1 بهمن 1390

رسانه های آزاد نیاز دنیای امروز

از جارچی گری تا رسانه های فرمایشی و مسلکی

1 بهمن 1390

خبرنگاران ایران -سعید رازی دوست :جارچیان را به عنوان ناقلان پیام، می توان در ردیف نخستین فعالان رسانه ای جهان قرار داد. در روزگار کهن آنها بر طبل می کوفتند و در کوی و برزن پیام حاکمان را به گوش مردم می رساندند. جارچی، رسانه ای است «میان فردی» که پیش از اختراع دستگاه چاپ و انتشار روزنامه های اولیه، مهم ترین منبع خبررسانی به حساب می آید. جارچیان علاوه بر انتقال فرمان ها و پیام های حاکم، خبرهای خاص آن دوران، مثل خبرهای مربوط به حمله دشمن یا مرگ یک شخصیت مهم را نیز به اطلاع مردم می رساندند. نقش جارچی در فرایند اطلاع رسانی، با نقش فعالان رسانه ای در دوران مدرن تفاوت بنیادین دارد. جارچی را در عصر ما، می شود با رسانه برابر گرفت. در واقع از منظر امروز جارچی کسی نیست جز یک رسانه زنده. جارچی در مقام عمل فاقد اراده انسانی است. نسبت جارچی با پیام در عصر کهن شبیه نسبت دستگاه چاپ یا فرستنده تلویزیونی است با پیام در عصر نو.

جارچیان جایگاهی جز بدنه قدرت نداشتند و همواره همچون قراولان و شحنگان در خدمت حاکمان بودند. جارچی نقشی در تولید پیام ندارد و موظف است طبق دستور، پیام را بی کم و کاست به اطلاع مردم برساند. از طرف دیگر در حکمرانی های جابرانه می توان جارچیان را بخشی از نظام سرکوب در نظر گرفت.

تولید اولین خبرنامه های دیواری در اروپا، در قرن چهارده و پانزده، سرآغاز پایان دوران فعالیت جارچیان است. خبرنامه های کاغذی که روی دیوار نصب می شدند، اندک اندک جای جارچی ها را گرفتند، اما کارکردی جز کارکرد جارچیان نداشتند. اختراع ماشین چاپ در قرن پانزده، افزایش خبرنامه های کاغذی را در پی داشت و سرانجام در دهه های نخست قرن هفدهم اولین روزنامه های منظم چاپی جهان در اروپا انتشار یافت.

هرچند انتشار روزنامه منظم در هر سرزمین، پایان عمر جارچیان را رقم می زد، روزنامه های اولیه نیز همان نقش جارچی را ایفا می کردند. روزنامه های اولیه را «روزنامه های فرمایشی» می نامند و مطالب منتشر شده در این روزنامه ها چیزی نیست جز آنچه حاکمان طلب می کنند. تامین مقاصد حاکمیت و فقدان اراده در برابر قدرت، صفت رسانه های کاغذی جدیدی بود که با آمدن شان رسانه های انسانی قدیمی را به حافظه تاریخ سپردند.

پس از روزنامه های فرمایشی، اندک اندک ایده های مخالف سربرآورد و اندیشه های متفاوت، انحصار انتشار نشریه را از دست دولت ها خارج کرد. نخستین نشریه های غیر فرمایشی، «نشریه های مسلکی» بود. در نشریه های مسلکی نیز می شود روحیه جارچیانه را دید. این نشریه ها بازتاب ایده ها، نگرش ها و آرمان های مسلک های خاص بودند. هر نشریه مسکلی همانند جارچی ای است که عقاید آن مسلک را فریاد می زند. سلطه مطلق یک عقیده بر نشریه، خصیصه اصلی نشریه های مسلکی است. هم در خبرنامه های دیواری اولیه، هم در روزنامه های فرمایشی و هم در نشریه های مسلکی، روحیه جارچی گری را می توان مشاهده کرد. همچنان که جارچی فاقد اندیشه آزاد و قدرت تصمیم گیری بود، نشریه های فرمایشی و مسلکی نیز یا گوش به فرمان حاکمیت بودند یا بلندگویی برای اندیشه های خاص و حزبی. اینها را می توان رسانه های بی اراده، اعتقادی و ایدئولوژیک نامید.

