15 بهمن 1390

افزایش خط قرمزها، در مطبوعات ایران

سانسور از زمان انتخاب موضوع تا انتشار مطالب

15 بهمن 1390

خبرنگاران ایران – نیکی آزاد :این روزها مطبوعات و روزنامه نگاران مستقل در ایران نظارت و فشار شدید از سوی حکومت را تحمل می کنند.

سازمان های حقوق بشری در روزهای اخیر بارها از افزایش فشار بر روزنامه ها و روزنامه نگاران مستقل در ایران خبر داده اند. این در حالی است که حکومت بی توجه به این هشدارها هر روز تیغ سانسور و محدودیت را بر روزنامه نگاران و روزنامه هایشان افزایش می دهد .

این روزها روزنامه نگارانی که در اندک روزنامه های باقیمانده ی مستقل کشور کار می کنند برای تهیه و ارسال گزارش ها و خبرهای خود دچار مشکل اساسی هستند. این روزنامه نگاران چطور با این فشارها کنار می آیند و زیر امواج سانسور، تهدید و ارعاب هنوز گزارش هایشان را می نویسند . آنها از چه ترفندهایی برای ارسال پیام شان به مخاطب استفاده می کنند؟ خیلی ها این روزها می پرسند آیا با وجود این همه سانسور دولتی آیا وقت آن نرسیده که روزنامه نگاران قلم هایشان را به نشانه اعتراض زمین بگذارند؟ یا آنها همچنان باید از کوچکترین روزنه برای رساندن صدایشان به مردم استفاده کنند ؟ آیا با وجود این همه سانسور دولتی، پایان روزنامه نگاری در روزنامه های ایران فرا نرسیده است ؟ این روزها واقعا روزنامه نگارانی که با این سطح سانسور و فشار در روزنامه ها کار می کنند چگونه روزگار می گذارنند ؟

در این گزارش این سوالات را با تعدادی از روزنامه نگارانی که در روزنامه های مستقل ایران کار می کنند و یا به تازگی روزنامه شان توقیف شده در میان گذاشتیم . این روزنامه نگاران به دلیل مشکلاتی که با حکومت دارند از ما خواستند صحبت هایشان را بدون ذکر اسامی شان منتشر کنیم .

بیشتر سوژه ها خط قرمز نظام شده اند

«رسانه‌ها و به خصوص روزنامه‌هاي داخل ايران این روزها بيشترين فشار و محدوديت را طي چند سال اخير تحمل می کنند و به جرات می گویم که از ابتداي انقلاب ايران، هيچ‌گاه رسانه‌ها با این شدت با محدوديت و سانسور مواجه نبوده‌اند.» این گفته یکی از روزنامه نگاران ایرانی است که طی دو سال اخیر طعم بازداشت و زندان را چشیده و به تازگی نیز روزنامه ای که در آن کار می کرده توقیف شده است . این روزنامه نگار، روزنامه‌نگاري در شرايط كنوني ايران را مانند راه رفتن روي ريسمان نازك پر، از تيغی می داند كه خواه ناخواه روزنامه‌نگار را زخمي‌مي‌كند و هرچقدر روزنامه‌نگار مستقل سعي می كند با احتياط بنويسد و خط قرمز ها را رعايت كند باز هم آسيب مي‌بيند.

از این روزنامه نگار می خواهم که کمی درباره خط قرمزهای حاکم بر روزنامه نگاری حال حاضر ایران برایمان بگوید اینکه این خط قرمزها چقدر استقلال حرفه ای روزنامه نگاران را محدود کرده و روزنامه نگاران ایرانی چطور این فشارها را تاب می آورند و همچنان روزنامه نگار باقی می مانند :«ما در روزنامه ها سعي مي‌كنيم خطوط قرمز را رعايت كنيم ، اما الان تمامي سوژه‌ها به خط قرمز نظام تبديل شده اند و حتي زماني كه درباره سوژه‌هايي كه رسانه‌هاي اصولگرا به آن مي‌پردازند، مي‌نويسيم نیز ازسوي وزارت ارشاد و دادستاني تذكر مي‌گيريم و حتي به توقيف رسانه مان منجر مي‌شود. در صورتي كه سوژه‌ها همان هايي است كه رسانه‌هاي اصولگرا به آن مي پردازند. اين رفتار به اين معنا است كه تنها رسانه‌هاي خودي مي‌توانند درباره مسايل مهم كشور بنويسند و ما به عنوان روزنامه‌نگار مستقل حق نداريم درباره برخی موضوعات و مسائل مطلب بنویسم .»

