‌شان بوده است. طبیعتاً در این فضا رسانه‌ها به‌عنوان کارفرما، تمایلی برای بیمه کردن یا حتی قرارداد بستن استاندارد با ژورنالیست‌ها ندارند. وقتی قانون حامی کارگر نیست، چه دلیلی دارد کارفرما برای خودش دردسر درست کند؟» آیا دولت در شرایطی که رسانه‌ها خبرنگاران را بیمه نمی‌کنند باید در این موضوع دخالت کند؟ علی نظری دراین‌باره هم می‌گوید: «در این مورد هرچند اطلاعات کافی ندارم. ولی در یک‌کلام باید گفت: وقتی همه‌چیز در یک کشور دولتی است و خصوصاً صنفی مثل روزنامه‌نگاران که به دلایل سیاسی یک صنف به‌شدت تحلیل رفته و مظلوم به‌حساب می‌آید، چرا نباید از دولت توقع کمک داشت؟»

زنانِ روزنامه گاردین از زبان خودشان

خبرنگاران ایران -ماه گذشته و پس از ۱۹۴ سال مدیریت مردانه در روزنامه گاردین، کاترین وینربه‌عنوان نخستین زن به سمت سردبیری این روزنامه برگزیده شد. خیلی سخت است که تنها با نام زنان روزنامه‌نگاری که در ابتدای مطلبشان آمده، فهمید چه تعداد زن روزنامه‌نگار در قرن نخست حیات گاردین در آن مشغول به کار بودند و تقریباً غیرممکن است بتوان مطلبی درباره تجربه کار حرفه‌ای آن‌ها و آنچه انجام دادند، تهیه کرد.ما درباره ملدلین لینوفورد و موفقیتش به‌عنوان دبیر صفحه زنان روزنامه گاردین چیزهای زیادی می‌دانیم. اما مجموعه تاریخ شفاهی انجام‌شده درباره زنان روزنامه‌نگاری که در دهه‌های 40،50 و 60 میلادی قرن بیستم در روزنامه گاردین کار می‌کردند، منبع خوبی برای درک شرایط کار و تجربه‌های آن‌ها است. زنانی چون:نستا رابرتز،کلار هولینگ ورث،بتی جرمن،آن شیرر و ورنیکا هارول تجربه های کاری و حرفه‌ای خود در این سه دهه و بیشتر از آن را در گفتگوهایی بیان کرده‌اند. این گفتگوها در بایگانی گاردین موجود است. داستان این زنان متفاوت و بسیار جالب است.کلارا هالینگ ورث درباره خبرهای فوری جنگ جهانی دوم صحبت می‌کند ،نستا رابرتز درباره مقاومت و ایستادگی شانه‌به‌شانه پاریسی‌ها در جنبش دانشجویی پاریس در سال 1968 می‌گوید و بتری جرمن نگاه ناراحت ملکه را از روی سقف اتوبوسی در لندن به خاطر دارد.چیزی که فراتر از سختی‌های کار برای همه آن‌ها وجود داشت، این احساس بود که به‌عنوان یک زن روزنامه‌نگار در محیطی کار می‌کردند که اغلب مؤسساتی مردانه بودند.

هنر گزنده؛ کارتون‌های سیاسی بعد از حمله‌ به نشریه شارلی ابدو

خبرنگاران ایران-به طنز کشیدن؛ یعنی دست انداختن قدرتمندان به جای برسر فرودستان زدن، یکی از قوانین نانوشته کارتون‌های سیاسی است. اما برای بعضی، کارتون‌های که شارلی ابدو منتشر کرد، بیشتر از آنکه مبارزه‌ای علیه تبعیض یا تعصب باشند، مصداق پست‌کردن فرودستانی بود که به‌دلایل مذهبی یا قومی به حاشیه رانده‌ شده‌اند. «نیک‌آهنگ کوثر» کارکاتونیست ایرانی یکی از کسانی است که مثل فرزات در خارج از کشورش کار می‌کند. او در سال ۲۰۰۰ کارتونی به اسم استاد تمساح کشید که در آن یک تمساح با دمش خبرنگاری را گرفته و خفه می‌کند و اشک تمساح می‌ریزد. اسم این کارتون هم‌قافیه با نام «محمدتقی مصباح یزدی» یکی از روحانیون شناخته شده کشور بود و همین شد که بعد از انتشار این کارتون شش روز در زندان بدنام اوین بازداشت شود. کوثر در ‌‌نهایت به جرم توهین به یک چهره مذهبی و تهدید امنیت ملی محکوم شناخته شد. او می‌گوید: «ما در ایران آزادی بیان داریم، اما آزادی بعد از بیان نداریم. شما آزادید که کارتون بکشید، اما اگر آن‌ها طرح شما را دوست نداشته‌باشند، فردای‌‌ همان روز بازداشت خواهید شد.» تهدید‌ها ادامه داشت، تلفنش شنود می‌شد و ایمیلش هک شد، تا در ‌‌نهایت پیام‌های تهدید به‌مرگ او را مجبور به مهاجرت به کانادا و بعد واشنگتن کرد. بعد از ترک ایران، او تونیستان یک شبکه اجتماعی کارتون محور و خودنویس یک سایت خبری فارسی را پایه‌ گذاشت. کوثر می‌گوید: «باوجود خطرات مختلف، کارتون سیاسی همچنان در ایران زنده است و خوب کار می‌کند. البته با تصاویر که بیشتر روی موضوعاتی مثل فقر و خشکسالی تمرکز دارد.»

کتابهای رسانه در نمایشگاه کتاب؛ تیری که به سنگ خورد

خبرنگاران ایران_ سعید رازی دوست :زمانی، در روزگار و زمانهء اصلاحات، تعداد کتاب های حوزهء رسانه به وضوح، چشمگیر بود. آن سال ها روزنامه نگارانِ حوزه های متفاوت، مجموعهء یادداشت و گزارش ها و گفت و گوهایشان را به صورت کتاب منتشر می کردند و این کتاب ها از سوی کتابخوان ها خریداری می شد. افول بازار کتاب های ژورنالیسی تقریباً با پایان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی آغاز شد و رفته رفته عمق بیشتری یافت. اکنون به ندرت می توان خبری از کتاب های ژورنالیستی گرفت. چرا؟ اولین چیزی که به ذهنم متبادر می شود این است که این قبیل کتاب ها دیگر خواننده ندارند. در واقع منتشر نشدن کتاب هایی که حاوی مطالب منتشر شده در نشریه ها بودند، برای ناشران مقرون به صرفه نیست. روزنامه نگاران، روزگاری مورد توجه قشرهای بسیاری بودند و امروز نه آن توجه گذشته به آنها صورت می گیرد و نه صاحب مقبولیت سابق اند.

در زمانه ای که روزنامه نگاران محبوبیت داشتند، کتاب های آموزش روزنامه نگاری و خبرنگاری فروش زیادی داشت؛ چنانکه انتشار کتاب در حوزهء آموزش های رسانه نگاری، تبدیل شده بود به یکی از عرصه های فعالیت چند ناشر بخش خصوصی. همین وضعیت به آشکاری نشان از محبوبیت روزنامه نویسی در میان عامه مردم داشت. خیلی ها دوست داشتند خبرنگار شوند یا در سر رؤیای روزنامه نگاری می پروراندند؛ رؤیایی که امروز، با افول مشروعیت رسانه ها، هواخواهی ندارد و بیشتر به شوخی شباهت پیدا کرده است.

رویکرد غیرحرفه‌ای و دوقطبی مثبت و منفی در پوشش خبری مذاکرات لوزان

خبرنگاران ایران:دو روز بعد از مذاکرات هسته‌ای در لوزان سوییس که منجر به اعلام یک بیانیه مطبوعاتی توافق هسته‌ای شد، روزنامه‌ها از تعطیلات نوروزی دو هفته‌ای خارج شدند و موضوع این توافق اولیه در صدر اخبار رسانه‌های مکتوب کشور قرار گرفت اما بررسی این رسانه‌ها از شکل گیری دو قطبی پوشش مطالب منفی (علیه توافق اولیه) در یکسری از روزنامه‌ها و پوشش مطالب کاملا مثبت (موافق توافق اولیه) در یکسری دیگر از رسانه‌ها حکایت دارد در حالیکه کمبود مطالب کار‌شناسی و اخبار دقیق به شدت در این موضوع احساس می‌شود.«خبرنگاران ایران» اقدام به تحلیل محتوای چهار روزنامه سراسری کشور در این موضوع کرده است که شامل روزنامه‌های «کیهان»، «اعتماد»، «جوان» و «شرق» می‌شود.این تحلیل شامل پوشش مطالب مربوط به مذاکرات هسته‌ای در فاصله انتشار این روزنامه‌ها از ابتدای هفته یعنی ۱۵ فروردین ۱۳۹۴ تا آخر هفته یعنی ۲۰ فروردین است.

این تحقیق رسانه‌ای به این سوالات پاسخ می دهد: میزان پوشش مذاکرات هسته‌ای توسط این رسانه‌ها چگونه بوده است؟ جهت گیری هر یک از آن‌ها چه ویژگی‌هایی داشته و چطور بوده است؟ چه نوع مطالبی در این رسانه‌ها منتشر شده است؟ آیا بیشتر مطالب خبری بوده است یا گزارش یا یادداشت یا گفت‌و‌گو و...؟ چه افرادی در مطالب منتشر شده در ارتباط با موضوعات هسته‌ای و توافق اولیه در هر رسانه برجسته شده‌اند؟ و در ‌‌نهایت این گزارش می تواند به این سوال پاسخ دهد که آیا روزنامه‌های بررسی شده به رسالت رسانه‌ای خود در این موضوع عمل کرده‌اند یا نه؟

اعتماد سیرجانی‌ها به نشریات محلی

خبرنگاران ایران -نشریه ما همواره کوشش کرده چارچوب‌های حرفه‌ای کار مطبوعاتی را تا جایی که توان فنی و تخصصی اجازه می‌دهد، رعایت کند. کوشش برای رعایت استقلال حرفه‌ای و تبدیل نشدن به بلندگوی مسئولان یکی از ویژگی‌هایی ست که می‌تواند در موفقیت یک نشریه مؤثر باشد. در بسیاری از نشریات محلی و حتی برخی نشریات پایتخت تمیز دادن مطالب تولیدی از رپرتاژها و شبه خبرها دشوار است و به‌نوعی گزارش آگهی‌ها در قالب مطالب نشریات به خورد مخاطب داده می‌شوند. ما در سیرجان کوشش کرده‌ایم چارچوب مشخصی برای رپرتاژها در نیم‌صفحه پایین نشریه مشخص کنیم. همین ویژگی اعتماد مخاطبان را جلب کرده است. همچنین ایفای نقش واسط میان مردم و مسئولان یکی دیگر از معیارهایی است که موجب شده مردم به نشریه ما اعتماد کنند. البته در سیرجان نشریات خوب دیگری هم هستند که کم‌وبیش با همین شیوه‌ها فعالیت می‌کنند.روحیه جستجوگری و شوق مشارکت اجتماعی شهروندان سیرجانی، این ویژگی موجب شده تا شهروندان مطالب نشریات را به‌دقت دنبال کنند و درباره مطالبی که خوانده‌اند با دفاتر مطبوعات تماس می‌گیرند و اظهارنظر هم می‌کنند.

دشواریهای روزنامه نگاری در اصفهان، آینده نامشخص و هراس از بی پروایی

خبرنگاران ایران:با «نوید اصفهان» کار مطبوعاتی‌اش را آغاز کرد، هفته نامه‌ای به مدیر مسوولی پدرش فضل الله صلواتی. نشریه‌ای که تا ده سال مورد توجه بسیاری از روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و اجتماعی قرار گرفت. فرید صلواتی در سالهای پس از آن، فعالیت های مطبوعاتی‌اش را با روزنامه‌های اطلاعات، مردم سالاری و سلام ادامه داد. او در زمینه فیلمنامه نویسی و کارگردانی هم فعالیت می‌کند.او از دشواریهای روزنامه نگاری در اصفهان می گوید:مهم‌ترین مشکل روزنامه و روزنامه نگاری در شهر ما هراس از بدون پروا حرف زدن است. هنوز یک روزنامه نگار در شهر ما نمی‌تواند آینده خود را پیش بینی کند. بیشتر تیترهای مطبوعات تکراری هستند و همه یک جور حرف می‌زنند. برای همین مردم هم رغبت نمی‌کنند به مطبوعات رجوع کنند و چون مردم حرف تازه‌ای از مطبوعات نمی‌بینند به دنیای مجازی رجوع می‌کنند. البته این مشکلات ویژه شهر و استان ما نیست و در همه جای ایران دیده می‌شود.

تفاوت رسانه‌های ایرانی و خارجی در انتشار تصاویر خشونت آمیز

نحوه انتشار تصاویر در رسانه‌ها، همیشه موضوعی بحث برانگیز در حوزه روزنامه نگاری بوده است. برخی از کشور‌ها قوانین خاص برای انتشار تصویر دارند و برخی بنا به نظر مسئولان رسانه عمل می‌کنند. برخی رسانه‌ها هم طبق آیین نامه‌های داخلی خود و کدهای اخلاقی درباره انتشار یافتن یا منتشر نشدن تصویری تصمیم می‌گیرند.

اما رسانه‌های ایرانی و به طور خاص‌تر رسانه‌های داخل کشور چگونه در انتشار تصاویر عمل می‌کنند؟ طبق بررسی‌های صورت گرفته، به نظر می‌رسد در رسانه‌های داخل ایران، قاعده خاص و ویژه‌ای برای انتشار تصاویر وجود نداشته باشد. هر سردبیر بنا به تشخیص خود تصاویر را منتشر می‌کند و تصاویر حاوی خشونت یا نقض کننده حریم خصوصی افراد نیز بنا به سلیقه مسئول رسانه یا سردبیر بدون مانع اخلاقی یا قانونی منتشر می‌شوند.

در قانون مطبوعات جمهوری اسلامی نیز تنها در چند بند به طور کلی موضوع عکس در رسانه ها پرداخته شده است. به طور مثال در ماده ۲۸ بخش جرایم قانون مطبوعات، نوشته شده است: «انتشار عکس‌ها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی ممنوع و موجب تغزیر شرعی است و اصرار بر آن موجب تشدید تعزیر و لغو پروانه خواهد بود.»

انتشار تصاویر اعدام در ملاعام در خبرگزاری‌ها و سایر رسانه‌های کشور با نمایش تمام حاشیه‌ها بسیار معمول است و اخیرا نیز که موضوع کشتارهای داعش در عراق و سوریه در اخبار دنیا داغ است، رسانه‌های داخل کشور گویی در انتشار تصاویر خشونت عریان این گروه مشکلی ندارند.

این تیترها نوآوری است یا پوپولیستی و ضدالیت

خبرنگاران ایران: تیترهای عجیب و غریب یا متفاوت و غیر متعارف در رسانه‌های ایرانی هر روز رواج بیشتری پیدا کرده است. تیترهایی که تا چندی قبل تصور می‌شد، تنها در روزنامه‌های محافظه کار وابسته به جناح راست یا روزنامه‌های ورزشی ایران دیده می‌شود، این روز‌ها می‌توان در دیگر روزنامه‌های داخل و یا وب سایت‌های فارسی زبان خارج از ایران هم یافت. تیترهایی که‌ گاه حاوی فحش و دشنامند. این تیتر‌ها درنگاه اول خواننده را جلب و حتی‌گاه متعجب می‌کنند. چرا مطبوعات و رسانه‌های ایران این روز‌ها به سمت تیترهای عجیب یا متفاوت جذب شده‌اند؟ آیا آن‌ها می‌خواهند با تحریک احساسات نظر مخاطبان را جلب کنند؟آیا این تیتر‌ها توهین آمیز، غیر حرفه‌ای و عوام گرایانه‌اند یا فقط بازتاب دهنده تحولات زبانی‌اند که حالا به رسانه‌ها راه یافته‌اند. آیا می‌توان این تیتر‌ها را تنها نوع متفاوت و غیر متعارف تیتر زدن دانست؟ پاسخ های متفاوت علی اصغر رمضانپور، مازیار بهاری و مهدی جامی را در این باره بخوانید.

از تیراژهای محرمانه تا فروش مجلات زرد

خبرنگاران ایران- گفته می‌شود پرتیراژ‌ترین نشریات در ایران، نشریات خانوادگی و ورزشی هستند. برخی از نشریات خانوادگی بیش از دویست هزار نسخه در هفته یا ماه تیراژ دارند که در مقایسه با تیراژ بقیه نشریات ایران رقم شگفت انگیزی است. دلیل این تفاوت در تیراژ چیست؟ چرا میزان مخاطب‌های مجلات خانواده و ورزشی نسبت به روزنامه‌ها و یا دیگر نشریات بالا‌تر است؟ آیا این میزان فاصله در تیراژ نشریات، مختص ایران است یا در دیگر نقاط دنیا هم چنین تفاوتی وجود دارد؟

پیرمرد روزنامه فروش تعداد روزنامه‌هایی را که روزانه به دکه‌اش برای فروش آورده می‌شود می‌شمارد. میانگین روزنامه‌ها سه عدد است و به گفته او تقریبا همه روزنامه‌ها جز همشهری برگشت می‌خورند. در این دکه روزانه ۳۰۰ نسخه روزانه روزنامه همشهری به فروش می‌رسد.

