14 اردیبهشت 1391

روز جهانی آزادی مطبوعات؛ روزنامه نگاران و رسانه های ایران در زنجیر

14 اردیبهشت 1391

خبرنگاران ایران- سارا محسنی:

در پیام خود از زندان اعلام کرد: «من در حرفه خود جز قلم و زبان ابزاری در اختیار نداشتم و در بکارگیری این دو نیز از دایره به غایت تنگ و توان فرسای قوانین پا فراتر نگذاشتم.»

«احمد زیدآبادی»، روزنامه نگار زندانی سال گذشته در حالی که در زندان بود این پیام را به عنوان برنده جایزه آزادی مطبوعات یونسکو در روز آزادی مطبوعات به بیرون از زندان ارسال کرد. او امسال هم در همین روز به مانند ده ها روزنامه نگار دیگر در زندان است تا بیش از گذشته عیان شود که ایران در این روزگار نه تنها برای آزادی مطبوعات ارزشی قائل نیست بلکه روزنامه نگارهای خود را به زندان می اندازد.

بیست و یک سال پیش گروهی از روزنامه نگاران در ویندهوک پایتخت نامیبیا برای همایش «ارتقای آزادی مطبوعات در دنیا» جمع شدند و فراخوانی برای حمایت از اصول بنیادین آزادی بیان امضا کرده و روز سوم ماه مه را روز جهانی آزادی مطبوعات نامیدند.

روز جهانی آزادی مطبوعات در اصل به منظور تجلیل از مقام روزنامه‌نگاران و تاکید بر اهمیت خبررسانی نامگذاری و تعیین شد‌، اما در عمل به روزی برای بیان مشکلات خبرنگاران زندانی، شکنجه شده یا به قتل رسیده در برخی کشورها تبدیل شده است.

شاید بزرگداشت چنین روزی یادآور این نکته باشد که همچنان باید برای آزادی مطبوعات مبارزه کرد. مبارزه ای که در کشورهایی مانند ایران که طبق اعلام نهاد های رسمی در کنار سوریه و کره شمالی به عنوان کشورهای ناقض آزادی مطبوعات در سال گذشته شناخته شد تلاش بیشتری می طلبد.

نازنین خسروانی، احمدزیدآبادی، مسعود باستانی، مهدی محمودیان، بهمن احمدی امویی، علیرضا رجایی، علیرضا بهشتی شیرازی، محمدرضا مقیسه، عیسی سحرخیز، محمد داوری، علی ملیحی، کیوان صمیمی، سیامک قادری، مزدک علی نظری، فرشاد قربان‌پور، محمد صديق كبودوند، ابوالفضل عابديني و ... از جمله خبرنگارانی هستند که هم اکنون دوران محکومیت خود به جرم قلم زدن در زندان می گذرانند. بسیاری در انتظار و هراس فراخوانده شدن برای اجرای حکم و برخی نیز به طور موقت با وثیقه آزاد هستند. عده ای ترک وطن کرده اند و آنهایی که ماندند یا گوشه انزوا را برگزیدند و یا در تحریریه ها خود را سانسور می کنند.

«مهسا امیرآبادی» روزنامه نگاری که در دو نوبت محاکمه شد و حکم زندان دارد درباره این روز، یادداشتی را در فیس بوک منتشر کرده و نوشت: « عادت كرده‌ايم كه در روز جهاني آزادي مطبوعات غم‌نامه بنويسيم و سوگ‌نامه بخوانيم. اين روز بيش از همه متعلق به روزنامه‌نگاران زنداني است. آناني كه امسال آمارشان پرشمار و جايشان حسابي خالي است گويا افزايش تعداد روزنامه‌نگاران زنداني با كبيسه بودن سال ميلادي رابطه مستقيم دارد.»

ضربات سانسور بر پیکر نیمه جان مطبوعات

اما علاوه بر روزنامه نگاران زندانی و توقیف روزنامه ها، فضای تحریریه روزنامه ها با «آزادی» فاصله بسیاری دارد. تیغ تیز سانسور و خودسانسوری در تحریریه های ایران حکمرانی می کند.

«وحید پوراستاد» روزنامه نگاری قدیمی که هم اکنون در خارج از کشور با رادیو فردا همکاری دارد در گفت و گو با «خبرنگاران ایران» می گوید: « آزادی مطبوعات در ایران هر سال وضعیتی یاس آورتر به خود می گیرد . سال گذشته هم ده ها روزنامه نگار بازداشت شدند و برخی از روزنامه نگاران همچنان در زندان هستند و نشریات و روزنامه ها همانند سال های گذشته توقیف شدند این رویه در سال گذشته هم پایانی نداشت.»

او که خود سابقه زندان نیز دارد، وضعیت آزادی مطبوعات در ایران را دارای ابعادی وسیع تر از بازداشت روزنامه نگاران و توقیف مطبوعات عنوان می کند و می گوید: «در سال گذشته بیش از همه این ها باید به سانسور اشاره داشت که ضربات سختی بر پیکره نیمه جان مطبوعات ایران زده است.»

