25 اسفند 1390

چرا روزنامه نگاری ورزشی یک ترکیب متناقض است ؟

روزنامه نگاری ورزشی در میدان رسانه ها

25 اسفند 1390

ترجمه : نیلوفر امینی

نویسنده : ای دبلیو میسن / مدرس ارتباطات یونیتک ، اوکلند

خبرنگاران ایران -پیش فرض اصلی بحث من در این مقاله این است که روزنامه نگاری و روزنامه نگاری ورزشی دو قلمرو جداگانه در کار رسانه ای هستند که تا حدودی ارزش ها ، فرهنگ های کاری و دیدگاه های حرفه ای ناهمگونی را به نمایش می گذارند. این تفاوت ها بر تولید خبر ، انتخاب محتوا و اصل بی طرفی در خبرنگاری به طرز چشمگیری تاثیرگذار است .

ایده اصلی را سالها پیش از اشاره ای در کتاب ایتل1 گرفتم ، که می گفت برای روزنامه های امریکایی ورزش همچون " بخش اسباب بازی " است . اگر آنچنان که ایتل می گوید؛ روزنامه نگاران رسانه های جمعی ، درجه و ارزش کار گزارشگران ورزشی همکارشان را کمتر از خبرنگاران به زعم خودشان "واقعی " می دانند ، پس زمینه ای مناسب برای تحقیق و گفتگو در این باب وجود دارد.

اگر بتوان روزنامه نگاری را خبرهای فوری و یافتن و گزارش کردن خبرها تعریف کرد، آنوقت ممکن است تفاوت درک شده میان اخبار " واقعی " و اخبار ورزشی در سوژه و موضوع گزارش باشد و نه هرگونه تفاوت قابل توجه در روش های گزارشگری و ارزش های حرفه ای . بنابر این ، اگر ورزش یک بازی باشد روزنامه نگاری ورزشی نیز نوعی از بازی است .

به نظر من ، این موضوع بسیار پیچیده تر از آن است که بتوان توضیحی قانع کننده برای آن ارائه داد . استدلال من این است که شیوه های سنتی براساس سبک گزارشی "دایره ای" و ویژگیِ سرگرمی ها که تمام کارهای خبری را تحت تاثیر قرار داده ، دست به دست هم داده اند تا بر روزنامه نگاری ورزشی بیش از گزارشگری اصلی تاثیر بگذارد .الگوهای مالکیت رسانه ای ، همگرایی تجاری و تکنولوژیک ، رفتارهای اجتماعی و فردی در برابر جایگاه ورزش در جامعه ؛ با هدایت و تاثیر گذاری بر خبرنگاری ورزشی آن را به گرایشی تبدیل می کنند که معمولا سرگرم کننده تر از اخبار است.

1.روزنامه نگاری ورزشی

مک نیِر2 اطمینان دارد که رشته " روزنامه نگاری ذاتا ایدئولوژیک است ؛ یک وسیله ارتباطی است برای انتقال پیام به مخاطب ( عمدا و یا سهوا ) نه تنها از طریق حقایق بلکه با پیش فرض ها ، رفتارها، باورها و ارزش های سازندگانش که برگرفته و حاکی از یک جهان یبنی خاص است. " بر اساس این دیدگاه دانشگاهی و نظری ، تا وقتی که روزنامه نگاری ورزشی ایدئولوژیک است و روابط قدرت در جامعه را منعکس می کند ، روزنامه نگاری ورزشی یک ترکیب متناقض نخواهد بود.