او می‌گوید: «اینجا جنوب تهران است و مردم برای خرید روزنامه پول ندارند. همشهری چون ارزان است و آگهی هم دارد خیلی زود فروخته می‌شود. مجلات خانواده و ورزشی هم کمتر اینجا فروخته می‌شوند جز مجله خانواده سبز که خانم‌های خانه دار سراغش را می‌گیرند. هر دو هفته یک بار ۴۰ نسخه به این دکه منتقل می‌شود که بیشترشان به فروش می‌رسد. اما اغلب مجلات ورزشی برگشت می‌خورند جز خبر ورزشی.» در تهران حدود ۱۲۰۰ کیوسک مطبوعاتی فعال هستند که بر حسب منطقه‌ای که فعالند؛ میزان فروش شان متفاوت است. بر اساس مشاهدات و گفت و گوی خبرنگاران ما با دکه‌ داران مطبوعاتی در مرکز و جنوب ؛ روزنامه‌ها بیشتر از دیگر نشریات برگشت می‌خورند و مجلات خانوادگی و ورزشی به نسبت خریداران بیشتری دارند و کمتر برگشت می خورند.

شارلی هبدو از آغاز تا امروز

خبرنگاران ایران:این نشریه همه را مورد نقد و هجو خود قرار می‌داد: راست‌های افراطی، کاتولیک‌ها، اسلام گرایان، یهودی‌ها و... از گزند طنز این مجله در امان نبودند. اگر بخواهیم تاریخچه مجله شارلی هبدو را بررسی کنیم به ماهنامه «هاراکیری» در سال۱۹۶۰ میلادی می‌رسیم. ماهنامه‌ای که اغلب عکس‌های روی جلد با تمرکز روی مسایل جنسیتی و جنسی بود. کابو و ولینسکی (دو نفر از قربانیان چهارشنبه سیاه) از نسل آن ماهنامه بودند. اما عمر این نشریه کم بود و در سال ۱۹۶۱ چاپ آن ممنوع شد. البته بار دیگر چاپ شد وا نتشار آن تا سال ۱۹۶۶ ادامه پیدا کرد تا اینکه دوباره با ممنوعیت چاپ مواجه شد.

قتل چهار کاریکاتوریست نشریه شارلی هبدو در روز گذشته بیش از چهار روزنامه نگار دیگر سر و صدا به پا کرد چراکه این چهار نفر جزو معروف‌ترین‌ها و قدیمی‌ترین‌ها بودند.

ژان کابو به همراه جرج ولینسکی جزو وارثان نشریه هاراکیری بودند. ژان کابو ۷۷ ساله در دهه ۱۹۶۰ جزو گروه اولیه هارا کیری بود. بعد از توقیف نشریه، دو سال برای خدمت نظامی به الجزایر رفت که در این دوران هم برای نشریه نظامی طرح می‌کشید. شخصیت‌های برخی کمیک‌های او در فرانسه بسیار مشهور شد. کابو در عین حال برای تلویزیون و مخصوصا در برنامه‌های کودک حضور داشت.

تیتر‌هایی برای فروش بیشتر و کلیک دزدی

خبرنگاران ایران-«مرد ارمنی را بده، مسلمان را بگیر» «آخ جون باز هم دربی» «سید جلال را له می‌کنم» «دسیما مادریدیستا» و... این‌ها فقط چند نمونه از تیترهای عجیب و غریب روزنامه‌های ورزشی است. تیترهایی که‌ گاه معنا و مفهموم دقیقی هم ندارند و حتی حاوی توهین و فحاشی‌اند. این نوع تیترهای عجیب و غریب را کم و بیش در بخش های سیاسی روزنامه‌های جناح راست هم می‌توان دید روزنامه‌هایی مانند کیهان و وطن امروز. آیا این تیتر‌ها هر روز در روزنامه‌ها و رسانه‌های ایران رواج بیشتری خواهند یافت؟ گسترش این تیتر‌ها در مطبوعات ایران چه دلایلی دارد؟ آیا فقط روزنامه‌های یک جناح سیاسی خاص و روزنامه‌های ورزشی از این تیتر‌ها استفاده می‌کنند یا استفاده از این تیتر‌ها دلایل دیگری دارد؟ آیا صاحبان این روزنامه‌ها از این تیتر‌ها استفاده می‌کنند تا فروش بیشتری کنند؟ با این همه رستم‌پور با اشاره به روزنامه‌های ورزشی که در زمینه استفاده از تیترهای عجیب و غریب در مطبوعات ایران این روز‌ها پیشتازند می‌گوید: «از جمله تیترهای عجیب ورزشی، جملات اسپانیایی است که فردای بازی بارسلونا یا رئال مادرید، با حروف فارسی می‌آید روی جلد و آدم را یاد اسدالله میرزا می‌اندازد. خطای متظاهرانه‌ای که در ابتدا، دسته گل گزارشگران ورزشی تلویزیونی بوده که بعضاً در جلوه‌فروشی، بیننده را تا حد انزجار پیش می‌برند. فقر در زبان فارسی با بلغور کردن چند کلمه فرنگی جبران نمی‌شود. این قبیل تیتر‌ها، نمایشی از خودباختگی فرهنگی هم هستند.»

بیانیه مدیر یک روزنامه تازه، سم یا مصلحت اندیشی

خبرنگاران ایران -روزنامه مردم امروز طبق آخرین اخبار روز ششم دی امسال به مدیر مسوولی احمد ستاری وسردبیری محمد قوچانی منتشر خواهد شد. گروهی که در سال های اخیر در روزنامه نگاری ایران اسم و رسمی بر هم زده و بسیاری از اصحاب رسانه این گروه را از حرفه‌ای‌های مطبوعات ایران قلمداد می‌کنند. احمد ستاری، تاسیس و عنوان نخستین سردبیر روزنامه همشهری را در کارنامه حرفه‌ای خود دارد.

با این همه در بیانیه‌ای که این تیم مطبوعاتی به عنوان آیین نامه حرفه‌ای از خود باقی گذاشته‌اند؛ باید و نبایدهایی برای همه رسانه‌ها هم دیده می‌شود. همچنین در این متن که به گفته احمد ستاری به درخواست معاونت مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای پاسخ به دلایل انتشار این روزنامه نوشته شده است، به نوعی تجدید میثاق با حکومت ایران نیز دیده می‌شود. در بندی از این بیانیه آمده است: «نظام جمهوری اسلامی بهترین گزینه ممکن در مقطع پس از انقلاب اسلامی بوده و بیشترین سازگاری را با «اندیشه راهنمای انقلاب» و «جریان رهبری کننده آن» داشته است.» در همین قسمت نیز تاکید شده است :«انقلاب اسلامی ایران پدیده ای است اصیل که در مسیر کمال ملت ایران به وقوع پیوست. این انقلاب، «علیه نظامی ظالمانه و فاسد» انجام شده و از «آرمان‌های متعالی»، «پشتوانه قدرتمند مردمی»، «روش های اخلاقی» و «رهبری کارآمد» برخوردار بوده و با کمترین هزینه ممکن، به هدف خویش دست یافته است.»

رواج تیترهای عجیب و غریب در مطبوعات ایران

خبرنگاران ایران- تیتر زدن در روزنامه نگاری اصولی دارد، اصولی که برخی از روزنامه نگاران با آن آشنا هستند. معمولا به روزنامه نگاران توصیه می‌شود در تیتر‌هایشان از فعل استفاده کنند و یا از کاربرد تیترهای منفی وعلامت گذاری در تیتر دوری کنند. این‌ها و بسیاری دیگر از این اصول قواعد کار روزنامه نگاری محسوب می‌شوند و بیشتر روزنامه نگاران در نقاط مختلف دنیا از این قواعد پیروی می‌کنند. اما در ایران برخی روزنامه‌ها به هیچ کدام از این اصول پای بند نیستند و گاهی چنان قواعد خود ساخته‌ای از خود بروز می‌دهند که در هیچ یک از قالب های روزنامه نگاری نمی‌گنجند و حتی به عقیده برخی کار‌شناسان در طول تاریخ مطبوعات بی‌سابقه بوده‌اند.

در چند سال اخیر روزنامه‌های وابسته به جناح راست یا‌‌ همان روزنامه‌ها و خبرگزاری‌هایی که خیلی‌ها آن‌ها را روزنامه‌ها و رسانه‌ها ی نفرت پراکن می‌دانند، در زمینه تیتر زنی نیز اصول خود ساخته‌ای را ارائه داده‌اند. مواردی که از حالت استثنا در آمده و به تدریج به دیگر نشریات و رسانه‌ها هم راه می‌یابند.

کی و کجا پای «یادداشت‌ شفاهی» به روزنامه های ایران باز شد

خبرنگاران ایران- تا همین یکی دو دهه پیش، اگر روزنامه‌ای را ورق می‌زدید، از صفحات گاه و بیگاه پُریادداشت امروزی خبری نبود. یک گزارش یا مصاحبه، مطلب اصلی بود و خبرها دورتادور صفحه می‌نشست. به علاوه بعضی تحلیل‌ها و مقالات معمولا در یکی از ستون‌های کناری صفحات جای می‌گرفت. اما چند سالی است، پای پدیده‌ای تازه به روزنامه‌های ایران باز شده که گرچه شکل ارائه‌اش تقریبا شبیه همان تحلیل‌ها و یادداشت‌های سابق است، اما برای تولید آن فرایند متفاوتی طی می‌شود و روزنامه‌نگاران آن را به اسم «یادداشت شفاهی» می‌شناسند.

یادداشت شفاهی پدیده‌ای است که در سایه تغییرات سیاسی و اجتماعی و قدرتمند شدن رسانه‌های مکتوب، در سال‌های پس از خرداد ۷۶ پدید آمد و با تبدیل شدن به یک رویه یا هنجار حرفه‌ای، در روزنامه‌نگاری ایران ماندنی شد.‌ شاید این سوال مطرح شود که این، تنها یک فرم یا قالب ارائه مطبوعاتی است و نباید چندان به آن حساس بود، اما همان‌طور که مهدی سمتی می‌گوید: «فرم نیز، همچون محتوا محصول تعامل نیروهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه است و به‌همین جهت، این قالب یا فرم شایسته توجه ماست و باید جدی گرفته شود.»

شعار آزادی مسئولانه رسانه‌ها و مبارزه با جنبش ۸۸ در نمایشگاه مطبوعات

خبرنگاران ایران -در غرفه خبرگزاری تسنیم جمعیت زیادی نشسته است. نشستی برگزار شده با عنوان بررسی ابعاد حقوقی فتنه سال ۸۸ و در همین لحظه هم مرد میانسالی کت و شلوار به تن برگه‌ای تایپ شده در دست گرفته و با صدای بلند فریاد می‌زند: «لعنت به فتنه گران یادت نرود.» و به کسانی که ازکنارش رد می‌شوند؛ می‌گوید: «در دعا و زیارت عاشورا یادتان نرود که بر فتنه گران لعنت بفرستید. یادتان باشد که شمر و یزید شاگردان فتنه گران هستند. » یکی از بازدیدکنندگان می‌گوید: «این همه از سال ۸۸ و اتفاقات آن می‌گذرد چرا همچنان برایشان ماجرای جنبش سبز حل نشده و هنوز به قول خودشان از فتنه می‌گویند و برایش نشست می‌گذارند؟ معلوم است که هنوز این مساله ذهنشان را مشغول کرده و حل نشده» و دیگری سری تکان می‌دهد: «ماجرای سال ۸۸ هنوز برای خبرگزاری‌های سپاه تمام نشده به هر غرفه‌ای می‌روی دشنامی علیه جنبش سبز می‌بینی و می‌شنوی.»

نخستین نمایشگاه مطبوعات در دولت یازدهم کار خود را با شعار «رسانه، آزادی مسئولانه» آغاز کرده است و تا ۲۳ آبان ماه ادامه خواهد داشت. بر اساس آمار ستاد خبری نمایشگاه، در مجموع ۴۴۰ رسانه برای دریافت غرفه در مصلی تهران ثبت‌نام کرده‌اند که در این میان رسانه‌های حوزه «آموزشی و تخصصی» با ۸۰ غرفه بیشترین سهم را دارند.

رسانه های اصولگرا چگونه اخبار اسیدپاشی در اصفهان را منعکس کردند

خبرنگاران ایران-این روز‌ها رسانه‌های اصولگرا و صدا و سیما به جای دنبال کردن خواسته‌های مردم اصفهان در ماجرای اسیدپاشی بیشتر دنبال حمله به رسانه‌های دیگر و همچنین تکذیب شایعات در ارتباط با دست داشتن نیروهای مذهبی در این رابطه هستند. سایت خبرنگاران ایران سه رسانه شامل یک روزنامه (کیهان)، یک خبرگزاری (فارس) و یک رسانه تصویری یعنی صدا و سیما را در ارتباط با پوشش اخبار اسیدپاشی در اصفهان بررسی کرده است. نتایج این بررسی‌ها نشان می‌دهد که این رسانه‌ها در اطلاع رسانی این رویداد با تاخیر اقدام کردند و از سوی دیگر دو خط کلی در نحوه اطلاع رسانی آن‌ها مشاهده می‌شود. اول آنکه شایعات درباره دست داشتن نیروهای مذهبی را تکذیب کنند و دوم اینکه پیکان نقد و حمله خود را به سمت رسانه‌هایی ببرند که به موضوع دست داشتن نیروهای مذهبی در این ارتباط دامن زدند.

آش شور دولت و مجلس برای رسانه‌ها و اهالی آن

گرچه در تهیه پیش نویس قانون سازمان نظام رسانه‌ای به التزام قانونی اشاره شده است اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که بند الف ماده ده برنامه پنجم توسعه با عنوان تهیه «نظام جامع رسانه‌ها» برای تغییر قانون مطبوعات فعلی است، نه ایجاد یک سازمان صنفی برای روزنامه نگاران. بنابراین پیش نویسی که اخیرا توسط وزارت فرهنگ و ارشاد منتشر شده، تنها یک اقدام جانبی و بدون التزام قانونی است که توسط حسین انتظامی معاون مطبوعاتی دنبال می‌شود که حتی در برنامه‌های ارائه شده توسط علی جنتی قبل از رسیدن به وزارت فرهنگ و ارشاد هم دیده نمی‌شود. از سوی دیگر در کتاب برنامه‌های حسن روحانی رئیس دولت در قبل از انتخابات سال ۱۳۹۲ هم چنین چیزی وجود ندارد. یک سال و شش ماه از عمر مجلس نهم باقی مانده است و تا حدودی مشخص است که اگر دولت در ماه‌های پیش رو لایحه نظام جامع رسانه‌ها را به مجلس نفرستد، مجلس خود دست به کار خواهد شد. از سوی دیگر با توجه به اینکه پیش نویس لایحه «سازمان نظام رسانه‌ای» که حتی التزام قانونی نداشت با مخالفت‌های جدی از سوی کار‌شناسان رسانه و ارتباطات، روزنامه نگاران و حقوقدان‌ها روبرو شد، اگر لایحه «نظام جامع رسانه‌ها» هم به این شکل ارائه شود واکنش‌های جدی تری را به دنبال داشته باشد و راه را برای تندروهای مجلس برای ارائه طرح خود هموار کند.

در این بین و در میان آشفتگی ها در کلام و متن طرح ها شاید منفعل نبودن روزنامه نگاران ایرانی تا حدودی بتواند از نهایی شدن طرح ها و لایحه هایی که در راستای محدودیت های بیشتر و حاکمیتی کردن این صنف است، جلوگیری کند.

نفی استقلال حرفه ای روزنامه نگاری با پیش نویس سازمان نظام رسانه ای

خبرنگاران ایران -«مهمترین نقدم بر پیش نویس قانون سازمان نظام رسانه‌ای جمهوری اسلامی تضاد آن با روح و استقلال روزنامه نگاری است .»اینها جملات محمد آقازاده، روزنامه نگار در نقد پیش نویسی است که نزدیک به یک ماه از ارائه آن توسط دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌ها می‌گذرد و هر روز کار‌شناسان امور رسانه‌ها انتقادات بیشتری را درباره آن مطرح می‌کنند. بند بند این پیش نویس چنان قابل نقد است که برخی آن را تنها طرحی در جهت محدود کردن فعالیت حرفه‌ای رسانه‌ها قلمداد می‌کنند.آقازاده که از جمله منتقدان این طرح است در پاسخ به کسانی که ارائه این پیش نویس را الزامی قانونی می دانند که در آن به سازماندهی رسانه ها اشاره شده می گوید :« تفسیر قانون اساسی بر عهده معاونت مطبوعاتی نیست، همچنین سازماندهی را می توان به معنای تهیه زیرساختهای رسانه ها هم تفسیر کرد .»

