12 بهمن 1390

روزنامه نگاری بحران

12 بهمن 1390

خبرنگاران ایران-بابک موحدی : حادثه همیشه اتاق می افتد چه سیل و زلزله چه سقوط هواپیما و حتی بحران های سیاسی. بحران زمانی پیش می آید که حادثه ای تعداد زیادی از مردم را درگیر خود می کند و احساسات ، عواطف و حتی کل زندگیشان را تحت تاثیر قرار می دهد .هر چند معمولا بیشتر روزنامه نگاران، خبرنگاری بحران را خبرنگاری از حوادث غیر مترقبه ی طبیعی چون سیل و زلزله و نهایتا سقوط هواپیما قلمداد می کنند .اما خبرنگاری بحران تنها این نیست و بحرانهای سیاسی واقتصادی و نحوه مواجهه روزنامه نگاران با آنها نیز جز روزنامه نگاری بحران محسوب می شود .در این گزارش ازنظر تعدادی از خبرنگاران که هر کدام برخی از این بحران ها را گزارش کرده اند استفاده شده است .

خبرنگاری بحران چیست؟

در حرفه روزنامه‌نگاري معناي "بحران" با معناي مرسوم اين واژه در بسياري از حرفه‌هاي ديگر متفاوت است. آنچه در روزنامه‌نگاري کار روزمره یک خبرنگار محسوب می شود، در بسياري از حرفه‌هاي ديگر بحران تلقي مي‌شود. روزنامه‌نگار هر روز با خبری غیر منتظره روبه‌رو است و خیلی فوری باید آن را پی گیری کند و برای کار در روزنامه اش آن را آماده کند .او باید خیلی سریع تصمیم بگیرد و بهترین راه را برای رسیدن به هدف انتخاب کند و بعد مطلبش را با متنی مناسب به دبیر سرویس و سردبیرش تحویل دهد .در همه مراحل او وقت اندکی دارد و باید تمام توان حرفه ای اش را به کار بگیرد تا مطلبش را به مسوولش به موقع و با بهترین کیفیت برساند شاید چنين وضعیتي در بسياري از حرفه‌ها بحران تلقی شود، اما براي روزنامه‌نگار روز کاری اش همین طور تعریف شده است. برای خبرنگار، بحران از زمان دیگری آغاز می شود زمانی که مثلا حادثه ای ناگهانی مانند سیل و زلزله در یکی از شهرهای کشورزندگی تعداد زیادی از مردم را تحت تاثر قرار می دهد و یا هواپیما ای سقوط می کند یا حادثه ای سیاسی بحران می آفریند . در چنین وضعیتی همه چیز در کشور به هم ریخته است هیچ نهاد و مسوولی پاسخگو نیست و رسیدن به محل حادثه نیز دشوارتر از همه اینها در انتظار خبرنگاری است که باید کارش را در این شرایط سریع تر از همیشه انجام دهد، اینجا به غیر از مسائل حرفه ای که خبرنگار باید به آن پای بند باشد، پای رقابتهای حرفه ای هم در میان است .

اگر روزنامه ای خبر مهمی را که همه رسانه ها از آن گزارشی دارند و کل کشور را تحت تاثیر قرار داده از دست بدهد حتما به لحاظ حرفه ای ضعف های اساسی دارد . بنابراین خبرنگار در این شرایط بحرانی بیش از هر زمان دیگری احساس مسوولیت می کند. استرس همراه همیشگی خبرنگار است و این فشارها در چنین زمانهایی بیشتر بر او وارد می شود او در همه سالهای کاریش می آموزد که چگونه با این فشارها در زمان های مهم کنار بیاید تا به کارش لطمه ای وارد نشود و از سویی دیگر شان و آبروی رسانه اش را نیز به خطر نیاندازد .به همین خاطر یکی از مسائل مهم در خبرنگاری بحران آموزش "تسلط بر خود" به خبرنگاران است . تعدادی از استادان روزنامه نگاری معتقدند که خبرنگار واقعی در این شرایط استعدادهایش را به نمایش می گذارد اینجاست که نشان می دهد تا چه میزان حرفه ای است و می تواند در بدترین شرایط کارش را انجام دهد و بر اعصابش مسلط بماند .

