11 بهمن 1390

صد مقاله ای که هر خبرنگاری باید بخواند/ چهارم

پشت صحنه؛ قابل چاپ یا غیرقابل چاپ؟

11 بهمن 1390

نوشته: دیوید دابلیو. دانلپ

ترجمه: سارا محسنی

خبرنگاران ایران: «صحنه»، بخشی از زندگی ماست که با بازی روی آن گاهی به طور طبیعی قسمتی از زندگی را نشان نمی‌دهیم یا حداقل سعی در منحرف کردن حواس‌ و توجه‌ها از قسمتی از آن (زندگی) برای معطوف کردن توجه‌ها به بخش دیگری از زندگی، می‌کنیم. آنچه در این صحنه رخ می‌دهد همیشه پشت‌صحنه‌هایی هم دارد که بنابر مصلحت یا به اقتضای زمان، مکان، شرایط اجتماعی و فرهنگی که در آن قرار می‌گیریم بازگو یا نمایش داده نمی‌شود.

سیاست‌های مربوط به انتشار اخبار و تصاویر خبری نیز درست شبیه بازی روی صحنه و نمایش آنچه پشت صحنه در جریان است، می‌ماند. بسیاری از رسانه‌ها بنا به اقتضای سیاست‌های دولتی حاکم بر نظارت عملکرد مطبوعات و رسانه‌ها خود را مجبور می‌کنند تا از انتشار بسیاری از اخبار و تصاویر سر باز بزنند. اما در میان هستند رسانه‌هایی که جسورانه همه قوانین را به نفع مخاطب و تنها به خاطر احترام به آزادی و صلح و بشردوستی زیر پا می‌گذارند.

«قابل چاپ یا غیرقابل چاپ» بودن یک خبر یا تصویر موضوعی است که هیچ گاه نمی‌توان حد و مرز مشخص و قطعی برای آن تعریف کرد. گواه این ادعا را می‌توان در بازتاب انتشار تصویر و اخباری که چندی پیش خبرگزاری آسوشیتدپرس از صحنه مرگ یک سرباز آمریکایی در افغانستان ایجاد کرد، جست. «مرد جوان مجروح و اندوهناک، افتاده بر زمین خشن و برهوت، با دهان نیمه باز و چشمان خیره به زندگی، ملتمسانه با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد....» چه کسی می‌تواند با این واژه‌ها از همه آنچه رخ داده است، مطلع شود؟ وحشت، ترس یا شوک؛ هر یک می‌تواند بخشی از احساساتی باشد که شاید مرد داستان ما در اولین لحظات از آخرین ساعات عمرش در احتضار تجربه کرده است. جراحت‌های دلخراش، دلتنگی برای خانه و خانواده، چشمانی که ناامید به آینده دوخته شده‌‌اند و «آینده» واژه‌ای که تا چند ثانیه دیگر مفهوم خود را از دست می‌دهد. ترکیب همه صحنه‌هایی است که بیش از هشت سال هر روز در نزاع میان سربازان آمریکایی در افغانستان و عراق و... رخ می‌دهد و تجربه می‌شود.

یک روز جمعه، آسوشیتدپرس عکسی را که توسط «جولی جاکوبسن» گرفته شده بود منتشر کرد. این عکس تا حدودی بسیاری از ناگفته ها را فاش می‌کرد. عکس تصویری از سرجوخه «جاشوا ام. برنارد» 21 ساله از ایالت پورتلند، میشگان را نشان می‌داد که هراس و ناامیدی در چشمانش موج می‌زد. در حالی که یکی از پاهایش قطع و در دام نیروهای طالبان افغانستان گرفتار شده بود. انتشار این عکس با سر و صداهای بسیاری همراه شد. تا جایی که پدر جاشوا از آسوشیتدپرس شکایت کرد و وزیر دفاع وقت آمریکا اقدام برای خواباندن غائله با خانوادی وی ابراز همدردی کرد.

نکته جالب توجه این بود که آسوشیتدپرس با هدف ایجاد زمینه مناسب برای انتشار این تصویر ناراحت‌کننده و تاثیرگذار، اقدام به انتشار مجموعه‌ای از عکس‌ها و تصاویری کرد که قبل و بعد از حمله و درگیری میان نیروهای ارتش آمریکا با طالبان افغانستان و انتحاریون عراقی را نشان می‌داد. همچنین یک سری مقالات و گزارش‌هایی در مورد حملات نیروهای طالبان و سربازان رژیم بعث به مردم بیگناه افغانستان و عراق منتشر کرد و پس از آن اقدام به انتشار مقاله‌ای در مورد سیاست‌ها و استراتژی‌های مربوط به چارچوب‌ و قوانین انتشار عکس در رسانه‌ کرد. پس از انتشار عکس سرجوخه برنارد، «سانتیاگو لیون» سردبیر بخش عکس خبرگزاری آسوشیتدپرس اظهار داشت: «آنچه در این عکس به تصویر کشیده شده بخشی از حقیقت بی‌پرده، روشن و بدون سانسور جنگ است که شاید در برخی موارد بسیار شخصی و حتی بی‌اندازه صریح باشد. اما نباید از این نکته غافل شد که هر کدام از ما حریم شخصی داریم که اسم، مشخصات، سرزمین مادری‌، ملیت و فرهنگمان در محدوده این حریم شخصی قرار می‌گیرد که در برخی موارد آن را با دیگران شریک و سهیم می‌شویم. از آنجایی که این حریم و محدودیت‌ها در مورد بسیاری از تصاویر و اخبار هم تعریف می‌شود، لذا انتشار آنها باید از فیلترهای متعددی رد شود.»