صندلی ویژه دولت در تحریریه‌ها

خبرنگاران ایران -جمهوری اسلامی میانه خوبی با نهادهای مدنی و جامعه مدنی ندارد. حتی در سال‌های حکومت خاتمی که به بهار مطبوعات و نهادهای مدنی، شهره شد، مطبوعات و نهادهای مدنی زیر فشار و ضرب و شتم بودند. دولت جامعه مدنی کُش است و می‌خواهد با نهادهای شبه مدنی، عرصه عمومی را هم در اختیار بگیرد. در شرایطی که روزنامه‌نگاران امیدوار بودند که وعده‌های مدیران دولتی برای بازگشایی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران عملی شود، پیش‌نویس قانون نظام صنفی رسانه‌ای دو پیام آشکار دارد؛ نخست این که انجمن صنفی را به فراموشی بسپارید و دیگر هم؛ دایره دخالت و نفوذ دولت و نهادهای حکومتی در حوزه فعالیت‌های رسانه‎ای گشترش می‌یابد و دولت تشخیص می‌دهد چه کسی صلاحیت روزنامه‌نگار شدن را دارد. ساده و کوتاه این که دولت با این قانون به دنبال میز و صندلی‌های تحریریه‌ها و روزنامه‌نگارهای اهلی است.حالا هم پس از سال‌ها کلنجار رفتن با روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها، طرح کهنه را آماده اجرا کرده است. طرحی که به روایت روزنامه سلام، راهکار سعید امامی برای کنترل بر مطبوعات و روزنامه‌نگاران بود و هست. حالا اگر سعید امامی زنده نیست و سعید مرتضوی منفصل از خدمت قضایی و توقیف مطبوعات و بازداشت روزنامه‌نگاران است، حسین انتظامی پروژه ناتمام را پیش می‌برد. نهادهای شبه مدنی متعدد می‌سازد تا اعضای انجمن صنفی را در نهادهای موازی و کوچکتر پراکنده کند و نظام صنفی رسانه‌ای را عملیاتی می‌کند تا روزنامه‌نگاری هم تنها با تائید صلاحیت و عبور از صافی‌های نامحسوس دولتی امکان پذیر باشد.

رویای ایرانی‌ها برای دستیابی به اینترنت پرسرعت و بدون اختلال

خبرنگاران ایران-گرچه طبق آمارهای رسمی، سرعت اینترنت ایران نسبت به سال گذشته افزایش پیدا کرده اما این افزایش سرعت سودی برای عموم جامعه نداشته و در دسترس آن‌ها قرار نگرفته است. هنوز اینترنت ۱۲۸ کیلوبیت با سرعت ناچیز دانلود ۱۶ کیلوبایت برثانیه و همراه با فیلترینگ بالا، سقف مجاز سرعت اینترنت‌های خانگی است در حالیکه در بسیاری از کشورهای دنیا اینترنت‌های چند مگابیتی به راحتی در دسترس همه شهروندان است. گزارش سال ۲۰۱۳ فریدم هاوس یا «خانه آزادی» درباره آزادی اینترنت در نقاط مختلف جهان می‌گوید که از میان ۶۰ کشور مورد مطالعه، ایران بد‌ترین رتبه را در یک سال گذشته داشته است. تا چه میزان دولت در موضوع مربوط به اینترنت سهم دارد و تا چه میزان وضعیت اینترنت در دولت روحانی و نسبت به سال گذشته اش تغییر کرده است؟

حامد شفیعی روزنامه نگار ساکن تهران است که مدتی نیز به عنوان روزنامه نگار حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات فعالیت کرده است. او در گفت‌و‌گو با خبرنگاران ایران درباره مشکلات اینترنت می‌گوید: «مشکلات اتصال به اینترنت و کم بودن سرعت اینترنت مربوط به اکنون نیست .»

روزنامه نگاران ایرانی درباره روزخبرنگار چه گفتند

خبرنگاران ایران:شاید ایران از معدود کشورهای دنیا باشد که روزی را به نام خبرنگار نامگذاری کرده است و در همین حال از معدود کشورهایی است که بیشترین خبرنگار را در زندان دارد.شاید همین تناقض باعث شده که بسیاری از روزنامه نگاران ایرانی با این روز احساس همدلی نداشته باشند و در مراسم مربوط به آن شرکت نکنند.

امسال حتی گروهی از روزنامه نگاران بیانیه ای امضا کردند و با انتقاد از مراسم های نمایشی برای تجلیل از جایگاه خبرنگار گفتند تا زمانی که خبرنگاران با محدودیت مواجه هستند و انجمن صنفی روزنامه نگاران امکان فعالیت ندارد، در هیچ یک از برنامه های فرمایشی روز خبرنگار شرکت نخواهند کرد.:« ما خبرنگاران و روزنامه‌نگاران ایران، اعلام می‌کنیم تا زمانی که همکارانمان برای انجام آنچه رسالتمان نام دارد، در زندان به سر می‌برند؛ تا زمانی که حداقل‌های معیشتی‌مان عده‌ای را مجاب به سکوت و انزوا و یا صدای برخی جریان‌ها کرده است؛ تا زمانی که نهادهای صنفی‌مان همچون انجمن صنفی روزنامه‌نگاران امکان فعالیت ندارد و تا زمانی که شعارهای اصلی انقلاب ایران و حقوق مورد تأکید در قانون اساسی مبنی بر آزادی بیان به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ در هیچ‌یک از برنامه‌های فرمایشی روز خبرنگار شرکت نخواهیم کرد تا اگر نه فریادی بلند، دست‌کم ندایی باشد برای گوش‌های شنوا.»

در ایران نیاز به قانون مطبوعات نداریم

خبرنگاران ایران:دکتر نعمت احمدی، حقوقدان به مشکلات پیش روی مطبوعات نظیر مجوز نشریه ، رقابت نابرابر و مساله توقیف اشاره می کند و می گوید : « مطبوعات نباید نیاز به مجوز داشته باشد . هر کس باید بتواند نشریه اش را منتشر کند و اگر مخاطبش را پیدا کرد ادامه می دهد . مطبوعات ما مستقل نیستند و نمی توانند روی پایشان بایستند . ما الان متاسفانه روزنامه خوان نداریم . الان روزنامه ها تک فروشی ندارند و درصد عمده ی نسخه های چاپ شده برگشت می خورد. بعضی از دکه ها اصلا بسته های بعضی روزنامه ها را باز نمی کنند از طرفی ما یک رقابت ناسالمی هم داریم . ما نشریاتی داریم که دولت کاملا حمایت شان می کند . نشریاتی مثل اطلاعات ، کیهان و ... که ساختمان و تشکیلاتی دارند . روزنامه هایی مثل اعتماد و شرق باید ماهیانه پول اجاره ساختمان بدهند در حالیکه آنهای دیگر از سال 1304 ساختمان دارند . چاپخانه های عظیم دارند . تمام آگهی دولتی به سمت آنها می رود . روزنامه های ما بره های نحیفی هستند که حتی برای تغذیه خودشان هم توان ندارند . روزنامه نگاران ما الان از این روزنامه به آن روزنامه سرگردانند. ما برای شماره سه هزارم روزنامه ای اعتماد جشن گرفتیم اما این روزنامه سه چهار بار توقیف شد آنهم توقیف های یکساله . اما روزنامه های دیگر حتی یک تذکر هم نمی گیرند . الان شما برای گرفتن یک مجوز چهار- پنج سال در نوبت هستید و بعد اولین کاری که باید بکنید این است که جایی را اجاره کنید و در یک بازار رقابتی نا سالم شرکت بکنید .»

انجمن صنفی و پالتویی که باید بیرون آویزان شود

خبرنگاران ایران :محمد بلوری از روزنامه نگاران با سابقه ایران می گوید: یک روزنامه نگار وقتی وارد انجمن صنفی خود می شود باید ایدئولوژی اش را مثل پالتویش پشت در آویزان کند و بعد وارد شود . بعد می گوید: متاسفانه از همان روزی که انقلاب پیروز شد این آفت یعنی ایدئولوژی و سیاست وارد کار صنفی ما شد . او با ذکر خاطره ای گفت: « در همان ابتدای انقلاب که در روزنامه کیهان بودیم این مساله سیاسی شدن روزنامه نگاران شروع شد .در آن زمان تعدادی از روزنامه نگاران که سیاسی بودند یا زندانی سیاسی بودند ، آمدند و گفتند که شورا تشکیل بدهیم. ما گفتیم این شورا به درد روزنامه نمی خورد . در همان روزها آقای بازرگان در یک نطق به گروه های سیاسی از جمله چریک های فدایی خلق انتقاد کرده بود .انتقادش به گروه های سیاسی از جمله چریک های فدایی خلق بود . من وقتی آمدم خبرها را بررسی کردم این نطق را دیدم و خب از نظر من یک نطق بود وآن رابرای چاپ تایید کردم و اما بعد به من خبر دادند که این نطق را از صفحه خارج کرده اند. گفتم چه کسی ؟ گفتند یکی از اعضای شورای سردبیری . رفتم و دوباره نطق را گذاشتم و گفتم چرا ؟ برای چی ؟ گفتم که واقعا شما انقلاب کردید برای چه ؟ شما به عنوان یک روزنامه نگار باید بی طرفانه برخورد کنید .شما مثل یک قاضی هستید که نباید رای بدهید. باید تحقیق کنید و همه مسائل را بخوبی ببینید . بعد بازرگان در نطقی دیگر گلایه کرد که من نطق می کنم اما حذف و دستکاری و سانسور می کنند. می خواهم بگویم وقتی مسائل سیاسی وارد روزنامه و بویژه یک انجمن صنفی (که باید مدافع مسائل صنفی روزنامه نگاران باشد) می شود ، این مشکلات را به همراه دارد.

هیاهوی رسانه ای علیه مجله های تازه

خبرنگاران ایران- خرداد ماه امسال دو مجله "زنان امروز" و "ایران فردا" فعالیت رسانه ای خود را شروع کردند. در مدت کمتر از یک ماه فعالیت علنی و رسمی این مجلات نوپا، رسانه های اصولگرایان تندرو و نیز صدا و سیما تهدید ها و هیاهوهای رسانه ای شان را علیه آنها آغاز کردند. هیاهوهایی که به نظر می رسد مقدمه ای برای توقیف این نشریات تازه باشد و به قول علی اصغر رمضانپور،روزنامه نگار، نشریات را سر زا می بندند تا مجبور نباشند آنها را به صورت فله ای توقیف کنند.مجله ایران فردا، ۱۴ سال پیش در جریان توقیف گسترده مطبوعات ایران، توقیف شده بود. این مجله به مدیریت عزت الله سحابی از مهمترین نشریات روشنفکری دهه ۱۳۷۰ بود که با گرایش ملی مذهبی و مشی انتقادی نسبت به دولت، منتشر می شد. اینک این مجله پس از ۱۴ سال و پایان یافتن دوره محکومیت، در سالگرد درگذشت مدیرش، انتشار خود را در حالی از سرگرفته که با تهدیدهای رسانه ای مواجه است.

بعد از انتشار مجله ایران فردا برنامه بیست و سی صدا و سیما که برنامه ای منتسب به جریان های امنیتی در ایران است، در گزارشی از معاون وزیر ارشاد پرسید که چرا مجله ای که ۱۴ سال از توقیف آن می گذرد دوباره منتشر می شود آن هم در سالی که باید بیشتر به فرهنگ توجه شود در همین گزارش خبرنگار صدا و سیما از مسوولان پرسید آیا دادن مجوز به نشریه ای که تحرکات ساختار شکنانه داشته در جهت ترویج فرهنگ اسلامی و ملی است ؟

علیه روزنامه نگاری حزبی، نبردی در دو جبهه

روزنامه نگار حزبی در یک پاسخ کوتاه یک فعال سیاسی است که از رسانه به عنوان تریبون حزبی برای بیان و ترویج نظرات حزب خود استفاده می کند و کار و عملکرد او از نظر حرفه ای هیچ ارتباطی با حرفه روزنامه نگاری که دارای تعاریف مشخص و رایج است، ندارد. بنا به تعریف هایی که ما از روزنامه نگاری داریم و آن را بطور کلی از فعالیت سیاسی جدا می کنیم، روزنامه نگار حزبی بودن به معنای تابعیت از قواعد و اصول حزبی است و نمی تواند با اصول روزنامه نگاری سازگاری داشته باشد، روزنامه نگار می تواند گرایش سیاسی خود را در نوشتن نقد، تحلیل یا نظر شخصی با در نظر گرفتن قواعد حاکم براین حرفه وارد کند اما نمی تواند در خبر، گزارش و مستندسازی گرایش سیاسی خود را مبنای تولید محتوای رسانه ای فرض کند زیرا در این صورت دیگر بدون تعارف روزنامه نگار نیست، کارمند روابط عمومی حزب است.

تفاوت اصلی روزنامه نگاری با گرایش سیاسی در ایران با جهان آن است که در ایران روزنامه نگاران بدل به کارمند حزب یا مرجع قدرت شده اند و از اعضای ارشد حزب با عنوان «بزرگان» یاد می کنند و کسانی که در حزب نیستند «دیگران» هستند، این نگرش قالبی سبب می شود که دو تفاوت اصلی در برابر روزنامه های حزبی اینجا نمود بیابد؛ اول اینکه در رسانه های با گرایش های سیاسی مختلف مثلا روزنامه اومانیته (که به حزب کمونیست فرانسه وابسته است) روزنامه نگاران این حزب به اصول اخلاق حرفه ای پایبند هستند و دوم آنکه این رسانه ها علنا وابستگی خود را به یک حزب اعلام می کنند.

شبکه‌های اجتماعی و روزنامه‌ها رویداد ۳۵۰ را چگونه پوشش دادند

خبرنگاران ایران- در ماجرای پنج شنبه بیست و هشتم فروردین ماه، همان روزی که نیروهای امنیتی به بند ۳۵۰ اوین یورش بردند و بسیاری از زندانیان سیاسی را مورد ضرب و شتم قرار دادند؛ کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و توییتر،اولین واکنش خود را با سیاه کردن عکس های پروفایلشان نشان دادند و نام این روز را "پنج شنبه ی سیاه" گذاشتند. در روزی که رسانه های رسمی داخل کشور در حالتی نیمه تعطیل به سر می بردند؛جایی همچون فیس بوک برای خبررسانی و انتشار روایت های بند 350 زندان اوین مناسب ترین ابزار اطلاع رسانی به حساب می رفت. پیش از انتشار رسمی اخبار مربوط به کتک زدن زندانیان سیاسی توسط نیروهای امنیتی در روزنامه ها، کاربران شبکه های اجتماعی به ویژه خانواده های زندانیان روایت های خود را در این فضای مجازی دست به دست کردند آن هم در یک روز نیمه تعطیل برای رسانه های داخلی کشور. اما چقدر این دست به دست شدن اخبار ماهیت رسانه ای دارد؟ آیا اخبار در همین شبکه های اجتماعی نوشته می شوند یا نه رسانه ای هست که آن را تغذیه کند؟ در این ماجرا رسانه ها چه کردند؟ کدام روایت، واقعیت داشت؟ آنچه که روزنامه های رسمی کشور نوشتند کدام وجه از اتفاق را روایت می کرد و آنچه را که در پست های کاربران فیس بوک و توییتر رد و بدل شد ؛ روایت گر کدام بخش بوده است؟ حمید مافی و بهروز صمد بیگی دو روزنامه نگاری که پیگیر اخبار مربوط به حادثه اخیر ضرب و شتم زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین بودند؛درباره این اتفاق ،رسانه ها و شبکه های اجتماعی سخن می گویند.

روزنامه‎ نگاری محلی سینه خیز رفتن میان سیم‎خاردارهای معابر جنگی است

حمیدمافی:اگر روزنامه‎نگاری در ایران را به راه رفتن در میدان مین تشبیه می‎کنند، روزنامه‎نگاری محلی سینه خیز رفتن در میان سیم‎خاردارهای معابر جنگی است. در حوزه محلی به دلیل کوچک بودن فضا، دایره نفوذ نهادهای دولتی و امنیتی گسترده‎تر است و تهدیدهای امنیتی بیشتر. نهادهای ذی‎نفوذ کنترل بیشتری بر فضای سیاسی و اجتماعی و به تبع آن رسانه‎ای دارند. خطوط قرمز فرعی بیشتری وجود دارد و همین خطوط قرمز فرعی حداقل در یک و نیم دهه فعالیت مطبوعاتی من در قزوین، بارها گریبان‎گیر رسانه‎ها و روزنامه نگاران شده است. حضور پررنگ نهادهای دولتی و نیروهای مخالف آزادی مطبوعات در فضای رسانه‎ای قزوین کاملا پیدا است. در یک دهه گذشته به صورت مشخص وب‎سایت‎ها و وبلاگ‎های بسیاری از سوی نیروهای مخالف جریان آزاد اطلاعات راه‎اندازی شده است و این جریان فضای رسانه‎ای قزوین را تسخیر کرده است.