خبرنگاران هر حوزه ای در طول کارشان حتما با یکی از این بحران ها مواجه شده اند و خبرنگاران حوزه اجتماعی شاید بیشترین تجربه را در این باره دارند .

دستپاچگی و انتشار خبرهای ضد و نقیض

همین چند روز پیش در حوالی بوشهر هواپیمایی سقوط کرد . خیلی ها که این خبر را دنبال می کردند دست آخر نفهمیدند که واقعا چه اتفاقی رخ داده است و این حادثه چه تعداد قربانی داشته است. در زمان گزارشگری بحران دستپاچگی رسانه ها گاهی موجب انتشار خبرهای ضد و نقیض می شود .

دستپاچگي در ارسال اخبار اوليه در مواقع بحرانی ،منعكس كردن آمارهای ضد و نقيض و اطلاعات غلط یکی از مواردی است که معمولا در مواقع بحرانی مخاطب را گیج می کند در این مواقع مخاطبان رسانه ها می پرسند بالاخره حقیقت موضوع کدام است ؟

یک استاد روزنامه نگاری خونسردی خبرنگار و مسلط بودن به حرفه اش را در این زمان ها عامل مهمی در انتشار اخبار صحیح می داند .

او همچنین معتقد است که در شرایط بحرانی بهتر است خبرنگاران هر رسانه به صورت گروهی موضوع را دنبال کنند یعنی ستاد بحران در روزنامه تشکیل شود.چرا که همیشه کار گروهی در این مواقع به روزنامه نگاران اعتماد به نفس و خونسردی بیشتری می دهد و موجب می شود بهتر به نتیجه برسند .

یکی از خبرنگارانی که با او دراین باره صحبت کردم می گوید :« در مواقع بحران مسوولان چندان پاسخگو نیستند و یک نوع دستپاچگی در آنها هم دیده می شود همیشه رفتن به محل حادثه و دیدن حادثه از نزدیک و صحبت با خانواده ها ، بازماندگان و حتی مصدومان بهتر از روش های دیگر برای کسب اطلاعات است . گزارش از میدان در چنین مواقعی هزاران مرتبه بهتر از تلفن زدن به مسوولان است .من معتقدم در این شرایط نباید خیلی به رقابتهای حرفه ای فکر کرد و باید بیش از هر چیز به اخلاق حرفه ای پایبند بود و اطلاعات درست را به دست آورد و گزارش کرد .اگر خبرنگاری به هیچ اطلاعات صحیحی دست پیدا نمی کند چه بهتر که همین را به مخاطبش بگوید نه اینکه از خودش آمار و اطلاعات بسازد . برخی اوقات خبرنگارانی را در این مواقع دیده ام که برای عقب نماندن از بقیه رسانه ها دست به آمارسازی می زنند و یا به اطلاعاتی که خودشان می دانند چندان موثق نیست اتکا می کنند من در این مواقع به اخلاق بیش از هر چیز دیگری پای بند می مانم .»

اخلاق و وظایف انسانی یا فعالیت حرفه ای کدام مهمترند ؟

یکی از خبرنگارانی که با او گفتگو کردم درباره تجربه گزارش نویسی اش از زلزله بم برایمان می گوید زلزله ای شدید که چند سال پیش در شهر بم خرابی های زیادی به جا گذاشت و موجب کشته شدن تعدد زیادی از هموطنان مان شد .

او می گوید : «هیچ وقت آن روزهای دردناک را فراموش نمی کنم همه خبرنگارها می خواستند خیلی سریع خود را به بم برسانند اما آن موقع هیچ وسیله و هواپیمایی در دسترس نبود. همه خبرنگاران می داندد که درچنین شرایطی همه چیز چقدر آشفته است و تنها با هوشمندی و تلاش زیاد می توان به محل حادثه رسید . بنابراین من سوار بر یک هواپیمای باری که برای حادثه دیدگان کمک های اولیه می برد خود را به بم رساندم، اینکه چطور سوار هواپیما شدم و خود را به بم رساندم داستانی بسیار طولانی دارد ما ساعتها با مسوولان صحبت کردیم تا این اجازه را به ما دادند .»

او تعریف می کند در شرایطی به شهر زلزله زده بم رسیده که هنوز ماموران در تلاش بوده اند تا کسانی را که زیر آوار مانده بودند بیرون بیاورند .