من با این نظرموافقم که جریان اصلی روزنامه نگاری، که طبق تعریف مک نیر ایدئولوژیک است ، به واسطه ارزش های نهادینه شده اش ظرفیت های بیشتری برای مقاومت دارد. برخلاف روزنامه نگاری ورزشی که بسیار پیشتر سرگرمی ها و اصول ترویج دهنده اش آن را اغوا کرده اند. اصولی بازگوکننده ی صنعت مفرح ورزش. بسیاری از نوشته ایی که برای این مقاله در دسترس بود مربوط به امریکای شمالی است .بنابراین خواننده می تواند انتظار دورنمایی را داشته باشد که در آن روزنامه نگاری حرفه ای است که نقشی به سزا اما نه حیاتی در ایجاد و پرورش نظام شهروندیِ دموکراتیک آگاه بازی می کند . آرمانهای جامعه لیبرال دموکرات و کثرت گرا در ارزش های روزنامه نگاری همچون بی طرفی سیاسی ، تعادل و عینیت تجسم یافته .

ممکن است این " الگوی رقابتی " (مک نیر) به عنوان مقطعی ای برای شروع مطالعات روزنامه نگاری ورزشی مورد استفاده قرار گیرد . فشارهای جوامع پسا صنعتی و مدرن در ستیز با آرمان هایی است که روزنامه نگاران و دبیران رسانه های اصلی به آن پایبندند . تاثیر بیرحمانه و بی امان ادغام و مالکیت رسانه ها ، بازیابی و مجموعه ارزشهای روابط عمومی و قدرت شرکتهای بی قانون ؛ همه در حال توطئه اند تا هم مستقیم و هم موذیانه الگوی کثرت گرایانه اصلی (پارادایم پلورالیستی) را تضعیف کنند.

بخش های ورزشی آخرین مکان های مناسب برای مقاومت هستند چرا که در واقع کمترین علاقه را به مقاومت دارند .

2.روزنامه نگاری ورزشی

خصوصیات سرگرمی ها، ویژگی های محلی ، تمجید ، قهرمان پرستی و بی میلی در کاهش فشارهای فردی یا گروهی هواداران متعصب همگی تعهد بخش های ورزشی به گزارشگری بی طرفانه و متعادل را کاهش داده است.

لائس مدعی است که " اخبار ورزشی ایدئولوژیک است دقیقا به این دلیل که به منزله گفتمانی است که به منافع تبلیغاتی سهامداران شماره یک این صنعت در ورزشهای اصلی لیگ خدمت می کند . این بدان معنا است که فضای اندکی برای انتشار اخبار که مروج این صنعت نیستند باقی می ماند . لاوس در اینجا اخبار را رونوشت (کپی ) معرفی می کند .تاثیرچنین نتیجه گیری برای گزارشگران حتما این است که " چرا بنویسیم اگر قرارنیست چاپ شود؟"

ممکن است این بحث مطرح شود که روزنامه نگاری در فضای ورزشی تقریبا غیر ممکن است. ملی گرایی به شکل ضمیر فراگیر "ما " ترکیب ناخوشایندی از بازاریابی ، وطن پرستی و هویت پوپولیستی ( عوام گرایانه ) است که صفحه های ورزشی ، رادیو و به خصوص تلویزیون را آلوده می کند و بر آنها تاثیر می گذارد . مجله هرالد نیوزیلند گزارشگران دیگر بخشهای اصلی و مقاله نویسان را به نوشتن موضوعات ورزشی وا داشته است . مقاله تقلب کوین هرلیهی و گزارش تحقیقی درباره جذب غیر قانونی ستارگان راگبی در دبیرستان های اوکلند ابتدا در خبرهای عمومی و صفحات مقالات به چاپ رسید . پاسخ به این سوال که چرا بخش ورزش در این موارد چیزی ننوشته بود می تواند سودمند باشد . آیا می تواند به این خاطر باشد که روزنامه نگاران ورزشی از سوی مدیران بالاتر برای برعهده گرفتن کار و وظیفه ای در روزنامه نگاری واقعی دیده نمی شوند یا اینکه بخش های ورزشی آنچنان از سوی انجمن ها و شاخص های مرتبط با ورزش تطمیع شده اند که نمی توانند موضع بی طرف داشته باشد . این موضوع ارزش پژوهش بیشتر را دارد .