این مطبوعات جشنواره نمی خواهد، یادواره و اندوه می‌خواهد

خبرنگاران ایران :داریوش معمار، سردبیر مجله ارمغان فرهنگی به خبرنگاران ایران می‌گوید: «معتقدم ابتدا باید مطبوعه ای در کار باشد و بعد برای آن نمایشگاه برگزار کرد، مطبوعات مستقل در ایران به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسند و همه یا توقیفند یا تعطیل اجباری. در این اوضاع اسفناک که وضع روزنامه نگار و روزنامه چی اینگونه است، شما بگوئید برای چه کسی و کدام مطبوعه و مخاطب وزارت ارشاد نمایشگاه برگزار کند، خبرنگاران تا یک قلم می چرخانند مدیرانشان به حبس و روزنامه هاشان به محاق می روند. این اوضاع به نمایشگاه و جشنواره نیاز ندارد، یادواره می خواهد و اندوه نامه باید برایش نوشت. ضمن آنکه در این فرصت می خواهم انتقادی هم به دولت آقای روحانی و تیم فرهنگی ایشان وارد کنم، که حد اعتدالشان برایم یادآور روزهای سخت دهه هفتاد و عصر اصلاحات و تعطیلی های مطبوعات است، با این تفاوت که اینبار نیامده روزنامه ها رفتند. آقای روحانی تا امروز نتوانسته به وعده های فرهنگی اش جامه عمل بپوشاند و این ضعف را نمی توان به هیچ صورتی کتمان کرد . اساسا مطبوعات و رسانه ها باید بتوانند آزادانه فعالیت کنند ، البته رسانه های دولتی هم در همه جای دنیا هستند اما اینها مانع فعالیت رسانه های بخش خصوصی نمی شوند .»

بی توجهی به اینفوگرافی در مطبوعات ایران

خبرنگاران ایران :اوج محبوبيت اينفوگرافی در رسانه‌ها و مطبوعات به دهه‌ي 1990 بازمي‌گردد، سازمان‌های خبري و اطلاع‌رسانی به اهمیت ارتباط بصري با مخاطبان خود پی بردند. اینفو مخفف کلمه information به معنی اطلاعات است و graphic هم به معنی تصویر و اینفوگرافی یعنی ارائه اطلاعات یا اطلاع‌رسانی از طریق تصویر. در روش سنتی متن غالب است اما در روش جدید تصویر و نمودار و جدول. نمایش اطلاعات و داده‌ها به صورت تصویر این روزها مهم‌ترین بخش صفحات روزنامه‌ها و نشریات و مجله‌ها است. اما از این ابزار در رسانه‌های ایران استفاده نمی‌شود. کارشناسان رسانه دلایل متعددی را برای آن ذکر می‌کنند: مهم‌ترین دلیل در عدم استفاده از توان اطلاع‌رسانی اینفوگرافی در مطبوعات ایران ناشناخته بودن آن و خلاصه شدنش به استفاده از عکس و ترکیب جند عکس در یک مطلب است. دلیل دوم به وضعیت رسانه‌ها برمی‌گردد.

رییس جمهور حق داشت خبرنگار انتخاب کند یا نه

خبرنگاران ایران:موضوعی که در این مدت زیاد مورد بحث قرار گرفت این بود که آیا اصولاً مصاحبه شونده که در اینجا رییس دولت بود حق دارد که خبرنگاری را که با او مصاحبه می‌کند، انتخاب کند؟کسانی گفتند اگر قرار باشد رییس‌جمهور یا هر مقام دیگری خبرنگار را انتخاب کند، پس استقلال رسانه و خبرنگاران چه می شود؟کسانی در پاسخ این افراد گفتند که اصلاً مگر صدا و سیمای جمهوری اسلامی مستقل است که از به خطر افتادن استقلال خبرنگار سخن می گویید؟و باز کسانی گفتند شیوه ای را باب نکنیم که اگر نوبت خودمان شد نتوانیم از آن دفاع کنیم.یعنی اگر در جایی دیگر و مقام دیگری هم خواست خودش خبرنگار را انتخاب کند، در آن صورت حق اعتراض نخواهیم داشت که این مقام در کار رسانه دخالت می‌کند و این گونه است که امروز از روشی دفاع می‌کنیم که فردا استقلال ما را به عنوان خبرنگار به خطر می‌اندازد و کسانی هم گفتند وقتی خبرنگاران به طور کلی فاقد استقلال عمل هستند و نمی‌توانند هر سؤالی را مطرح کنند، اصلاً این بحث‌ها چه اهمیتی دارد.اهالی رسانه نسبت به این ماجرا واکنش‌های متفاوت داشتند.برخی موضوع را بی‌اهمیت دانستند، برخی حاشیه‌ای و فرعی، برخی گفتند موضوع اصلاً رسانه‌ای نبود و سیاسی بود.برخی حق را به ضرغامی رییس صدا و سیما دادند و برخی نیز حق را به رییس‌جمهور.

از الو سلام تا نظرات مردمی در وب‌سایت‌های خبری

خبرنگاران ایران:بی‌شک با مرور روزنامه‌ها طی چند دهه گذشته، وقتی در میان اصحاب رسانه صحبت از ستون پیام‌های مردمی می‌شود ، ذهن بسیاری به سمت ستون «الو سلام» روزنامه سلام می رود . روزنامه‌ای که در اواخر سال 69 پا به عرصه مطبوعات گذاشت و تا سال 78 برقرار بود . این ستون لوگوی خاص خود را داشت و به اندازه نصف کاغذ آ چهار بود که با رنگ سبز بالای آن نوشته شده بود «الو سلام». این ستون همانی است که الان در بسیاری از روزنامه‌ها وجود دارد و پیام‌ها و خواسته‌های مردمی در آن منتشر می‌شود. به همین جهت به سراغ یکی از اعضای تحریریه روزنامه سلام در آن سال‌ها رفتم و از او پرسیدم که چه عواملی باعث می‌شد که روزگاری ستون پیام‌های مردمی روزنامه سلام وجهی یکه و مشخص داشته باشد ؟

ستون الو سلام فقط به مسایل شهری و حاشیه ای نمی پرداخت بلکه گاهی مهمترین مسایل از طریق همین ستون انتشار می یافت .نکته دیگر اینکه خود روزنامه هم به این ستون توجه ویژه ای داشت و بهترین جای صفحه و بیشترین جا و در بعد داخلی هم امکانات و نیروی لازم را در اختیار می گذاشت و این بود که مجموع مسایل این ستون را محل توجه همگان کرده بود .

خبر پیمان عارفی و خبرنگارانی که دنبال قضاوت بودند نه خبر

خبرنگاران ایران :چه آنها که به دفاع از پیمان عارفی پرداختند و در اظهار نظرهای خود او را با یکی از شخصیت های فیلم در باره الی مقایسه کردند و چه آنها که او را سرزنش کردند که منافع وثیقه گذار را نادیده گرفته و به اعتبار مجموعه ی زندانیان سیاسی خدشه وارد کرده است، به اعتبار منابع و صحت خبر تا حد زیادی بی توجه بودند. بسیاری از این خبرنگاران بدیهی ترین اصول خبرنگاری را فراموش کردند و بی اینکه در پی کسب خبر درست و انتشار آن باشند، به قضاوت نشستند.حالا در دفاع یا مذمت، چه فرقی می کند.اغلب خبرنگاران فراموش کردند کار آنها قضاوت و ارزشگذاری نیست بلکه خبررسانی صحیح است.کمتر خبرنگاری تلاش کرد به همکارانش نهیب بزند:در باره کدام خبر با رعایت کدام موازین خبری سخن می گویید و در دفاع از سوژه یا سرزنش او با یکدیگر مسابقه گذاشته اید ؟

تیترهای گنگ در نشریات ایران که خبر داغ نیستند

خبرنگاران ایران-سعیدرازی دوست:حتما هر ایرانی روزنامه خوان یا هر فرد پیگیر مطالب خبرگزاری های فارسی زبان، بارها با تیترهایی شبیه موارد زیر روبه رو شده است: «عده ای مخالف بهبود شرایط اقتصادی هستند»، «عده ای مخالف بهبود روابط با جهان خارج اند»، «عده ای با حقوق بشر مخالفند»، «عده ای با جمهوریت نظام مشکل دارند»، «عده ای نمی خواهند مطبوعات آزاد داشته باشیم» و ...

طبیعی یا بدیهی است که هر ایده، تفکر، آرمان، منش و نهاد، مخالفان و موافقانی داشته باشد. درباره چرایی موافقت ها و مخالفت ها می توان بی طرفانه، منطقی و پژوهشگرانه سخن گفت. اینکه کسانی مخالف بهبود روابط ایران با غرب باشند، نه چیز عجیبی است و نه گناهی شرم آور. شخصیت های سیاسی مخالف تفکر یا مشی مذکور نیز محق اند نسبت به پیشبرد یا معرفی افکار خود اقدام کنند. به نوعی می توان گفت در چنین شرایطی رسانه ها بدل به عرصه گفت و گو، منازعه و مباحثه دو سوی ماجرا می شوند. پس رسانه به نوعی به میدان زورآزمایی طرفین بدل می شود.

روزنامه نگاران در تاجیکستان حق انتقاد به رییس جمهور را ندارند

خبرنگاران ایران- بابک موحدی :حتی در ایام انتخابات ریاست جمهوری نیز هیچ رسانه ای در تاجیکستان حق انتقاد از رییس جمهور و نزدیکانش را ندارد." نورالدین قرشی بایوف، رییس انجمن رسانه های مستقل این گفته را در حالی می گوید که تنها دو روز به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری تاجیکستان باقی مانده است و پوشش رسانه ای انتخابات در دستان رسانه های دولتی تاجیکستان است. روز ششم نوامبر( 15 آبان ماه) در تاجیکستان، شش نامزد در انتخابات ریاست جمهوری به رقابت می پردازند. اما حال و هوای نشریات و رسانه ها در تاجیکستان در ایام انتخابات چگونه است؟ به گفته قرشی بایوف وقتی اخبار مربوط به انتخابات ریاست جمهوری تاجیکستان را دنبال می کنی؛ از بین شش کاندیدا نام امامعلی رحمان را بیشتر می خوانی و می شنوی. کاندیدایی که در حال حاضر رییس جمهور تاجیکستان است و در ایام انتخابات چهره ی اوست که به صورت بیلبورد و پوستر در سطح شهر دوشنبه تبلیغ می شود و در نتیجه چهره های دیگر کاندیداها در میان مردم ناشناخته مانده اند. قرشی بایوف در این گفت و گو درباره فعالیت های انجمن رسانه های مستقل سخن می گوید. انجمنی که در تاجیکستان در سال 1999 به عنوان تشکلی غیر دولتی تاسیس شد . اعضایش را روزنامه نگاران آزاد و رسانه های مستقل این دیار تشکیل می دهند.

نشریات حوزه سلامت؛ از سانسور تا روزنامه نگاران غیرمتخصص

خبرنگاران ایران- بابک موحدی-نبود خبرنگاران تخصصی ،کم سوادی خبرنگاران حوزه سلامت ،سانسور و ناشناس ماندن مخاطب در حوزه های علمی از مهم ترین مشکلاتی است که خبرنگاران حوزه علم و سلامت در نشست تخصصی ترویج علم و رسانه به آن اشاره می کنند .روز شنبه چهارم آبان ماه اولین روز هفته ترویج علم آغاز شد. انجمن ترویج علم نیز روز اول را به ترویج علم و رسانه اختصاص داد . نشستی تخصصی با عنوان ترویج علم و رسانه که برخی از استادان رشته ارتباطات از جمله حسن نمک دوست و جمع زیادی از روزنامه نگاران فعال در مجلات علمی حاضرند. جلسه ای که بیشتر حالت درد دل دارد. روزنامه نگارن حوزه علم پشت تریبون می آیند و از مشکلات شان در چگونگی انتشار مطالب علمی و موانع موجود سخن می گویند. اینکه کسانی ژورنالیست های حوزه علم می شوند که رشته تخصصی شان نیست؛ بیشتر اخبار علمی که در رسانه های ایران منتشر می شود با زبانی آکادمیک طرح می شود و زبانی نیست که بتواند برای مخاطب جذابیت داشته باشد .جایگاه مخاطب در مجلات علمی کجاست و آیا هنگامی که مطلبی در حوزه علم و دانش تولید و یا ترجمه می شود نیم نگاهی به مخاطب اش دارد یا نه؟ و در یک کلام اینکه جایگاه ترویج علم در رسانه های علمی کجاست؟

طنز کمرنگ در مطبوعات ایران

خبرنگاران ایران- علی رضا بهجت :پس از انتخابات ریاست جمهوری خرداد 1376 و ایجاد فضای خاص سیاسی و اجتماعی در کشور، طنز نیز عرصه‌ي نوینی را برای حرکت خود یافت. در سایه‌ي این فضا، فرصتی برای نویسندگان فراهم می‌شود تا با صراحت بیش‌تری سخن بگویند. این است که می‌بینیم شوخ‌طبعی در این دوره، بسیار به هجو می‌گراید و گاه فضای طنز پس از شهریور 1320 و پس از بهمن 1357 را در اذهان تداعی می‌کند و بعضی اوقات رنگ مناقشه و جنجال‌آفرینی به خود می‌گیرد. در فاصله‌ي دو سال به دفعات دادگاه مطبوعات، به طرح دعاوی درباره‌ي مطالب طنز (تصویری و مکتوب) روزنامه‌ها و نشریات می‌پردازد و چاپ مطلب و تصویر طنز یکی از دلایل تعطيلي دو روزنامه‌ي «جامعه» و «زن» عنوان می‌شود. در این دوره بیش‌ترین جنجال‌آفرینی در زمینه‌ي طنز، در روزنامه‌ها دنبال می‌شود و نشریات طنز در فضایی آرام‌تر نسبت به روزنامه‌ها، حرکت می‌کنند. نشريه «دنیای طنز» در بهمن 1376 منتشر مي شود و روزنامه‌ هاي زن، جامعه، توس، نشاط، آریا، جهان اسلام، اخبار، سروش، ایران، انتخاب، کار و کارگر و... ستون‌های طنز دارند.

فراز و فرودهای طنز در نشریه های ایران- بخش یک

خبرنگاران ایران: « هم طنز در مطبوعات ايران كم‌رنگ است و هم مطبوعات طنز در ايران» این را زمانی عمران صلاحی، طنز پرداز گفته بود و گله داشت از وضع طنز مطبوعاتی. اما چه شده که طنز مطبوعاتی در ایران ضعیف است؟ طنز در مطبوعات و یا نشریات طنز در ایران کدام فرازها و فرود ها را طی کرده است که نه تنها عمران صلاحی که خیلی های دیگر اذعان دارند که طنز در مطبوعات ایران آن چنان که باید باشد؛ نیست. شاید با بررسی تاریخی نشریات طنز در ایران بتوان تصویری از این وضعیت ارائه داد. قبل از اینکه بخش نخست این مقاله که به بررسی مطبوعات طنز از زمان انقلاب تا سال 1376 اختصاص دارد؛آغاز کنیم بهتر است تعریفی از طنز مطبوعاتی ارائه دهیم. طنز مطبوعاتي به معناي عام آن و فارغ از معناي ريشه اي و وجوه مميزه آن با دسنه بندي هاي ديگر اعم از بذله ، لطيفه ، هزل ، هجو ، فكاهه و بطور كلي شامل همه ي نشانه هاي نوشتاري و تصويري مقوله اي است كه تاثيرپذيري بسيار مستقيمي از تحولات سياسي ، فرهنگي و اجتماعي دارد .

مفهوم خوشبختی زنان در نشريات خانوادگی

خبرنگاران ایران- علی رضا بهجت:آيين پزشكي در این مجلات شامل آگهي هاي تبليغاتي پزشكاني است كه راز و رمز با پرستيژ بودن بدن زنان را تبليغ مي كنند ؛ يك فوق تخصص جراحي پلاستيك ، از « دردسرهاي دماغ سربالا » مي گويد و در كنار آن طي يادداشتي توضيح مي دهد و مخاطبان را شيرفهم مي كند كه چرا فلان عمل هزينه اش بالاست و لابد مي خواهد كه مردم آنها را درك كنند . يك متخصص زيبايي ديگر سعي مي كند اين نگراني را از زنان دور كند كه عمل « پروتز سينه » سرطان زاست و آنها را ترغيب به انجام اين عمل مي كند . يك دندانپزشك به مخاطبان هشدار مي دهد كه حداقل سالي يكبار براي جرمگيري به دندانپزشك مراجعه كنند . يك مركز مشاوره جراحي زيبايي صورت با اين شعار كه « ايران ما زيباست ، زيبايي ايراني افتخار ماست » سرمايه گذاري بر روي زيبايي بدن زنان را همچون امري ناسيوناليستي در يك صفحه كامل تبليغ كرده است . يك متخصص تغذيه نيز به زناني كه مي خواهند بدن هايي همچون يك مانكن بدون يك پرده گوشت اضافي داشته باشند توصيه مي كند كه « سرعت در كاهش وزن هنرنيست بلكه خطر است . »

خبرنگارهایی که دلال شده اند

خبرنگاران ایران –ورود خبرنگاران به عرصه دلالی و واسطه گری چقدر در چارچوب قواعد حرفه ای روزنامه نگاری می گنجد؟ چرا برخی از خبرنگاران به ویژه خبرنگاران ورزشی به ورطه دلالی می افتند؟ ساز و کاری که خبرنگاران دلال برای پوشش رسانه ای به کار می گیرند؛چیست؟ پشت پرده ی انعکاس مطالب شان، کدام دسته از تبانی ها وجود دارد؟ و در این بین چه کسانی مروج دلالیسم در میان خبرنگاران به وِیژه روزنامه نگاران ورزشی هستند؟ بحث دلاليسم و نقشمندی در تبانی ها در ميان خبرنگاران ورزشي نويس به ويژه در حوزه ی فوتبال مساله ای است که سالهاست به گوش می رسد؛ اما از آن جهت که در این مبحث انگشت اتهام به سمت مطبوعات بوده ، کمتر رسانه ای شده است . در این گزارش از طریق گفت و گو با برخی از دست اندرکاران ورزش و نیز ورزشی نویس ها ، گوشه ای از وضعیت پدیده دلالیسم در رسانه های ورزشی و در میان خبرنگاران به تصویر کشیده شده است. عدم امنیت شغلی خبرنگاران ، حقوق اندک، فقدان مزایای قانونی، نداشتن بیمه، . وسوسه ی مدیران و مربیان و کسانی که برای منفعت طلبی خود هر نیرویی از جمله خبرنگاران را به کمک می گیرند ،عدم حمایت از جانب تشکل های صنفی، و...،. ، باعث تکثیر روزنامه نگاران غیر واقعی می شود . خبرنگارانی که بیشتر دلالند تا روزنامه نگار .