پوراستاد در عین حال اضافه می کند:«سانسور سال های سال است که در مطبوعات ایران وجود دارد اما در یکی دو سال اخیر تصور می کنم روزنامه نگاری ایران را به روزنامه نگاری بی هویتی تبدیل کرده که از روزنامه نگاری مستقل و یا نیمه مستقل تنها یک اسم باقی گذاشته است.»

آزادی مطبوعات چیست؟

آزادی مطبوعات نقش اصلی را در تحقق آزادی های بزرگتر دارد و خبرنگاران در خط مقدم این بخش فعالیت می کنند. ابزار آنها کلمه و تصویر است اما در بسیاری از موارد ، خبرنگاران به علت فعالیت خود تحت تعقیب و حمله قرار می گیرند و برخی از آنها زندانی یا کشته می شوند.

از خبرنگار اجتماعی یکی از روزنامه های کشور که به دلایل امنیتی خواست نامش فاش نشود درباره مفهوم آزادی مطبوعات می پرسم و او می گوید: «آزادی مطبوعات حقی است که به فرد اجازه می دهد منصفانه و درست گزارشگری کند.»

او معتقد است که در ایران آزادی مطبوعات هم شامل تبعیض است چرا که اگر رسانه مستقل و منتقد باشی با هر نقد ناخوشایند حاکمیت توقیف می شوی اما از رسانه های حکومتی زرهی فولادی مراقب می کند و آنها در برخی موارد خط قرمزهای اخلاق را پشت سر می گذرانند و کسی چیزی نمی گوید.

یکی از رکن های اصلی دمکراسی در دنیا مطبوعات هستند.مطبوعات بر دولت ها نظارت و اجازه سواستفاده را از آنها سلب می کنند.

خبرنگار با سابقه اجتماعی در این باره می گوید: « در دنیا هرچند باز مرزبندی هایی در بین رسانه ها وجود دارد اما رسانه آزاد رسانه ای است که اگر دولت ها عملی خلاف و غیرقانونی مرتکب شدند، دنیا توسط مطبوعات بر سر آنها خراب می شود.»

این خبرنگار 30 ساله درباره شرایط ایران می گوید: « گرچه مسئولان با غل و زنجیر کردن روزنامه نگاران و رسانه هایشان این آزادی را از جامعه سلب کرده اند اما در کورسو نور موجود گاهی رسانه ها افشاگری هایی می کنند که باز هم بودنشان اثرگذاری آنها را نشان می دهد.»

پوراستاد هم در این زمینه نظر متفاوتی دارد و معتقد است: « شاید در حال حاضر آنچه در ایران جریان دارد با همه همتی که روزنامه نگاران دارند که از اندک فضا به بهترین نحو استفاده کنند فقط نامش روزنامه نگاری است اما کمتر ویژگی از کار حرفه ای روزنامه نگاری در آن دیده می شود چون روزنامه نگار ایرانی با ده ها نوع فشار و سانسور دولتی و غیر دولتی چگونه می تواند ادعا کند در فضای آزاد مطبوعاتی می تواند بنویسد و نقد کند. »

بهترین دوره آزادی مطبوعات در ایران

از «پوراستاد» درباره بهترین دوره آزادی مطبوعات در ایران می پرسم و او معتقد است که در ابتدای انقلاب که همه رسانه ها از همه طیف ها می توانستند نشریه داشته باشند و آزادانه بنویسند جزو بهترین زمان های آزادی مطبوعات در ایران بود. هر چند نه گروه های سیاسی توانستند این فضا را قدر بدانند و نه حکومت تحمل نقد خود را بالا برد.»

وی همچنین اضافه می کند:« در دوران آقای خاتمی هم اوضاع مطبوعات بهتر بود هر چند که همان زمان هم روزنامه نگاری ایران بیش تر از تحمل و بردباری حکومت گام برداشت و نخواست سرعت خودش را با تحولات هماهنگ کند.»

«نوشابه امیری» روزنامه نگار قدیمی کیهان هم که پیش از این با «خبرنگاران ایران» گفت و گو کرده بود درباره آزادترین دوره مطبوعات ایران که خود تجربه کرده بود گفت: « فاصله آخرین ماه های حکومت شاه و دوران بختیار تا چند ماه بعد از انقلاب یکی از آزادترین دوران مطبوعات ایران بود. البته آن روزها گاهی تبدیل به یک آنارشیسم می شد که هر کی هرطور می خواست می نوشت و روزنامه نگاری می کرد.»

او به مانند «وحید پوراستاد» معتقد است که دوران خوبی که تجربه اش کرد یکسال بعد از دوم خرداد بود :« در آن دوران در یک چارچوب هایی روزنامه نگاری می کردیم اما مانعی نبود و اگر هم مانعی بود یک مانع درونی بود چراکه فکر می کردیم در این فضا تندروی نکنیم یا دچار کندروی نشویم.»

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.