مک نیرمستقیما به این جمع بندی مدل تبلیغاتی چامسکی و هرمان می پردازد که در آن مجموعه ای از نخبگان :" رسانه را به فرمانبرداری از منافع خود وا می دارند و جریان اطلاعات را کنترل می کند ."

3.روزنامه نگاری ورزشی

گفتمان قدرت می تواند به گفتمان رایج در رسانه تبدیل شود . اگر این گفتمان با باورهای رایج در در بخش ورزشی در مورد ارزش رقابت و اهمیت رنج کشیدن برای رسیدن به نتیجه منطبق شود ، در این صورت پیام شرکت ها تقویت شده و از طریق خروجی تائید شده و مرتبط با موضوع بسیار مهم اعلام می شود. عدالت ، تعادل و بی طرفی در چنین جهانی عقایدی نا کارآمد هستند . با این حال به نظر من بزرگترین دستاوردهای " نیو رایت "2 این است که گفتمان خود را در صحنه مرکزی همه بحث های سیاسی قرار می دهد . به نوعی بحث راست جدید (نیو رایت) در رسانه ها بسیار عادی شده به طوریکه برخی معانی مفاهیمی چون اصلاحات به کلی تغییر کرده اما ارتباط مثبت گذشته را بدست آورده است.

" باید گفت که اهمیت روزنامه ، بسیار فراتر از صرفا انعکاس واقعیت یک اتفاق خبری ، در واقع تلاش برای ساخت یک تعریف مدون است از اینکه چه چیز باید به عنوان واقعیت اتفاق به حساب آید. " خوانندگان اخبار ورزشی در شرایطی قرار می گیرند که دیدگاه رسانه از جمله پوشش گزینشی اخبار را به عنوان عرف می پذیرد.

البته این شرکت ها بر جمع آوری اخبار دررسانه های جمعی و ارائه آن نیز فشار می آورند اما ظرفیت مقاومت کردن بیشتراست ،شاید چون موضوعاتی که گزارش می شوند ( سیاست ، جرائم ، اقتصاد ، امورعمومی و بین الملل ) اهمیت ذهنی بیشتری در نگاه شهروندان / مخاطبان و حتی افرادی که خود گرد آورنده اخبار هستند دارد.

تحقیقات دیگری با تمرکز برلیگ قهرمانی فوتبال امریکا نشان می دهد که رویداد های بزرگ ورزشی " به طور فراینده ای نماد اهداف ، ارزش ها و فرهنگ در جامعه مبتنی بر این شرکت ها بزرگ هستند ، جا یی که دستیابی به سود از میان اسطوره های فراوان برد و باخت در میادین ورزشیِ نبرد اتفاق می افتند ."

4.روزنامه نگاری ورزش

ورزش به یک کالای رسانه ای و بخش مهم و حتی انتقادیِ محتوای مورد انتقال به بینندگان / خوانندگان تبدیل شده . درواقع این رابطه بسیار پیچیده است چرا که می توان این بحث را مطرح کرد که صفحات ورزشی حمایت از علایق هواداران و ایجاد جذابیت های جدید برای آنها را با هم انجام می دهند ، که به نوبه خود نیازمند تغذیه منظم در قالب روال بی پایان گزارش ، عکس و آمار است.

روش " کوتاه و قابل هضم کردن " به این باور فراگیر که بحث ورزش سطحی و بی اهمیت است کمک می کند . تمایل روزنامه نگارانه به " کاوش عمیق تر" با سطح باریک و بی حاصل خاک رو به رو می شود. " گزارش های کوتاه تر بدون شک به معنای تجزیه و تحلیل کمتر برای کمک به خواننده یا شنونده در درک این نکته است که واقعا چه چیز مورد بحث است ."