فردوسی پور، خودکامه یا عدالت طلب و منتقد قدرت

خبرنگاران ایران -علیرضا بهجت :چهارده سال پيش در چنين روزهايي ( 23 مرداد 1378) عادل فردوسي پور با الگوبرداري از برنامه هايي نظير MACH OF THE DAY از يك شبكه ي تلويزيوني درانگليس وهمچنين برنامه 90 تلويزيون ايتاليا ، برنامه اي را با عنوان نود در شبكه ي سه تلويزيون ايران بنا گذاشت كه در آن به نقد و بررسي همه جانبه فوتبال در ايران مي پرداخت و اين برنامه به عنوان يكي از پرمخاطب ترين برنامه هاي تلويزيوني ايران فعاليتش هنوز هم ادامه دارد عادل فردوسي پور، پروسه جذاب سازي را مي شناسد و به پر و پاي همه مي پيچد . چيزي كه حتي فارغ از ورزش بطور نمادين دل بينندگان را خنك مي كند. اين است كه آنها لذت مي برند كه يك مسئول دولتي زير سوال مي رود . عادل حتي به نحوه ي خوشحالي بازيكن هم ايراد مي گيرد نه به خاطر رفتارهاي جنون مندانه ناشي از شعف خاطر بلكه به دليل زانو زدن جلوي مربيان نوچه پرور. او دشمن پوپوليسم است و با آن مي جنگد و حتي اگر لازم شود از فن بدل هم استفاده مي كند ؛ يعني استفاده از پوپوليسم عليه پوپوليسم ، كه اين كار را معمولا با مسابقه پيامكي انجام مي دهد .

چگونه فرهنگ رسانه ها را محدود مي كند

خبرنگاران ایران- هميشه اهرم و لينك هايي هستند كه در مكانيزم پوشش دهي اخبار ، رسانه را به سمت خروجي معين و محدودي سوق ميدهند و حد و عرفي را براي سيستم خبر رسانی تعيين مي كنند .مولفه هاي محدود كننده معطوف به پايگان هاي سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي هستند كه اگر اين پايگان ها را همچون تابعي از متغيرهاي گوناگون در نظر بگيريم هر چه كه اين متغيرها كمتر باشد ،استقلال رسانه بيشتر خواهد بود .مسائل فرهنگي در ايران بسيار پيچيده هستند و محدوديت هاي چند فرهنگي دامنگيراصحاب رسانه است. در اين راستا طنزپردازان و كارتونيست ها معمولا مشكلات بيشتري دارند.گرچه سايت هاي خبري مستقل به جهت فارغ بودن از بيشتر مولفه هاي محدود كننده همچون نهادها ،سازمان ها ، گروهها و افراد ، بيشتر از رسانه هاي نوشتاري و چاپي باب طبع مردم هستند اما يكي از معدود مولفه هاي محدود كننده رسانه هاي مستقل همين مساله فرهنگي است چرا که سايت هاي خبري مستقل نیز باید مسائل فرهنگي را رعایت کنند .

نام خیالی ام حالا از من معروف تر است

خبرنگاران ایران-تلخ‌ترین و در عین ِ حال شیرین‌ترین اتفاقِ زندگی ژورنالیستی نگارنده به چهار سالِ پیش برمی‌گردد. درست بعد از انتخابات بحث برانگیزِ ریاست‌جمهوری سال ۸۸ در ایران و توقیف بی‌وقفه مطبوعات و بازداشتِ گسترده دوستان و همکارانم در تحریریه‌ها مدتی از کار بیکار بودم . از سر ِ اجبار و گذران ِ زندگی تنها گزینه حرفه‌ای‌ام همین روزنامه بود. پس مجبور بودم با شرایط توهین و سانسور کنار بیایم! در پاییز و در هوای بارانی تهران بیرون از تحریریه در حالِ کشیدن سیگار بودم. ناگهان در تصوراتم غرق شدم و با مردی خیالی درباره همه این‌ها که برای شما نوشتم صحبت کردم. بعد نامی برای آن مرد خیالی انتخاب کردم و هروقت از شرایط دلگیر بودم با او صحبت می‌کردم. کم‌کم مطالبی که دستخوشِ سانسور شده بود را با نامِ این مردِ خیالی منتشر کردم. از آن روز‌ها تا به امروز این مردِ خیالی همراه من است، با او حرف می‌‎زنم و هرازگاهی مطلبی با نامش می‌نویسم و منتشر می‌کنم. نام این مردِ خیالی‌ این روز‌ها از من و نام‌ام معروف‌تر است و من سال‌هاست که دیگر از جلوی تحریریه آن روزنامه رَد نشدم.

روزنامه نگاری و حساسیت واژگانی

خبرنگاران ایران- زبان رسانه ها نقشمندی بسیار مهمی در تاویل ها و دریافت های مردم از میلیونها مطلبی دارد که روزانه در رسانه های مختلف منتشرمی شوند. شما روزانه در رسانه ها به خصوص در صفحات اندیشه و هنر با انبوه واژگان و اصطلاحات فلسفی ، سیاسی ، جامعه شناسی و هنری روبرو می شوید که در یک متن استفاده شده بدون اینکه مصداق آن روشن باشد و تعبیر و تاویل مشخصی را تعین بخشد. هر روزه در رسانه ها کلمات و اصطلاحات بسیاری به کار برده می شود که معنا و تفسیر آنها برای مردم دقیق نیست .روزنامه نگاران حرفه ای بسیار حساس هستند که از واژگان دقیقی بهره ببرند که معنای آنها برای مردم کاملا روشن باشد. استفاده بی محابا و خام از واژگان می تواند دامنه ی خوانش ها و دریافت ها را به سمت و سوهایی بکشاند که نهایتا بستری از بدفهمی و غلط خوانی را به وجود آورد . آنچه که روشن است این است که کلمات لزوما آن معنای اصلی را بیان نمی کنند و حامل آن معنای ای نیستند که همگان بر آن توافق داشته باشند و اساسا یک تناظر یک به یک بین آنچه که بواسطه ی واژگان و اصطلاحات طرح می شود و آنچه که بازتاب آن است وجود ندارد.

وقتی شبکه های اجتماعی بازتاب جامعه می شوند

خبرنگاران ایران -شبکه های اجتماعی نقشمندی های کاملا دو سویه دارند آنها در عین حالی که می توانند باعث سوءتفاهم ها شوند در جهت عکس آن نیز می توانند حرکت کنند و باعث تفاهم شوند . شبکه های اجتماعی به راحتی می توانند تنش های اجتماعی – سیاسی را موجب شوند و یا تنش زدایی کنند و نیز می توانند در هنگام فجایع و رخداد ها نزدیک بینانه ترین اخبار را انعکاس دهند (مثل آنچه که در زلزله آذربایجان رخ داد) . در کشور های توتالیترعملکرد شبکه های اجتماعی مغایر با مقاصد وسیاست های حکومتی است . آنها معمولا تحلیل ها ،اخبار ، آگاهی هایی ارائه می دهند که با اهداف حکومت همخوان نیست و نیز به سمت تکثرگرایی معطوف اند که دگرگونی های فرهنگی ، نژادی ، زبانی و قومی را بروز می دهند .عدم رعایت اصول حرفه ای و نیز عدم وجود پیش شرط برای ورود به عرصه ی خبر رسانی مرزهای اخلاقی را در این شبکه ها به شدت متزلزل می کند . آنها به مثابه ی رسانه های جانشین در کمترین زمان ممکن اطلاعات را انتقال می دهند. در کشورهای توتالیتر مردم به دنبال راه هایی برای انتشار اطلاعات از طریق این رسانه های جانشین هستند چرا که گمان می کنند رسانه های رسمی منطبق با خواست ها و انتطارات آنها نیست . اساسا طبیعت این رسانه ها این است که گارد مخالف داشته باشند و رویکردی نقادانه داشته باشند چرا که اگر همسو با رسانه های رسمی باشند نمی توانند مخاطبان بی شمارشان را جذب و حفظ کنند .

حال و روز مجلات ادبی در ایران ؛ازگرانی تا عمر کوتاهشان

خبرنگاران ایران -مجلات ادبی در ایران معمولا تحت عنوان ماهنامه و فصلنامه منتشر می شوند که ماهنامه ها هم عموما در دوره ی زمانی ماهنامه منتشر نشده بلکه صحیح تر آن است که بگوییم گهگاه نامه هستند . آنها بعضا حتی دو شماره را باهم منتشر می کنند و نیز این مجلات معمولا عمر کوتاهی دارند و قبل از اینکه به عمر بازدهی برسند تعطیل می شوند با این وجود تعداد اندکی از این مجلات می توانند عمر بیشتری بکنند ، گرچه مجلاتی که مورد نظر ماست مجلات خصوصی اند چرا که مجلات دولتی و یا آنها که از رانت دولتی استفاده می کنند فارغ از این ماجرا هستند و البته که ادبیات پرتپش و بالنده و تجربه گرا در مجلات دولتی بروز نمی یابند .مهمترین معضل مجلات ادبی پرمحتوا در ایران این است که به صورت خصوصی اداره می شوند چرا که مجلات ادبی دولتی با رنگ و لعاب ایدئولوژی متعفن ترین رنگ و بو را دارند و ادبیات را درگیر تیغ سانسور می کنند.

استقلال بیشتر، فضای کار کمتر

خبرنگاران ایران-روزنامه نگاران ایرانی پس از زندان چگونه روزگار می گذرانند ؟ آیا آنها همان نگاه گذشته را به حرفه ای دارند که برای آن گاه سالها زندانی شده اند ؟آیا دیدگاه روزنامه نگاران بازداشت شده به حرفه شان قبل و بعد از بازدشت یکسان است ؟زندان رفتن چه تاثیری در تغییر نگاه روزنامه نگاران دارد آیا آنها را محافظه کارتر می کند یا جسورتر ؟ آیا زندان رفتن آنها موجب استقلال بیشتر آنها در مقابل فضای کاری کمتر برای آنان خواهد بود ؟ یا تنها راه را برای کار در حرفه مورد علاقه شان خواهد بست ؟ به راستی آیا تجربه زندان نگاه ، نثر و رویکرد روزنامه نگار را به کارش تغییر نخواهد داد ؟اینها سوالاتی است که با تعدادی از روزنامه نگارانی که تجربه بازداشت و زندانی شدن را داشته اند در میان گذاشتیم این روزنامه نگاران به دلیل شرایط خاصی که دارند از ما خواستند نامشان در این گزارش آورده نشود.

پشت میز نویسی ؛ فاصله انتخاب تا اجبار

خبرنگاران ایران- دنبال جملاتی می‌گردم که هم منظورم را به طور کامل برساند و هم تعبیر به دفاع از روزنامه‌نگاری پشت میزی نشود. این اصطلاح روزنامه‌نگاری پشت میزی لااقل برای من آنقدر مبهم و پردامنه است که حرف زدن درباره‌اش را بسیار سخت می‌کند. به نظرم وقتی از روزنامه‌نگاری پشت میزی حرف می‌زنیم همزمان از چند ضعف و آفت صحبت می‌کنیم. تازه بر فرض اگر به توافق برسیم که نام این مجموعه از کمبود‌ها را روزنامه‌نگاری پشت میزی بگذاریم، باز خودش یک معلول است؛ چه برای روزنامه‌نگار ایرانی که در داخل مرزهای ایران کار می‌کند و چه برای آنها که خارج از مرزها از ایران و ایرانی به زبان فارسی می‌نویسند. اگر روزنامه‌نگاری پشت میزی اگر نه از سر انتخاب، بلکه از سر اجبار به شیوه کار روزنامه‌نگاری تبدیل شده باشد، به خودی خود مذموم نیست و صحت و کیفیت کار او را یکسره زیر سوال نمی‌برد. کافیست که همین شیوه را هم به بهترین شکل ممکن انجام داد و از آفت‌هایی مثل چورنالیسم دور ماند. شاید در مورد رسانه‌های داخل ایران هنوز امیدی به رفع مشکلات اقتصادی، امنیت شغلی و... باشد تا کماکان بشود بین روزنامه‌نگار پشت میزی و روزنامه‌نگار میدانی فرق گذاشت اما لااقل در شرایط فعلی، برای اکثر روزنامه‌نگاران ایرانی در رسانه‌های فارسی زبان فرامرزی، تحقق روزنامه‌نگاری به معنای واقعی کلمه نشدنی است.

تکنولوژی مخاطبان نشریات چاپی را کاهش داده است

خبرنگاران ایران- ورود تکنولوژی و توسعه فناوری های نوین ارتباطی، روی رسانه ها و نشریات چاپی ایران چه اثری داشته است؟ نشریات چاپی داخل کشور چقدر با تکنولوژی های نوین ارتباطی همگام شدند؟ آیا پیشرفت های نوین ارتباطی توانسته رابطه میان مخاطب و صاحبان نشریه را قوی تر کند؟ آیا مخاطبان نشریات چاپی با آمدن فناوری های نوین ارتباطی همچنان مشتری و خواننده های این نشریات باقی ماندند یا با آمدن اینترنت،عطای خریدن مجلات کاغذی را به لقایش بخشیدند؟یکی دیگر از استادان ارتباطات از تاثیر تکنولوژی روی نشریات تخصصی سخن می گوید:" تکنولوژی مخاطبان نشریات چاپی را کاهش داده است. ولی وقتی می گوییم رسانه ، رسانه فقط کتاب و نشریات چاپی نیست. رسانه هر محملی است که بتواند پیام را به مخاطب برساند. این رسانه فقط کتاب و مجله چاپی نیست که پایین آمدن تیراژش بخواهد ما را نگران کند. بلکه این پدیده ای است که در تمام دنیا اتفاق افتاده است. "

روزنامه نگاران کنشگر، روزنامه نگاران روانپزشک

خبرنگاران ایران -با وجود این همه درد و واقعیت های تلخ در جامعه، به راستی رسانه ها باید چه راهی را در پیش بگیرند؟ این استاد دانشگاه یکی از راه حل ها را ارتباط میان حوزه ها عنوان می کند و از روزنامه نگاری کنش گری در حوزه سلامت روان سخن می گوید:" در این میان ما به روزنامه نگارانی نیاز داریم که تخصص روان پزشکی داشته باشند و به روان پزشکانی نیاز داریم که با روزنامه نگاری آشنا باشند . ارتباط میان حوزه ها و ترکیبی از ارتباطات ،سلامت و بحران ما را به روزنامه نگاری کنش گری سوق می دهد. تجربه ای که در حوزه های میراث فرهنگی و محیط زیست در کشور جواب داد. آیا تا به حال به این فکر کرده اید که وقتی در یک روز 16 روزنامه نگار دستگیر می شود چه فضای پر از استرسی برای سایر روزنامه نگاران ایجاد می شود؟ در چنین فضایی از روزنامه نگاران انتظار داریم چه بنویسند؟ "در ایران حداکثر شش هزار روزنامه نگار داریم. افرادی که در مقایسه با هر صنف دیگری، با مصائب بیشتری مواجه اند .

آیا روزنامه نگاران دیگر به زندان نمی روند؟

خبرنگاران ایران- همین چند وقت پیش بود که رسانه ها تیتر زدند «روزنامه نگاران دیگر به زندان نمی روند» اما در پس این تیتر جذاب، واقعیت های دیگری نهفته است که عکس این موضوع را ثابت می کند. هم اکنون کلیات لایحه نظام جامع رسانه ای که قرار است جایگزین آخرین قانون مطبوعات کشور شود و این سخن از دل آن بیرون آمده در هیات دولت است . این لایحه بعد از تصویب هیات دولت راهی بهارستان می شود. این لایحه توسط دولتی تدوین شده است که کارنامه آن در 7 سال اخیر نشان از گام برداشتن در راستای محدود کردن آزادی های بیان و رسانه ای دارد. اما با وجود این، دو هفته پیش «احمدعلی محسن زاده» مدیرکل دفتر حقوقی وزارت ارشاد در گفت و گویی که با خبرگزاری مهر داشت، اعلام کرد: «در آخرین چکش‌کاری‌های لایحه جدید نظام جامع رسانه‌ای در کمیسیون لوایح هیئت دولت، مجازات حبس برای روزنامه‌نگاران حذف شده است.» در حالیکه بعد از انتخابات ریاست جمهوری کشور در سال 1388 موج بازداشت خبرنگاران به شدت افزوده شد اما هیچ گاه مسئولان دولتی یا قضایی نپذیرفتند که این خبرنگاران به خاطر فعالیت های رسانه ای خود بازداشت شده اند و تمام اتهام ها با برچسب «اقدام علیه امنیت ملی» و در واقع امنیتی عنوان شده است.

