20 اردیبهشت 1391

خبرنگاری جنگ؛ از سانسور تا مرگ

20 اردیبهشت 1391

خبرنگاران ایران -نخستین خبرنگار جنگ در روزنامه نگاری مدرن، «ویلیام هووارد روسل» بود که در قرن 19 میلادی در میدان های جنگ حضور داشت و هم اکنون در قرن 21 هر سال تعداد زیادی از خبرنگارانی که جنگ را روایت می کنند در میدان های جنگ کشته می شوند تا خبرنگاری جنگ بخشی خطرناک از خبرنگاری دنیای مدرن امروزی شود.

«هووارد روسل» ایرلندی در سال 1854 به مدت 22 ماه جنگ کریمه که بین امپراتوری روسیه تزاری از یک سو و فرانسه، انگلیس، پادشاهی ساردینیا و امپراتوری عثمانی از سوی دیگر رخ داد را برای «تایمز» گزارش کرد.

همچنین روایت است یک زن ایرلندی هم نخستین زن خبرنگار جنگ است. «کیت کولمن» جنگ بین اسپانیا و آمریکا را در سال 1898 برای روزنامه «تورنتو میل» منعکس کرد.

اما در دنیای روزنامه نگاری مدرن امروز و با همه تجهیزات روزنامه نگاری جنگ به کدامین سو در حرکت است؟ و روزنامه نگاران جنگ چگونه این پدیده را با همه خطرات روایت می کنند؟

جنگ پدیده ای است که همواره انرژی زیادی از دولت‌ها و حکومت‌های درگیر آن گرفته است. آنها از یک سو مجبورند به تامین تجهیزات نظامی و نیروی انسانی در جبهه‌ها بپردازند و از سوی دیگر به این امر دقت کنند که کدام دسته از اخبار مناطق جنگی بین مردم منتشر شود.

گرچه همیشه سخن از آزادی بیان و انتشار شفاف اطلاعات است اما گویی وقتی سخن از پوشش خبری یک بحران به میان می آید تمام این سخنان از یادها می روند و دولت‌ها قبل از هر چیز سعی می‌کنند از متشنج شدن اوضاع و فشار افکار عمومی که ممکن است در جریان شکست‌ها و کشته‌های جنگی مضاعف شود، بکاهند.

سانسور از اجزای جدانشدنی روزنامه‌نگاری جنگ

سابقه نظامی‌گرایی در خبرنگاری زمان جنگ باعث شد تا سانسور به یکی از ارکان جدا نشدنی همکاری میان نیرو‌های نظامی و رسانه‌ها تبدیل شود. گزارشگران در ماجرای حملة نظامی آمریکا به گرانادا در 1983، اجازة حضور در مناطق جنگی را داشتند، اما خبرها قبل از این‌که منتشر شوند توسط فرماندهان جنگی سانسور می‌شدند.

روش «پرس پول»، برای نخستین بار در جریان حمله نظامی آمریکا به گرانادا به کار گرفته شد، در این روش نیروی نظامی عملا در تهیه خبر همکاری می‌کرد. در این روش یک گزارشگر یا خبرنگار به نمایندگی از سایر رسانه‌ها در مناطق نظامی حضور می‌یافت و مشاهدات او مبنای تهیه گزارش‌ها و اخبار دیگران قرارمی‌گرفت. وقتی بغداد در9 آوریل سال 2003 در شعله‌های آتش می‌سوخت و نیروهای نظامی آمریکا و قوای موتلفه خود را به مجسمه صدام می‌رساندند تا آن را منهدم کنند، این صدای «گرگ کلی» بود که به گزارش زنده این صحنه می‌پرداخت.

او از خبرنگاران «فاکس نیوز» بود که در کنار گروه نظامی که با آن همراه شده بود به گزارش لحظه به لحظه تصویری از سقوط بغداد می‌پرداخت. به این ترتیب مخاطبانی در هزار سوی جهان می‌توانستند با پیگیری اخبار از تلویزیون یا وب سیات خبری فاکس نیوز، خود را شریک وقایع جنگ بدانند و از مزایای «روزنامه‌نگاری همراه» که برای اولین بار در حد و اندازه‌های واقعی خود در جنگ عراق نمایان شده بود لذت ببرند.

