26 فروردین 1391

«امیر طاهری» برنده جایزه اسکار مطبوعاتی

26 فروردین 1391

خبرنگاران ایران -روزنامه نگاری ایرانی در سطح بین المللی است. به چند زبان صحبت می کند و می نویسد. یک ماه پیش برنده جایزه «پرس اواردز» شد که به «اسکار مطبوعات» شهرت دارد. «امیرطاهری» در آغاز 70 سالگی هنوز پویا و فعال در مطبوعات دنیا قلم می زند.

روزنامه نگاران ایرانی، «امیر طاهری» را با دوران سردبیری اش در کیهان بیشتر به یاد دارند. طاهری به سال 1321 در اهواز به دنیا آمد. او به مدت 7 سال تا انقلاب 1357 ایران سردبیر این روزنامه قدیمی بود تا اینکه بعد از انقلاب از کیهان جدا و به لندن مهاجرت کرد و فعالیت رسانه ای خود را در سطح بین المللی و با روزنامه ها و رسانه های معتبر دنیا ادامه داد. او در تهران ، لندن و پاریس تحصیلات خود را ادامه داده است و یکی از خبرنگارانی است که به حداقل 4 زبان به راحتی سخن می گوید.

او بعد از ترک ایران در رسانه های مختلفی هم به عنوان سردبیر و هم مقاله نویس همکاری داشته است که از جمله آنها می توان سردبیری بخش خاورمیانه ساندی تایمز را نام برد و همچنین نوشته های او در رسانه هایی مانند پاکستان دیلی تایمز، دیلی تلگراف، گاردین و دیلی میل منتشر شده است. امیر طاهر بین سال های 1984 تا 1992 عضو هیات اجرایی موسسه بین المللی رسانه بوده است.

از سوی دیگر ستون نویسی های ی او در شرق الاوسط، عرب نیوز، اینترنشنال هرالد تریبون، وال استریت ژورنال، نیویورک تایمز، لس آنجلس تایمز، نیوز دی و واشینگتن پست پرخواننده بود. او به رسانه های آلمانی هم سرک کشیده است و در «دراشپیگل» و «دیه ولت» مطالبی منتشر کرده است. روزنامه ایتالیایی «لا رپوبلیکا» ، روزنامه های فرانسوی زبان «لکسپرس»، «پولیتیک اینترناسیونال» و «لو نوول اوبزروتور»، روزنامه اسپانیایی «الموندو» و «تایمز» انگلیس از دیگر روزنامه هایی بوده است که طاهری سابقه همکاری با آنها را دارد.

وقتی لیست گفت و گوهای معروف او را نگاه می اندازیم از کنار اسم رهبران سیاسی دنیا نمی توان به راحتی گذشت. او با رئیس جمهورها : «ریچارد نیکسون» ، «جرالد فورد»، «جیمی کارتر»، «رونالد ریگان» و «بیل کلینتون» مصاحبه کرده است و شاه «فیصل»، «میخائیل گورباچوف» ، «انور سادات»، «ایندرا گاندی» و صدراعظم آلمان «هلمت کول» از دیگر گفت وگو های معروف او هستند.

همکارانش در کیهان خاطرات زیادی با او دارند. از «نوشابه امیری» خبرنگار قدیمی کیهان که هم اکنون در پاریس مسئولیت روزنامه اینترنتی «روزآنلاین» را برعهده دارد می خواهم «امیر طاهری» را در یک جمله توصیف کند و او می گوید: «یک روزنامه نگار حرفه ای و در معیار بین المللی. نویسنده ای که با «صفت» در زبان روزنامه نگاری آشنا نیست و«فاعل»را درست در جای خود به کار می برد.»

خانم امیری همچنین پیش از این هم در گفت و گو با سایت خبرنگاران خاطره ای از دوران فعالیتش با «امیرطاهری» در کیهان تعریف کرده بود : «اسم گذاشتن برای مطالب در روزنامه یک امتیاز بود که به سرعت نصیب کسی نمی شد. من هم مرتب مطلب می نوشتم که اسم نداشت اما نخستین مطلبی که با اسم خودم در کیهان منتشر شد درباره گزارش سفر به سیستان و بلوچستان بود. خیلی تحت تاثیر فضای فقر و کمبود در آن جا قرار گرفته بودم و گزارشی درباره آن نوشتم و برای نخستین بار مطلب با نام «نوشابه امیری» چاپ شد. یادم می آید که آن زمان سردبیر کیهان آقای «امیر طاهری» بود و خیلی سخت از آدم ها تعریف می کرد. آن زمان از من اینگونه تعریف کرد:« مطلبت که چاپ شده همه فکر کردند که «نوشابه امیری» اسم مستعار من(امیر طاهری) هست »چون «امیرطاهری» علاوه بر اسم خودش با اسامی دیگر هم می نوشت. خلاصه با این نوع تعریف کردن سر من منت زیادی گذاشت چون آدم مهمی بود.»

