27 اسفند 1390

بایدها و نبایدهای امضا کردن بیانیه توسط روزنامه نگاران

روزنامه نگارانی که سکوت را جایز نمی دانند

27 اسفند 1390

خبرنگاران ایران-نیکی آزاد : در سالهای اخیر درمیان روزنامه نگاران ایرانی نوشتن بیانیه به مناسبتهای مختلف سیاسی - اجتماعی و یا حتی در ارتباط با وضعیت همکاران زندانی شان مرسوم شده است.پدیده ای که شاید ویژه جامعه روزنامه نگاران ایران است و در دیگر کشورها و به ویژه کشورهای آزاد کمتر نمونه اش دیده شود.تعدادی از روزنامه نگاران ایرانی اما این وضعیت را به دلیل شرایط خاص سیاسی ایران از جمله وظایف روزنامه نگاران می دانند. آنها استدلال می کنند که در نبود قوه قضائیه ای مستقل و بی طرف این روزنامه نگاران هستند که باید از حقوق مردم و همکاران شان دفاع کنند. این تعداد از روزنامه نگاران معتقدند به عنوان چشم آگاه جامعه در شرایطی خاص سکوت را جایز نمی دانند و موظفند از حقوق همکاران زندانی شان و حتی مردم دفاع کنند . این عده این رفتار را در شرایط خاص جامعه ای که حق هر گونه سخن گفتن و اعتراض از مردم آن سلب شده طبیعی می دانند.از سوی دیگر تعداد دیگری از روزنامه نگاران و کارشناسان رسانه ای با این عقیده مخالفند و این دلایل را توجیه کننده پدیده ای به نام صدور و امضا کردن بیانیه از سوی روزنامه نگاران نمی دانند . آنها این عمل روزنامه نگاران را نوعی نقض بی طرفی از سوی آنان بر می شمارند. این عده معتقدند که روزنامه نگار با این کار دیگر فقط روزنامه نگار نیست و به عنوان یک کنشگر اجتماعی و سیاسی در برابر قدرت حاکم قد علم و بی طرفی اش را با اعلام موضع سیاسی اش نقض می کند . این عده حتی می پرسند که فایده بیانیه دادن از سوی روزنامه نگاران چیست و آیا حکومت و قوه قضاییه آن تاکنون به این بیانیه های پاسخی داده اند ؟ این بایدها و نبایدها را با تعدادی از روزنامه نگاران و استادان روزنامه نگاری در میان گذاشته ایم .

بیانیه امضا کردن بی طرفی روزنامه نگار را زیر سوال نمی برد

یک خبرنگار جوان ایرانی که معمولا امضایش را در بیانیه هایی که روزنامه نگاران ایرانی صادر می کنند می توان دید در این باره می گوید :« بین این موضوع یعنی بیانیه امضا کردن و نقض بی طرفی روزنامه نگار هیچ دلیل منطقی نمی بینم .آیا می شود وقتی همکاران مان را به زندان می برند سکوت کنیم و هیچ بیانیه ای را در حمایت از آنها امضا نکنیم.من چند سالی است در مطبوعات ایران کار می کنم و همیشه سعی کرده ام در گزارش هایم بی طرف بمانم مثلا اگر یک گزارش می نویسم حتما با مخالف و موافق آن موضوع مصاحبه می کنم .حال آنکه رعایت کامل بی طرفی در ایران امکان پذیر نیست چرا که وقتی من کار در یک روزنامه اصلاح طلب را به کار در یک روزنامه دولتی ترجیح می دهم از همان ابتدا موضع ام را مشخص کرده ام یا وقتی حاضر می شوم با سایت شما گفتگو کنم تا حدی موضع فکری ام مشخص است بنابراین هیچکس کاملا بی طرف نیست .»

او به تازگی به همراه بیش از 100 روزنامه نگار ایرانی بیانیه ای را در حمایت از نازنین خسروانی ، روزنامه نگار زندانی امضا کرده است .

وی می گوید :« دوست و همکار روزنامه نگارم نازنین خسروانی را درعین بی گناهی چند روز قبل برای اجرای حکم شش سال زندان به اوین بردند می گویید بنشینم و به این فکر کنم که ممکن است بی طرفی ام زیر سوال برود ، این اتفاق ممکن است چند روز دیگر برای خود من هم بیفتد . در این کشور نه قانون از من حمایت می کند و نه صنفی دارم که حامی ام باشد تنها چشم امیدم به همکارانم است اگر آنها هم پز بی طرفی به خود بگیرند آن وقت چه امیدی دارم . الان نازنین به چه امیدی بهترین روزهای زندگی اش را در زندان سپری می کند .هدف ما این است که همکارمان بداند ما حامی اش هستیم و حکومت هم بداند ما از یکدیگر حمایت می کنیم .»