روزنامه‌نگاری همراه نوعی از روزنامه‌نگاری است که در پوشش خبری جنگ 2003 عراق به کار گرفته شد. دولت جورج دبلیو بوش و در راس آن، پنتاگون از این روش برای پوشش خبری حوادث جنگ عراق استفاده کردند تا روزنامه‌نگاران را در واحدهای نظامی معین به خطوط اول جبهه بفرستند.

استقلال خبرنگاران همراه در زمان پوشش خبری یکی از مهمترین نگرانی‌هایی است که می‌تواند رسالت و صراحت لهجه آنها را تحت شعاع قرار دهد. روزنامه‌نگاری در داخل یگان‌های نظامی، به حدی مورد انتقاد قرار گرفته است که حتی برخی از محققان از روزنامه‌نگاری همراه به عنوان «ابتکار پنتاگون» برای کنترل جریان اطلاعات نام می‌برند. نقش فرماندهان جنگی در این میان چنان پررنگ بود که برخی از محققان آن‌ها را «تولید کنندگان خبر» نامیدند و نه روزنامه‌نگاران را.

البته همان‌طور که انتقاداتی به «روزنامه‌نگاری همراه» وجود دارد برخی از مطالعات نیز نشان می‌دهند که این روش نسبت به دیگر روش‌های پوشش خبری در زمان جنگ موفقیت بیشتری داشته است. هیچ روش دیگری تاکنون امکان پوشش خبری زنده از صحنه جنگ را نمی داد اما در این روش روزنامه‌نگاران می‌توانند به تناسب پیشروی‌های گروه نظامی به پوشش خبری جنگ به طور مستقیم بپردازند. حتی برخی از مطالعات نشان می‌دهند که روزنامه‌نگاران در پوشش خبرهای جنگ عراق عینی برخورد کرده اند.

از سوی دیگر آمارها نشان می دهد به مدت پنچ سال عراق خطرناک ترین محل برای خبرنگاران بوده است. به طوریکه تنها در سال 2007 بیشترین خبرنگاران جنگ با تعداد 31 نفر در این کشور کشته شده اند.

«مری کالوین» خبرنگاری که در جنگ کشته شد

یکی از آخرین خبرنگاران قربانی جنگ «مری کالوین» بود که در اسفند سال گذشته در شهر حمص سوریه و در درگیری های بین حکومت با مردم آن منطقه کشته شد.

«مری کالوین» به عنوان خبرنگار جنگی سی سال سابقه کار داشت و مصمم بود که فجایع انسانی ناشی از جنگ را انتشار دهد .

او در سری‌‌لانکا بشدت زخمی شد و یک چشم او آسیب دید که همواره با یک چشم‌بند سیاه آن را می بست.ماری کالوین در سال ۲۰۱۰ جایزه بهترین روزنامه نگار سال را به خود اختصاص داد.

«مري كالوين» در سال 2011 و چند ماه قبل از کشته شدنش در ميدان التحرير مصر آمد و به یاد خبرنگاران کشته شده در جنگ سخنرانی کرد.

او ابتدا درباره خودش گفت: « من بيشتر مدت زندگي حرفه يي ام را خبرنگار جنگ بوده ام. اين هميشه شغل دشواري است، اما نياز به خبررساني بي طرف از جبهه هاي جنگ هم هيچگاه به حد اكنون ضروري نبوده است.» کالوین سپس به تعریف یک گزارشگر جنگ می پردازد: « پوشش خبري جنگ يعني رفتن به جاهايي دريده از آشوب، ويراني، و مرگ، كوشش براي تحمل اينكه تاب بياوري و شاهد اينها باشي. يعني كوشش براي پيدا كردن حقيقت از ميان توفان تبليغات و دروغ هاي ارتش ها، قبايل و تروريست هايي كه در نبرد با يكديگرند. و بله، يعني خطر كردن، نه فقط به خطر انداختن خودت بلكه در بيشتر موارد به خطر انداختن آدم هايي كه از نزديك با تو كار مي كنند.»