«مینو بدیعی» روزنامه نگار و گزارش نویس قدیمی دیگری است که ، بارها در مصاحبه های مختلفی که با رسانه ها داشته و یا مطالبی که نوشته است، درباره سخت گیری «امیرطاهری» در کار روزنامه نگاری نوشته است .

او در گفت وگویی که چندین سال پیش با روزنامه وقایع اتفاقیه داشت، درباره «امیر طاهری» و گزارشگری در زمان کیهان 40 سال پیش گفته بود :« آن موقع امير طاهري سردبير كيهان بود و در واقع استاد راهنماي ما محسوب مي‌شد. من در گروه گزارش كار مي‌كردم. گاهي سه ماه روي يك گزارش كار مي‌كرديم اما اصلاً آن را قبول نمي‌كردند و مي‌گفتند دوباره بنويس. از همه گزارش‌ها 10 درصد چاپ مي‌شد و بقيه روانه سطل آشغال! »

خانم بدیعی در نوشته ای دیگر در وبلاگ خود، طاهری را اینگونه معرفی می کند: «امیر طاهری اعجوبه روزنامه نگاری بود و از دید من در سن بیست سالگی - که پشت ماشین تحریر لکنته اش! که مال عهد بوق بود که البته در ان زمان به جز آن نوع ماشین تحریر دیگری در کل جهان ! وجود نداشت - می نشست و به زبان انگلیسی با همان ماشین تحریر مقاله می نوشت. کاری که از خبره ترین روزنامه نگاران فعلی کمتر بر می آید .»

از دوران روزنامه نگاری در کیهان قدیم

اما از سخنرانی های معدود «امیرطاهری» درباره روزنامه نگاری که انعکاس رسانه ای پیدا کرد مربوط به چند سال پیش است که در انجمن توسعه و تجدد پاریس از روزنامه نگاری در مطبوعات ایران سخن گفت.

وی روند و کارکرد روزنامه‌های ایران و حرفه روزنامه‌نگاری را در پیش و بعد از انقلاب 1357 محور اصلی سخنان خود قرار می دهد و در طول سخنانش با اشاره به روزنامه‌های مختلف منطقه، در مورد استقلال اقتصادی مطبوعات ایران در پیش از انقلاب می گوید: « در اواسط دهه 1970 میلادی روزنامه های بزرگ ایران به خصوص کیهان، از نظر اقتصادی سازمان هایی سودبخش شده بودند. این روزنامه ها نه تنها روی پای خودشان می‌ایستادند، بلکه برای کسانی که برای این رسانه ها سرمایه گذاری کرده بودند، سود فراوانی هم به وجود می آوردند.

«امیر طاهری» کیفیت رشد روزنامه‌های ایران پیش از انقلاب را با مطبوعات کشورهای غربی مقایسه می کند و می گوید:« روزنامه ما کیهان یکی از چهار روزنامه‌ در دنیا بود که حروفچینی‌اش را روی کامپیوتر آورد و این در سال 1974 صورت گرفت. در حالی که در سال 1980، یعنی شش سال بعد از آن که من میهمان سردبیر نیویورک تایمز بودم، آنها هنوز به این مرحله نرسیده بودند.»

وی اضافه می کند:« روزنامه تایمز که خودم هم برایشان می‌نویسم هم در سال 1982 هنوز به این مرحله نرسیده بودند.»

طاهری اما در ادامه این موضوع در گفت وگویی که با رادیو فردا داشت نظر خود را در مورد وجه تمایز روزنامه‌های ایران در پیش و پس از انقلاب این گونه بیان می کند :« پیش از انقلاب، مطبوعات از نظر فنی و تکنولوژی و از نظر حرفه‌ای و پوشش خبری و غیره، به سرعت داشت به مطبوعات غرب نزدیک می‌شد. ولی در حال حاضر مطبوعات ایران بیشتر حالت جنگ چریکی را دارند، به خصوص که قسمت مهمی از این فعالیت در اینترنت صورت می‌گیرد.»

