4 فروردین 1391

روزنامه نگاری در سال 90 ، روزبه بوالهری

خبرنگاران می اندیشند، می نویسند پس هستند

4 فروردین 1391

خبرنگاران ایران - -یک سوال است اما می تواند جواب های بسیار و حتی متفاوتی داشته باشد : «مهمترین اتفاق سال 90 برای روزنامه نگاران ایرانی چه بود؟»با شروع سال جدید «سایت خبرنگاران ایران» از تعدادی از روزنامه نگاران این سوال را پرسید و برخی از آنها به این سوال ما جواب دادند. آسیه امینی، اولین روزنامه نگاری بود که به این سوال ما پاسخ داد.او از امید" سخن گفت ، به عقیده او امید "گم گشته‌ای" است که جای خالی آن در بین روزنامه‌ها و روزنامه‌چی‌ها "مهمترین اتفاق" سال پیش تلقی می شود او آرزو کرد تا روزنامه نگاران در سال 91 آن را بیابند. دومین بهارانه به قلم روزبه بوالهری، نوشته شده است . یادداشتی با نگاهی متفاوت . این روزنامه نگار یادداشت خود را با بیان آرزوهایی آغاز کرد که شاید خواسته همه روزنامه نگاران مستقل و آزاد است .آرزهایی که هنوز بر آورده نشده اند اما با این همه هنوز هستند روزنامه نگارانی که می کوشند مانع گسترده تر شدن دایره سانسور شوند؛ روزنامه نگارانی که در فضای کنونی رسانه ای ایران می اندیشند، می پرسند، می نویسند و هستند و همین دسته از روزنامه نگارانند که باعث شده اند رسانه های ایران اخبار و گزارش های یکسانی را منتشر نکنند و به آنچه که حکومت می خواهد، تبدیل نشوند:

روزبه بوالهری*:

کاش می شد نوشت: در سال 90 آزادی رسانه ها در ایران تحکیم بیشتری یافت و یا این که هیچ روزنامه نگاری در زندان نبود، روزنامه نگاران امنیت شغلی داشتند و هیچ روزنامه ای توقیف نشد. ای کاش می شد نوشت: در سال 90 بر تیراژ نشریه ها در ایران افزوده شد، رادیو و تلویزیون در انحصار دولت نبود و کاش های دیگر.

اما در کنار این آرزوها که برای شمار زیادی از کشورهای جهان آرزوهایی منطقی و واقعی محسوب می شوند، در ایران شاهد روندی معکوس بوده ایم.

در سال 90، روزنامه نگاران احضار شدند، تعدادی از آنان بازداشت شدند، تعدادی حکم زندان گرفتند، چندین نشریه توقیف شد، فشارها بر نشریه ها فزون تر و سانسور و خودسانسوری شدید تر شد.

در عین حال، بسیاری از روزنامه نگاران بازداشت شده در سالیان قبل در سال90 همچنان در پشت میله های زندان ماندند و آزاد نشدند.

همچنین شنیده شد در مورد منتشر شدن و یا منتشر نشدن اخبار یا گزارش ها از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا شورای امنیت ملی برای رسانه ها دستورالعمل هایی ارسال می شده است.

آنچه در سال 90 بر روزنامه نگاران ایران گذشت به نوعی ادامه همان وضعیتی بود که در سال های اخیر، به ویژه پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و اعتراض ها به معرفی محمود احمدی نژاد به عنوان پیروز انتخابات، وجود داشته است.

البته در سال 90 شاهد استفاده ابزاری دستگاه های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران از روزنامه نگاران ایرانی در مواجهه با رسانه های فارسی زبان خارج از ایران بودیم و می توان گفت این نوع برخورد آشکار و روی آنتن بردن برنامه ای با عنوان «چشم روباه» در این سال تازگی داشت.

شاید بتوان یکی دیگر از مهمترین رویدادها در عرصه کار روزنامه نگاری در سال 90 را این دانست که فقط روزنامه نگاران منتقد، اصلاح طلب و به عبارت دیگر « عوامل فتنه و غیر خودی ها» نبودند که میهمان آقایان شدند بلکه بخشی از روزنامه نگارانی که اتفاقا به جناحی از حاکمیت تعلق داشتند و از طیف محمود احمدی نژاد بودند نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و یا بازداشت شدند.

در این ارتباط به نظر می رسد که در جمهوری اسلامی ایران، تعریف از حرفه روزنامه نگاری در حال تغییر است و به عبارتی حکومت بیش از پیش به سمتی در حال حرکت است که نیازی به کار روزنامه نگار حرفه ای در رسانه ها را احساس نمی کند. این موضوع را می توان با خبرهایی مانند سازماندهی ۲۱ هزار خبرنگار افتخاری در بسیج و یا ایجاد انجمن روزنامه نگاران بسیجی مورد تایید قرار داد.

با این همه سال 90 ،سراسر تیره نبود. هنوز هستند روزنامه نگارانی که می کوشند مانع گسترده تر شدن دایره سانسور شوند؛ روزنامه نگارانی که در فضای کنونی رسانه ای ایران می اندیشند، می پرسند، می نویسند و هستند. همین دسته از روزنامه نگارانند که باعث شده اند رسانه های ایران اخبار و گزارش های یکسانی را منتشر نکنند و به آنچه که حکومت می خواهد، تبدیل نشوند.

* خبرنگار رادیو فردا

یادداشت آسیه امینی با عنوان «گم گشته ای به نام امید میان روزنامه نگاران» را در این جا می تونید ببینید :

http://khabarnegaran.info/article.p...

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.