6 اردیبهشت 1391

در گفتگو با خبرنگاران بررسی شد

روزنامه نگاران ایرانی چطور با فشارهای زندگی کنار می آیند

6 اردیبهشت 1391

خبرنگاران ایران -نیکی آزاد :این روزها روزنامه نگاران مستقل و منتقد در ایران نه تنها نظارت و فشار شدید از سوی حکومت را تحمل می کنند که از نظر رفاهی و معیشتی نیز تحت فشارهای شدید قرار دارند .سانسور ، بازداشت و زندانی شدن روزنامه نگاران مستقل و توقیقف روزنامه ها و ...موجب از رونق افتادن روزنامه های مستقل شده است . اندک روزنامه نگارانی که در این شرایط سخت در روزنامه های ایران باقی مانده اند فشارهای مضاعفی را هم تحمل می کنند. اغلب این روزنامه نگاران از حق بیمه محروم هستند یا اگر بیمه هستند در شرایط حداقلی و در سطح پایین ترین اقشار اجتماعی از این حقوق و مزایا برخوردارند. روزنامه نگاران حق التحریر نیز در این میان شرایط دشوارتری را می گذرانند .روزنامه نگارانی که از گذشته نیز از کمترین حقوق حرفه ای برخوردار بوده اند . همچنین این روزها تعداد بیشتری از روزنامه نگاران مجبور می شوند این شغل را ترک کنند و به مشاغل دیگر روی بیاورند چرا که دیگر ماندن در این شغل با همه سختی هایش حتی کفاف زندگی روزمره شان را نمی دهد.

این روزنامه نگاران چطور با این فشارها کنار می آیند ؟آیا حقوق اندک شان کفاف زندگی شان را می دهد ؟ آیا آنها اصلا امیدوار هستند که روزی بتوانند از حقوق بازنشستگی استفاده کنند ؟ عده ای که مجبور به ترک حرفه شان می شوند چطور روزگار می گذارنند ؟آیا این روزنامه نگاران زیر سایه تهدید ،بازداشت و بی پولی هیچ احساس امنیتی درباره آینده خود دارند ؟این سوالها را با تعدادی از روزنامه نگارانی که اکنون در روزنامه های مستقل ایران کار می کنند و یا به تازگی مجبور شده اند این حرفه را ترک کنند در میان گذاشته ایم. این روزنامه نگاران به دلیل مشکلات و محدودیتهایی که هر روز حکومت برایشان به وجود می آورد و همینطور از بیم ازدست دادن شغل شان از ما خواستند اسامی شان را در این گزارش نیاوریم .

بن کفش به جای عیدی و بیمه / هیچ نهادی از ما حمایت نمی کند

تعداد ی از روزنامه نگاران مستقل و منتقد ایرانی که حاضر به کار کردن در روزنامه های حکومتی نشده و در چند روزنامه نسبتا مستقل کار می کنند عنوان می کنند که شرایط حاکم بر روزنامه نگاری ایران در چند سال اخیر به هیچ عنوان قابل مقایسه با یک دهه گذشته نیست . آنها معتقدند که تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 لااقل مدیران مسوول روزنامه ها تاحدی حق و حقوق روزنامه نگاران را رعایت می کردند و بیمه و سایر مزایای رفاهی را برای شان در نظر می گرفتند اما اکنون مدیران روزنامه ها از زیر بار همین مسوولیتهای معمولی هم شانه خالی می کنند و روزنامه نگاران ایرانی در سختترین شرایط رفاهی روزگار می گذرانند .

یکی از روزنامه نگارانی که با او گفتگو می کنم حدود 8 سال است كه در روزنامه‌ها ، سايت‌ها و خبرگزاري‌هاي كشور مشغول به فعالیت است او می گوید:« در مدت هشت سال کار حرفه ایم فقط چند ماهی بیمه شده ام. اما همین شانه خالی کردن از بیمه ما هم چند دلیل عمده دارد .»