او معتقد است در دوران قبل از انقلاب رژیم پیشین نسبت به خبر حساسیت داشت ولی عقیده و فکر آزاد بود. در رژیم کنونی، رژیم به خبر حساسیتی ندارد، بلکه به عقیده و فکر زیادی حساسیت دارد. به همین جهت فکر می‌کنم که هر یک از دو رژیم نیمی از کار را داشتند و نیمی از کار را نداشتند.

او درباره تیراژ کیهان پیش از انقلاب هم می گوید: «تیراژ کیهان درقبل ازانقلاب تا یک میلیون رسیده بود درحالیکه تیراژ امروز کیهان بین 50 تا60 هزار نسخه در روزاست که آنهم توسط ارگانهای دولتی خریداری می شود.»

روزنامه نگاری که کتاب نوشت

«امیر طاهری» علاوه بر روزنامه نگاری در سن 70 سالگی نویسندگی هم می کند. از او تا کنون بیش از 11 کتاب منتشر شده است که هر یک در حوزه خود نگاه های ویژه ای را جذب کرده است.

مجله انگلیسی زبان « اینکانتر» چند سال پیش در گزارشی به بررسی کتاب های او پرداخت. بخشی از این گزارش کتاب های این روزنامه نگار قدیمی را توصیف می کند : « امير طاهری در کتاب خود به نام « شب پارسی: ايران تحت انقلاب خمينی»، بررسی تحليلی و انتقادی زندگی مردم ايران در سه دهه گذشته پرداخته، و نکاتی برای توجه در آينده را ارائه می‌دهد.»

این گزارش همچنین با اشاره به نخستین کتاب امیر طاهری به نام « يتيم يونانی: آيا اسلام می‌تواند جايی در جهان مدرن پيدا کند؟» نوشته است:« این کتاب در سال 1979 میلادی توسط حکومت ایران از سطح بازار کتاب جمع آوری شد. اين کتاب که مجموعه‌ای بود ازمقالات دنباله‌دار، و برخی از آنها نيز در روزنامه کيهان قبل از انقلاب به چاپ رسيده بود، قرار بود در ماه مارس ۱۹۷۹ و همزمان با نوروز منتشر شود.»

« تاريخ مطبوعات ايران در بحران» نام کتاب دیگر این روزنامه نگار است که در سال 1980 به سفارش انستیتو بین المللی مطبوعات در لندن به زبان انگلیسی منتشر شد.

در سال ۱۹۸۲ امير طاهری کتاب ديگری چاپ کرد به نام «مشکل ما چيست؟» يک کتاب کوتاه به زبان فارسی و خطاب به ايرانيانی است که از حکومت روحانيون قطع امید کردند.

کتاب بعدی امير طاهری به نام «روح خدا» در سال ۱۹۸۵ چاپ شد که اولين بيوگرافی آيت‌الله خمينی بود. در سال ۱۹۸۷ امير طاهری در کتاب بعدی خود به نام «ترور مقدس: در درون عالم تروريسم اسلامی» به مطالعه و بررسی خشونت‌طلبی و تروريسم اسلامی پرداخت.

«لانه جاسوسی: راه آمريکا به سوی فاجعه در ايران» کتاب دیگری از امیر طاهری است که به بررسی مناسبات ايران و آمريکا، از آغاز آن در قرن هيجدهم ميلادی تا رسوايی «ايران گيت» می پردازد. دراين کتاب امير طاهری چند فرضيه متعارف در مورد مناسبات دو کشور را به چالش می‌کشد.

«خاورميانه در ورای تيترهای خبری» هفتمين کتاب امير طاهری بود. اين کتاب به سفارش انتشارات بريتانيايی « سنچری – هاچينسون » نوشته شده و تحليلی جامع و اطلاعاتی از منطقه خاورميانه است که در آن بسياری از معضلات و بحران‌های تاريخی فرهنگی و سياسی اين منطقه به زبانی سليس و ساده برای خواننده کتاب بررسی شده است.

يکی ديگر از کتاب‌های امير طاهری به زبان انگليسی «هلال ماه در آسمانی سرخ» است. اين کتاب بررسی تفصيلی وضعيت مسلمانان در اتحاد شوروی سابق است.

اين کتاب در سال ۱۹۸۹ منتشر شد و متن آن با يک پيش‌بينی صريح در مورد سقوط بی‌درنگ اتحاد شوروی به عنوان يک امپراطوری بيمار به پايان می‌رسد.

