18 دی 1390

صد مقاله ای که هر خبرنگاری باید بخواند/دوم

روایت یک داستان قدیمی؛ پول در ازای خبر؟

18 دی 1390

نوشته: جرمی دابلیو. پیترز گزارشگر بخش رسانه روزنامه نیویورک تایمز

ترجمه : سارا محسنی

خبرنگاران ایران: شیوه و راه دست یابی به یک منبع خبری ارزشمند همواره یکی از موارد و مسائلی است که در دنیای اخلاق رسانه، مورد بحث است. بسیاری متعقدند که هدف، وسیله را توجیه می‌کند پس برای رسیدن به منبع خبر یا دست یابی به سوژه منحصر به فرد باید از هر راهی که ممکن است وارد شد حتی اگر این راه چندان هم حرفه‌ای یا اخلاقی نباشد. یکی از موضوعاتی که سالیان سال است در دنیای رسانه بر سر آن بحث می‌شود، پرداخت پول از سوی صاحبان رسانه یا خبرنگاران به افراد برای رسیدن به یک سوژه خبری خاص به طور انحصاری یا در سریع‌ترین زمان ممکن است.

این اقدام چیز تازه و نویی نیست. در آوریل سال 1912 میلادی، اپراتور سیستم ارتباطات بی‌سیم کشتی تایتانیک به خاطر بازگویی خاطراتش به عنوان یکی از بازمانده‌های این کشتی تاریخی پول هنگفتی از سوی رسانه‌ای که امتیاز چاپ انحصاری خاطرات وی را در اختیار گرفته‌ بود، دریافت کرد. این اقدام تعجب بسیاری از اهالی مطبوعات را برانگیخت؛ به خصوص که صاحب داستان «عروسی هارولد» به خاطر چاپ داستان زندگی شخصی‌اش در یک مجله بالغ بر هزار دلار دریافت کرد که چندین برابر حقوق سالیانه وی بود.

اگرچه بسیاری از روزنامه‌نگاران زردنویس از این رویدادها متعجب شده بودند؛ اما واقعیت این بود که چنین معاملاتی برای روزنامه‌ای با اعتبار و جایگاه «نیویورک تایمز» به هیچ وجه غیرمنتظره نبود.

ریشه حقیقت چنین سرمایه گذاری را می‌توان در این موضوع جست و جو کرد که خواسته یا ناخواسته، مبتنی بر استانداردها یا به دلیل عدم وجود استانداردهای کافی، بسیاری از روزنامه‌نگاران برای برآورده کردن مطالبات رسانه‌های خود ناگزیر به پرداخت بها و پول‌های گزاف به منابع خبری خودهستند؛ حتی اگر برای تلویزون 24 ساعته کابلی کار کنند یا مسئول ستون شایعات مربوط به ستاره‌ها در یک روزنامه باشند.

تلاش برای بقا و حضور در میان خیل عظیمی از مخاطبان سبب شده است تا رسانه‌هایی همچون ABC نیز در سال‌های اخیر در قراردادهای کاری که با خبرنگاران امضاء می‌کنند با مدنظر قراردادن لزوم حفظ شهرت، اعتبار و جایگاه جایی را برای پرداخت‌های موردی به منابع خبری و صاحبان سوژه‌های منحصر به فرد باز بگذارند.

در بریتانیا، باور عمومی بر این است روزنامه‌نگارانی که برای گروه خبری «روپرت مرداک» کار می‌کنند، برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز خود به ویژه در قسمت‌هایی که نیاز به هک کردن اطلاعات افراد یا شنود تلفنی برخی متهمان و قربانیان است به پلیس پول می‌دهند.

فارغ از آنچه در دنیای رسانه رخ می‌دهد، هزینه کردن برای کسب اطلاعات با ارزش در دنیای سیاست نیز شیوه‌ای قابل تامل است. دلیل چنین مدعی را نیز می‌توان در زندگی و پرونده‌های قضایی خبرسازانی همچون «کیسی آنتونی» و«او. جی. سیمسون» و حتی بسیاری از رئیس‌جمهورها یافت.

داستان مصاحبه سال 1976 میلادی «دیوید فراست»، خبرنگار بریتانیایی با «ریچارد ام. نیکسون» نیز یکی از مواردی است که در آن پرداخت پول و هزینه‌ کردن کمی بیشتر از ماجراهای دست‌یابی به یک سوژه خبری می‌ارزید؛ چرا که رقبای آمریکایی رئیس جمهوری سابق برای دریافت اطلاعاتی که فراست ضمن مصاحبه از نیکسون کسب کرده بود و بر هم زدن برنامه مصاحبه تلویزیونی رییس جمهور سابق پیشنهاد مبلغی معادل 600 هزار دلار به او (فراست) داده بودند.