وی در ادامه اظهار داشت: «با این حال من فکر می‌کنم ثبت تصاویر واقعی و بدون سانسور جنگ به خودی خود آنقدر ضروری است و توجیه‌های منطقی دارد که نباید به دلایل شخصی از ضبط و انتشار آن صرف نظر کرد.»

لیون با اشاره به این که گروه نسبتا کوچکی از روزنامه‌نگاران هستند که می توانند واحدهای نظامی در عراق و افغانستان را همراهی ‌کنند، اظهار می‌کند: «تعداد کمی از سازمان‌های خبری هستند که قادرند خبرنگاران و عکاسانی را به این موقعیت‌های خاص (جنگ) اعزام کنند که علاوه بر داشتن دانش و مهارت کافی از مقررات نظامی نیز آگاه باشند، ضمن این که در بسیاری از موارد وزارت دفاع نیز باید تاییدیه صلاحیت حضور آنها را در بین نیروهای نظامی و صحنه‌های مختلف جنگ تایید کند. در نتیجه نباید حضور آنها را با توجه به سختی‌هایی که در سر راه آنها وجود دارد به خاطر چند خط قرمز که به راستی اهمیت ندارد، نادیده گرفت.» پس از انتشار عکس سرجوخه برنارد و انتشار گسترده خبر مرگ وی، باز هم این عکس‌های خانم جاکوبسن از مراسم تدفین وی بود که سبب به راه افتادن سر و صدا و جنجال‌های خبری بسیار شد. سیاست‌گذاران آسوشیتدپرس به خوبی می‌دانستند که عکس‌ها و تصاویری که از لحظه مرگ سرجوخه گرفته شده چقدر تاثیرگذار و تکان دهنده هستند و چه بازتاب‌هایی خواهند داشت.

این در حالی بود که پدر سرجوخه برنارد، گروهبان یکم سابق ارتش آمریکا، در گفت‌وگویی با آسوشیتدپرس ضمن ابراز ناراحتی از انتشار عکس‌هایی که از پسرش گرفته شده بود، گفت: «انتشار این تصاویر تنها و تنها سبب لکه دار شدن حیثیت و احترام پسرم شده است.»

به اعتقاد لیون لحن ناراحت و عصبانی پدر سرجوخه برنارد و ابراز عقیده وی در مورد بازتاب اخبار مرتبط با مرگ او نشان از این موضوع داشت که نباید آن عکس تحت هیچ شرایط منتشر می‌شده است، زیرا حریم و اعتبار و احترام وی را به عنوان یک سرباز شجاع ارتش آمریکا لکه دار کرده است. اما سوال این است که آیا آگاه کردن اذهان عمومی از حقیقت جنگ به هر قیمتی درست است؟ آیا به راستی رسانه‌ها نباید تنها به این دلیل که چشمان سربازی از نزدیک شدن به لحظه مرگ موجی از هراس، دلتنگی، غم و... را منعکس کرده است، از انتشار چنین صحنه‌ای که بخشی از حقیقت میدان جنگ به شمار می‌آید ممانعت کنند؟ به راستی افتخار و احترامی که پدر سرجوخه برنارد از آن سخن می‌گوید، آنقدر می‌ارزد که باید به خاطر حفظ آن حقیقت را پنهان کرد؟

جالب‌ترین بخش این داستان وقتی است که وزیر دفاع آمریکا و پنتاگون هم وارد گود می‌شوند و سردبیران و سیاست‌گذاران خبری آسوشیتدپرس را به دلیل انتشار برخی از عکس‌ها و گزارش‌های مربوط به جنگ عراق و افغانستان مورد مواخذه قرار می‌دهند! آنها حتی صراحتا از اینکه خبرها و عکس‌ها سبب شده بود تا خانواده سربازها از وضعیت روحی فرزندانشان که در میدان جنگ به سر می‌بردند، ابزار ناراحتی و نگرانی کنند شاکی بودند و آسوشیتدپرس را متهم به آشفته کردن آرامش روحی خانواده‌های آمریکایی کردند. پس از این پیامدها، آسوشیتدپرس که همواره عکس‌ها و گزارش‌های خبری خود را از میدان‌های جنگ با دست و دلبازی تمام در اختیار سایر رسانه‌ها به ویژه روزنامه‌ها قرار می‌داد، اقدام به بازنگری در استراتژی‌های انتشار اخبار و تصاویر خود در این بخش خبری (جنگ) کرد.