خبرنگار، سردبیر و مدیران مسئول هنگام بروزخطا چه وظایفی دارند

خبرنگاران ایران -مسئولیت مدنی رسانه ها و اصحاب رسانه چه معنایی دارد ؟ آیا خبرنگار ، سردبیر ومدیران مسئول روزنامه ها در قبال خطاهای رسانه ای خود به جز تاوانهای کیفری وظیفه دیگری هم برعهده دارند؟ آیا این فقط نویسنده مطلب است که باید تاوان اشتباهش را بدهد یا سردبیری که خطایی از دید او دور مانده ؟ شاید هم مدیر مسئول ؟ کدامیک مقصرند؟ یک نفر و یا همه دست اندرکاران رسانه در رخداد خطایی مسئولند ؟ اینها سوالاتی است که سید مهدی خلیل زاده* ، پژوهشگر در حقوق ارتباطات در پژوهش خود با عنوان مطالعه موردی در مطبوعات و مسئولیت اصحاب رسانه سعی کرده است به آنها پاسخ دهد .بر اساس این پژوهش اجرای مسئولیت مدنی می تواند در کشور ما که عمدتا نشریات و روزنامه ها و رسانه های جمعی به راحتی با وقوع یک یا چند تخلف کوچک حتی با گذشت متضرر از جرم توقیف، تعطیل و برای همیشه از عرصه کار حذف می شوند بسیار مفید باشد .

موضوعی که سوژه دو نامه شد؛هیات منصفه مطبوعات در ایران

خبرنگاران ایران-گاه گاهی نام هیات منصفه مطبوعات را در خبرها می شنویم، معمولا وقتی روزنامه ای توقیف می شود و یا روزنامه ای در موردی مبرا از مجازات تشخیص داده می شود و گاهی هم با دبیر این هیات در خبرگزاری های دولتی ایران گفتگویی می شود . بیشتر خبرها درباره هیات منصفه مطبوعات در ایران اینگونه در رسانه ها مطرح می شود . اما کمتر خبرنگار مستقلی به این هیات منصفه امیدی دارد چرا که ترکیب یک دست آن به لحاظ سیاسی بی طرف بودن آنرا از اساس برای تعداد زیادی از خبرنگاران و روزنامه نگاران زیر سوال می برد. حتی تعدادی از خبرنگاران از وجود چنین هیاتی بی خبرند و نقش آن را آن قدر بی اثر و نا امید کننده می دانند که ترجیح می دهند از بحثهایی که درباره آن می شود هم بگذرند . اما با این همه درباره استمرار کار و حیات همین هیات یکدست هم نزد حاکمیت همگرایی وجود ندارد و خیلی اوقات اعضای این مجموعه به نقش حاشیه ای خود اعتراض می کنند . بی توجهی به کارکرد و نقش این هیات حتی در هفته های اخیر نقش مهمتری هم یافت و به یکی از محورهای مهم نامه های جنجال برانگیز رییس دولت و قوه قضاییه جمهوری اسلامی خطاب به یکدیگر بدل شد موضوعی که بحث هیات منصفه مطبوعات در ایران را یک بار دیگر مورد توجه قرار داد .

از فرنگ تا کاغذ اخبار

خبرنگاران ایران- نام میرزا محمد صالح، مدیر نخستین نشریه فارسی ایران در عهد محمد شاه ، میرزا محمد جعفر ادیب، اولین سردبیر نخستین نشریه در ایران، محمد حسن اعتمادالسلطنه، نخستین وزیر انطباعات ایران و همسرش عزت ملک خانم به عنوان یکی از اولین روزنامه نگاران زن، در تاریخ روزنامه نگاری ایران به عنوان آغازگران مطبوعات در ایران ثبت شده‌است. بیست و پنج سال اولیۀ حیات مطبوعات در ایران با نام محمدحسین خان اعتمادالسلطنه عجین است مترجمی و نویسندگی وی در «روزنامۀ دولت ایران»، «روزنامۀ دولتی»، «روزنامۀ ملتی»، «روزنامۀ علمیۀ دولت علمیه ایران»... و تألیف دهها کتاب و رساله، نگارش صدها گزارش و مقاله، «سازماندهی ادارۀ روزنامه­جات و دار الطباعه»، تشکیل «وزارت انطباعات» و کارنامۀ نشرش در مدت ربع قرن از او یک شخصیت مطبوعاتی و فرهنگی بر جسته در عصر خودش ساخته است. امروزه از او به جز روزنامۀ خاطرات شخصی وی دهها کتاب مانند: «احوال بلوک فال امیر»، «اسرار انحطاط ایران یا خوابنامه»، «تاریخ منتظم ناصری»، «صدر التواریخ»، «مرآت البلدان»....به یادگار مانده است.

نگاهی نزدیک به حقوق مطبوعات در انگلستان

خبرنگاران ایران -در بررسی سیر تاریخی آزادی مطبوعات و بیان در اروپا کارشناسان نخستین کشوری را که نشانه هایی از آزادی مطبوعات در آن آشکار شده انگلستان می دانند .آنها معتقدند در دوران گذشته نشریات این کشور تحت سانسور شدید قرار داشتند و از مقررات خاصی که هیات سانسورگران انگلستان معروف به جمع ستاره دار در مورد آن وضع کرده بودند تبعیت می کردند. مطبوعات انگلیس در سالهای پس از انقلاب مشروطیت به مدت چندین دهه از آزادی انتشار مذاکرات جلسات پارلمان این کشور محروم بودند و سرانجام در سال 1771 از این آزادی برخوردار شدند . ضرورت رسیدگی قضایی به جرایم مطبوعاتی در حضور هیات منصفه هم به موجب قانون خاصی در سال 1792 در پارلمان انگلستان تصویب شد .با توجه به وضع حقوق «غیر نوشته انگلستان »، نظام آزادی مطبوعات این کشور با سایر کشورهای غربی که دارای حقوق نوشته اند ، تفاوت دارد . در انگلستان اصولا روزنامه ها همان حقوقی را که برای افراد عادی پیش بینی شده اند، دارا هستند.

چه زمانی مستعار نویسی به حاشیه رانده می شود

خبرنگاران ایران -رسانه های ایران هم اکنون در زمانی بسر می برند که بیشتر به خاطر محدودیت ها و فضای امنیتی، نوشتن با نام مستعار در آنها بسیار متداول شده است. نامی که شاید افراد محدودی بدانند پشت آن چه شخصیت واقعی ای قرار دارد. از قوانلو قاجار می پرسم که به نظرش تا چه اندازه ای استفاده از نام مستعار می تواند توسط یک خبرنگار ادامه پیدا کند و او می گوید:«قاعدتا محدودیتی نباید باشد به این شکل که روزنامه ها موظف به استفاده یا عدم استفاده شوند. بهتر است شرایط و اوضاع تعیین کننده باشد. »او این گفته خود را شرح می دهد :« بدین معنی که دولت ها زمینه های رشد و رونق مطبوعات را فراهم آورند، دریچه های اطلاع رسانی را باز کنند و آزادی مطبوعات را تقویت و تضمین کنند. در چنین شرایطی خود به خود نام مستعار به حاشیه می رود.»

مطبوعات در کشورهای عربی

خبرنگاران ایران -مروری بر نظام رسانه ای برخی کشورهای جهان از کشورهای توسعه یافته، کمتر توسعه یافته و کشورهای جهان سوم مدتی است بخشی از ستون ویژه "سایت خبرنگاران ایران" را تشکیل می دهد.هدف از نگارش این مقالات در این بخش آشنایی بیشتر خبرنگاران ایرانی با نظام رسانه ای برخی از کشورهای دنیاست.در بخشهای قبلی با مروری بر سیستم رسانه ای در کشورهای ژاپن ، فرانسه ، هند و آلمان تا حدودی با نظام مطبوعاتی این کشورها آشنا شدیم در این مقاله نیز تلاش می کنیم با ویژگی های کلی مطبوعات در کشورهای عربی آشنا شویم .هر چند بررسی همه جانبه وضعیت مطبوعات در همه کشورهای عربی در یک مقاله امکان پذیر نیست اما سعی می کنیم در این مقاله با تمرکز بر ویژگی های کلی مطبوعات در سه کشور عرب زبان لبنان ، اردن و کویت تا حدودی نظام رسانه ای این کشورها و تفاوت هایشان را بشناسیم .سه کشوری که تا حدودی ویژگیهای کلی مطبوعات در کشورهای عربی را بازگو می کنند .برای آنکه در این نوشتار از موضوع اصلی دور نشویم تمرکز اصلی نویسنده مطلب بر وضعیت مطبوعات این سه کشور و به ویژه قانون مطبوعات و رسانه ها در آنهاست تا برای خواننده ایرانی امکان مقایسه شرایط قانونی در این کشورها با کشور خودمان فراهم شود .

روزنامه نگاری در سرزمین ژرمن ها

خبرنگاران ایران-نظام مالکیتی متفاوت نشریه ها در آلمان یکی از نکاتی است که وضعیت رسانه ای این کشور را با دیگر رسانه های اروپایی متفاوت می کند .بدین معنا که خبرنگاران و همه مسوولان نشریه های معروف این کشور در گرداندن نشریه های آن نقش دارند . مجله اشپیگل که در آلمان مجله بسیار مهمی محسوب می شود چنین وضعیتی دارد . این هفته نامه با تیراژ بالای 150 هزار نسخه در هفته و غنای مطالب سیاسی اش یکی از نشریات قابل توجه این کشور است . این نشریه نظام مالکیتی گسترده ای دارد که خبرنگاران هم در آن نقش دارند . آنها بعد از این که بازنشسته می شوند ، حقوق بازنشستگیشان تضمین شده است و علاوه بر این از سود سهام هم می توانند بهره ببرند .در اشپیگل تمام کارکنان و خبرنگاران به نسبت تخصص و سابقه کارشان سهامدار آن هستند .جذاب ترین قسمت کار در نشریه های آلمان همین است و هنگام تقسیم سود سهام خبرنگاران هیجان زیادی دارند و در نهایت همین سهام داران هستند که در مجمع عمومی سردبیر تعیین می کنند .این سیستم مالکیتی پیچیده را خیلی ها با توجه به شرایط تاریخی این کشور بررسی می کنند و تجربیات تلخ جنگ جهانی دوم را در آن دخیل می دانند .

روزنامه نگاری در هند

خبرنگاران ایران - روزنامه نگاران هندی ضمن برخورداری از حداقل دستمزد تعیین شده از سوی هیاتهای تعیین دستمزد و امنیت شغلی از مزایای متعدد دولتی نیز برخوردارند و برخی از خبرنگاران روزنامه های محلی که در اداره مطبوعات دولت مرکزی و سایر ارگان های حکومتی در پایتخت کار می کنند از خانه های سازمانی که اجاره آنها در مقایسه با اجاره بها در منازل شخصی بسیار نازل تر است استفاده می کنند . در دهلی یک مجموعه مسکونی مخصوص اقامت خبرنگاران با 110واحد مسکونی ساخته شده و در اختیار آنان قرار گرفته است .جنبش روزنامه نگاران هند در نوع خود منحصر به فرد است زیرا توانسته در پی استقلال هند از سلطه انگلیس بدون مبارزه حادی به اهداف خود از جمله تضمین حقوق روزنامه نگاران ، حداقل دستمزد و امنیت شغلی دست یابد این موفقیت تا حدود زیادی مرهون همکاری صمیمانه رهبران جنبش آزادی بخش هند و رهبران جنبش روزنامه نگاران علیه دشمن مشترک و تحمل سختی ها و ناملایمات در راه به ثمر رساندن آرمان والایی است که برای آن مبارزه می کردند .در پی استقلال هند زمامداران که نقش مهمی را برای روزنامه نگاران در به ثمر رساندن مبارزه قائل بودند از روزنامه نگاران حمایت جدی کردند .

چرا نمایشگاه کتاب یک رویداد بزرگ فرهنگی نیست

وقتی وارد سالن نمایشگاه می شوی بوی ناخوشایندی مشامت را می آزارد. سالن بسیار شلوغ است و تنگ بودن راهروها باعث شده مراجعه کنندگان نتوانند در میان ازدحام جمعیت بازدیدی راحت از غرفه ها داشته باشند. سیل جمعیت به سرگردانی از برابر غرفه ها می گذرد و تا دقیقه ای در مقابل غرفه ای بیستی، بازدیدکنندگانی دیگر از تو می خواهند که زودتر از آنجا بروی تا آنها نیز بتوانند چشمی در پیشخان غرفه بچرخانند. سالن تهویه مناسبی ندارد و از این رو حتی سنگ های مرمر نیز خیس به نظر می رسد. سیستم تهویه سالن یا خوب کار نمی کند یا کاری بیش از این از دستش برنمی آید! راهروها تنگ است و محوطه برای اینهمه ناشر و بازدیدکننده، کوچک. هیچ نیمکتی در سالن برای نشستن و استراحت وجود ندارد و به علت محدودیت فضا، امکان گذاشتن آن نیز ممکن نیست. غرفه ها به ترتیب حروف الفبا چیده شده و وقتی مثلا تا حرف «ج» غرفه ها را تماشا کردی و حس خستگی به سراغت آمد، برای تنفس باید از نمایشگاه خارج شوی و اگر خواستی ادامه غرفه ها را ببینی، باید دوباره سیل جمعیت را بشکافی و ... . به همین خاطر بود که خیلی ها از خیر بازدید غرفه های نیمه دوم حروف الفبا می گذشتند.روی پله های منتهی به طبقه دوم، مردمی وارفته را می بینی که از خستگی نای سر پا ایستادن ندارند. کمبود اکسیژن باعث افزایش خستگی است و از طرف دیگر حمل کیسه های سنگین کتاب، توان از کف هر بازدیدکننده ای می برد.

هرگز بازنشسته نمی‌شوید

خبرنگاران ایران -میزان دریافتی کلی یک ویژه‌نامه‌ی هفتگی یا ماهانه یا سال‌نامه در روزنامه‌های ایران، توافقی‌ست اما توافقی که یا نادیده گرفته می‌شود و یا آن‌قدر دیر به سرانجام می‌رسد که به کار نمی‌آید. در این وضعیت نمی‌توان محدودیت‌ها را در نظر نگرفت. وقتی رسانه‌ها سانسور می‌شوند، مخاطب پیدا نمی‌کنند، وقتی فروش نکنند، دچار بحران مالی می‌شوند و وقتی دچار بحران مالی می‌شوند، نخستین، نخستین و نخستین جایی که آسیب می‌بیند، بخش محتوایی و تحریریه است. حتی بخش‌های فنی مانند حروف‌چینی و صفحه‌آرایی نیز همواره در اولویت چندم برای کاهش هزینه‌ها هستند! افزون بر کمبودهای مالی این شغل، سانسور سبب دل‌زدگی روزنامه‌نگاران از کار خود می‌شود و این دل‌زدگی در بیش‌تر وقت‌ها یا آن‌ها را به انزوا یا به فضاهای دیگر و یا در نهایت به شغل دیگری می‌کشاند. نمونه‌اش، یکی از همکاران خوب من در روزنامه‌ای بود که سال‌ها تلاش کرده و پله پله بالا آمده بود و اکنون گزارش‌های بسیار خوبی می‌نوشت و در حوزه‌ی خود تبدیل به خبرنگار مطرحی شده اما فشار سانسور از یک طرف و فشار مالی از سوی دیگری، سبب شده که وی همین تازگی‌ها از روزنامه‌نگاری خداحافظی کند و شغل دیگری در یک شرکت را بپذیرد .

روزنامه نگاری به سبک فرانسوی

خبرنگاران ایران -توصیف کلی وضعیت رسانه ای و به ویژه مطبوعات کشور فرانسه به دلیل پیچیدگی های خاص آن چندان ساده و به دور از خطا نیست .با این وجود با مروری کلی بر وضعیت مطبوعات این کشور می توان به این نتیجه رسید که مطبوعات آن ساختاری متفاوت نسبت به وضعیت مطبوعات در دیگر کشورهای اروپایی دارند .عامه پسند نبودن مطبوعات این کشور بدان معنا که مطبوعات در آن مخاطبان خاص با خاستگاه طبقاتی و تئوریک خود را دارند یکی از ویژگی های مطبوعات این کشور است و بر خلاف برخی کشورهای اروپایی، که مردم علاقه مند به روزنامه های معمولی هستند فرانسه از این قاعده تا حدودی عبور کرده است . بنابراین روزنامه های فرانسوی با توجه به تنوع مسلکی و مرام سیاسی اندیشه های جامعه فرانسه متنوع و متکثر هستند . البته روزنامه هایی مانند مترو و بیست دقیقه که رویکردی عامه پسند دارند، آرام آرام در جامعه فرانسه مورد پذیرش قرار گرفته اند و بعد از روزنامه لوموند که پرتیراژترین روزنامه این کشور محسوب می شود رده های بعدی را از نظر تعداد شمارگان به خود اختصاص می دهند .

