صفحه اصلی

خبرنگاران ایران

2 آذر 1388

ما روزنامه‌ نگاریم؛ یادمان نرود

2 آذر 1388

نوشابه امیری

Nooshabehamiri@yahoo. com

دکتر صدرالدین الهی، استاد روزنامه‌نگاری ما عادت داشت به تاکید بگوید: بچه‌ها! یادتان باشد شما قرارنیست اسم‌تان برود در تاریخ، شما باید ملاط تاریخ را تهیه کنید. آن روزها معنای این کلام برای‌مان روشن نبود، اما گذشت زمان نشان داد که روزنامه‌نگاری، راه رفتن برروی لبه خطرناکی‌ست. روی‌مان را که برگردانیم، با «کله» می‌افتیم در دامان سیاست و سیاستمدار و یادمان می‌رود که روزنامه‌نگار بودن، بهتر و زیباتر از سیاستمدار بودن است.

چرا یاد این نکته افتادم؟ به یک دلیل ساده؛ هر چه می‌گذرد ـ از سر اجبار یا به هوس نام ـ بیشتر از روزنامه‌نگاری فاصله می‌گیریم وبه سیاست نزدیک‌تر می‌شویم. و این خطری نیست که بتوان نادیده‌اش گرفت. این غفلت یعنی آن‌که، پشت نام روزنامه‌نگار ـ دانسته و نادانسته ـ سنگر بگیریم وبه طرفین دعوا بپوندیم. روزنامه‌نگاری هم که یک طرف دعواباشد، یادش می‌رود تصویر عمومی صحنه را پیش روی خواننده بگذارد. تصویر عمومی را هم که ندهیم، یعنی فرصت دیدن همه‌جانبه را از مخاطب‌مان گرفته‌ایم؛ به او جهت داده‌ایم‌؛ بخشی از حقیقت را نگفته‌ایم و به کلامی دیگر به وظیفه خبررسانی ـ که اصلی ترین کار ماست ـ بی‌توجه مانده‌ایم.

به قول معروف «واضح و مبرهن» است که امروز در میهن ما، از هر حرکتی، تلقی کار سیاسی می‌شود؛ به همین علت خبررسانی هم جرم است. از همین روست که به روزنامه‌نگار می‌گویند «عامل اغتشاش و تشویش اذهان عمومی». اما ما را به تهمت‌های سیاسی چه‌کار؛ بگذاریم آنها کار خودشان را بکنند، ما هم کار خودمان را. بگذاریم ما را به خاطر نوشتن مقاله محاکمه کنند، به خاطر دادن خبر، به خاطر نوشتن فلان گزارش، به دلیل روزنامه‌نگار بودن.

پس پشت نام‌مان ننویسیم روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان، روزنامه‌نگار و مبارز سیاسی. همین که روزنامه‌نگار بمانیم و در پس نام، هیچ ننویسیم جز روزنامه‌نگار، یعنی همه‌ی این‌ها. روزنامه‌نگاری که به درستی گزارشی از وضعیت حقوق بشردر ایران بدهد، خود به خود در زمینه دفاع از حقوق بشر، فعال‌ است. روزنامه‌نگاری که تصویری دقیق و مستند از وضعیت زنان جامعه ایران بدهد، یعنی کاری کرده است قابل‌ توجه در زمینه دفاع از حقوق زنان، حقوق کودکان، حقوق اقوام و . . .

بگذاریم به ما به عنوان روزنامه‌نگار جایزه بدهند؛ مارا به عنوان روزنامه‌نگار بشناسند؛ بگذاریم روزنامه‌نگاری، حرفه ای باشد بی‌نیاز از پسوند. و برای رسیدن به این خواست، ما نیز طالب راه‌اندازی روزنامه‌ها و تریبون‌هایی باشیم «مستقل». رسانه‌هایی که کارشان، انعکاس صدای جامعه است؛ اخبار جامعه.

کمی بیندیشیم. آخرین روزنامه مستقلی که در آن کار کردیم، اسمش چه بود؟ اگر به روشنی نامی به یادتان نمی‌آید، یعنی باید بر این خواست پای فشرد: امکانی برای روزنامه‌نگاری مستقل.

در پرانتز بگویم: می‌دانم که استقلال، امری نسبی ست.

  • Version imprimable de cet article
  • envoyer l'article par mail

سخن اول

  • ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی

    1 دی 1388

    مهدی جامی: در این‌که حوزه ژورنالیسم باید متمایز از اکتیویسم سیاسی و اجتماعی باشد، من تردیدی ندارم. اما این‌که این دو حوزه به هم آمیخته شده و می‌شود یکی به این دلیل ژرف‌ساختی است که بنا به آن عادت ذهنی داوری و رفتار می‌کنیم که بدان آلوده شد‌ه‌ایم، یعنی گم کردن تعریف‌‌ها و تبیین نقش‌‌ها؛ پیامد زندگی در جامعه‌ای که در این سی ساله بسیاری از مفاهیم در آن شناور شده و از تعریف خود بیرون شد‌ه‌اند. دلیل روساختی‌اش هم به نقشی که روزنامه‌نگاری در جامعه ما پیدا کرده برمی‌گردد. نقشی که در بیشتر جا‌ها با روزنامه‌نگاری به معنای یک حرفه مستقل هم‌خوانی ندارد. بنابرین بهتر است اول از خود بپرسیم اکتیویسم چیست؟ بعد از آن‌که تصوری از اکتیویسم به دست آوردیم راحت‌تر تصدیق خواهیم کرد که از ژورنالیسم فاصله دارد.

  • جنبش برای دانستن و وظیفه خبرنگاران

    18 آذر 1388

    رضا معینی: در همه کودتاها به هر شکلی که باشند محدود کردن دسترسی به «دانستن» امری «طبیعی» است. در همه کودتاها مراکز اطلاع‌رسانی و به اصطلاح «وسایل ارتباط جمعی» همچون رادیو، تلویزیون و روزنامه‌ها تسخیر می‌شوند و تحت کنترل نظامیان قرار می‌گیرند، روزنامه‌نگاران بازداشت و از حق انجام وظایف خود محروم می‌شوند. در ایران نیز همین امر پیش رفته است. با این مشخصه می‌توان جنبش امروز مردم ایران را، جنبشی برای دستیابی به «حق دانستن» تعریف کرد. مسئله اصلی این جنبش هم همین است: دست‌یابی به حق دانستن. این‌گونه است که از یک سو تلاش برای مطلع کردن و مطلع شدن و از سوی دیگر جنون به بند کشیدن خبر و خبرنگار و بی‌خبری برای همگان - به هر قیمتی- در برابر هم صف کشیده‌اند.