این روزنامه نگار معتقد است شرایط خاص سیاسی واجتماعی هر کشور نحوه کنش افراد و از جمله روزنامه نگاران آن را تعیین می کند او تاکید می کند روزنامه نگاران غربی هم اگر شرایطی مشابه ما را داشتند حتما همین کاری را می کردند که امروز ما انجام می دهیم .

108 روزنامه‌نگار و فعال رسانه‌ای چند روز قبل در نامه ای خطاب به نازنین خسروانی نوشتند:« از داشتن همکاری چون او که حاضر به قربانی کردن «حقیقت» در پای «مصلحت» نشد حمایت می کنند »

آنها در بیانیه شان همچنین خطاب به این روزنامه نگار زندانی نوشتند که در تمام ایام حبس او را به یاد دارند .

روزنامه نگار باید منفعت مردم را دنبال کند

حسین شهیدی، استاد روزنامه نگاری درباره این موضوع اما عقیده دیگری دارد او درپاسخ به این سوال سایت خبرنگاران ایران که آیا روزنامه نگاران مجاز هستند که بیانیه امضا کنند می گوید : «روزنامه نگار، مانند هر انسان دیگری، نسبت به آنچه در جامعه می گذرد نظری دارد. اما اعتماد مردم به روزنامه نگار بیش از هرچیز متکی به این است که او در کار حرفه ای منفعت مردم را دنبال کند، نه نفع شخصی یا صنفی خود را. اگر امضا کردن اعلامیه ای از سوی روزنامه نگار نشان دهنده موضع شخصی اش باشد ، ممکن است کسانی که نظر دیگری درباره آن دارند اعتماد خود را نسبت به او از دست بدهند.»

حسین شهیدی که در سی سال گذشته به روزنامه‌نگاری و آموزش روزنامه‌نگاری در ایران، انگلستان، افغانستان، کشورهای عربی و جنوب و شرق آسیا مشغول بوده در پاسخ به این پرسش بسیاری از روزنامه نگاران ایرانی که می پرسند آیا می شود وقتی همکاران مان را به زندان می برند سکوت کنیم و هیچ بیانیه ای را در حمایت از آنها امضا نکنیم می گوید:«پاسخ به این پرسش به درجه اعتماد مردم، از جمله روزنامه نگاران، به دستگاه قضائی بر می گردد اگر دستگاه قضائی مورد اعتماد باشد و شخصی - چه روزنامه نگار و چه غیر روزنامه نگار - به زندان افتاده و مدعی بی گناهی باشد، وظیفه روزنامه نگار آن است که ادعای زندانی را در کنار اتهام دستگاه قضائی منتشر کند و دقیق ترین اطلاعات ممکن را در اختیار همه مردم، از جمله دستگاه قضائی، بگذارد تا گناهکاری یا بیگناهی آن فرد هرچه زود تر اثبات شود.در چنین شرایطی، درست نیست روزنامه نگاران این تصور را در جامعه ایجاد کنند که به ظلم رفته به همکارانشان نسبت به دیگر شهروندان حساس ترند، چون هیچ کس از روزنامه نگاران توقع ندارد که برای آزادی هر زندانی بیگناه اعلامیه امضا کنند، و بهتر است روزنامه نگار به عنوان یک فرد برای آزادی همکار بیگناه خود نیز اعلامیه صادر نکند.»

او بعد از این سخنان اما راهکارهای دیگری برای کمک به روزنامه نگاران زندانی که همکاران شان نگرانشان هستند و به هر ترتیب می خواهند برایشان قدمی بردارند ارائه می دهد:«اما در عین حال روزنامه نگاران موظفند از طریق سازمان های حرفه ای خود و با به کار گرفتن ابزارهای قانونی، مانند استخدام وکیل، به روزنامه نگار زندانی که به بی گناهی او اعتقاد دارند کمک کنند . کمک کردن به بستگان این روزنامه نگار هم که ممکن است به علت زندانی شدن او به شرایط دشواری گرفتار شده باشند از دیگر کارهایی است که روزنامه نگاران در این مواقع می توانند برای همکاران زندانی شان انجام دهند .»

وی در عین حال به نتیجه عملی که صدور بیانیه از سوی روزنامه نگاران دارد اشاره می کند و می گوید :«اگر واقعا از سوی روزنامه نگاران اعتمادی نسبت به دستگاه قضائی ندارد ، روزنامه نگاران می توانند از خود بپرسند انتشار اعلامیه چه نتیجه ای می تواند داشته باشد؟اگر دستگاه قضائی غیر قابل اعتماد، روزنامه نگار زندانی را زیر فشار افکار عمومی، از جمله اعلامیه روزنامه نگاران، آزاد کند آیا این به معنای اجرای قانون خواهد بود؟ یا تقویت حکومت زور؟ هر چند در شرایط خاصی ممکن است امضاء اعلامیه بیش از آن که به روزنامه نگار زندانی کمک کند، به معنای اعلام وجود امضاء کنندگان و تقویت همبستگی حرفه ای آنان باشد و از این نظر در بلند مدت به نتیجه مثبت برسد.»

