18 آذر 1388

جنبش برای دانستن و وظیفه خبرنگاران

18 آذر 1388

رضا معینی

مدیر بخش ایران سازمان گزارشگران بدون مرز

در همه کودتاها به هر شکلی که باشند محدود کردن دسترسی به «دانستن» امری «طبیعی» است. در همه کودتاها مراکز اطلاع‌رسانی و به اصطلاح «وسایل ارتباط جمعی» همچون رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها تسخیر می‌شوند و تحت کنترل نظامیان قرار می‌گیرند، روزنامه‌نگاران بازداشت و از حق انجام وظایف خود محروم می‌شوند. در ایران نیز همین امر پیش رفته است.

با این مشخصه می‌توان جنبش امروز مردم ایران را، جنبشی برای دستیابی به «حق دانستن» تعریف کرد. مسئله اصلی این جنبش هم همین است: دست‌یابی به حق دانستن. این‌گونه است که از یک سو تلاش برای مطلع کردن و مطلع شدن و از سوی دیگر جنون به بند کشیدن خبر و خبرنگار و بی‌خبری برای همگان - به هر قیمتی- در برابر هم صف کشیده‌اند.

البته حذف خبرنگار به حذف خبر منجر نشده است، اما بود و نبود خبرنگار معنا و مفهوم خبر را تغییر می‌دهد. شهروند خبرنگار می‌تواند جایگزین حرفه‌کاران رسانه‌ها شود؟ و یا خبرنگار می‌تواند فقط به وظیفه فردی و شهروندی‌اش اکتفا کند؟ تقابل وظیفه فردی با وظیفه حرفه ای همواره موضوع مسئله برانگیز روزنامه‌نگاری بوده، هست و خواهد بود. وظیفه خبرنگار در جنبشی که خود هم از نقش‌آفرینان و هم از ناظران آن است چیست؟

پاسخ به این سوال به ویژه در این روزها کاری بس دشوار است! دشواری‌ای که به گمان من با هم‌اندیشی آسان می‌شود. پس تلاش من در این‌جا نه پاسخ که یافتن پرسش‌هایی برای این بحث جدی و ضروری است.

کارکرد روزنامه‌نگاری

کارکرد مطبوعات آزاد، کارکردی دمکراتیک، آگاه‌گرانه و مدنی است. کارکرد دمکراتیک مطبوعات شرط لازم و ضروری وجود جامعه‌ای است که در آن شفافیت به‌ عنوان عاملی تعین‌کننده و مثبت برای زندگی جمعی تعریف می‌شود. کارکرد آگاه‌گرانه مطبوعات، متضمن پذیرش امر اطلاع‌‌رسانی به معنای انتخاب دانستن برای دانستن انتخاب است و کارکرد مدنی مطبوعات وظیفه‌ی سخنگویی جامعه مدنی است و دفاع از منافع و مصالح آن در برابر قدرت و تلاش برای دست‌یابی به حقیقت.

ادی پناول سردبیر سابق روزنامه لوموند و مدیر سایت مدیاپارت این کارکرد را چنین توضیح می‌دهد: «شرط ضروری تلاش برای برقراری دمکراسی و یا حفظ و توسعه‌ی آن وجود نیرویی "بر قدرت" است که چون دیگر نهادها نباشد و کاملا در برابر قدرت "غیرمسئولانه" عمل کند.» (١) چرا که مسئولانه عمل کردن در برابر قدرت (هر قدرتی که باشد) برای مطبوعات و روزنامه‌نگاران به معنای تسلیم در برابر خواسته‌های مراکز قدرت و تمکین در عرصه اطلاع رسانی به همان اخبار اولیه و تولید شده توسط مراکز قدرت است.