سرزمین روزنامه های بدون کیوسک

خبرنگاران ایران-شمارگان بسیار بالای روزنامه ها در ژاپن و به ویژه فروش اشتراکی 95 و 99 درصدی آنها حاکی از آن است که روزنامه نگاران و روزنامه ها مورد اعتماد مردم هستند . در ژاپن آزادی بیان و مطبوعات وجود دارد و نشریات ، روزنامه نگاران و به ویژه نهادهای مدنی از آن حراست می کنند . جامعه ژاپنی نیز به این حرفه نگاهی تخصصی دارد و روزنامه نگاران معتقدند که آزادی بیان و مسوولیت اجتماعی و حفظ موازین اخلاقی و قانونی توسط روزنامه نگاران دو روی یک سکه اند . آنها معتقدند مردم به روزنامه ها اعتماد دارند ، چون روزنامه ها اطلاع رسانی می کنند و کذب نمی نویسند ، اخبار نادرست منتشر نمی کنند و در انتشار مطالب آزاد هستند .آموزش روزنامه نگاری در ژاپن عموما مبتنی بر تجربه است وبنا به گفته روزنامه نگاران ژاپنی دانشکده و آموزشگاه های خاص آموزش روزنامه نگاری در این کشور وجود ندارد و تنها همان روزنامه ها هستند که آموزش دهنده اصلی محسوب می شوند.روزنامه های این کشور هر ساله از طریق یک آزمون سراسری نیروهای مورد نیاز خود را جذب می کنند برای شرکت در این آزمون محدودیت رشته تحصیلی برای داوطلبان وجود ندارد و همه فارغ التحصیلان دانشگاه ها می توانند شانس خود را برای شرکت در آزمون روزنامه نگاری امتحان کنند .

روزنامه نگاری و قانون در ایران قرن بیستم

اگرچه نخستین روزنامه به زبان فارسی در ایران بیش از 170 سال پیش منتشر شد، روزنامه نگاری ایرانی پدیده ای است که به قرن بیستم تعلق دارد، و در حقیقت در سال 1906 میلادی، 1285 هجری شمسی، با انقلاب مشروطه به وجود آمد. مطبوعات در انقلاب مشروطه، به ویژه در پیشبرد درخواست برقراری حکومت قانون به جای حکم شاه یا رهبران دینی نقش مهمی داشتند. پس از اعلام قانون اساسی، بسیاری از روزنامه نگاران خود را از هر قید و بندی آزاد احساس کردند و به حمله های سخت و زهرآگین به مخالفان خود، از جمله پادشاه وقت، محمدعلی شاه قاجار، و خانواده او پرداختند. بسیاری از روزنامه ها با قانون مطبوعاتی که اندکی پس از انقلاب مشروطه وضع شد نیز مخالف بودند و آن را ابزاری برای سرکوب آزادی یافته خود تلقی می کردند.

احمد بورقانی؛ روزنامه نداشت اما روزنامه نگار ماند

خبرنگاران ایران: چهار سال گذشت از زمانی که برای همیشه رفت. شاید زمانی که پشت تریبون مجلس در دفاع از مطبوعات «زنده باد آزادی» سر می داد فکر نمی کرد روزی در زمستان تلخ مطبوعات پسرش «سهام» تنها به جرم روزنامه نگاری پشت میله های زندان باشد؛ به یاد «زنده باد آزادی» پدر، در سالگرد درگذشت پدر. سهام راه پدر را رفت و روزنامه نگار شد و مثل بسیاری از روزنامه نگاران منتقد که جایشان در این روزگار زندان است چند هفته ای دربند اوین است: « خدا را شکر که دربند شدن رفقايش را نمي بيند، خدا را شکر که نيست تا دربند باشد.» سهام این را دو سال پیش در ویژه نامه روزنامه اعتماد برای پدر نوشت و حال باید خدا را شکر کند که پدر نیست تا دربند شدن پسر را ببیند. پدر نیست که در این زمستان سرد فریاد «زنده باد آزادی» سر دهد...

محمود محجوب؛ قلم زدن حرفه اش بود

خبرنگاران ایران -نیکی محجوب: از آخرین داستان هایش رویای برکه ی نقره ای بود. رویایی پر از امید به زندگی که در اوج دردهای بیماری نوشته بود. قلم زدن حرفه ی اصلی اش بود. که با استخدام در خبرگزاری پارس شروع شد همان موقع وقتی با ذوق و شوق به جلال آل احمد که از خویشاوندان بود، خبررا داد، پاسخ شنیده بود که "کار قحط بود می خواهی نان دولت را بخوری.." توی ذوقش خورده بود اما هیچوقت نون دولت خور نشد.میدان ارگ و بازار پر بود از خاطرات کودکی و نوجوانی و بعدها هم محل کارش در خبرگزاری. دوره سربازی اش مصادف شد با دوره اول سپاه دانش و گزارش هایش از کمبودهای مردمان محلی که در نزدیکی آبعلی سکنی داشتند و چاپ آن در نشریه سپاه دانش و پیش از آن هم روزنامه های دیواری دوره دبیرستان نوشته های او را در خود داشت.

چگونه برای نوشتن یک گزارش سوژه یابی کنیم

خبرنگاران ایران – پیدا کردن سوژه ای مناسب برای نوشتن گزارش هنوز هم برای بسیاری روزنامه نگاران چالشی بزرگ است و برخلاف تصور عده ای که یافتن سوژه مناسب را تنها برای خبرنگاران جوان دشوار می دانند ، این چنین نیست و سوژه یابی برای روزنامه نگاران باسابقه هم دشوار وشاید از مهمترین بخش های نوشتن یک گزارش خوب باشد . به قول یکی از دبیران سرویسم که سالها تحت نظارت او کار کرده ام نیمی از موفقیت یک گزارش به انتخاب سوژه مناسب برای آن باز می گردد و بقیه به نحوه نگارش و تکنیک های گزارش نویسی .به عقیده این روزنامه نگار حتی اگر برای یک سوژه ضعیف خیلی هم زحمت بکشی چندان اثر خیره کننده ای از کار در نمی آید، اما وقتی برای یک سوژه خیلی خوب زحمت کمتری هم بکشید بیشتر از یک سوژه ضعیف دیده وخوانده می شود . یک بار یکی از استادان روزنامه نگاری ام سر کلاس درس رو به ما دانشجویانش گفت اگر موضوعی جالب نیست چرا باید آن را بازگو کنید؟ موضوع گزارش باید آنقدر جالب باشد که نظر بیننده و شنونده را به خود جلب کند، به طوری که آن را برای دیگران هم تعریف کند.

چگونه مصاحبه کنیم ؟

خبرنگاران ایران -مصاحبه برای شما چه معنایی دارد ؟ جنگ و جدال یا یک مناظره دوستانه که پس از آن به اهداف و سوالاتتان می رسید ؟ یا صرفا یکی از تکنیک های کسب خبر در روزنامه نگاری ؟روزنامه نگاران غربی که کارگاه آموزشی را برای ما برگزار می کردند تاکید کردند که مصاحبه جنگ و جدال نيست و تا ارتباط خوب با مصاحبه شونده برقرار نكنید، نتيجه مناسب را نخواهيد گرفت. اما مهم‌ترين نكته‌اي كه اين روزنامه‌نگاران درباره تکنیک مصاحبه بارها بر آن تأكيد كردند، توجه ويژه به سخنان مصاحبه‌شونده بود.خيلي مهم است كه هنگام مصاحبه با دقت به حرف‌هاي مصاحبه‌شونده گوش دهيد و از ميان صحبت‌هاي او سوال طرح كنيد.

اصول طلایی روزنامه نگاری درباره منابع خبری

خبرنگاران ایران -این روزها بسیاری از خبرهای مهم در روزنامه های ایران با يك منبع کار می شود .در کارگاه روزنامه نگاری که چند وقت پیش در آن شرکت داشتم و نکات مفیدی در این باره شنیدم . استادان روزنامه نگاری معتقد بودند که تک منبعی بودن چندان برای درج یک خبر مهم نمی تواند مناسب باشد .خاستگاه «پيام» از هر جا كه سرچشمه گرفته باشد، خواه از سوي يك فرد و خواه از جانب گروهها و نهادها را «منبع خبر» مي ناميم.يك اصل حرفه اي به روزنامه نگار حكم مي كند كه منبع خبر را در آغاز خبر ذكر کند. طبق قواعد روزنامه نگاري خبر بدون منبع سنديت ندارد و اهميت منبع به حدي است كه معمولا سطر اول خبر را به آن اختصاص مي دهند. باید همیشه به یاد داشته باشیم که با گفتن منابع به خواننده مان اطمينان مي‌دهيم كه مي‌تواند به ما اعتماد كند .اما وقتی یک منبع خبری در دست داریم و خبر مهم مان هم جوری است که نمی توانیم از آن بگذریم چه باید بکنیم ؟پاسخ استادان روزنامه نگاری به این سوال این گونه بود ؟« اگر فقط يك منبع خبري داريد اما به همان منابع اعتماد كافي داريد مي‌توانيد سردبيرتان را قانع و از آن استفاده كنيد.»

تصویر یا واقعیت اجتماعی در رسانه

خبرنگاران ایران -در سازمان های رسانه ای بی قدرت ترین فرد ارتباط گر (خبرنگار ) است . این فرد قدرتی ندارد اما نباید از یاد ببریم که این بی قدرتی به معنای عدم تاثیر گذاری نیست و ویژگی های فردی شخص از جمله تخصص، تجارب قبلی ،سن و نگرش شخصی فرد در تاثیر گذاریش بر پیام بسیار مهم است . به عقیده این جامعه شناس ساختار سازمان و روابط مدیریتی بر تولید پیام اثر گذارند و ارتباط گر نیز از طریق سازمان خودش جامعه پذیر می شود، چرا که خیلی از سازمان ها از قبل می گویند که از ارتباط گر چه می خواهند و اینجا تنها ویژگیهای شخصی است که گاه موجب انتقال پیام های متفاوتی به جامعه می شود . خیلی اوقات سازمان های رسانه ای متعلق به حزب سیاسی خاصی هستند و رابطه رسانه با نهادها یعنی مالکیت و جهان بینی رسانه را آنها می سازند. پس نباید رابطه رسانه با ساختار اجتماعی و سیاستگذاری های آن را فراموش کرد و با توجه به این موضوع می توان دریافت که پیام از چند مرحله می گذرد و گزینش و سپس برجسته سازی و به جامعه ارایه می شود .

آموزش روزنامه نگاری، نظریه یا تجربه

خبرنگاران ایران-یکی از روزنامه نگاران باتجربه کشور که چند سال پیش در یکی از روزنامه ها با او همکار بودم و بسیار هم از آموختم همیشه نکته ای را درباره آموزش این حرفه به من و دیگر همکارانمان یادآوری می کرد، به ما که مدام از یک کارگاه آموزشی به دیگری می رفتیم تا نرم نویسی و سخت نویسی را تمرین کنیم تا یاد بگیریم که چگونه درست بنویسم و چگونه تیتر زیبا بزنیم و گزارش های خبری مان را به سبک گزارشهای نشریه های به نام دنیا نزدیک کنیم .او رو به ما می گفت همه اینها بد نیست اما اینها را می توان با خواندن چند کتاب هم آموخت او می گفت آیا نمی توانید سراغ کتابی بروید که همه واژه های منسوخ را یک جا گرد آورده و نثرتان را بهتر کند ؟چرا به جای همه اینها در روزنامه نگاریتان انگیزه نمی بینم ؟ چرا مدام روزنامه نگارانی می بینم که دیگر از خبر خوردن شرمنده نمی شوند و کپی کاری ، اینترنت و در تحریریه نشستن و چای نوشیدن همه زندگی خبری و کارشان شده است .او مدام تاکید می کرد که از این روزنامه نگاران نشسته پشت کامپیوتر می ترسد . همان روزنامه نگارانی که امروز بنای کپی پیست کردن برداشته اند و رقابت در میان شان بی معنا شده است .

جاي خالي نشریه هاي محلی مناسب در شهرستان ها

خبرنگاران ايران :روزنامه نگاری محلی نوع ساده تر یا سطح پایین روزنامه نگاری نیست. روزنامه نگاری محلی باشگاه دسته دومی ها نیست. قواعد و اصول کار یکی است؛ فقط گستره توزیع و محدوده پوشش فرق می کند. خیلی از مواردی که برای ساکنان شهر الف در جنوبی ترین نقطه ایران مهم است، احتمال دارد برای ساکنان شهر ب در شمالی ترین نقطه کشور بی اهمیت باشد. از سوی دیگر ممکن است بسیاری از رویدادهایی که در شهرستان ها اتفاق می افتد واجد شرایط لازم برای درج در نشریه های سراسری نباشد. ضرورت تولید نشریه های محلی به دو مورد بالا بازمی گردد.

حوزه های خبری متعدد و غیر مرتبط برای خبرنگاران

به روزهای ابتدایی انتشار یک روزنامه بازمی گردم، روزی که دبیر سرویس با خبرنگارانش جلسه ای تشکیل می دهد و حرف از تقسیم حوزه های خبری می زند . تعداد خبرنگاران هر سرویس خبری در ایران به نسبت حوزه های خبری به شدت اندک است و هر سرویس معمولا حق دارد بین دو یا سه خبرنگار ثابت داشته باشد. این خبرنگاران اغلب مجبورند چندین حوزه خبری غیر مرتبط با هم را پوشش خبری دهند .من خودم در روزنامه ای کار کرده ام که همزمان مجبور شده ام حوزه های آموزش، بهداشت و درمان ، مسایل شهری، میراث فرهنگی و پناهندگان را هم زمان با یکدیگر پوشش دهم . حوزه هایی کاملا غیر مرتبط با یکدیگر که عمیق و آشنا شدن شدن با موضوعات هر کدام نیازمند زمانی طولانی و مطالعه ژرف است. اما زمانی که سرویس خبری یک روزنامه فقط حق دارد دو خبرنگار ثابت داشته باشد و خبرنگاران حق التحریر هم با توجه به پرداختهای نامنظم و مشکلات صنفی دیگر معمولا به همکاری مستمر با روزنامه ها علاقه ای نشان نمی دهند و خود قصه ای جدا گانه دارد . مسوول صفحه چاره ای جز تقسیم حوزه بین خبرنگاران اندکش ندارد و همین می شود که بیش از ده حوزه خبری بین دو روزنامه نگار تقسیم و و صفحه ای پر از گزارش های مطبوعاتی طولانی و خسته کننده و گاه گزارش هایی که بدون عمق نوشته شده اند منتشر می شود.

دستمزدهای اندک و توقیف روزنامه ها در ایران در بی تخصص شدن روزنامه نگارها بی تاثیر نیست .روزنامه نگارانی که با فکر کار کردن در روزنامه ای که تنها چند ماه منتشر می شود نمی توانند توان لازم را برای کارشان به کار بگیرند.

روزنامه نگاران پیژامه پوش

چند سال پیش یکی از دوستانم که در وب سایت های خارجی دنبال مطالب مرتبط با حوزه ژورنالیسم می گشت، به تعبیری کنایه آمیز درباره روزنامه نگارانی برخورده بود که برای نوشتن گزارش نیازی به خارج شدن از خانه احساس نمی کنند. تعبیر روزنامه نگاران پیژامه پوش، به آن دسته از روزنامه نگارانی اشاره دارد که منقطع از جامعه و وقایع آن و بدون احساس نیاز به مشاهده، اقدام به گزارش نویسی می کنند. در ایران مطالب این دست از نویسندگان را گزارش های دفتری می نامند. اگر مشاهده و توصیف را از ویژگی های اصلی گزارشگری بدانیم، گزارش های دفتری، عاری از این دو خصیصه کلیدی خواهند بود. وَ انسان اینترنت را آفرید! وَ انسان موتورهای جستجوگر را آفرید! اگرچه پیش از ظهور پدیده اینترنت نیز مسأله گزارش نویسی دفتری وجود داشته، اینترنت و امکان جستجو در آن، کار روزنامه نگاران پیژامه پوش را بسیار آسان کرده است.

آیا باید در مورد روزنامه نگاری محلی سخن گفت

در نشریه های محلی ایران، نیازی به حضور روزنامه نگار احساس نمی شود و خبرنگار کسی است که به نشستهای خبری می رود و در یک دست خبرِ رسمیِ روابط عمومی و در دست دیگر، آگهیِ مربوط به همان اداره را به دفتر نشریه می آورد. روزنامه نگاری محلی ایرانی در چند تصویر ساده قابل روایت است: مدیرمسوول پولی از بابت حقوق به سردبیر پرداخت نمی کند و سردبیر باید نشریه را طوری بگرداند که بتواند هم هزینه های نشر و دفتر نشریه را تامین کند و هم حقوق خودش را. از طرف دیگر او هم چند خبرنگار یا ویزیتور را دعوت به کار میکند.

خبرنگارانِ ویزیتور غالباً پولی از بابت خبرنگاری دریافت نمی کنند. آنها موظفند آگهی جذب کنند و حقوق خود را از درصد یا پورسانت آگهی ها تامین کنند. یعنی در روزنامه نگاری محلی، کارگر بایستی خود، حقوق خود را تامین کند! این نوع از روزنامه داری، بیش از آنکه شبیه مدیریت رسانه ها باشد، شبیه مدیریت شرکتهای جذب آگهی است.