به عقیده این روزنامه نگار سانسور و خود سانسوري در دوران كنوني به اوج خود رسيده است و هرچند روزنامه‌نگاران همواره راهي براي فرار از آن پيدا كنند و در لفافه و خيلي غير مستقيم آنچه را كه مي‌خواهند می نویسند اما همواره خط قرمزي ديگر روبه روي آنهاست و امكان كار كردن در روزنامه ها بسیار دشوار شده است .

باید ماند و به آنچه حکومت می خواهد تن در نداد

این روزنامه نگار با اینکه کار کردن در مطبوعات ایران را در شرایط فعلی بسیار سخت توصیف می کند اما با این همه تاکید می کند که او و بسیاری از همکارانش از ابتدا می دانسته اند که روزنامه‌نگاري در ايران به هيچ وجه كار سهل و راحتي نيست و ما در كشوري دمکرات و آزاد زندگی نمی کنیم :« این روزها درباره هرچه مي‌خواهيم گزارش بنويسيم و تحليل بدهيم، از سوی شوراي عالي امنيت ملي يا دادستاني يا وزارت اطلاعات متهم به سياه نمايي و اختلاف افكني مي‌شويم و حتي براي نوشتن گزارشهای فرهنگي، ادبي و سينمايي هم دچار محدوديت‌هاي فراوان هستيم چرا كه حكومت اساسا با اطلاع رساني و انتقاد مشکل پیدا کرده و ما که روزنامه نگار و نماینده همه مردم هستم بیشتر از بقیه مردم مشکل داریم .»

او ادامه می دهد :« اما گذاشتن قلم بر زمين و خالي كردن ميدان از رسانه هاي مستقل همان چيزي است كه حكومت مي‌خواهد، به نظر من يكي از دلايل اين همه فشار، بازداشت و بازجويي هاي چندين ساعته از روزنامه‌نگاران اين است كه ما میدان را خالي كنيم و به مشاغلي ديگر روي بياوريم .به خود من بارها گفته‌اند كه شغلم را تغيير دهم و سراغ شغل ديگری بروم تا ديگر بازجويي نشوم و به زندان نروم حتي بارها نیروهای اطلاعاتی و امنیتی با مديران رسانه ها یی كه در آن كار مي كنم تماس گرفته و درباره من با مسوولان روزنامه ام صحبت كرده‌اند كه نباید در روزنامه شان کار کنم . اما اگر به اين درخواست‌ها پاسخ مثبت دهم، يعني همان كاري را كرده ام كه آنها مي‌خواهند اما حاضر نيستم شغلي را كه دوست دارم و براي آن تلاش و تحصيل كرده ام به خاطر خواست غیر دمکراتیک آنها رها کنم .»

او صحبتهایش را این گونه پایان می دهد :« براي مبارزه با سانسور بايد ماند. بايد هر روز به خودمان بگوييم كه ما روزنامه نگار هستيم و بايد بمانيم و خودمان را براي شرايط سخت تر آماده كنيم. ما بايد اين را باور کنیم كه ماندن در شرایط سخت مهم است .»

سانسور در مطبوعات کشور از انتخاب سوژه آغاز شده است

روزنامه نگار دیگری که اکنون در یکی از روزنامه های مستقل کشور مشغول به کار است و تجربه روزنامه نگاری از دوره نخست ریاست جمهوری احمدی نژاد را هم دارد در این باره می گوید :« نمی توانم فضای فعلی مطبوعات کشور را برایتان شرح دهم اکنون سانسور به جایی رسیده که حتی برخی از موضوع ها نیز برای کار کردن ممنوع شده اند .یعنی شورای عالی امنیت ملی با بخشنامه های مکرری که به روزنامه ها می فرستد کار کردن درباره برخی موضوع ها را ممنوع اعلام کرده است. من سالها است در روزنامه های ایران کار می کنم و با وجود این همه محدودیت باز هم معتقدم که نباید چراغ مطبوعات را خاموش گذاشت و تا جایی که می شود باید ماند و طاقت آورد اما باور کنید گاهی سانسورها گیجم می کند .»

او از تجربه سالهای گذشته اش سخن می گوید : «سالها پیش من خبرنگار حوزه دانشگاه بودم و همواره مسائل جنبش دانشجویی و موضوعات صنفی دانشجویان را پی گیری می کردم اما الان دیگر نمی توانم درباره این موضوعات اساسا چیزی بنویسم چون این موضوعها سیاسی و خط قرمز نظام شده است . مساله سوریه این روزها یکی دیگراز خطوط قرمز نظام است و خبر رسانی درباره آن با محدودیتهای زیاد همراه است .بیشتر اوقات روزنامه های مستقل نمی توانند درباره اتفاقات این کشور و کشته شدن مخالفان دولت بشار اسد اطلاع رسانی کنند چون این موضوع و اطلاع رسانی صحیح درباره آن می تواند موجب توقیف روزنامه شود. » به گفته این روزنامه نگار او همچنان تلاش می کند که با گویشی متفاوت درباره موضوعاتی که به نظرش مهم هستند بنویسد. او معتقد است مردمی که در شرایط فعلی کشور روزنامه می خوانند حتما مطالب او را درک خواهند کرد و او مدام به راه هایی می اندیشد که بهتر بتواند منظورش را به مخاطب برساند .