اما حکایت اینکه چگونه چشم خود را در جنگ از دست داده است نیز شنیدنی بود: «من در جنگ داخلي سريلانكا و طي حمله ای ناگهاني يك چشمم را از دست دادم. رفته بودم به منطقه تاميل در شمال اين كشور: ورود روزنامه نگاران به آنجا ممنوع بود. و با فاجعه يي انساني روبرو شدم. داشتم قاچاقي از مرز اين منطقه رد مي شدم و برمي گشتم كه سربازي نارنجكي به سمتم انداخت و تركش هايش صورت و سينه ام را شكافت. او مي دانست چه كار دارد مي كند.»

مری اما در این سخنرانی سوالات مهمی را هم درباره خبرنگار جنگ بودن مطرح می کند: « وظيفه ما گزارش كردن درست و دقيق و بي غرض اين دهشت هاي جنگ است. ما هميشه بايد از خودمان بپرسيم آيا ميزان خطري كه مي كنيم ارزش آنچه را كه دارد اتفاق مي افتد دارد يا نه. شجاعت چيست و لاف شجاعت آمدن چيست؟حتما بسياري از شما از خودتان پرسيده ايد ــ يا الان داريد از خودتان مي پرسيد ــ كه آيا اين كار ارزش جان سپردن و اندوه و از دست دادن را دارد. آيا ما مي توانيم با كارمان چيزي را تغيير دهيم؟»

و خود جواب می دهد: « ما به مناطق جنگي دوردست مي رويم تا اتفاقات را گزارش كنيم. مردم حق دارند بدانند دولت ما و نيروهاي مسلح مان دارند به نام ما چه مي كنند. وظيفه ما گفتن حقيقت در پيشگاه قدرت است. ما نخستين پيش نويس خام تاريخ را به وطن مي فرستيم. ما مي توانيم با نشان دادن دهشت هاي جنگ و به خصوص قساوت هايي كه در قبال غيرنظاميان صورت مي گيرد اوضاع را تغيير دهيم و واقعا هم تغيير مي دهيم.»

کالوین اعتقاد به پویایی خبرنگاری از جنگها داشت : « اكنون در زمانه يي كه خبرها و وبلاگ ها و توييت ها 24 ساعت شبانه روز به راهند، ما هر جايي كه مي رويم همواره در تماس با دنيا هستيم. اما اساس گزارشگري جنگ هنوز همان است- كسي بايد برود به آنجا و ببيند چه خبر است. نمي شود اطلاعات را بدون رفتن به جاهايي كه مردم دارند تير مي خورند و كساني به سمتت تير شليك مي كنند، به دست آورد. دشواري حقيقي، داشتن آنقدري اعتقاد به انسانيت است كه بتواني فكر كني آن تعدادي آدم در دولت، ارتش و خيابان ها هستند كه وقتي گزارش تو در روزنامه، وب سايت، يا صفحه تلويزيون منتشر مي شود، اهميت خواهند داد و كاري خواهند كرد.»

ایران و خبرنگاری جنگ

در ایران آنگونه که در دنیا خبرنگاری جنگ وجود دارد، این موضوع هنوز جا نیافتاده است. شاید بتوان گفت در جنگ عراق با ایران خبرنگاری جنگ در کشور نمود بیشتری داشت اما در حال حاضر تنها برخی از رسانه ها که بودجه خوبی در اختیار دارند خبرنگار ویژه به نقاط جنگ زده و یا در حال جنگ اعزام می کنند. «محمود صارمی» خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی یکی از معدود نمونه های خبرنگاران جنگ بود که با حضور در افغانستان به دست نیروهای طالبان کشته شد.

اما در جنگ ایران و عراق خبرنگاران و عکاسان جنگ بسیاری فعالیت داشتند.