حتی به نظر می‌رسد که مبالغی هم بابت به سرانجام رسیدن این مصاحبه از سوی هم حزبی های نیکسون به فراست پرداخت شده است. البته نباید فراموش کرد که نیکسون تنها رئیس‌جمهوری نبوده و نیست که جلوی دوربین حاضر می‌شد. «دوایتدی. آیزنهاور» و «لیندون بی.جانسون» نیز هر دو از چهره‌های سرشناسی به شمار می‌آیند که مسئولان CBS برای نشاندن آنها روی صندلی مصاحبه پول زیادی به آنان پرداخت کردند. حقیقت این است که شبکه‌های خبری و رسانه‌ها قراردادهای استخدامی خبرنگاران و تهیه‌کنندگان برنامه‌های خبری را مبالغ هنگفت امضاء می‌کنند تا به این وسیله فضا را برای دسترسی به منابع با ارزش و به اصطلاح سوژه‌های خبری داغ و دست اول فراهم کرده باشند.

«جرالد آر.فورد» و «هنری ای. کسینجر»، وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده آمریکا توافقنامه‌ای را امضاء کردند که بر اساس آن مشاوره‌ها و انتشار گزارش‌های اختصاصی از سوی بخش خبری NBC ارزشی حدود 1 میلیون دلار خواهدداشت.

این روزها شبکه خبری فاکس نیوز مشاوره‌های اختصاصی بی شماری دریافت می‌کند که پوشش خبری پرونده «سارا پیلین»، «کارل رووه» و بسیاری دیگر از اعضای سرشناش حزب جمهوریخواه نمونه‌هایی از این مشاوره‌ها به شمار می‌آید وبابت دریافت هر یک از آنها پول‌های کلانی رد و بدل می‌شود. همین چند نمونه کافی است تا به انگيزه‌ بسیاری از خبرنگاران برای انجام بررسي‌‌های دقيق‌ و به سرانجام رسیدن کارهای پرمخاطره یا تهیه خبرهای انحصاری پی ببریم. در واقع به نظر می‌رسد که در بسیاری از بخش‌های تولید خبر و گزارش انگیزه‌های مادی قوی‌تر از انگیزه‌های حرفه‌ای، خبرنگاران را در خلق یک اثر پرمخاطب و جنجالی تشویق و ترغیب می‌کند.

با این حال نکته قابل توجه دیگر این است که گاهی داستان بده بستان‌های پولی و مالی پس از انتشار یک خبر رخ می‌دهد. این مدل از هزینه کردن درحقیقت همان زمانی است که کسانی که سوژه خبر شده‌اند از تولیدکنندگان وناشران اخبار و گزارش مطالبه پول می‌کنند.

بعد از افشا پولی که بابت انتشار یک خبر یا گزارش، دست به دست می‌شود بسته به بزرگی یا کوچکی حجم آن پول با چرخه‌ای بسیار آشنا مواجه می‌شویم و آن چیزی نیست جز «انکار»، که از سوی بسیاری از حلقه‌های این ماجرا رخ می‌دهد و اجازه نمی‌دهند تا جزئیات دقیق از چگونگی این چنین معاملاتی آشکار شود.

با این حال بسیاری از منابع خبری با وجود شایع بودن پرداخت پول از سوی خبرنگاران برای تهیه اخبار و گزارش‌های ویژه و انحصاری، مصرانه تاکید دارند که به هیچ وجه به خاطر مصاحبه‌هایی که با آنها شده است پولی دریافت نکرده‌‌اند و از آن سو نیز عده کثیری از خبرنگاران و گزارشگران نیز اصرار دارند که در روند تهیه جزئیات و اطلاعات مورد نیاز خود پولی به هیچ منبع خبری یا واسطه اخبار پرداخت نکرده‌اند.

برخی از خبرنگاران، گزارشگران، تهیه کنندگان و سردبیران بر این اعتقادند که پرداخت‌ها بابت به دام انداختن سوژه یا منع خبر نیست بلکه صرف نزدیک کردن مخاطب به موقعیت‌های قابل لمس یا غیرقابل لمس همچون یک زمان خاص یا خاطره‌ای ویژه می‌شود. آنها می‌گویند اگرچه چنین چیزی بسیار نادر است؛ اما به هرحال گاهی اندکی شرارت و بدجنسی در کسب اطلاعات مورد نیاز لازم وگریز ناپذیر است.

امروز برخی شیوه‌های کاری تغییر کرده است اما به طور حتم اصل و ریشه و شیوه دست یافتن به آنچه هدف نهایی را تامین می‌کند همان چیزی است که از ده‌ها سال پیش بوده است. پیش از آنکه تهیه‌کنندگان خبر مجوزی برای خرج کردن پول به منظور رسیدن به یک سوژه ناب را داشته باشند، چیزی به نام «حق پخش انحصاری تصاویر و ویدئوهای شخصی» که گاهی با نام «حق خاطره» از آن یاد می‌شود، از سوی صاحبان رسانه پرداخت می‌شده است. این اقدام در حقیقت برای به دست آوردن امتیاز ادامه انتشار اخبار و داستان‌های مرتبط با آن سوژه خاص انجام می‌شده و می‌شود.