جهان متشکل از شرکت های بزرگ ، محتوای روزنامه نگاری ورزشی مدرن را شکل می دهد اما توضیحی ارائه نمی دهند که چرا ، یا حتی آیا ، روزنامه نگاری ورزشی یک ترکیب متناقض است . ما همچنان به تدوین تحقیقات بیشتر در زمینه شیوه های کاری و چشم انداز تخصصی شاغلان آن نیاز داریم .

کار گزارشگری ورزشی مشابه بسیاری از کارهای افراد استخدام شده در شرکت های زنجیره ای بزرگ است . کارکنان وظایف و روال کاری مشخصی دارند که به تولید محصولی معین در قالب حرفه ای و قابل قبول می انجامد . سلسله مراتب و فرهنگ رفتاری و اعتقادی در این فضا وجود دارد که تعیین کننده ارزش ها برای مردم و محصولات است .

گزارشگران بر حسب نوبت کاری خود به گزارش مسابقه ها می پردازند . در موارد مربوط به ورزش های حرفه ای برتر همچون راگبی ، کریکت ، نت بال و بیشتر از همه فوتبال ، یک مجموعه خبری معتبر با مستثنا کردن دیگر رشته های ورزشی، گزارشگری را به پوشش خبری آن مسابقه می گمارد . این همان جایی که در مبحث آموزش و سلامت از آن با عنوان " جذب تولید کنندگان " یاد می شود .

5.روزنامه نگاری ورزشی

لیچ در کتاب اخبارِ چه کسی ؟ نوشته :" اینکه رسانه های خبری به چند منبع با نفوذ به شدت وابسته اند به طور کلی می تواند باعث تقویت ساختارهای قدرت موجود در جامعه شود . " ممکن است روزنامه نگاران چنان به منابع وابسته شوند که قطع ارتباط با منابع کلیدی به قیمت از دست دادن کار گزارشگری شان تمام شود . ریک تلندر می گوید :" اگر کسی با گزارشگران نبرد های ورزشی صحبت نکند ،آنها به هیچ دردی نمی خورند."

لائس نویسنده دیگری با نقل قول از دیک بداز، یکی از ستون نویسان ورزشی برجسته در کانادا ، به اصل موضوع می رسد ." من معتقدم هنوز در میان گزارشگران ورزشی این تمایل برای تحریف اخبار به نفع تیم خانگی (میزبان ) وجود دارد تا با تسلیم شدن در مقابل مدیریت محلی ورزشی به روابط کاری صمیمانه برسند و به جای عمیق تر گشتن و پیدا کردن موضوع برای گزارش خاص خودشان موضوعات عادی و تبلیغاتی را بپذیرند ." این مجموعه امور چطور شکل گرفت ؟ گزارشگران ورزشی مربیان و بازیکنان در ساعتهای غیرعادی و طولانی کار می کنند . اردو ها و تورها افرادی را که ممکن است در مواقع دیگر اصلا اجتماعی نباشند در کنار هم جمع می کند . در این میان همزیستی بوجود می آید که تاثیرش به حاشیه راندن ارزش های سنتی اخبار است ،ارزش هایی که مخاطبان اخبار هنوز انتظار شنیدنش را دارند. مربی ها، مالکان ، عوامل روابط عمومی و گزارشگران در این شرایط تجربیات و شاید در نهایت این جهانبینی را به اشتراک می گذارند که : ورزش های اصلی بخش مهم و حتی حیاتی زندگی ، جامعه و اقتصاد است .

یک موضوع فرعی اما مرتبط دیگر: آیا مخاطبان اخبار ورزشی منتظر دریافت ارزشهای سنتی خبر هستند یا اخبارسرگرم کننده ؟ شاید هر دو اما فقط اخبار سرگرم کننده در انتظارشان است . مطمئنا این موضوع زمینه تحقیقات کیفی تری است . مفهومی که رسانه های خبری ورزشی از خوانندگان استنباط می کنند ممکن است نادرست و ناقص باشد . " خبرنگاران گزارش هایی را در تقابل با پس زمینه فرضیات جهان اجتماعی می سازند و از خوانندگان انتظار مشارکت در آن را دارند ."

