مهدی جامی: در اینکه حوزه ژورنالیسم باید متمایز از اکتیویسم سیاسی و اجتماعی باشد، من تردیدی ندارم. اما اینکه این دو حوزه به هم آمیخته شده و میشود یکی به این دلیل ژرفساختی است که بنا به آن عادت ذهنی داوری و رفتار میکنیم که بدان آلوده شدهایم، یعنی گم کردن تعریفها و تبیین نقشها؛ پیامد زندگی در جامعهای که در این سی ساله بسیاری از مفاهیم در آن شناور شده و از تعریف خود بیرون شدهاند. دلیل روساختیاش هم به نقشی که روزنامهنگاری در جامعه ما پیدا کرده برمیگردد. نقشی که در بیشتر جاها با روزنامهنگاری به معنای یک حرفه مستقل همخوانی ندارد. بنابرین بهتر است اول از خود بپرسیم اکتیویسم چیست؟ بعد از آنکه تصوری از اکتیویسم به دست آوردیم راحتتر تصدیق خواهیم کرد که از ژورنالیسم فاصله دارد.
مصائب روزنامه نگاران عراقی
22 آبان 1388کیا روشن
چند مرد مسلح به دنبالاش هستند. خود را به سرعت به پنجرۀ اتاقاش میرساند و به بیرون میپرد. استخوانهایش شکسته شده اند ولی خوشحال است. خوشحال از اینکه نمرده و هنوز نفس میکشد.
این شرح حال «نغم ابوزهره» خبرنگار یکی از کانالهای تلویزیونی عراقی است که بخت و اقبال با او یار بود تا همانند صدها خبرنگار و روزنامهنگار دیگری که کشته شدهاند، نمیرد.
بعد از فروپاشی نظام بعث به رهبری صدام حسین در سال ۲۰۰۳ میلادی، روزنامهنگاران و خبرنگاران عراقی گمان میکردند که پس از سالها میتوانند بدون هیچ دغدغهای در کشوری آزاد فعالیت کنند، غافل از اینکه سرنوشت پرفراز و نشیب و خطرناک دیگری در انتظارشان است.
تهدید، قتل و آدمربایی توسط گروههای مسلح، مهمترین چالش پیشروی روزنامهنگاران و خبرنگاران در عراق است. بنا به گزارش الجزیره، حداقل ۳۰۰ روزنامهنگار و خبرنگار عراقی در ۵ سال اول بعد از فروپاشی نظام بعث کشته شدند. این در حالی است که بر اساس آمار فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران، تعداد روزنامهنگاران کشته شده قبل از سال ۲۰۰۳ و در زمان حکومت صدام ۲۷۰ نفر بوده است. به دلیل آنچه «نامشخص بودن هویت قاتلان» عنوان شده، تحقیقی در این مورد توسط مقامات امنیتی و قضایی صورت نمیگیرد.
پیشتر، سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارشی عنوان کرده بود که روزنامهنگاران از گروههای مسلحی که آنها را هدف قرار میدهند واهمه دارند و این در حالی است که دولت هیچ راهکاری برای پایان دادن به این وضعیت ارائه نکرده است.
کمال عبدالکریم، یکی از روزنامهنگاران عراقی در مصاحبهاش با الجزیره میگوید: «بحثهای زیادی بین پارلمان، دولت و انجمن صنفی روزنامهنگاران عراقی در مورد تصویت قانونی برای حمایت از روزنامهنگاران و تضمین امنیت جانیشان صورت گرفته که بیثمر بوده است. همه وعدۀ بیجا میدهند در حالی که هر روز بر تعداد روزنامهنگاران کشته شده در این کشور افزوده میشود.»
سازمان گزارشگران بدون مرز به وضعیت روزنامهنگارانی که مجبور به ترک وطن هستند نیز اشاره میکند و میگوید نجات آنها از جهنم عراق به معنای پایان مشکلات آنها نیست. بیکاری مشکلی است که روزنامهنگاران عراقی هنگام خروج از کشور با آن مواجه میشوند.
البته کم نیستند روزنامهنگارانی که حاضرند برای حفظ جانشان بیکار بمانند ولی کشورشان را ترک نکنند. منذر الحاج علی، روزنامهنگار برجستۀ عراقی که خانهنشینی را به ادامه فعالیت در این شرایط مرگبار ترجیح داده در گفتوگو با الجزیره میگوید: «هنگام خروج از منزل لباس روستاییان را بر تن میکنم تا شناخته نشوم.»
البته غیرحرفهای بودن رسانههای عراقی مشکل دیگری است که اعتراض بسیاری از روزنامهنگاران و خبرنگاران برجسته این کشور را برانگیخته است.
علی محمود، دیگر روزنامهنگار عراقی در مصاحبه با روزنامۀ الشرقالاوسط میگوید: «دورۀ جدید تمام موانعی که راه فعالیت حرفهای روزنامهنگاران عراقی را سد کرده بود، از میان برد، اما از سوی دیگر بستر ایجاد هرج و مرج بزرگ رسانهای درعراق را فراهم کرد. این هرج و مرج باعث انتشار دهها روزنامه توسط کسانی شد که هیچ شناختی از کار خبری ندارند. این ننگی بزرگ در تاریخ روزنامهنگاری عراق است.»
محمود میگوید: «در سالهای اخیر، عراق از نظر تعداد رسانهها رتبۀ اول را در بین کشورهای عربی به خود اختصاص داده، اما به دلیل فقدان ضوابط مشخص، از نظر کیفیت در رتبههای آخر به سر میبرد.»
از طرفی دیگر رهبران سیاسی عراق افتخار میکنند که رسانهها آزادانه فعالیت میکنند. جلال طالبانی رئیسجمهور عراق در پنجمین سالگرد سقوط نظام بعث در سخنانی که از شبکۀ العراقیه (شبکۀ دولتی عراق) پخش میشد گفت: «تمام درها به روی مطبوعات آزاد باز شده است. صدها روزنامه منشتر و دهها کانال تلویزیونی و رادیویی تاسیس شده که خبر از پایان دورهای میدهد که یک نظریۀ معین به اجبار تحمیل شده بود.»
با این همه، کشور عراق بنا به گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز یکی از خطرناکترین کشورها برای روزنامهنگاران است و این تنها عشق به کار است که باعث میشود خبرنگاران و روزنامهنگاران عراقی با تمام مشکلات، موانع و چالشهایی که با آن روبرو هستند کنار بیایند تا حقیقت را زنده نگاه دارند.
سخن اول
-
ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی
1 دی 1388 -
جنبش برای دانستن و وظیفه خبرنگاران
18 آذر 1388رضا معینی: در همه کودتاها به هر شکلی که باشند محدود کردن دسترسی به «دانستن» امری «طبیعی» است. در همه کودتاها مراکز اطلاعرسانی و به اصطلاح «وسایل ارتباط جمعی» همچون رادیو، تلویزیون و روزنامهها تسخیر میشوند و تحت کنترل نظامیان قرار میگیرند، روزنامهنگاران بازداشت و از حق انجام وظایف خود محروم میشوند. در ایران نیز همین امر پیش رفته است. با این مشخصه میتوان جنبش امروز مردم ایران را، جنبشی برای دستیابی به «حق دانستن» تعریف کرد. مسئله اصلی این جنبش هم همین است: دستیابی به حق دانستن. اینگونه است که از یک سو تلاش برای مطلع کردن و مطلع شدن و از سوی دیگر جنون به بند کشیدن خبر و خبرنگار و بیخبری برای همگان - به هر قیمتی- در برابر هم صف کشیدهاند.