« همه چیز غیر عادی و بحرانی بود فقط می توانم بگویم هیچ چیز سرجای خود نبود و من اول گیج و متحیر نمی دانستم باید چه کنم . در شهر بم واقعا کمبود نیرو وجود داشت و تنها چند ساعتی از زلزله می گذشت و نمی دانستم در آن شرایط باید چه بکنم آیا باید به همه جا بروم و دیده هایم را خیلی سریع برای روزنامه ام گزارش کنم یا به کمک حادثه دیدگان و امدادگرانی که خسته و درمانده بودند بشتابم می دانید بین رعایت اخلاق و مسوولیت حرفه ای ام مانده بودم .»

بالاخره این روزنامه نگار تصمیم می گیرد از ساعت 12 شب تا اذان صبح به امدادگران کمک کند و بعد از آن گزارشش را بنویسد و و با دشواری زیاد آن را برای روزنامه اش ارسال کند :« مجبور شدم تلفنی گزارش را بخوانم آن هم با چه شرایط دشواری .آن موقع اینترنت هم مثل حالا همه جا در دسترس نبود و در آن شرایط بحرانی دستگاه فاکس که به کنار تلفن هم به زور پیدا می شد بالاخره گزارش را تلفنی برای مسوولان روزنامه خواندم ، در حالی که اشک از چشمانم سرازیر بود. اما هنوز برایم این سوال باقی است که واقعا در آن زمان کمک من موثرتر بود یا گزارشم در شرایطی که خیلی از هموطنانم جلوی رویم جان می باختند واقعا من باید چه کار می کردم ؟»

استاد روزنامه نگاری که با او در این باره گفتگو کردم می گوید :« به هر حال روزنامه نگاری بحران اسمش روی خودش است و شرایط طبیعی ندارد من معتقدم در این شرایط خبرنگار حتی می تواند تا حدی از اصول بي‌طرفي در گزارش‌هاي خبري گذر کند و قواعد معنوي و اخلاقي را مهمتر بداند . اما این را هم تاکید می کنم که خبرنگار نباید تصور کند در این شرایط رهبری جامعه را برعهده دارد و یا می تواند همه شرایط را تحت کنترل خود بگیرد او انسانی است که باید در اندازه توانایی هایش از خود انتظار داشته باشد .»

به عقیده او نقش روزنامه‌نگار در چنين زمان هایی مدیریت بحران نیست، اما شکی نیست که در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری روزنامه نگار به مردم نزدیک می شود و عواطف و احساساتش تحت تاثیر قرار می گیرد.اما به هر حال روزنامه نگار هر گز نباید نقش اصلی اش را که آگاه کردن مردم است فراموش کند او چشم آگاه کننده مردم است و نباید هیچ وقت این را فراموش کند او باید به جای مردمی که از او دورند ببیند و گزارش کند.

انتخابات سال 88 و گزارش یک بحران بزرگ

وقتی با یکی دیگر از خبرنگارانی که سابقه کار در روزنامه های کشور را دارد و اکنون نیز در یک روزنامه داخل کشور کار می کند صحبت می کنم و موضوع گزارشم یعنی خبرنگاری بحران را برایش توضیح می دهم او از من می خواهد به جای پرداختن به تجربیاتش درباره گزارش سیل و زلزله و حتی آتش سوزی که او تجربه گزارش کردن هر یک از آنها را دارد، درباره ی بحرانی که خیلی از آن نگذشته یعنی انتخابات پرحاشیه ی سال 88 برایم صحبت کند، بحرانی که به نظر او بیش از هر سیل و زلزله ای مدتها دست کم بخش بزرگی از مردم را تحت تاثیر قرار داد.

او می گوید :« نمی دانم چه تعداد از همکارانم در داخل کشور در این دوره به وظایف حرفه ای شان عمل کردند من صحبت از دوستان روزنامه نگارم که به زندان رفتند نمی کنم بلکه از تعداد دیگری روزنامه نگار حرف می زنم که در این دوره تقریبا هیچ فعالیتی نداشتند .تعداد زیادی وظیفه حرفه ای شان را به دلیل ترس،محافظه کاری و شاید ندانستن اینکه چه باید بکنند انجام ندادند . هر چند منظورم این نیست که همه نسبت به این وقایع بی تفاوت ماندند چرا که می دانم در این شرایط هم تعدادی ولو اندک از همکارانم به حرفه شان وفادار ماندند .»