6.روزنامه نگاری ورزشی

خوانندگان چه کسانی هستند ؟ چگونه می اندیشند؟ ارزششان در چیست ؟ چه کسی مطلع است ؟ این تحقیق مستقیما با تبلیغات فروش و بازاریابی در ارتباط است تا گرایش به شناخت مخاطب .

یکی از نتایج ساختار نبرد به این معناست که ورزش های کوچک تر سهمی کمتر و گاهی هیچ سهمی از پوشش خبری نمی برند . در دنیای حرفه ای ورزش برخی رشته های ورزشیِ کاملا در خور توجه در نیوزیلند همچون سافت بال ، هاکی و شنا تنها در طول المپیک و یا مسابقات قهرمانی کشورهای مشترک المنافع فضای قابل توجهی را در صفحات ورزشی به خود اختصاص می دهند . در باقی موارد خبرنگاران حق التحریر صفحات را پر می کنند از مطالبی که در ساندی نیوز تحت عنوان ورزش باشگاهی و در نیوزلاند هرالد به عنوان جزئیات به چاپ می رسد .

ورزشهایی در اقلیت نخبگان همچون سوارکاری و قایقرانی استثنا به نظر می رسند . بررسی رابطه حجم پوشش منظم این ورزش ها به جایگاه ممتاز و میراث درخششان در المپیک جالب توجه خواهد بود. شاید خوراک اخیرا فراهم شده از سوی سوارکاران برای نشریات زرد یک کج روی باشد تا شکل معمول در فضای اختصاص داده شده به ورزش های خواص . در واقع بیشتر این اخبار بر صفحه اصلی و جلد روزنامه ها بود تا در بخش ورزشی .

پوشش اخبار فوتبال در اوکلند نمونه بسیار خوبی برای مطالعه موردی در خصوص تغییر به وجود آمده در انعکاس اخبار است که اهمیت نقش آفرینان را اثبات می کند . ظهور تیم فوتبال کینگز به عنوان یک رقیب حرفه ای در لیگ ملی فوتبال استرالیا سبب شد تا فضای مشخص و قابل ملاحظه ای در رسانه های مکتوب به فوتبال اختصاص داده شود .

همچین فضا و قدرت مانور بیشتری را برای خبرنگارانی به ارمغان آورد که پیش از آن فوتبال در میان ورزشهای متعددی بود که باید از آن گزارش کار ارائه می دادند . گزارشگری فوتبال در حال حاضر در نیوزیلند یک عنوان شغلی است .

مورد مشابه دیگری از این پدیده جنگجویان اوکلند ( نیوزیلند ) است . واگذاری تیم های حرفه ای جام وینفیلد سبب شد لیگ راگبی به وضوح فضای رسانه ای بیشتری طلب کند و گروه جدیدی از گزارشگران بازی های لیگ راگبی را بوجود آورد که تا پیش از آن حضورشان توجیه اقتصادی نداشت . در واقع سیستم بازاریابی به نوعی شغل رسانه ای ایجاد کرده بود .

7.روزنامه نگاری ورزشی

پیش از 1992 زمانی که حق واگذاری تیم های حرفه ای برای اولین بار مطرح شد ، هواداران لیگ باید با ذره بین نتایج سیدنی را پیدا می کردند . حالا جزییات قرادادها ، آمار مسابقه ، احتمال برد و باخت و خلاصه و بررسی بازی یک صفحه کامل در رسانه های مکتوب و گزارش های شبانه در تلویزیون را به خود اختصاص می دهد . این جریان اطلاعات مستقیما با ساختار هیجانی گزارشگری دارد ، بنابر این عملکرد کار رسانه ای به اندازه خواست عمومی است .