«در ابتدای ریاست جمهوری دولت احمدی نژاد فکر می کردم که سانسور در مطبوعات زیاد شده است آن موقع در سرویس اجتماعی روزنامه ها هنوز از موضوعات حقوق بشری صحبت می کردیم مثلا من موضوع در گذشت دکتر "زهرا بنی یعقوب "را پی گیری می کردم.من بارها با خانواده وی گفتگوکردم ( همان دکتر جوانی که در بازداشتگاه امر به معروف همدان به قتل رسید ومسوولان سعی کردند این موضوع را خودکشی عنوان کنند این دختر جوان در یک پارک با نامزدش دستگیر شد) تا اینکه بعد از چند ماه کار بر این موضوع ، روزنامه از سوی شورای عالی امنیت ملی نامه ای دریافت کرد که خبر از آن می داد که روزنامه ها دیگر حق ندارند درباره این موضوع بنویسند . اما امروز صحبت کردن از حقوق بشر از اساس جرم است یعنی سانسور از سوژه ها آغاز می شود .»

این روزنامه نگار در حالی که این نکات را بر زبان می آورد بارها تاکید می کند که سخنانش به معنی نا امیدی اش از روزنامه نگاری در این شرایط نیست و هنوز هم می تواند در یک جلسه مطبوعاتی یک وزیر یا دادستان کشور را به چالش بکشد و کسی هم نمی تواند جلویش را بگیرد :« اگر ما در روزنامه ها نباشیم چه کسی از مسوولان سوالهای انتقادی می پرسد آنهایی که می گویند باید روزنامه های داخل ایران را ترک کرد هر گز به این موضوع فکر کرده اند، که اگر ما نباشیم یعنی خبرنگار منتقدی باقی نمانده و حکومت به خواسته خود رسیده است پس باید ماند و جنگید .»

خود سانسوری بیش از حد موجب شد روزنامه ام را ترک کنم

یکی دیگر از روزنامه نگارانی که با او گفتگو می کنم این روزها در روزنامه ای حضور ندارد و ترجیح داده در این شرایط که نمی تواند آزادانه گزارش و خبر بنویسد در روزنامه ای کار نکند : «روزهایی که در روزنامه ها بودم بیشتر عصبی و کلافه بودم مدام مجبور بودم به این فکر کنم که چطور مطلبم را بنویسم تا کمتر سانسور شود این موضوع من را دچار خودسانسوری کرده بود و همیشه ناراحت و کلافه بودم .البته من نسخه ای برای کسی مبنی بر ماندن یا رفتن از روزنامه ها صادر نمی کنم چرا که بسیاری از همکارانم تمام علاقه و عشق شان به این کار است و در زندگی نیز تنها حرفه ای که آموخته اند همین شغل است و برخی نیز برای تامین معاش شان مجبورند در روزنامه ها باقی بمانند اما من ترجیح می دهم تا زمانی که فضایی باز در کشور ایجاد نشده فعلا روزنامه نگاری در روزنامه های کشور را کنار بگذارم .»

او تاکید می کند : «اما خارج شدن از روزنامه ها برای من به معنای پایان کار حرفه ای ام نیست .من فعالیتهای روزنامه نگاری ام را به گونه ای دیگر پی گیری می کنم یک روزنامه نگار در هر شرایطی روزنامه نگار باقی می ماند حتی اگر در تحریریه روزنامه ای حضور نداشته باشد .»

در شرایطی که روزنامه نگارن در ایران شرایط سختی را پشت سر می گذراند و هر روز تیغ سانسور و خط قرمزها از انتخاب موضوع تا چاپ و انتشار خبر و گزارش سایه اش را بر روزنامه ها و روزنامه نگاری کشور گسترده است ،همچنان تعدادی از روزنامه نگاران معتقدند که باید در روزنامه ها باقی ماند و از حداقل روزنه های ممکن برای انعکاس خبرها استفاده کرد اما این خط قرمزها تا کجا ادامه می یابد و روزنامه نگاران مستقل تا چه زمانی می توانند به این مقاومت خود ادامه دهند ؟

.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

1 پيام

پاسخ به اين مقاله

  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.