14 آذر 1388

دولت و قضا؛ حلقه‌هایی بر گردن مطبوعات

14 آذر 1388

بهناز جلالی پور

b.jalalipour gmail.com

سعید لیلاز، سردبیر روزنامه اخیراً توقیف شده «سرمایه» که از ۲۷ ام خرداد امسال در بازداشت به سر می‌برد، به ۹ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم، چهارشنبه ۱۱ آذر، از سوی وکیل او، محمود علیزاده طباطبایی، اعلام شد. به گفته این وکیل دادگستری، لیلاز متهم به «فعاليت تبليغی عليه نظام، نگهداری اسناد طبقه بندی شده و ارتباط با بيگانگان» شده است.

حکم چندین سال زندان در حالی برای لیلاز که همواره به عنوان یکی از منتقدان اقتصادی دولت احمدی‌نژاد شناخته شده صادر می‌شود که این روزها بازار صدور احکام سنگین برای روزنامه‌نگاران پا به پای فعالان سیاسی و مدنی داغ شده است. تنها دو روز پیش از صدور حکم لیلاز، هنگامه شهیدی، روزنامه‌نگاری که چهار ماه از ایام پس از انتخابات را در زندان به سر برده و در نهایت برای آزادی دست به اعتصاب غذا زده بود، به شش سال و ۹۱ روز حبس تعزیزی محکوم شده است.

پیش از آن و در دوم آذر ماه نیز، احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و نویسنده مقاله شهرت‌یافته «دو پرسش از آیت‌الله خامنه‌ای»، به شش سال حبس تعزیری و تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی محکوم شده بود. بیست و هفتم آبان، کامبیز نوروزی، ستون‌نویس و مشاور حقوقی مطبوعات، به دو سال حبس تعزيری و ۷۶ ضربه شلاق و ۲۸ ام مهرماه نیز مسعود باستانی، روزنامه‌نگار، به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.

حبس، شلاق، تبعید، محرومیت از فعالیت های اجتماعی و سیاسی، مجازات روزنامه‌نگارانی‌ست که جرم‌شان نوشتن است؛ اما به اتهاماتی از «جنس نقض امنیت ملی» در دادگاه‌های در بسته و بی‌شاهد محاکمه شده‌اند. لیلاز، زیدآبادی، شهیدی، باستانی و نوروزی تنها روزنامه‌نگارانی نیستند که در حوادث پس از انتخابات با اتهامات مختلف که عمده‌ترین آنها «تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی» بود، دستگیر شده‌اند تا اینک روانه دادگاه شوند و محکوم به حبس‌های طولانی مدت.

بهمن احمدی امویی، فریبا پژوه، ساسان آقایی، نفیسه زارع کهن، مازیار بهاری، محمد قوچانی، عبدالرضا تاجیک، ساتیار امامی، مجید سعیدی و ... از دیگر روزنامه‌نگارانی هستند که یا همچنان در حبس‌اند و در شرایط دشوار زندان بلاتکلیف مانده‌اند و یا به سختی و با وثیقه‌های میلیونی به بیرون از زندان منتقل شده‌اند و هر دو گروه در معرض صدور احکامی از این دست قرار دارند.

حلقه تنگ قضا بر گردن مطبوعات

موج دستگیری و محدودیت مطبوعات که امروز به اوج خود رسیده است، از سابقه‌ای به درازای عمر مطبوعات برخوردار است. در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی و پس از آن‌که یک باره حجم بالایی روزنامه با عناوین مختلف بر روی دکه‌های مطبوعاتی قرار گرفتتند، روزهای بره کشان روزنامه‌نگاران و روزنامه فروشان فرا رسید.

اما این دوران که پس از سال‌ها تک‌صدایی مطبوعات دولتی به یک‌ باره فرارسیده بود و روزنامه‌هایی با طراحی‌های مختلف، حرف‌هایی از جنس دیگر و مستقل از دولت منتشر می‌شدند؛ خیلی هم طولانی نشد. این روزنامه‌های پرتیراژ که بعدها در دادگاه‌های برگزار شده، به «روزنامه‌های زنجیره‌ای» ملقب شدند، یک شبه تعطیل شدند و روزنامه‌نگاران بنام که در روزنامه‌های دولتی به آن‌ها عنوان «قلم‌به‌دست مزدور» داده شد، نیز دستگیر شدند و محاکمه.

آن زمان احضاریه و احکام این افراد از لحظه احضار و بازداشت عمدتاً توسط دادگاه و دستگاه قضایی صادر می‌شد. و درمقابل همواره یکی از گلایه های روزنامه نگاران متهم که عمدتاً نیز حامی دولت اصلاحات بودند، عدم حمایت و دخالت موثر دولت خاتمی برای صیانت از روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران بود. دولتی که مدعی توسعه گفت‌وگو و دموکراسی بود؛ اما برخوردهای چکشی و ضربتی بسیاری هم در دورانش با مطبوعات اتفاق افتاد.

