8 آذر 1388

در نامه‌ای سرگشاده به دادستان تهران عنوان شد

ژيلا بنی‌يعقوب: «اجازه ندهيد بهمن را از سلول انفرادی به دادگاه ببرند»

8 آذر 1388

ژيلا بنی‌يعقوب، روزنامه‌نگار، در نامه‌ا‌ی سرگشاده که به داستان تهران، جعفری‌دولت‌آبادی، نوشته از او درخواست کرده است که همسرش بهمن احمدی‌امويی را از سلول انفرادی خارج کند تا بتواند در شرایطی که منطبق با حقوق انسانی افراد است، در دادگاهی که به زودی برای او برگزار می‌شود، به دفاع از خود بپردازد.

لازم به ذکر است که بهمن احمدی‌امویی از ۳۱ خرداد تا کنون در بازداشت به‌سر می‌برد.

ژیلا بنی‌یعقوب در نامه خود که در وب‌سایت «تا آزادی روزنامه‌نگاران زندانی» منتشر شد، آورده است:

آقای دادستان تهران

در ملاقاتی که چندی پیش با شما داشتم با خوش‌رویی زیاد با من گفت‌وگو کردید. گلایه‌هایم را از آن‌چه در این مدت بر همسرم، بهمن احمدی‌امویی رفته بود، شنیدید. حتی وقتی گفتم که «آقای دادستان گاهی فقط یک درصد احتمال بدهید که حق با زندانی و یا خانواده اش باشد و نه با بازجوهای پرونده،» لبخندی زدید و گفتید: «بله! احتمال دارد و به همین دلیل هم فقط حرف‌های آن‌ها را نمی‌شنویم و حرف‌های شما را نیز گوش می‌دهیم .»

آقای دادستان در همان جلسه به شما گفتم که همسرم چند ماه است که در بلاتکلیفی کامل به سر می‌برد و حتی پرونده ثبت شده‌ای در دادگاه انقلاب ندارد و شما همان موقع گوشی تلفن را برداشتید و دستور دادید هرچه زودتر پرونده‌اش در مسیر قانونی قرار گیرد.

برای شما توضیح دادم که بهمن و خیلی دیگر از زندانی‌های حوادث پس از انتخابات روزهای طولانی را در زندان انفرادی گذرانده‌اند و به یادتان آوردم که حتی براساس قوانین داخلی ایران انفرادی به خودی خود به عنوان آزار و شکنجه متهم شناخته شده و به همین دلیل غیرقانونی است.

گفتید از وقتی شما دادستان شده‌اید تمام تلاش‌تان را در این‌باره به کار بسته‌اید و تقریبا همه زندانی‌های حوادث پس از انتخابات را از انفرادی خارج کرده‌اید. گفتید همه تلاش‌تان را می‌کنید که حقوق شهروندی همه متهمان مراعات شود و محاکمه‌شان در شرایطی انسانی و مناسب برگزار شود.

آقای دادستان! بهمن پس از تحمل ۶۵ روز انفرادی دربند ۲۰۹ اوین به بند عمومی منتقل شد اما ۱۰ روز پیش او را به خاطر اعتراض به وضع نامناسب بند ۳۵۰ دوباره به سلول انفرادی تبعید و حق تماس تلفنی و ملاقات را از او سلب کرده‌اند. بنا ندارم که در این نامه به شرایط نامناسب و گاه غیر قابل تحمل این بند بپردازم. نمی‌خواهم به شدید بودن مجازاتی که برای همسرم به خاطر اعتراض به شرایط نامناسب زندان در نظر گرفته‌اند، بپردازم. حتی نمی‌خواهم بپرسم چرا شدیدترین نوع مجازات را در این مورد برای بهمن در نظر گرفته‌اند؟

من فقط می‌خواهم به یاد شما بیاورم که جلسه محاکمه او به زودی در دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد و این کمترین حق یک متهم است که بتواند در روزهای قبل از محاکمه‌اش خود را برای دفاع آماده کند. شما این حق را برای او قائلید یا نه؟ آیا این حق را برای او قائل هستید که در چنین روزهایی بتواند با وکیل و خانواده‌اش تماس و ملاقات داشته باشد یا نه؟ شاید که نیازمند آماده کردن مستنداتی برای دفاع از خود باشد، شاید که نیازمند مشورت گرفتن باشد و اصلا شاید فقط و فقط نیازمند روحیه گرفتن باشد تا در یک شرایط روحی مناسب‌تر در دادگاه حاضر شود.

آقای دادستان! اما همه این حقوق اکنون از او گرفته شده است، او حق ندارد از امکان تلفن و ملاقات با خانواده و وکیلش استفاده کند. ما حتی نمی‌دانیم که آیا او از زمان برگزاری جلسه محاکمه‌اش با خبر است یا نه؟ همه این مسائل من و دیگر اعضای خانواده بهمن را به شدت نگران کرده است.

آقای دادستان! اگر تنبیه بهمن را به خاطر اعتراضی که به شرایط نامناسب رفاهی و بهداشتی بند کرده، ضروری می‌دانید، شاید بتوانید اجرای بخشی از این تنبیه را به روزهای پس از دادگاهش منتقل کنید. اجازه بدهید در چنین روزهایی با بودن در سلول عمومی و حق استفاده از تلفن و ملاقات خودش را برای دادگاهی که به زودی برگزار می‌شود، آماده کند.

آقای دادستان! اجازه ندهید که بهمن احمدی‌امویی را از سلول انفرادی به دادگاه ببرند. این اتفاق بی‌شک با گفته‌های شما در رعایت اصول شهروندی متهم مغایر است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.