مشاهدات چندین ساله مرا به این نتیجه گیری رسانده که هر نشریه ی محلی، نه یک نشریه از نوع تعریف شده، که یک بولتن برای نشر آگهی است، آن هم به غیرحرفه ای ترین و زشت ترین شکل ممکن.

صاحب امتیازان نشریه های محلی، به عنوان یک نهاد مطبوعاتی، معمولاً قدرت مالی ناچیزی دارند. مسأله اینجاست که اگر کسی توان مالی اندکی دارد، از نظر حرفهای نمی تواند شرکت یا مؤسسه ای را به خوبی مدیریت کند. در مطبوعات نیز چنین است. ممکن است مدیرمسؤولی در مقام توجیه بگوید: «من اهل مبارزه ام و برای گفتن از حقیقت نمیتوانم منتظر منابع مالی باشم!» این توجیه که با شعارهای کل گرایانه ی زیبا نیز میتواند آراسته تر شود، باید بر اساس خروجی کار مورد قضاوت قرار بگیرد. اما آیا خروجی نشریه نشان از آن توجیهات دارد؟

آیا روزنامه نگاری غیر رانتی در ایران امکان پذیر است

ممکن است کسانی از صاحبان جراید غیر رانتی در بهترین شرایط کاری نیز تمایلی به پرداخت حقوق نویسندگان نداشته باشند، اما قبول کرده ام کسانی نیز هستند که رمقی برای پرداخت حقوق برایشان باقی نمانده است. اگر حکم صادر کنی که «اگر نمیتواند حقوق نویسندگان را بدهد، همان بهتر که درِ روزنامها ش را گِل بگیرد» شاید از طرف او پاسخ بشنوی: «اگر همین یک روزنامه هم نباشد، هیچ نشانی از وجود تفکری از نوع دیگر روی کیوسکهای روزنامه فروشی باقی نخواهد ماند.» اینجا باز میتوان حکم داد که «برای حفظ بقای یک جریان سیاسی، دیواری کوتاهتر از دیوار روزنامه نگاران پیدا نکردها ند.» اما اگر آنکه بقایش با خطر روبرو شده، نه یک جریان سیاسی صرف، که اندیشه ی بخش قابل توجهی از جامعه باشد، چه باید گفت؟ حکم دادن کار ساده ای نیست؛ محکوم کردن کار سادهای نیست... آیا امکان بازگشت سرمایه در روزنامه های غیر رانتی وجود دارد؟ در شرایطی که هر شب احتمال توقیف روزنامه یا لغو امتیاز آن میرود، چگونه میشود از بازگشت سرمایه سخن گفت؟ وقتی آگهی های دولتی فقط به نشریه های خاص داده میشود، چطور میشود به سودآوری روزنامههای غیر رانتی امید بست؟ وقتی یارانه های دولتی از روزنامه های منتقد دریغ میشود، وقتی قمیت کاغذ افزایش مییابد و کاغذ سهیمه های یا کاغذ حمایتی به روزنامه های غیر موافق داده نمیشود، آیا میتوان با بستن چشم بر واقعیتها، مسلسل وار علیه مدیران جراید غیر رانتی حکم صادر کرد؟

قصه‌ی پرغصه‌ی روزنامه‌نگار حق‌التحریری

قصه‌ی پرغصه‌ی تکراری روزنامه‌نگار حق‌التحریر چنین است: روزنامه‌نگاری ثابت، دبیرِ سرویس جریده‌ای می‌شود. او یا تنهاست یا غالبا بیش از دو همکار ثابت ندارد. این جمعِ نهایتا سه نفره بایستی روزانه یک یا دو صفحه‌ی روزنامه را پر کند. با چراغ سبز مدیریت، سرویس، رو به روزنامه‌نگاران حق‌التحریر می‌آورد. سخن آغازین می‌تواند متفاوت باشد، اما معمولا گزینه‌ای است شبیه جمله‌ی زیر: «به ما گفته‌اند حق‌الزحمه‌تان به موقع پرداخت خواهد شد؛ اما ما هیچ مسوولیتی در این مورد نداریم.» روزنامه‌نگار حق‌التحریر هم که به هر حال، در پی نانی است، دلخوش به چنین وعده‌ای آستین‌ها را بالا می‌زند. بارها دیده‌ام که بعد از سه ماه، به هر دلیل، همکاری دبیر سرویس با روزنامه به هم خورده و او نشریه را ترک کرده است. دبیر سابق، در پاسخ به تماس روزنامه‌نگاران حق‌التحریر آنها را به مدیریت نشریه حواله می‌دهد و مدیریت می‌گوید: «شما به فلانی مطلب داده‌اید. ما که از شما مطلبی نخواسته بودیم!»

روزنامه‌نگاری ایرانی پر است از تجربه‌های ناتمام. آکنده است از نیروهای دلسرد. سرشار است از دل‌های شکسته و استعدادهای تحقیر شده و این قصه همچنان ادامه دارد...

کارفرماهایی که روزنامه نگاران را به کار می‌گیرند و حقوق‌شان را پرداخت نمی‌کنند

خبرنگاران ایران -سعید رازی :وقتی روزنامه‌ای نمی‌تواند حقوق نیروهایش را پرداخت کند، چرا باید منتشر شود؟ چنین روزنامه‌ای بیش از آنکه کارگاهی حرفه‌ای باشد، ارگانی سیاسی را می‌ماند که هدفش هرچه باشد، «ژورنالیسم» نیست. ژورنالیسم برای این دسته، ابزاری است و ژورنالیسمِ ابزاری، همچون شعر یا داستان یا ترانه‌ای ابزاری‌ای است که اگرچه گاه جلوه‌ای می‌یابد، از توانایی هر گونه تاثیر اصیل بی‌بهره است. بحثی مهم در رسانه‌ها که ظاهرا در رسانه‌های مکتوب ایرانی توجهی به آن نمی‌شود، بحث «مدیریت رسانه» است. مدیریت رسانه علاوه تمرکز روی جبنه‌ها و شیوه‌های اطلاع‌رسانی، مدیریت مالی رسانه را نیز مد نظر قرار می‌دهد. مدیری که شیوه‌های مدیریتی را نمی‌داند، چرا در مؤسسه‌ای که می‌داند نخواهد توانست آن را به سودآوری برساند، کسانی را به کار می‌گیرد؟ متاسفانه هستند افرادی که معتقدند برای سرپا نگه داشتن روزنامه‌شان می‌توانند به صورت دوره‌ای اقدام به بهره‌کشی از افراد متفاوت کنند. یعنی نخست کسانی را برمی‌گزینند و به مدتی معین و کوتاه با آنها کار می‌کنند. اوایل، هر چه هست وعده است و رفتارهای خوش. کم‌کم شرایط تغییر می‌کند و پرداخت‌ها به تعویق می‌افتد و در کنار آن، رفتار مدیریت نیز روندی منفی می‌گیرد.

نامه ۶۱ روزنامه‌نگار ايرانی به گزارشگر ويژه حقوق بشر: به وضعيت زندان‌های ايران و زندانيان اعتصابی فورأ رسيدگی کنيد

عالی‌جناب احمد شهيد گزارش‌گر ويژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ايران انتخاب شايسته جناب‌عالی برای تهيه گزارشی از موارد نقض حقوق بشر در ايران باعث دل‌گرمی (...)

آیا روزنامه‌نگاری شغل است

خبرنگاران ایران -سعید رازی دوست:وقتی نوشتن برای بسیاری از روزنامه‌نویسان درآمدزا نیست، علائق وجه پررنگتری می‌گیرد و و حتی ممکن است نوشتن لباسِ آرمان به تن کند یا به نوعی به انجام عملی آرمانی اشاره داشته باشد. آرمانی‌شدنِ یک حرفه، منجر می‌شود به غیر ضروری شمرده شدن فنون کاری، اخلاق حرفه‌ای و توانایی‌های قلمی. در چنان وضعیتی هدف مبارزه می‌شود یا مخاصمه.

یعنی روزنامه‌نگاری، به‌مثابه‌ی رفتاری حرفه‌ای با آداب خاصش، تبدیل می‌شود به ابزاری برای پیشبرد آرمان و آرمانگرایی. آرمانگرایان هر تولیدی را صرفِ دربرداشتن شاخصه‌های آن آرمان نه‌تنها مجاز می‌شمرند، که از آن دفاع نیز می‌کنند. پس ژورنالیسم نیز به سرنوشتی دچار می‌آید که در مقاطع بسیار، شعر و نقاشی و موسیقی و داستان به آن دچار آمده‌اند.: غلبه‌ی آرمان یا همان غلبه‌ی شعار و نمودها و نمادهای سیاسی بر شکل و محتوا و ابزاری‌شدن آنچه تولید می‌شود. در این وضعیت که آرمان‌محوری سیاسی وجه غالب آن است، تلاش برای مدیریت بهتر رسانه و افزایش شمارگان یا بازدیدکننده از طریق رعایت مبانی علمی و در نتیجه تلاش برای سودآور کردن نشریه یا پایگاه مجازی، جای خود را به مبارزه‌جویی‌می‌دهد و نویسنده، بی‌اعتنا به نوع بازخورد بیرونی نوشته‌اش و بی‌توجه به نظر مخاطبان متخصص و فرهیخته، صرفا سوار بر اسب سیاست، می‌پسندد که شمشیر دور سر بگرداند و بر آنچه نمی‌پسندد ضربه‌بزند.

خبرنگاری، از رؤیا تا واقعیت

خبرنگاران ایران -سعید رازی دوست: این متن گام نخست از تأملاتی است درباره‌ی یک شغل که می‌توانست برای همه‌ی فعالان این عرصه شغلی موجه به حساب بیاید، اما روند امور (...)

ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی

مهدی جامی: در این‌که حوزه ژورنالیسم باید متمایز از اکتیویسم سیاسی و اجتماعی باشد، من تردیدی ندارم. اما این‌که این دو حوزه به هم آمیخته شده و می‌شود یکی به این دلیل ژرف‌ساختی است که بنا به آن عادت ذهنی داوری و رفتار می‌کنیم که بدان آلوده شد‌ه‌ایم، یعنی گم کردن تعریف‌‌ها و تبیین نقش‌‌ها؛ پیامد زندگی در جامعه‌ای که در این سی ساله بسیاری از مفاهیم در آن شناور شده و از تعریف خود بیرون شد‌ه‌اند. دلیل روساختی‌اش هم به نقشی که روزنامه‌نگاری در جامعه ما پیدا کرده برمی‌گردد. نقشی که در بیشتر جا‌ها با روزنامه‌نگاری به معنای یک حرفه مستقل هم‌خوانی ندارد. بنابرین بهتر است اول از خود بپرسیم اکتیویسم چیست؟ بعد از آن‌که تصوری از اکتیویسم به دست آوردیم راحت‌تر تصدیق خواهیم کرد که از ژورنالیسم فاصله دارد.

جنبش برای دانستن و وظیفه خبرنگاران

رضا معینی: در همه کودتاها به هر شکلی که باشند محدود کردن دسترسی به «دانستن» امری «طبیعی» است. در همه کودتاها مراکز اطلاع‌رسانی و به اصطلاح «وسایل ارتباط جمعی» همچون رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها تسخیر می‌شوند و تحت کنترل نظامیان قرار می‌گیرند، روزنامه‌نگاران بازداشت و از حق انجام وظایف خود محروم می‌شوند. در ایران نیز همین امر پیش رفته است. با این مشخصه می‌توان جنبش امروز مردم ایران را، جنبشی برای دستیابی به «حق دانستن» تعریف کرد. مسئله اصلی این جنبش هم همین است: دست‌یابی به حق دانستن. این‌گونه است که از یک سو تلاش برای مطلع کردن و مطلع شدن و از سوی دیگر جنون به بند کشیدن خبر و خبرنگار و بی‌خبری برای همگان - به هر قیمتی- در برابر هم صف کشیده‌اند.

روزنامه‌ نگار ایرانی؛ فراتر از مرز‌های ژورنالیسم

مهران امیراحمدی: روزنامه‌نگار ایرانی در بحبوحه تحولات اخیر کشورمان به رغم محدودیت‌های مضاعف و حتی نداشتن رسانه‌‌های آزاد و مستقل با استفاده از کوچکترین روزنه‌ها، فضاهای بزرگ برای فعالیت خود مهیا ساخت. این رویکرد به نظر نگارنده یک مبارزه‌ی همه‌جانبه برای بقا و ماندگاری است که همکاران ما به‌خوبی از پس آن برآمدند. افزون برآن روزنامه‌نگار ایرانی به خوبی نشان داد که علاوه بر وظایف تخصصی، اهتمام جدی به مسایل پیرامون خود دارد، به عبارت دیگر در غیاب نهاد‌های مدنی و سیاسی قدرتمند، این طیف از همکاران، بار سنگین سایر نهاد‌ها و اقشار اجتماعی را نیز به دوش کشیده و امروز به عنوان نوک پیکان تحولات مدنی- سیاسی قرار دارند.

ما روزنامه‌ نگاریم؛ یادمان نرود

نوشابه امیری: دکتر صدرالدین الهی، استاد روزنامه‌نگاری ما عادت داشت به تاکید بگوید: بچه‌ها! یادتان باشد شما قرارنیست اسم‌تان برود در تاریخ، شما باید ملاط تاریخ را تهیه کنید. آن روزها معنای این کلام برای‌مان روشن نبود، اما گذشت زمان نشان داد که روزنامه‌نگاری، راه رفتن برروی لبه خطرناکی‌ست. روی‌مان را که برگردانیم، با «کله» می‌افتیم در دامان سیاست و سیاستمدار و یادمان می‌رود که روزنامه‌نگار بودن، بهتر و زیباتر از سیاستمدار بودن است. چرا یاد این نکته افتادم؟ به یک دلیل ساده؛ هر چه می‌گذرد ـ از سر اجبار یا به هوس نام ـ بیشتر از روزنامه‌نگاری فاصله می‌گیریم وبه سیاست نزدیک‌تر می‌شویم. و این خطری نیست که بتوان نادیده‌اش گرفت.

هزاران خبرِ نخواندنی

مارال مهریاری: من در ‏ایران کم دیدم که آدم‏ها پله‏های ترقی را درست طی کنند. همان‌طور که در سازمان‏های دولتی و پیکره حکومتی شایسته‌سالاری معنا و وجود ندارد، در سازمان‏ها و نهادهای دیگر هم همین مشکل را می‏بینم. ‏این‏جا آدم‏ها پله‏ها را بالا نمی‏روند، آسانسور سوار می‏شوند و متاسفانه طبقه خودشان هم پیاده نمی‏شوند! جامعه روزنامه‌نگاری ما هم از‏این قاعده مستثنی نیست. حالا ‏این که کنترلی وجود ندارد، تقصیر تک تک افراد جامعه روزنامه‌نگاری است یا مشکل از مدیران و سردبیران است یا اساسا سیستم کلی قدرت و جامعه ‏این جو را تحمیل می‏کند؟ به نظر من یک ملغمه‏ای از همه‏ی ‏این‏هاست.

حلزون‌های كولی دهان‌دوخته

فهیمه خضرحیدری: اینجا ایران است؛ كشوری كه تنها در حافظه‌ی كوتاه‌مدت خود خاطره‌ی تلخ توقیف 16 روزنامه را در آن واحد دارد. كشوری كه هنوز صد سال از عمر ژورنالیسم‌اش نگذشته، صدها روزنامه و نشریه را به محاق توقیف و تهدید و لغو مجوز كشانده و روزنامه‌نگارانش اقلیتی جان‌سخت‌اند كه كولی‌وار از این روزنامه‌ی توقیف‌شده به آن روزنامه‌ی در آستانه‌ی توقیف كوچ می‌كنند. روزنامه‌نگار ایرانی حلزونی است كه تحریریه‌اش را بر پشت خود از اینجا به آنجا می‌برد و اگرچه به خاطر دارد كه در همین تاریخ كوچك صدساله‌ی گذشته‌اش – نه خیلی دورتر- دهان شاعر و روزنامه‌نگاری مانند «فرخی یزدی» را با نخ و سوزن دوختند، اما حاضر نیست، این تحریریه را از پشت خود بردارد و بر زمین بگذارد.

ما رسانه‌ایم

مهدی جامی: روزنامه‌نگاری در کشوری که دشمن روزنامه و رسانه است اولین معنایش این است که در آن کار چریکی و بزن-و-در-رو بیشتر رایج است! نتیجه‌اش هم می‌شود اینکه روزنامه‌نگار موجودی است سرگردان و آواره و بیکار و تحت فشار. مدرسه درست و حسابی ندارد. مواد آموزشی‌اش ناچیز است. اگر هم استاد و کتاب خوبی پیدا کرد و به دانش مدرسی یا تجربی مجهز شد جایی که کار کند ندارد یا کارش همیشه زیر سایه ترس است. وقتی شروع به کار کرد اولین درس‌اش این است که هر چه آموخته فراموش کند چون خبر باید طوری نوشته شود که صاحبکار می‌خواهد. تصور کن روزنامه‌نگار درجه یکی که استخدام دایم ایرنا باشد. در این چند ساله اخیر چه باید کشیده باشد...