«جان دنیس‌زوئوسکی»، سردبیر ارشد آسوشیتدپرس می‌گوید: «ما معتقدیم که ارزش یک عکس واقعی خبری به چیزهایی است که در آن نهفته است و با زبان بی‌زبانی فریاد می‌کشد. عکس خبری جنگی واقعی، عکسی است که توامان بی‌رحمی جنگ و فداکاری و جانبازی انسان‌ها را به تصویر کشیده باشد، حتی اگر همه سازمان‌ها و قوانین رسانه‌ای با انتشار آن موافق نباشند.»

پس از اظهارنظر جان دنیس‌زوئوسکی، مدیریت وب‌سایت «پورتلند پرس هرالد»، نوشت: «با این که وظیفه رسانه‌ای ما ایجاب می‌کند تا حقایق را منتشر کنیم، اما بر این باوریم ، با توجه به این که چنین تصاویری چندان مورد پسند نیستند، در نتیجه نباید در انتشار آنها هم دست و دلبازی به خرج داد و این چنین افکار عمومی را متاثر کرد.»

اظهار نظرهای متعدد و موضع‌گیری‌های تند وزارت دفاع و برخی از خانواده‌های سربازان آمریکایی سبب شد تا آسوشیتدپرس در تصمیم‌گیری‌های خود درمورد سیاست‌های رسانه‌ای انتشار عکس بازنگری کند تا جایی که جاکوبسن در مصاحبه‌ای با وب‌سایت واشنگتن‌پست، تنها به بیان این جمله اکتفا کرد که: «تصمیم گرفته شده است از این به بعد چنین تصاویری در روزنامه‌ها چاپ نشود!»

با این حال روزنامه سنت‌پترزبورگ تایمز، همان عکس را در وب سایت خود منتشر کرد و کامرشیال اپیل (Commercial Appeal) نیز با روایت جاکوبسن مجموعه تصاویری از جنگ را به چاپ رساند که عکس مربوط به سرجوخه برنارد نیز در آن قرار داشت.

هر یک از این رسانه‌ها و ده‌ها رسانه دیگر که هر کدام به نوعی اقدام به چاپ و انتشار تصاویر و اخبار مربوط به حضور سربازان آمریکایی در عراق و افغانستان کرده بودند، هدف خود را از به راه انداختن این همه قیل و قال‌ و سر و صدا وظیفه تاثیرگذاری رسانه بر سیاست‌های دولت در مورد حضور نیروهای آمریکایی در عراق و به ویژه افغانستان عنوان می‌کردند. آنها بر این اعتقاد بودند که باید با انتشار چنین تصاویری که با وجود تلخی بیان کننده حقیقت بودند، مردم و دولت را متوجه بهای گزاف و جبران ناپذیری که جنگ بر هر جامعه‌ای تحمیل می‌کند، کرد.

در حقیقت آسوشیتدپرس با علم به همین موضوع تصمیم گرفته بود تا عکس سرجوخه برنارد جوان را منتشر کند. سیاست‌گذاران و سردبیران بخش‌های مختلف آسوشیتدپرس در یک تصمیم‌گیری جمعی و پس از بحث‌های طولانی سرانجام به این نتیجه رسیده‌ بودند که این عکس برای آگاهی جامعه از آنچه در میدان‌های جنگ در حال رخ دادن است، باید منتشر شود. اگرچه همه آنها به خوبی می‌توانستند احساس خانواده سربازان را از دیدن ترس و واهمه‌‌ای که در لحظه مرگ در چشمان فرزندان فداکارشان موج می‌زند، درک کنند و در عین حال به هیچ وجه حاضر به لکه‌دار شدن‌ احترام و حیثیت سربازان وطن نبودند.

اقدام شجاعانه آسوشیتدپرس سبب شده بود تا موج جدید از اخبار و گزارش‌ها در مورد جنگ عراق و افغانستان در دنیای رسانه ای آمریکا به راه بیافتد. همین موج نیز دولت را مجبود کرد تا در استراتژی‌های جنگی خود تجدید نظر کند و بنا به خواست مردم در مورد شرایط ادامه حضور نظامی در این دو کشور تصمیمات جدیدی اتخاذ کند. با این حال همین موضوع نیز موجب سخت‌تر شدن شرایط حضور خبرنگاران و عکاسان مطبوعاتی در کنار سربازان آمریکایی شد. این دشواری اما سبب شد تا خبرنگاران و عکاسان بیشتری برای انعکاس بخش‌های تازه‌تری از حقیقت و آنچه به اصطلاح پشت صحنه رخ می‌دهد تلاش کنند. این روزها تعداد بیشتری از خبرنگاران حضور در صحنه‌های پر تلاطم و به اصطلاح سرشار از خطر را به نشستن در یک تریا و نوشتن در مورد یک سوژه معمولییا حتی جذاب و پر مخاطب، می‌پسندند. آنها جسورانه در تلاشند تا با انتشار همه حقیقت حق تفکر، انتخاب و تصمیم‌گیری و قضاوت در مورد رویدادهای مختلف را به مخاطب واگذار کنند و به جای آنها تصمیم نگیرند.

==

منبع: نیویورک تایمز

http://lens.blogs.nytimes.com/2009/...

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.