7 بهمن 1390

یادداشت نیکی محجوب به یاد پدر

محمود محجوب؛ قلم زدن حرفه اش بود

7 بهمن 1390

خبرنگاران ایران -نیکی محجوب*: از آخرین داستان هایش رویای برکه ی نقره ای بود. رویایی پر از امید به زندگی که در اوج دردهای بیماری نوشته بود. قلم زدن حرفه ی اصلی اش بود. که با استخدام در خبرگزاری پارس شروع شد همان موقع وقتی با ذوق و شوق به جلال آل احمد که از خویشاوندان بود، خبررا داد، پاسخ شنیده بود که "کار قحط بود می خواهی نان دولت را بخوری.." توی ذوقش خورده بود اما هیچوقت نون دولت خور نشد.

مدرسه دارالفنون برایش پر از خاطره بود و سوت و کور بودن این مکان که هر از گاهی به آن سر میزد مایه عذاب. اما همواره از درگیری های دهه 30 وکتک خوردنشان می گفت که مجبور بودند هنگام خروج از مدرسه گروهی نوجوان از میان صف باطوم ها رد بشوند و همین تجربه سبب شد که بگوید سیاست پدر و مادر ندارد مراقب باشید به دامش نیفتید.

و میدان ارگ و بازار پر بود از خاطرات کودکی و نوجوانی و بعدها هم محل کارش در خبرگزاری. دوره سربازی اش مصادف شد با دوره اول سپاه دانش و گزارش هایش از کمبودهای مردمان محلی که در نزدیکی آبعلی سکنی داشتند و چاپ آن در نشریه سپاه دانش و پیش از آن هم روزنامه های دیواری دوره دبیرستان نوشته های او را در خود داشت.

روزی که برای مصاحبه استخدام به خبرگزاری رفته بود مسئول وقت از او پرسید: می خواهم بدانم از بد حادثه اینجایی تا یک حقوق ماهانه کارمندی بگیری و وقت بگذرانی..."

و پدرم با اینکه دلش گرفته بود گفت: بدحادثه اش درست، همه ما که در این سرزمین بزرگ و غنی به یک کاری مشغول شده و می شویم از بد حادثه است نه تخصص های مورد نیاز روز. بگذریم که عده ای نازپرورده با تکیه به سابقه تاریخی این مملکت از همان دوران طفولیت تکلیف کار و معاش شان تعیین شده اما باید بگویم که از روی بیکاری نبود دو پیشنهاد دیگر داشتم که مرا راضی نمی کرد. کار خبر چیز دیگری است. دنیای خبر بسته و محدود نیست، گر چه سانسور هست و ناراحت کننده اما خبرنگار در همه دنیا خبرنگار است و سلاح خبر برنده تر از هر سلاحی است و گزارش هایش به رغم سانسور تاریخ ساز می شود و می ماند.

و همان شد که باید می شد. وارد عرصه خبر شد و خیلی زود پله ها را طی کرد جسور بود و پیگیر. خستگی برخلاف این چند سال اخیر برایش معنا نداشت.

همواره چند شیفت کار می کرد این علاوه بر مطالبی بود که بیشتر بی نام خودش در مطبوعات می نوشت. مدت ها صبح ها در اداره مطبوعات خارجی وزارت اطلاعات و جهانگردی (فرهنگ و ارشاد اسلامی) بود و از ساعت 2تا 8شب در سمت مسئول میز مدیریت خبر خبرگزاری پارس و از همان جا هفته ای سه شب به عنوان سردبیر خبر نیمه شب راهی رادیو می شد. تعریف میکرد که در روزهای انقلاب یک شب که گوینده به موقع به رادیو نرسیده بود گویندگی خبر را برعهده گرفت.

هنوز همکاران سابقش در خبرگزاری به یاد دارند که بدون تکلف روزنامه ای پهن می کرد و گوشه ای از اتاق خبر به نماز می ایستاد، ولی باورش برای خودش بود بی هیچ ادعا و اجباری به دیگران و هرگز نخواست دین و دنیایش را معامله کند. حتی زمانی که نماینده کارکنان خبرگزاری در انجمن اسلامی شد.

آن موقع که امکانات جدید انتقال خبر وجود نداشت و تلکس خبرگزاری حرف اول را می زد، برای اینکه منبع خبر، خبرگزاری پارس باشد از جان مایه می گذاشتند. تند نویسی و دقت در شنیدن و گوش تیز و حافظه ی خوب ویژگی خبرنگارها بود. همین بود که پدر چیزی را از قلم نمی انداخت. گوش تیزو حافظه اش زبان زد بود و به واسطه تند نویسی اش خطی، که فقط مادر می توانست آن را راحت بخواند.

با مادر (عذرا دژم تباه) هم در همان خبرگزاری آشنا شدند و خبرگزاری خانه دومشان شد. و مادر خاطره ها دارد از این شریک زندگی، همکار، رییس و دوست 42 ساله اش. می گوید کار برایش در اولویت بود. تا جایی که برای تولد اولین فرزندشان هم نتوانست در بیمارستان حضوریابد چون آن شب کشیک خبرگزاری بود. این تنها خاطره اش نبود. مادر از سخت گیری هایش در کار گلایه ها داشت و یاد می کرد از روزهای قبل از پیروزی انقلاب که پس از 10ساعت ماندن در پشت درهای هیات دولت وقتی به خانه رسید تا خبر را تلفنی بخواند پدر این اجازه را به او نداد و او مجبور شد باردیگر راهی شود تا شخصا در خبرگزاری خبر را بنویسد و به میز مدیریت خبر بدهد... هر چند با یاد آوری این گلایه پدر ابرو در هم می کشید و آهی از سر حسرت ولی باز هم تاکید داشت که کارش درست و حرفه ای بود.

پدر همواره خاطره ها داشت از دوران کاری و به ویژه در روزهای پیش و پس از انقلاب و اولین نشست اوپک بعداز انقلاب در الجزایر و سفرش به الجزیره و فرانسه...

در دوران انقلاب هم در خبرگزاری و رادیو بود و در دوران جنگ هم.

سردبیر خبر نیمه شب رادیو. خیابان های ناامن تهران و تنهایی خانواده در خانه باعث نشد از کار بزند. بعداز انقلاب هم با آموزش به جوانانی که تازه وارد کار خبر شده بودند دین خود را ادا کرد. اما فضای آن روز و رفتار نا به جا با همکارانش در خبرگزاری توان و تحمل فضا را سخت کرد و به درخواست خودش بازنشسته شد اما تا سال 62 فعالیتش در رادیو ادامه یافت.

و بعد از آن آوارگی اهل قلم چون همیشه از این نشریه به ان نشریه در بخش های مختلف تحریریه و بازرگانی. و روابط عمومی بنیاد مستضعفان و جانبازان و شهرداری و....

و تا آخرین فعالیتش قبل از بیماری که مشاور مطبوعاتی معاون وزیر راه و ترابری در شرکت ساخت و توسعه زیربناهای کشور فعال بود و تا همین اواخر هم هرگاه بیماری و درد امانش می داد قلم به دست می گرفت و می نوشت و طرح های جدیدی نیز داشت برای بیمه بازنشستگان و بولتن های خبری.....

محمود محجوب، پدر، دوست، همکاری حرفه ای بود و به خاطر باورهایش در هر کدام از این مسئولیت ها تمام و کمال بود. یادش گرامی

==

*خبرنگار بخش فارسي و آنلاين بی بی سی

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.