حلقه تنگ دولت بر گردن مطبوعات

چهار سال اول دولت محمود احمدی‌نژاد؛ برخوردها تفاوت عمده و اساسی با هشت سال پیش از آن و دوره خاتمی داشت. علاوه بر آن که شکل برخوردها تغییر کرد، مسئولیت آن نیز تقسیم شد میان دولت و قوه قضاییه. اگرچه در این دوره برخوردها، بی سر و صداتر بود؛ اما دامنه محدودیت‌ها را افراد حاضر در تحریریه به خوبی می دانستند که تا چه میزان است.

تحریریه‌ها بر سر هر مساله کوچک و بزرگی برگه‌ای از شورای امنیت ملی دریافت می‌کردند که طبق آن ملزم به سانسور یا حذف اخبار و یا حتی کلمات و اسامی می‌شدند. این همان بخشی بود که دولت راساً در آن وارد شده بود. وزارت ارشاد، حقله‌ای چنان تنگ ساخته بود و مطبوعات را واردار به تابعیت از آن می‌کرد که دیگر جای برخورد قضایی و قانونی و به نوعی عینی باقی نمانده بود.

محمود احمدی‌نژاد هم ادعای آزادی بیشتر و گسترده‌تر مطبوعات را با توجه به تفاوت آمار در ممنوعیت کار و لغو امتیاز روزنامه‌ها در دولت خود و محمد خاتمی، برهمین اساس اعلام و مقایسه کرد و در نهایت به زعم خود به نتیجه مطلوب در «آزادی رسانه‌ها» رسید.

دخالت مستقیم دولت در فعالیت‌های رسانه‌ای، زمانی شکل عمیق‌تری به خود گرفت که نظارت بر فضای مجازی تحت مدیریت کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ قرار داده شد. کمیته‌ای که اعضای آن متشکل از یک تیم دولتی هستند. از آن زمان فیلتر شدن خبرگزاری، سایت‌های خبری و وبلاگ‌ها شکل پررنگ‌تری به خود گرفت و محدودیت‌ها نیز به تبع آن بیشتر شد.

حلقه تنگ قضای دولت بر گردن مطبوعات

روزهای پس از انتخابات و ماه‌های اخیر؛ یک بار دیگر برخوردها آغار شد؛ اما شکل برخوردها تغییر کرد. اگر پیش از این، دولت از طریق خبرنگاران پیغام و تذکر به مدیران مسئول می‌داد بخاطر انتقاداتی که پیش از آن کرده بودند، این بار ماموران ناظر بر چگونگی نگارش و چاپ به طور مستقیم و حضوری کنترل اعمال کردند.

اگر پیش از این مدیران مسئول یا روزنامه‌نگاران نام‌آشنا و باسابقه احضار می‌شدند، این بار، یک‌باره و هم‌زمان با اعلام نتایج انتخابات، گروه عظیمی از روزنامه‌نگاران نام‌آشنا و گاه کمی‌ گمنام، وبلاگ‌نویسان و حتی کسانی که در شبکه‌های اجتماعی توییتر و فیس‌بوک فعالیت می‌کردند، دستگیر شدند.

اتهام این افراد از نشر اکاذیب و تشویش افکار عمومی تا اقدام علیه امنیت ملی و فروش اطلاعات به شبکه‌های خبری و در مواردی وارد کردن اتهامات غیراخلاقی و همراه کردن آن‌ها با سیاست‌مداران، گسترده است. اتهاماتی که روزنامه‌نگاران را از حرفه اصلی خود به عنوان منتقد واقعیات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خارج کرده و در قالب یک خرابکار، جاسوس، همکار بیگانگان و دشمنان کشور که هدف تضعیف و نابودی نظام را دارد، قرار می‌دهد.

تخریب چهره روزنامه‌نگاران و خارج کردن آنها از موضع منتقد، در واقع رویارو کردن آنها با ارکان نظام است و برخورد با هر آن کس که موجب تزلزل پایه‌های آن شده و یا تهدیدی برای آن محسوب می شود، ضروری و نمایانگر آن نیز عناوین اتهامی است. هرچند به اختصار آورده شده باشد.

قوه قضاییه نیز، به عنوان اهرم قضایی با استفاده از ابزار قانون موظف به برخورد با عوامل تهدید به شدیدترین شکل آن است به نحوی که علاوه بر تنبیه عاملان اصلی، درس عبرتی برای دیگر منتقدان (بخوانید خرابکاران) باشد به خصوص آن که مساله نظام و امنیت آن در میان است.

چنین اتهاماتی و به دنبال آن مجازات‌های سنگین، علاوه بر آن‌که منتقدان مطبوعاتی و فعال را برای مدتی طولانی به بند می‌کشد، سایران و باقی مانده‌ها را اگر تا کنون کوچ نکرده باشند و یا به دلایل متعدد خود را از حلقه قلم زدن کنار نکشیده باشند، از فعالیت شفاف، دقیق و مطابق با اصول حرفه ای روزنامه‌نگاری باز می‌دارد چنان که دور نیست از روزنامه و روزنامه نگاری، تنها نامی بماند تهی و بی‌دغدغه.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.