اگر روزنامه های فرمایشی تحت سیطره حاکمیت قرار داشت، روزنامه های مسلکی نیز تحت سیطره ایدئولوژی بود. اگر روزنامه های فرمایشی را جارچی حاکمیت و روزنامه های مسلکی را جارچی ایدئولوژی ها بنامیم، به بیراه نرفته ایم. نبود حق انتخاب در گزینش و انتشار اخبار، تبلیغی بودن خبرها و تامین علنی و صریح منافع طیف های خاص ویژگی مشترک جارچیان، روزنامه های فرمایشی و نشریه های مسکلی است.

اگر حق انتخاب، آزادی، بی طرفی و نداشتن تعصب را جزء فضائل اطلاع رسانی مستقل در نظر بگیریم، جارچی و مشابه های مادی آن فاقد چنان فضیلت هایی است. روزنامه نگار فعال در روزنامه فرمایشی حتی اگر نگرش فردی متفاوتی نیز داشته باشد، در حیطه تنگ تعریف شده توسط مدیران رسانه کار کرده و چیزی جز آنچه حاکمیت می خواهد نمی نویسد. روزنامه نگار مسلکی نیز اسیر کلیات اعتقادی ای است که او را از نگرش مستقل و انتقادی بازمی دارد. روزنامه نگار مسلکی گوش به فرمان آموزگاران ایدئولوژیک خود است.

سرانجام در نیمه دوم قرن نوزدهم روزنامه های مستقل سر برآوردند. این روزنامه ها دیگر کارکرد جارچی را ایفا نمی کنند؛ زیرا دیدگاه های متفاوت را در آنها می شود دید و اخبار جریان های گوناگون فکری و سیاسی در آنها می توان خواند. روزنامه های نو سعی در بی طرفی دارند یا گرایش فکری خاص مدیران شان را به شکلی حساب شده و غیر محسوس تبلیغ می کنند. در روزنامه های آزاد و مستقل، خبرنگار یا روزنامه نویس قادر به انتشار تفکرات خود است و همانند قطعه ای بی اراده در دستگاه حاکمیت عمل نمی کند. در این نشریه ها آنچه به چاپ می رسد، الزاما دیدگاه مورد تایید مدیران جریده نیست؛ در حالیکه در نشریه های فرمایشی و مسلکی، هر آنچه چاپ می شود، بایستی دیدگاه مدیران بالادست باشد. روزنامه های نو، پایان عصر جارچیان را رقم زدند. جارچی بودن فضیلتی فکری یا عملی هنرورزانه نیست. جارچی مطیع اوامر است و آنچه می گوید چیزی جز خواست قدرت نیست. روزنامه های فرمایشی و مسلکی جارچیان کاغذی ای هستند که امتداد جارچیان کهن محسوب می شوند. فضیلت روزنامه های نو به آزادی ای است که روزنامه نگاران فعال در آنها از آن برخوردارند. جمله معرفی که اکنون دیگر نشریه ها لزومی به تکرار آن احساس نمی کنند، نشانگر ماهیت روزنامه های جدید به شمار می آید: «مطالب منتشر شده الزاما دیدگاه نشریه نیست.»

همزمان با انتشار روزنامه های تجاری در غرب، روزنامه های فرمایشی در ایران به دنیا آمدند. این روزنامه ها با هدف اطلاع رسانی درباره برخی امور مملکتی منتشر می شد و در آنها هرگز مطلبی خلاف خواسته دربار به چاپ نمی رسید. مطالب انتقادی جایگاهی در نشریه های فرمایشی ندارد. پس از چندی، با آغاز انقلاب مشروطه نشریه های مسلکی در ایران به چاپ رسید که در آنها نیز اندیشه های خلاف آن مسلک، محلی از اعراب نداشت. بعدتر نشریه های منتشر شده توسط حزب توده هم به تاریخ مطبوعات فارسی افزوده شد که به تمامی نماد تعصب حزبی شمرده می شدند. طلیعه روزنامه های عصر نو در ایران را می توان روزنامه اطلاعات دانست.

نیاز امروز جهان رسانه های آزاد است، نه رسانه های فرمایشی و مسلکی. اگرچه امروز نیز روزنامه های فرمایشی و مسلکی را در ایران می توان شناسایی کرد، اقبال عمومی به روزنامه هایی است که با فراتر رفتن از خصیصه جارچی گری، استقلال حرفه ای خود را به جامعه نشان داده و با انتشار دیدگاه های متفاوت و خبررسانی آزاد، در قضاوت مخاطبان نمره قبولی گرفته اند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.