او ادامه می دهد : «براي مثال توقيف مدام روزنامه ها در ایران يكي از اين دلايل است. البته مديران مسوول روزنامه ها هم اصلا در قيد و بند بيمه کردن ما و پرداخت حقوق و مزايایمان نيستند. براي مثال امسال مديرمسئول روزنامه ما به عنوان عيدي به ما بن كفش وين داد و هيچ كدام مان را هم از ابتدای کار بيمه نكرده است . هيچ نهادي هم از روزنامه‌نگاران مستقل حمايت نمي‌كند. سال‌ها پيش اگر روزنامه‌اي حق و حقوق خبرنگاران را نمي‌داد، انجمن صنفي از روزنامه‌نگاران حمايت مي‌كرد اما الان صاحبان مطبوعات هر كاري دوست دارند انجام مي‌دهند به دليل اينكه هيچ انتخاب ديگري برای روزنامه نگاران وجود ندارد و ما مجبوریم در آن رسانه بمانيم و كار كنيم.»

این روزنامه نگار با اشاره به اینکه در روزنامه ای که کار می کند حقوق نسبتا منظمی دریافت می کند تاکید می کند :«در این روزنامه هر چند حقوق ما را نسبتا منظم می دهند و حداکثر دیر کرد پرداخت آن یک هفته است . اما ما بیمه نیستیم با اين حال بسياري ديگر از روزنامه‌نگاران كه در رسانه‌هاي ديگر كار مي‌كنند دريافت نامنظمی هم دارند و حتي دو ماه يك بار حقوق مي‌گيرند.»

به گفته وی وضعيت روزنامه نگاران حق‌التحريری در این میان بد و اسفناك است و بيشتر روزنامه‌ها برای مطالب حق التحریری که با زحمت بسیار تهیه می شوند صفحه‌اي 30 تا 40 هزار تومان حق الزحمه آن هم با تاخیر دوماه بعد از انتشار مطلب پرداخت می کنند .

نهادهای امنیتی تعیین می کنند چه کسی در روزنامه بماند

روزنامه نگاران مستقل ایران بر خلاف روزنامه نگارانی که در روزنامه های دولتی و نیمه دولتی کار می کنند هر روز شرایط سختتری را برای باقی ماندن در این حرفه تحمل می کنند. تعدادی از آنها از روی عشق و علاقه حرفه شان را حفظ کرده اند و تعدادی هم عنوان می کنند که به جز این حرفه تجربه و دانش دیگری ندارند .یکی دیگر از روزنامه نگارانی که با او گفت گو می کنم از محدودیتهای جدید در تحریریه روزنامه ها هم خبر می دهد. او می گوید انگار محدودیتها و فشارها برای ما تمامی ندارد و نه تنها برای آنها پایانی متصور نیست که هر روز مشکلی به مشکل های قبلی اضافه می شود .

او با اشاره به اینکه به هيچ وجه احساس امنيت شغلي نمی کند می گوید :« از يك سو براي توقيف روزنامه و بيكار شدن و به دنبال آن بی پولی و وضعیت بد مالی نگرانم و از سوي ديگر مدام نگرانم که بازداشت نشوم و به تازگي بايد نگراني جديدي را هم به این نگرانی ها اضافه كنم و آن هم ممانعت از كار كردن در روزنامه‌هاي رسمي از سوي وزارت اطلاعات و نهادهاي امنيتي است، چرا كه به تازگي نيروهاي امنيتي با مديران مسوول روزنامه ها تماس مي‌گيرند و دستور مي‌دهند چه كسانی در روزنامه بمانند و چه کسانی نمانند .»

به گفته این روزنامه نگار چند نفر از همکارانش این روزها با دستور همین نهادها کارشان را ازدست داده اند و خانه نشین شده اند بدون اینکه کوچکترین حق و حقوقی دریافت کنند .

این روزنامه نگار مستقل هم مانند سایر همکارانش درباره آینده اش نگران است :« من هميشه نگران آينده هستم. چرا كه به خوبي مي‌دانم اگر با اين وضعیت ادامه بدهم، هيچ وقت نباید توقع حقوق بازنشستگي هم داشته باشم و قطعا در آن زمان هم نمي توانم مانند اكنون كار و فعاليت كنم. بنابر اين هيچ چشم اندازی براي اينده ام نمی بینم . من انتظار دارم در دوران بازنشستگي حداقل پشتوانه‌اي داشته باشيم اما با اين وضعیت می دانم که هیچ آینده ای در انتظارم نیست .»