او درادامه صحبتهایش به تفاوت این چنین بحرانی یعنی حوادث بعد از انتخابات سال 88 با حوادث غیر مترقبه اشاره می کند :« می دانید در زمان سقوط هواپیما ، سیل و زلزله تا حدی مسوولان و دولت با شما همراهند و شما می توانید دست کم گزارشتان را با سانسور هم که شده در روزنامه ای به چاپ برسانید اما دربحران سیاسی بعد از انتخابات و خشونتهایی که در خیابان ها هر روزه رخ می داد من چطور به عنوان یک روزنامه نگار می توانستم به وظیفه حرفه ای ام عمل کنم و از سویی به زندان هم نیافتم . من کجا باید دیده ها و شنیده های میدانی ام را گزارش می کردم .در چنین شرایطی یا باید چشم بر وظیفه ی حرفه ای ام می بستم و تنها می دیدم و می گذشتم و یا اینکه فکری می کردم و این یعنی گزارش واقعی بحران .»

او با اشاره به اینکه حتی نمی داند راه هایی که او در این مواقع برای اطلاع رسانی از آنها استفاده کرده افشایش در اینجا تا چه حد درست است می گوید :« فکر می کنم باید تا حدی در این باره سخن بگوییم چون همکاران زیادی را می شناسم که دوست داشتند در این دوره بحران کاری بکنند و به وظیفه حرفه ای شان عمل کنند اما نمی دانستند چگونه باید وارد میدان عمل شوند.»

او نزدیک شدن خبرنگار به وظیفه شهروند -خبرنگاری که در عین حال مسائل حرفه اش را بسیار بهتر از یک شهروند عادی می شناسد ، استفاده از شبکه های اجتماعی ، استفاده از نام مستعار برای نوشتن گزارش در رسانه هایی که در این مواقع به کمک مردم می آیند و همچنین ایجاد وبلاگ با نام غیر واقعی را از راه های مفید اطلاع رسانی در این زمان ها برمی شمارد: «دراین مواقع نباید خیلی دنبال اسم و رسم و شهرت و بازخورد اخبار بود در این زمان ها باید متعهدانه خبر رسانی کرد از هر راهی که ممکن است .ما همه می دانیم که دولت با خبرنگارانی که در این زمینه فعالیت می کنند برخورد می کند پس خبرنگار باید با رعایت همه جوانب و بدون اینکه ردی از خود به جا بگذارد تنها صدایش را به هر جا که می تواند برساند.»

این روزنامه نگار بیش از این از گفتن راه هایی که در زمان بحرانهای سیاسی می توان از آنها برای رساندن صدای مردم به رسانه ها استفاده کرد خودداری کرد و گفت اگر همکارانم تنها به وظیفه حرفه ای شان پای بند باشند در زمان چنین بحرانهایی خیلی محاقظه کار و در عین حال به دنبال نام و آوازه و رقابتهای حرفه ای نباشند و همچنین پای بند به اخلاق باشند راه هایی را برای انتشار مطالب شان می یابند .راه هایی که الزاما به زندان رفتن شان هم منتهی نمی شود.

او همچنین از یک خبرنگار مصری مثال می زند و حرفهایش را با تاکید بر اینکه تفاوتهای بین دو کشور را خوب می شناسد اما شاید بیان این تجربیات برای ما مفید باشد این گونه به پایان می برد:«در شروع انقلاب مصرخبرنگاران جریان ساز رسانه ها و شهروند -خبرنگاران در دو جزیره متفاوت سیر می کردند اما در حین انقلاب این مرزبندی ها بین این دو گروه کم رنگ تر و کم رنگ تر شد.»

در این زمان یکی از روزنامه نگاران مصری که در یکی از روزنامه های مشهور این کشور فعالیت می کرد شهروند خبرنگاری شد که صفحه یوتیوب خود را در اینترنت ایجاد کرد. او در زمانی که بحران در کشورش آغاز شد اقدام به این کار کرد. او گزارشهایی که در روزنامه نمی توانست بنویسد این گونه و از طریق وبلاگش منتشر می کرد .

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.