« 31 شهريور داخل ساختمان روزنامه كيهان در خيابان فردوسي بوديم كه صداي زوزه هواپيماها و بعد انفجار آمد. كمي بعد فهميديم كه عراقي ها فرودگاه را بمباران كرده اند. بلافاصله بچه هاي تحريريه از كانال هاي مختلف اين خبر را دريافت كردند و اين خبر از شروع رسمي جنگ مي داد.»

این روایت «فریدون صدیقی» روزنامه نگاری که آن روزها عضو شوراي تيتر روزنامه كيهان بود است. او در گفت و گویی که چند سال پیش با یکی از ویژه نامه های روزنامه همشهری درباره این موضوع داشت می گوید: « هيچكس منتظر جنگ نبود مرزها ملتهب بود، فضاي كشور هم ملتهب بود، اما هيچكس منتظر حمله عراق نبود. به نظرمان مي آمد تهديدها جدي نباشد اين بود كه همه غافلگير شده بودند. كيهان روزنامه عصر بود از اين جهت خبر بمباران فرودگاه مهرآباد فرداي آن روز در روزنامه منتشر شد.»

به نظر صديقي خرمشهر آزاد شد، دلچسب ترين تيتري بود كه در اين 8 سال او انتخاب كرده است. وي مي گويد: «روتيتر بود الله اكبر و زيرتيتر با فونت 84 آن زمان بود خرمشهر آزاد شد»

عکاس های ایرانی که جنگ ایران و عراق را با لنز دوربین هایشان روایت کردند نیز کم نیستند.

محسن شانديز هم از عكاس هاي قديمي مطبوعات است و حالا سال هاست بازنشسته شده است. ياد دوستان قديمي اش را مي كند؛ از آلفرد يعقوب زاده و مرحوم كاوه گلستان گرفته تا صياد و فرنود و... مي گويد: «آن موقع با همين ها توي جبهه جنگ عكاسي مي كرديم.»

از خاطرات دوران جواني اش كه سرش داغ بود مي گويد: «آن موقع خبرگزاري پارس يا همان خبرگزاري جمهوري اسلامي بودم. چند ماه قبل از شروع دفاع مقدس به صورت داوطلبانه به مناطق مرزي براي عكاسي كه محل تنش بود، رفته بودم. »

براي شانديز جنگ تحميلي چند ماه قبل از 31 شهريورماه آغاز شد. از همان وقت كه مرزهاي ايران محل تنش بود، جاي چند تا گلوله هم يادگاري توي تنش ازآن زمان مانده است.

مي گويد: «روز 31 شهريور ماه خبرگزاري بودم كه صداي انفجارها آمد. مطلع شديم كه مهرآباد را بمباران كرده اند، با يك گروه خبري سريع خودمان را به فرودگاه رسانديم و عكس انداختم از حادثه. بعد هم نفس بلندي مي كشد و ادامه مي دهد فكر نمي كرديم جنگ آنقدر طول بكشد، 8 سال... »

در جنگ ایران و عراق بسیاری از خبرنگاران و عکاسان ایرانی کشته شدند و بسیاری هم اکنون با جانبازی هایی مثل شیمیایی شدن دست و پنجه نرم می کنند.

قطعا برای گزارشگری جنگ یکسری آموزش های ویژه نیاز است تا خطرات این نوع خبرنگاری تا حد امکان به حداقل برسد، موضوعی که در دنیای امروز روی آن تاکید می شود تا خبرنگار جنگ تربیت کنند، چرا که انگار جنگها پایانی ندارند .

منابعی که در این گزارش از آنها استفاده شد:

•روزنامه نگاری در خدمت جنگ، مرکز آموزش و پژوهش موسسه همشهری، فاطمه کمالی چیرانی، 7 شهریور 89

•تيتر يك، جنگ آغاز شد، روزنامه همشهری، سعیده علیپور، 31 شهریور 1383

•گزارشگري جنگ: اعتقاد به تغيير، روزنامه اعتماد، 6 اسفند 1390

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.