این روزنامه نگار بعد از این صحبتهایش اما بلافاصله توضیح می دهد:«اما فکر نکنید در روزنامه های دولتی و نیمه دولتی هم وضع به همین منوال است. روزنامه نگاران شاغل در روزنامه‌ها و رسانه‌هاي وابسته به حكومت مزايا و حقوق خوبي دارند. حداقل بيمه هستند و نگراني بابت آينده ندارند.»

این روزنامه نگار مستقل که به هیچ وجه از وضعیت رفاهی اش راضی نیست با گلایه می گوید :«حقوق و مزاياي روزنامه‌نگاران به هيچ عنوان كفاف زندگي شان را نمي دهد. الان در ايران خط فقر 800 هزار تومان است در حالي كه روزنامه‌هاي مستقل بيش از 500 يا 600 هزار تومان به همکارن شان حقوق نمي‌دهند كه كفاف كرايه خانه شان را هم نمي‌دهد.»

روزنامه‌نگاران ایرانی از اقشار پر درآمد جامعه محسوب نمی شوند ، بلكه همانند معلمان و كارمندان درآمد پاييني دارند كه حتي از خط فقر اعلام شده از سوي وزارت اقتصاد در ایران هم پايين‌تر است.با این تفاوت که آنها از حق بیمه و حقوق ابتدایی معلمان و کارمندان هم محرومند و روزنامه شان همواره درخطر تعطیلی قرار دارد .این روزنامه نگاران محروم از بیمه ، حق بازنشستگی و بیمه بیکاری همیشه منتظرند که همان مختصر در آمدشان را هم ازدست بدهند بنابراین با بیم و نگرانی روزگار می گذرانند .

شغلم را رها کردم چون هیچ حمایتی نداشتم

یکی دیگر از روزنامه نگارانی که با او گفتگو می کنم به تازگی شغلش را رها کرده و در یک شرکت غیر مرتبط با حرفه اش کار می کند و گاه به صورت حق التحریری کار روزنامه نگاری اش را ادامه می دهد به قول خودش این کار را فقط برای دلش انجام می دهد و گرنه حق التحریری کار کردن برای او منبع در آمدی محسوب نمی شود .

وی می گوید :« تا همین چند ماه پیش در یکی از روزنامه های نیمه مستقل کار می کردم اما نه فضا برایم مطلوب بود و نه از درآمدی که داشتم راضی بودم. محدودیت و سانسور از یک سو و پایمال شدن حقم از سوی دیگر ناراحت و عصبی ام می کرد .نه بیمه بودم و نه حقوق مرتبی داشتم و همه اینها انگار از تحریریه برایم محیط سرد و بیروحی ساخته بود بنابراین کارم را ترک کردم و به یک شرکت رفتم تا لااقل در آمد ثابتی داشته باشم هر چند هر روز با ناراحتی و بدون علاقه به سر کار می روم و می آیم اما می دانم سر ماه حقوقی دستم را می گیرد .درآمدی که می توانم خانواده ام را با آن اداره کنم .»

این روزنامه نگار بیش از ده سال است سابقه روزنامه نگاری دارد و با اینکه عاشق حرفه ا ش است تاکید می کند : «با همه عشق و علاقه ام به روزنامه نگاری احساس می کنم در شرایط فعلی هیچ چیز از این شغل برایم باقی نمانده است . آیا نباید به فکر آینده خودم و فرزندم باشم؟ در همه سالهای کارم فقط سه سال بیمه داشته ام در حالیکه به چهل سالگی نزدیک می شوم .وقتی برای درمان به مراکز درمانی می رفتم می دیدم که همه هستی ام در خطر قرار دارد به همین دلیل شغلم را ترک کردم .»