هیچ کم و کسری در مشکلات داخل و خارج از زمین بازی ، برای مشغول نگه داشتن گزارشگران لیگ راگبی و فراهم کردن موضوعی برای عموم خوانندگان که پیرامونش بحث و گفتگو کنند ، وجود ندارد. آنچه که در صفحات ورزشی نمی توان یافت هر گونه بحث درباره تمایل به زنده کردن روح ورزشی است . به نظر می رسد صنف گزارشگران ورزشی همراه با سیاستمداران محلی ، روسای شرکت های بزرگ زنجیره ای و افراد بانفوذ در رسانه به توافق رسیده اند - حداقل تلویحا به توافق رسیده اند – که برخورداری از امتیاز انحصاری در ورزشهای حرفه ای در رقابت های میان استرالیا – نیوزلند ، چیز خوبی است .

نشانه های بسیار کم (یا هیچ نشانه) در صفحات ورزشی وجود ندارد دال بر اینکه ورزش هم فقط نوع دیگری از محتوا در تلویزیون همچون فیلم ، اخبار کمدی و حتی پورنوگرافی است. ویژگی های سرگرمی ها و افراد مشهور تاثیر به سزایی در این زمینه دارد . نمونه بعدی می تواند فوتبال استرالیایی باشد که که پیش فصل را با موفقیت گذرانده و به تازگی 450 هزار دلار را برای حمایت از بدنه این نوع فوتبال در استرالیا و نیوزیلند طی سه سال آینده اختصاص داده است .

8.روزنامه نگاری ورزشی

نیوزلند به تازگی قرار داد سه ساله 300 هزار دلاری را برای برای گسترش قوانین در نیوزلند به پایان رسانده است . سال گذشته فوتبال آئوسی تنها برنامه ورزشی در کشور بود که حق پخش تلویزیونی داشت و مجانی به روی آنتن می رفت .

اگر یافته هامان تا اینجای کار درست باشد، در آن صورت می توان منتظر پوشش بیشتر فوتبال استرالیایی در رسانه های مکتوب بود که نتیجه مستقیم سرمایه گذاری بیشتر بدنه حاکم بر ورزش در این رشته است .

با این حال فرض رسانه این است که ورزش باید لیگ برتر باشد تا شایستگی فضای جدی را داشته باشد . این واقعیت که فوتبال استرالیایی با فاصله بسیار از دیگر ورزشها در صدر قرار دارد ، نتوانسته در در ذهن رسانه های ورزشی نفوذ کند .به نظر می رسد بسیاری برخلاف مدارک آماری بسیار زیاد موجود در استرالیا ، فکر می کنند لیگ راگبی برترین قوانین را دارد. این موضوع درباره نقش درخواست های مردم برای پوشش اخبار ورزشی سوال ایجادمی کند . بیشتر آنچه تا اینجا در این مقاله به آن پرداختیم مربوط به چیزی است که برای خوانندگان و بینندگان منفعل فراهم می شود . بازاریابها به ما خواهند گفت که ایجاد تقاضاهای مردمی بر عهده آنهاست.

اسپورت ایلاستریتد درمورد گری داویدسون امریکایی مروج لیگ های ورزشی حرفه ای نوشته است: " او همیشه آماده رویا رویی و پاسخگویی به آن چیزی بود که هنوز کسی تقاضا نکرده ." اساسا آنچه در صفحات ورزشی می گذرد به ایجاد وحفظ تقاضا کمک می کند . برای مالک روزنامه ، گزارشگران ورزشی و در نهایت مردمی که خواننده آنها هستند خوب است که دریابند این تمام چیزی است که همیشه می خواستند.

بنابراین چه چیزی از صفحات ورزشی حذف شده که حداقل شواهد بدیهی ارائه می دهد که روزنامه نگاری ورزشی ترکیب متناقضی است ؟ واضح تر از همه فقدان هر گونه بحث واقعی درباره نقش ورزش در جامعه است به جای مناظره های ساختگی درباره اینکه چرا در المپیک برنده نشدیم ، چه کسی باید کاپیتان فلان تیم باشد و ...