یا این حال شهیدی با اشاره به اینکه "حد و مرز"مشخصی برای اینکه امضای بیانیه از سوی روزنامه نگار کار درستی است یانه وجود ندارد و هیچ کس نمی تواند برای دیگری تکلیف تعیین کند تاکید می کند :« وظیفه هر یک از ماست که در هر مورد فکر کنیم و ببینیم سود و زیان احتمالی امضاء کردن، یا نکردن، اعلامیه چیست و مانند هر انسان عاقلی کاری نکنیم که زیان آن بیش از سودش باشد.»

او همچنین در پاسخ به این سوال که آیا در کشورهای دیگر دنیا و به ویژه کشورهای غربی روزنامه نگاران اقدام به صدور بیانیه در موارد مختلف می کنند پاسخ می دهد :« به طور کلی، در کشورهای غربی اعتماد مردم نسبت به دستگاه قضائی نسبتا زیاد است و به ندرت پیش می آید کسی بکوشد حق را با صدور اعلامیه ثابت کند. با وجود این، حق اعتراض، از صدور اعلامیه تا برگزاری تظاهرات و تحصن، همواره برای مردم و روزنامه نگاران وجود دارد.»

بیانیه دادن نقض بی طرفی روزنامه نگار است

روزنامه نگار دیگری که در ایران زندگی می کندو چند سالی است به دلایل مختلف از کار در روزنامه ها کناره گرفته است در گفتگو با سایت خبرنگاران ایران مخالفت خود را با صادر کردن بیانیه از سوی روزنامه نگاران اعلام می کند :« هرگز در عمر حرفه ایم که چندان هم کوتاه نیست بیانیه ای را امضا نکردم نه اینکه از حکومت یا هر کس دیگری بترسم بلکه معتقدم این کار نقض بی طرفی روزنامه نگار و از اساس کاری بی فایده است .»

به عقیده این روزنامه نگار که از ما می خواهد نامش را در این گزارش درج نکنیم بیانیه دادن از سوی روزنامه نگاران به نوعی ضرب و شتم نشان دادن به حکومت است و کار روزنامه نگار شاخ و شانه کشیدن برای حکومت نیست .به نظر او حکومت در این زمان هیچ ترسی از روزنامه نگاران و دیگر کنشگران ندارد و هیچوقت هم به بیانیه های آنان توجهی نمی کند .

او می پرسد آیا تا به حال شده قوه قضاییه ، دولت و یا هر نهاد دیگری به بیانیه روزنامه نگاران پاسخ دهد و در پاسخ به سوالی که خود طرح کرده با تاکید زیاد می گوید : «نه تابه حال نشده است پس چرا ما کاری می کنیم که بی فایده است اگر منظورمان جهت دهی افکار عمومی است باید این کار را در وب سایتها و روزنامه هایمان انجام دهیم. چرا ما روزنامه نگاران فکر می کنیم در مسائل مختلف اجتماعی و فرهنگی جامعه نظر ما روزنامه نگاران برای مردم مهم است . مردم فقط می خواهند از ما حقیقت را آن هم به شکل صادقانه و درست بشنوند پس چرا تلاش می کنیم در هر مورد خودمان و نظرات مان را به رخ مردم بکشیم .»

او معتقد است که هدف از امضا کردن بیانیه های گروهی از سوی روزنامه نگاران تنها نشان دادن قدرت شان به حکومت است کاری که در هیچ جای دیگر دنیا باب نیست و مثل بسیاری دیگر ازاصولی که در روزنامه نگاری ایران وجود دارد خود ساخته ومن در آوردی است و مبنایی ندارد .

او ادامه می دهد :« مگر ما نباید از اصول حرفه ای که برای شغل مان در همه دنیا ملاک قرار داده شده پیروی کنیم. دربسیاری از روزنامه های حرفه ای دنیا روزنامه نگار حتی حق ندارد به نام خودش تحلیل و یا وبلاگ بنویسد چرا که نظرش این گونه برای خواننده فاش می شود و بی طرفی اش زیر سوال می رود . اما ما به خود اجازه می دهیم درباره موضوعات مختلف از جمله خشک شدن دریاچه ارومیه تا زندانی شدن افراد دخالت کنیم و نظر بدهیم ، بهتر نیست به کار خود برسیم و اصول علمی و جهانی حرفه مان را این گونه زیر پا نگذاریم .»

روزنامه نگاران ایرانی درباره این موضوع مواضع و دیگاه های متفاوتی دارند و هریک برای کاری که انجام می دهند دلیل خاصی می آورند . برخی می گویند بیانیه نویسی و امضا کردن آن عبور از مرز بی طرفی روزنامه نگار نیست و تعدادی هم می گویند هر کشوری شرایط خاص خود را دارد و روزنامه نگاران با توجه به این شرایط حد و مرز رفتارشان را مشخص می کنند. تعدادی هم یک جمله ساده درباره این کارشان می گویند : سکوت را در این شرایط جایز نمی دانیم .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.