کتاب ديگر امير طاهری به زبان انگليسی «زندگی ناشناخته شاه» نام دارد که در مجموع با بيوگرافی آيت‌الله خمينی سرگذشت دو مردی را بررسی و ارائه می‌دهد که هر يک به شکلی متفاوت تاريخ معاصر ايران را رقم زدند.

در سال ۲۰۰۳ امير طاهری کتاب ديگری منتشر کرد و اين بار به زبان فرانسوی به نام «عراق: ورق‌های گنجفه». در اين کتاب او از طرح آزادسازی مردم عراق از رژيم صدام حسين دفاع می‌کند. اين کتاب که همراه با پاتريک وايزمن نوشته شده در زمان انتشارش در فرانسه بحث‌های داغی در پی آورد، درست در زمانی که حکومت آن کشور، به رياست جمهوری ژاک شيراک، مخالف حمله نظامی به عراق بود.

مجله «اینکانتر» در ادامه گزارش خود درباره طاهری می نویسد :«در سال‌های دهه ۱۹۸۰ ميلادی امير طاهری يکی از فعالان آزادی مطبوعات در سراسر جهان بود. او نماينده و ناظر انستيتو بين‌المللی مطبوعات در شماری از محاکمات روزنامه‌نگاران در کشورهای ترکيه ، الجزاير و مراکش (مغرب) بود.

او به روزنامه‌نگاران و خبرنگاران جوان جهان اسلام ياری می‌داد و همچنان ياری می‌دهد که در اروپا تحصيل کنند و آموزش ببينند. در سال ۱۹۹۰ او در شمار ۱۲ سردبير و روزنامه‌نگار پر سابقه و بلندپايه‌ای جای داشت که عمدتاً از کشورهای غربی بودند و به تأسيس اولين مؤسسه آزاد روزنامه‌نگاری در مسکو، پايتخت اتحاد شوروی آن زمان، ياری رساندند.»

اسکار مطبوعاتی و امیرطاهری

حدود یک ماه پیش یکی از بزرگترین جایزه های مطبوعاتی در دنیا که به اسکار مطبوعات شهرت دارد برای نخستین بار به یک روزنامه نگار ایرانی یعنی «امیر طاهری» رسید.

جایزه «پرس اواردز» سوم فروردین‌ماه، در مراسمی در لندن به این روزنامه نگار اعطار شد. «امیر طاهری» بعد از دریافت این جایزه در گفت و گویی با رادیو فردا به ارائه توضیحاتی درباره این جایزه پرداخت: «این جایزه از طرف انجمن سردبیران بریتانیا داده می‌شود برای بهترین روزنامه سال و بهترین سردبیر سال و به نوعی می‌توان گفت جایزه اسکار مطبوعاتی است.»

او اضافه می کند: «یکی از جوایز امسال جایزه روزنامه‌نگار بین‌المللی سال است که هیئت داوران مرا انتخاب کردند به خاطر مقالاتی که در سال ۲۰۱۱ میلادی بیشتر در روزنامه تایمز و تا اندازه‌ای در ساندی تایمز بریتانیا منتشر کردم.»

این روزنامه نگار قدیمی همچنین تاکید می کند که او تنها غیربریتانیایی ای هست که برنده این جایزه شده است و می گوید: « به کار جایزه دادند، نه به شخص، یعنی به مقالاتی که در روزنامه‌های انگلیس در سال گذشته منتشر کرده بودم.»

اما در همین سال چند جایزه دیگر هم به امیرطاهری تعلق گرفت که او آن ها چنین شرح می دهد: «دو ماه پیش هم جایزه بهترین ستون‌نویس را از طرف انجمن مقاله‌نویسان بریتانیا دریافت کردم که طی مراسمی در لندن به من اهدا شد. ولی نکته مهم این است که اگر به ایرانیان فرصت داده شود و اگر به خود ایران به عنوان یک کشور و یک ملت فرصت بیشتری داده شود، ما خیلی بیش از این می‌توانیم موفق باشیم.»

او در این گفت و گو می گوید در هنگام دریافت جایزه آن را به روزنامه ایرانی اهدا کرده است که در داخل ایران که سعی می‌کنند به‌رغم شرایط دشواری که برای روزنامه‌نگاری در ایران وجود دارد تا آنجا که می‌توانند بهترین کار را عرضه کنند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.