9.روزنامه نگاری ورزشی

تاریخ ورزش با مجموعه ای ازبیشترین حکایت ها و آمارهای نامرتبط همراه است. بزرگترازشخصیت های زندگی ، ماجرای ناهنجاری های اردوها ، داستان های نشریات زرد از باختن و رستگار شدن فضایی را برای ممانعت از انعکاس اخبار و اطلاعات بوجود می آورد . قلمرو پر رونق صنعت آموزش ورزش و چالش های آن عمدتا از سوی رسانه نادیده گرفته شده.

ظهور رادیویِ ورزش نشان می دهد که تقاضای عمومی برای مناظره همچون حفره بزرگی است در انتظار پرشدن. مشکل اینجاست که تمام این انرژی ، علاقه و هوش از سوی مطبوعات ورزشی راضی نمی شود . مطبوعاتی که به طرز تحقیر کننده ای درتحلیل موضوعی که برای تحلیل به آنها سپرده شده ناکام ماندند. متاسفانه رادیوی ورزش ارائه دهنده حجم بیشتری از بی توجهی به هوش وسیع تری در ورزش است.

مخاطبان رسانه های ورزشی برای بحث و گفتگو پیرامون موضوعات گسترده تری همچون مسائل سیاسی مرتبط با ورزش ، مجال چندانی نمی یابند.

اصلاحات انجام شده در بخش تجارت مجله نیوزلند هرالد نشان می دهد که مخاطبان اخبار تجاری خواستار سطح بالاتری در مباحث هستند و از رسانه برای حمایت و گسترش آن استفاده می کنند.

هیچ نشانه ای مبنی بر اینکه رسانه های ورزشی برنامه های اصلاحی داشته باشند وجود ندارد .به نظر می رسد مالکان و دبیران بر این باورند که تجارت مسئله جدی است ؛ و ورزش انشعاب یا راهی است برای فروشبرند ( نام تجاری) رسانه ای توسط انجمن ها. ممکن است در پرورش مخاطبان اخبار ورزشی برای نگاه به ورزش به عنوان عنصری حرفه ای ، ملی ، سرگرم کننده و حامی ارزش های شرکت های بزرگ چنان زیاده روی شده باشد ، که در صورت تلاش رسانه برای تغیر آن مخاطب همان شیوه قبلی را طلب کند . این موضوع مبحث پر فایده ای برای تحقیقات در آینده است .روزنامه نگاری ورزشی ترکیب متناقضی است دقیقا به این دلیل که شاخص های پذیرفته شده روزنامه نگاری همچون تعادل، انصاف ، هوش و بینش در بیشتر مواقع وجود ندارد. در واقع به نظر می رسد این ویژگی هایی کمتر از هر زمان دیگری در روزنامه نگاری ورزشی مورد قبول است چرا که بر خلاف زمینه سرگرمی محور و اخبار شخصی شده ورزشی است .

پی نوشت ها و منابع:

1. بروس دی ایتل ، استاد روزنامه نگاری دانشگاه آریزونا . احتمالا اشاره نویسنده به نوشته ای از کتاب " خبرنویسی و گزارشگری برای رسانه های امروز " است . مترجم

2. راست جدید : در استرالیا ، انگلیس، فرانسه ، آلمان ، آمریکا ،هلند ، لهستان ، رومانی، کره جنوبی ،شیلی و زلاندنو به عنوان یک اصطلاح توصیفی که برای سیاست های مختلف و یا گروه های جناح راست مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین گاهی برای ظهور احزاب اروپای شرقی پس از فروپاشی کمونیسم استفاده می شود.

* صد مقاله ای که هر روزنامه نگاری باید بخواند http://www.upstart.net.au/2011/10/1...

* http://www.jeanz.org.nz/Conference%...

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.