خبرنگار فقط به انتشار خبر نمی‌پردازد که پردازش خبر و کار مستقل درباره‌ی آن است که به اطلاع‌رسانی اهمیت و هویت می‌دهد. اگر دسترسی به منابع اولیه خبر بخشی از کار رسانه‌هاست، بررسی و تحقیق درباره این منابع و تعیین صحت و درستی آن بخش دیگر و اصلی ترین وظیفه روزنامه‌نگاری است.

مطلع شدن و مطلع کردن از حقوق اساسی انسان است. اما روزنامه‌نگاری حرفه است و از این رو «حرفه‌ای» بودن در این کار فقط صفت نیست که هم معیار و هم مبنای تعریف آن است.

خبرعنصر اساسی اطلاع رسانی را تشکیل می‌دهد، اما کار خبرنگار فقط خبررسانی نیست، که وظیفه اش به تعبیر پناول «پردازش خبر و تبدیل "قضاوتی فردی" به امری عینی برای ممکن کردن امر دانستن است.» این همان موضوع مسئله‌برانگیز اطلاع‌رسانی است، کشمکش روزمره اخلاق حرفه‌ای و واقعیت با «من» روزنامه‌نگار. من ِ زمینی با هزار نظر و مصلحت و منفعت فردی و گروهی.

تلاش برای بی‌طرف نشان دادن خبرنگار اگر مغرضانه نباشد، ساده‌لوحانه است. خبرنگار بی طرف نیست، خبرنگار متعهد به واقعیت است و پای‌بند به اخلاق حرفه‌ای و همین تضمین درستی حرفه‌ی اوست. «طرف» او کار اوست و حقیقتی که من «حرفه‌ای»اش را می‌سازد.

در جامعه امروز و به‌ویژه در جوامع بسته دو مفهوم کارکرد و شخصیت روزنامه‌نگار چنان به هم گره می‌‌خورد که گاه به ترسیم «شخصیت افسانه‌ای» از روزنامه نگار منجر می‌شود. این تصویرسازی متاسفانه عملا کارکرد «عادی» روزنامه‌نگار را نیز تحریف کرده است. گویی روزنامه‌نگار «ایده آل» همان روزنامه‌نگاری نیست که برای کارش و انجام وظیفه‌اش باید «متعهد به حقیقت» باشد، از او پرچمدار نبرد برای آزادی علیه استبداد ساخته می‌شود، از او می‌خواهند که نقش رهبری سیاسی را بازی کند، برایش «رسالت» و سیاست تعیین می‌کنند، از او می‌خواهند سهم بیشتری در پیشبرد اهداف این یا آن گروه برای کسب و یا حفظ «قدرت» بر عهده گیرد!

این تصویر نه واقعی است و نه می‌تواند به گسترش آزادی مطبوعات کمک کند. مطبوعات آزاد بهترین حافظ آزادی مطبوعات هستند و مطبوعات آزاد را هم فقط روزنامه‌نگاران آزاد از هر گرایش به هر سو می‌توانند تضمین کنند.

‌در جهانی که انفورماتیک دسترسی به اطلاعات را سهولت خارق العاده‌ای بخشیده، بر خلاف گذشته‌ای نه چندان دور، خبر از انحصار رسانه‌ها و خبرنگاران خارج شده است. گسترش ابزار ارتباطاتی، دمکراتیک شدن عرصه اطلاع رسانی است. اولین تاثیر این تحول در جامعه، عدم پذیرش «بی‌خبری» و تلاش برای دست‌یابی بیشتر به حق دانستن است. اما همین عامل پراهمیت، سبب تغییر اشکال اعمال «سانسور» نیز شده است.

امروز دیگر بر خلاف گذشته نیازی به کتمان واقعیت و یا سانسور و تعطیل کردن نشریات نیست، این گونه اقدامات هیچ‌گاه نتوانستند مانع از انتشار خبر شوند، این ابزار کهنه شده است، اقداماتی که هر چند هنوز هم از سوی عقب‌مانده‌ترین سیستم‌های سرکوب برای اداره‌ی کشور به کار گرفته می‌شوند. قدرت‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی عملاً « تولید خبر» را در صدر فعالیت‌های خود نهاده‌اند. انتشار اخبار و اطلاع رسانی پس از به وجود آمدن روابط عمومی‌ها و مشاوران مطبوعاتی ، عملا از عرصه رقابت خارج و به جنگ اطلاعات و ارتباطات (ضد اطلاعات) تبدیل شده است.

