24 آبان 1388

«تیغ مصلحت یا عدالت» در انتظار قاضی مرتضوی

24 آبان 1388

ترمه ماندگار

سعید مرتضوی، چهره نام‌آشنایی که روزنامه‌های بسیاری را به قتلگاه برده و رکورد تعطیلی ۱۸ نشریه ظرف دو روز را در پرونده خود دارد، اکنون به عنوان یکی از متهمان کهریزک در کنار احمدرضا رادان، در حال بازجویی است.

جلاد، صفت خوشایندی نیست؛ اما این عنوان چنان از سال ۷۹ بر چهره سعید مرتضوی نشست که با وجود جابه‌جایی از مجتمع کارکنان دولت و محل اصلی اعمال فشار بر مطبوعاتِ به قول خودش «زنجیره ای» به دادستانی، هم‌چنان یکی از اصلی‌ترین دشمنان مطبوعات و اهالی‌اش بود. او که تا پیش از این زیر نظر محسنی اژه‌ای، رییس مجتمع کارکنان دولت فعالیت می‌‌کرد و به قولی شاگردی او را می‌کرد، با این جابه‌جایی عرصه را بر مطبوعات تنگ‌تر کرد و فضا برایش بازتر شد. فضایی که بیشترین فشار و سنگینی آن را اهالی مطبوعات حس می‌کردند و یا روزنامه خوان‌های حرفه ای هر از گاهی روزنامه مطلوب‌شان یا نویسنده خاص‌شان را از دست می‌دادند؛ اما نام‌اش بیش از این محدوده نمی‌‌چرخید. حتی آن زمان که در ماجرای قتل زهرا کاظمی‌متهم اصلی شناخته شد، چنان در سایه امن قرار گرفت که حتی مورد کوچک‌ترین محدودیت و عتابی که بازتاب داشته باشد، قرار نگرفت.

مصونیت آهنین مرتضوی اما اندکی قبل مخدوش شد و نام‌اش بیش از پیش عیان شد. وقتی خبرهایی از بازداشتگاه‌های غیرقانونی و رفتارهای غیراخلاقی در خصوص بازداشتی‌های معترض به نتیجه انتخابات منتشر شد. کهریزک، جایی که جسد محسن روح الامینی از آن بیرون کشیده شد، در کنار نام مرتضوی قرار گرفت به عنوان سندی بر دستورات‌اش و اطلاع از وقایعی که در آنجا می‌گذشت به عنوان دادستان تهران، هر چند آن را در حوزه شهر ری و خارج از اختیارات خود دانست.

روح الامینی به واسطه شغل پدرش حداقل این شانس را داشت که نه خودش در دسته اراذل قرار بگیرد و نه خانواده‌اش در مقابل دوربین مجبور به بازی شوند. در مقابل، پدرش تاکید کرد که از خون فرزندش نمی‌گذرد هرچند برخلاف سایر قربانیان و خانواده‌هایشان، در ظاهر سکوت اختیار کرده است.

کهریزک، با تاخیری دو روزه در اجرای دستور رهبری، اما در نهایت تعطیل شد و مسوولان اعلام کردند که چند مقام قضایی و انتظامی ‌که در این پرونده نقش داشته‌اند، تحت پیگیرد قضایی قرار دارند؛ هر چند نام و عنوان‌شان به دلیل محرمانه بودن اعلام نمی‌شود.

در این میان دو نام از همه شاخص‌تر بود به عنوان عاملان حوادث کهریزک. سعید مرتضوی و احمدرضا رادان، جانشین فرمانده ناجا. اولی، بیشتر شانه خالی کرد از بار مسئولیت و حتی در موردی این بازداشتگاه را استاندارد دانست و دومی‌ هم سوال‌ها را در آن حد ندید که پاسخی دهد. در نهایت مجرمان با عنوان کلی «گروه‌های خودسر» اعلام شدند که بی‌نام و هویت بودند؛ اما از همان زمان کمیته‌ای که مجلس برای تحقیق و تفحص تشکیل داده بود، خط و نشان‌هایی به دادستان پیشین تهران نشان می‌داد و از او نام می‌برد.

پس از آن‌که مرتضوی، از زیر بار پذیرش مسئولیت حوادث شانه خالی کرد، علیرضا زاکانی، نماینده تهران که درخواست رسیدگی به تخلفات مرتضوی را مطرح کرده بود، اعلام کرد که شرح کامل آن را به رییس قوه قضاییه ارایه خواهد کرد، هرچند مرتضوی معتقد است که زاکانی با وی خصومت شخصی دارد. در کنار این موارد، کمیته تحقیق و بررسی مجلس که ریاست آن را پرویز سروری برعهده داشت، ادعاهای مرتضوی در مورد بی‌گناهی‌اش را مخدوش دانست و علاوه بر آن که با قطعیت اعلام کرد بازداشت‌های پس از انتخابات و اعزام آنها به بازداشتگاه کهریزک با هماهنگی دادستان تهران انجام شده بود، تاکید کرد که با متخلف در هر لباسی برخورد خواهد شد.

خواسته عمومی و مطالبه شاکیان خصوصی، معرفی و محاکمه کسانی است که در حوادث کهریزک دست داشته‌اند و یکی از اصلی‌ترین آنها، پدر محسن روح الامینی، رییس انیستیتو پاستور در دولت نهم است.

اکنون گزارش کمیته شورای امنیت ملی و مجلس آماده شده و به‌طور محرمانه نیز به مسئولان سپرده شده است. پرونده‌ای که محسنی اژه‌ای یکی از کسانی است که باید متهمان در مقابل وی بنشینند.

دفتر دادستانی کل، مکانی است که مرتضوی و رادان نه به سیاق سایر متهمان، که با شیوه‌ای محترمانه تا کنون دو بار به آنجا دعوت شده‌اند و با حضور محسنی اژه‌ای و اصغر جهانگیر، رییس حفاظت اطلاعات قوه قضاییه، مورد سوال و جواب قرار گرفته اند.

مرتضوی این بار کمی ‌نرم‌تر، خود را مجری دستورات اعلام کرده؛ اما رادان هم‌چنان روحیه انعطاف‌ناپذیر نظامی‌ خود را حفظ کرده و اتهامی ‌در خصوص بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک را نپذیرفته است. با این حال قاضی پرونده، قرار قضایی را که التزام اخلاقی به همکاری در ادامه روند تحقیق است، برای وی صادر کرده است.

براساس قرارهای قضایی، قرار التزام، قرار کفالت، قرار وثیقه و بازداشت موقت، به ترتیب شدت قرار دارند.

به نظر می‌رسد با توجه به خواسته عمومی‌ مبنی بر مجازات عاملان حوادث اخیر و خاموش نشدن شعله خشم آسیب‌دیدگان، حداقل برای آرام کردن جو عمومی‌ و بنا بر مصلحت، نیاز به برگزاری دادگاهی در کنار محاکمات سران اصلاح‌طلب به عنوان عاملان اغتشاشات وجود دارد تا حتی اگر به ظاهر هم که شده، عدالت برای همه یکسان باشد. با توجه به سوابق و اتهاماتی که مرتضوی در پرونده خود دارد، وی یکی از بهترین گزینه‌ها است.

قاضی‌ای که تا کنون روزنامه‌نگاران زیادی را تحت فشار قرار داده و محاکمات اخیر را نیز مدیریت کرده است، شاید این بار خود طعمه قرار بگیرد و به زیر تیغ کشیده شود.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.