او بیمه نبودن روزنامه نگاران را یکی از مشکلات اصلی روزنامه نگاران ایرانی می داند : « در صورت از کار افتادگی ، بیکاری ، پیری و هر حادثه دیگری ما هیچ سیستم حمایتی نداریم این مساله یکی از دلایل ترک کارم بود، برخی همکارانم در زمان فعالیت انجمن صنفی روزنامه نگاران بیمه شدند اما من در آن موقع چون در روزنامه ای مشغول به کار بودم از آن بیمه استفاده نکردم چند ماه بعد همان روزنامه هم تعطیل شد و من باز هم بیمه ام قطع شد.بعدش هم که دولت احمدی نژاد سر و کار آمد و باید با تایید وزارت ارشاد این دولت مراحل بیمه را می گذراندیم و نمی دانم در سامانه سما ثبت نام می کردیم که یک جور گزینش است و من به طور کل از خیر بیمه گذشتم و در نهایت هم به این نتیجه رسیدم که شغلم را تغییر دهم .»

او همچنین وضعیت روزنامه نگاران حق التحریر در ایران را وضعیت اسفناکی می داند :«من این روزها به برخی نشریات وابسته به شهرداری تهران مطلب می دهم اما حتی این نشریه ها هم با تاخیر خیلی زیاد در حد چند ماه حق التحریرم را پرداخت می کنند وروزنامه های نیمه مستقل هم به روزنامه نگاران حق التحریر به عنوان روزنامه نگاران داوطلب نگاه می کنند .این برای من که اکنون شغل دیگری یافته ام شاید قابل قبول باشد، اما روزنامه نگاران جوانی که از این راه روزگار می گذرانند با فقر شدید زندگی می کنند. من نمی دانم ما روزنامه نگاران باید به چه نهاد و کسی از این وضع مان شکایت ببریم بعد از تعطیلی تنها خانه مان دیگر کسی از ما حمایت نمی کند .»

یکی دیگر از روزنامه نگارانی هم که مدتی است از عرصه روزنامه نگاری کناره گرفته است وضعیت نامناسب رفاهی روزنامه نگاری در ایران را یکی از دلایل این کارش ارزیابی می کند : «مطالب مورد علاقه ام را که نمی توانستم بنویسم و تیغ سانسور مدام بر سرم بود، درآمد مناسب وبیمه هم که نداشتم پس مجبور شدم این حرفه را کنار بگذارم و از راه انجام تحقیقهای اجتماعی روزگار بگذرانم هر چند این کارها هم چندان پر در آمد نیستند اما لااقل همه روزم را نمی گیرند و می توانم چند کار را در کنار هم انجام دهم و درآمد مناسبی داشته باشم .»

این روزنامه نگار هم با وجود ده سال سابقه روزنامه نگاری تنها مدت اندکی بیمه شده است و به فکر این است که این روزها به بیمه خویش فرما روی بیاورد.

این روزنامه نگار می گوید با یاد آوری تحریریه روزنامه هایی که در آن کار کرده روزگار می گذراند اما چاره دیگری ندارد و با وضعیت فعلی حاکم بر روزنامه نگاری ایران برای اداره زندگی اش چاره دیگری جز دوری کردن از روزنامه نگاری نمی بیند .

روزنامه نگاران ایرانی این روزها سختترین روزهای عمر زندگی حرفه ای شان را می گذرانند . تعدادی از همکاران شان در زندان به سر می برند و تعداد دیگری با حکم های طولانی مدت زندان و ممنوعیت از کار خانه نشین شده اند و باقی روزنامه نگاران نیز زیر سایه تهدید و سانسور و وضعیت بد معیشتی و رفاهی روزگار می گذرانند. تعدادی از این روزنامه نگاران می پرسند تا چه زمان چنین شرایطی بر دنیای حرفه ای شان حاکم خواهد بود و آنها در این صورت چند سال دیگر در این حرفه دوام خواهند آورد ؟و آیا آنها نیز بعد از مدتی مانند برخی از همکارانشان مجبور نخواهند شد عطای این شغل را به لقایش ببخشند؟

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.