بايد بر اين نکته تاکید کرد که روابط عمومی و مشاوران ارتباطاتی، پیش از آن که دستاورد مدیریت مدرن باشند، دستاورد تلاش و مبارزه‌ی خبرنگاران برای اطلاع‌رسانی آزاد بوده‌اند. به وجود آمدن روابط عمومی‌ها تحمیلی دمکراتیک برای پاسخگو کردن نهادها و موسسات - به ویژه مراکز قدرت - بود. بر پایه این تلاش روزنامه‌نگاران برای گسترش حق دانستن بود که مراکز قدرت در صدد برآمدند تا با استفاده از ارتباطات و شکل شناخته شده‌ای برای آن با عنوان «روابط عمومی»، «اطلاعات» نه در پی «کشف خبر» توسط روزنامه‌نگار، که از سوی خود آن‌ها دراختیار جامعه قرار گیرد.

این‌گونه نقش کلیدی اطلاعات در مهار قدرت در عصر تکنولوژی مدرن، ارتباطات را در برابر اطلاعات قرار داد و آن را به رقیبی کارا در برابر اطلاع‌رسانی آزاد و مستقل تبدیل کرد. مراکز قدرت خواهان تعدیل و تضعیف امر اطلاع‌رسانی هستند و درپی آن‌اند که «خبر» و «اطلاعات» تولید شده توسط آنان که در اختیار رسانه قرار می‌گیرد، رأسا منتشر شود. اما این اطلاعات داده شده فقط بخشی از خبر است که دست کم منافع و مصالح آنها را با خطر روبرو نمی‌سازد.

در این جهان «قدرت» با تمام معنای پر قدرت خود تلاش‌اش تنزل نقش خبرنگار به فرستنده‌ای قوی و تبدیل شهروند به گیرنده ای وفادار است. معیار تمایز میان اطلاع‌رسانی با خبرسازی و فریب‌کاری سنجش اُین دو با میزان پای‌بندی به تعهد به واقعیت و اخلاق حرفه‌ای است.

از این روی وظیفه خبرنگار علاوه بر اطلاع رسانی مبارزه با فریب خبرسازی هم هست. در دام خبرسازان نیفتادن و به این‌ صورت شریک نشدن در انتشار فریب خبرسازی. حرفه‌ای بودن تعهد به واقعیات است، به «بر قدرت» بودن و فدا نکردن واقعیت به پای این مصلحت و آن منفعت، وفادار ماندن به نقش اصلی خود: وجدان و صدای شهروندان بودن.

تلاش برای مهیا سازی این شرایط و حفظ آن وظیفه‌ی مطبوعات آزاد است. روزنامه‌نگار هم‌ صدای وجدان جامعه است و هم بیدارگر آن وجدان، این تاثیر متقابل جامعه و روزنامه‌نگار است که اصل تعهد به حقیقت را به معنای معیار و میزان حرفه‌ای بودن تعریف می‌کند، این تعریف در عمل است که معنا می‌یابد.

روزنامه‌نگار خود راسی از سه راس مثلثی‌ست که همواره باید با دو راس مقابل: قدرت و منافع مادی، فاصله خود را حفظ کند. جامعه در میان این مثلث قرار دارد. به خط تبدیل شدن این مثلث، پرت شدن روزنامه نگار از جامعه است. در میان این مثلث است که موازین اخلاقی‌ و اخلاق نه با ترجمان مذهبی و ایدئولوژیک، یا عامیانه آن، که در ارتباط با حقیقت و جستجو و تعهد به آن، تعریف می‌شود.

 [1]

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.