نمونه این اقدام را شاید بتوان در مجله Esquire، دید که در سال 1970میلادی با پرداخت مبلغ 20 هزار دلار به «ویلیام ال. کالی»، از اعضاء اصلی ارتش آمریکا در ویتنام حق انحصاری خاطرات و اعترافات وی را در ویتنام برای انتشار در مجله در انحصار خود درآورد.

اما یکی از جنجالی‌ترین پرداخت‌های دنیای رسانه به اقدام 100 هزار دلاری CBS در سال 1975 میلادی باز می‌گردد که به «اچ. آر. هالدمن»، رئیس دفتر نیکسون رییس جمهوری سابق ایالات متحده باز می‌گردد که به خاطر دست داشتن در ماجرای واترگیت، 18 ماه در زندان به سر برد. در همان زمان «روبرت چاندلر»، قائم مقام CBS از این اقدام (پرداخت پول) به عنوان کسب حق انحصاری انتشار «پنج سال خاطره حضور در کاخ سفید» دفاع کرد و اظهار داشت که چنین پرداخت‌هایی کاملا با آنچه در مورد اخبار فوری اتفاق می‌افتد متفاوت است. توجیه CBS این است که به طور کلی در هر موردی پرداخت‌ها به دلایل خاصی انجام می‌شود که هر کدام از آنها حتی در دادگاه نیز قابل دفاع است و در واقع نشان دهنده آن است که در مورد هزینه کردن برای دسترسی به منابع دسته اول و ناب خبری به ندرت می‌بایست سیاه و سفید نگاه کرد.

30 سال پس از ماجرای چاندلر، همچنان فضایی خاکستری در دنیای پول‌های رسانه‌ای حاکم است. چرا که ABC در حالی که به خاطر پخش ویدئو مرگ دختر خانم آنتونی 200 هزار دلار هزینه کرده است اما همچنان مدعی است که با این اقدام به هیچ وجه اصول و قوانین رسانه را زیر پا نگذاشته است به ویژه آن که این پول به هیچ یک از کسانی که با آنها مصاحبه شده بود، داده نشده بود. بله! ادعای ABC درست است، ولی حقیقت این است که این پول به طور غیرمستقیم به عنوان کمک هزینه به وکیل خانم آنتونی برای پیگیری جلسات دفاع وی، پرداخت شده بود. در واقع این نخستین بار نبوده و نیست که یک رسانه خبری در مورد پولی که به هر دلیل، مستقیم یا غیرمستقیم به سوژه خود پرداخت کرده است حتی در محضر قانون نیز دفاع کرده و می‌کند.

کارشناسان بر این اعتقادند چنانچه استانداردها زیرپا گذاشته نشده باشد، هرگونه برنامه‌ریزی، تلاش یا هزینه کردن برای دست یابی به اطلاعات صحیح و رسیدن به بهترین منبع خبری ایراد ندارد و اصول حرفه‌ای را زیر سوال نمی‌برد.

«لورنا ورالدی»، استادیار رشته خبرنگاری و رسانه‌های ارتباط جمعی دانشگاه بین‌المللی فلوریدا که مطالعات گسترده و مکتوبات متعددی در این زمینه دارد، می‌گوید: «این شیوه از دست یابی به اخبار و منابع ، در واقع نوعی توجیه رفتارهای متقلبانه در مدیریت و برنامه ریزی اخبار و گزارش‌‌هایی است که در هر حال یک سر آنها در رسوایی و بدنامی گره می‌خورد.»

وی همچنین معتقد است: «با این که تلاش می‌شود که پرداخت پول به منابع خبری تحت عنوان برخورداری از حق انحصاری پخش تصاویر یا خاطرات انجام می‌شود اما حقیقت این است که هر یک از این اقدامات به نوعی سبب بی‌حرمت شدن فرد یا افرادی می‌شود که این پول را دریافت یا پرداخت می‌کنند.»

ارزیابی اندازه و دامنه این بی‌حرمتی کار بسیار دشواری است به ویژه در بسیاری از بخش‌ها خبرنگاران نه تنها به این مقوله به چشم بی‌حرمتی نگاه نمی‌کنند بلکه به سادگی توجیهات حرفه‌ای و اخلاقی متاثرکننده‌ای نیز برای این رفتار خود می‌آورند که جای هرگونه بحث را می‌بندد.

«کوین زد.اسمیت»، رییس کمیته اخلاقی جامعه خبرنگاران حرفه‌ای می‌گوید:«اگر بخواهم صادقانه حرف بزنم باید بگویم که تا کنون هیچ گروه خاص و مشخصی از شهروندان به طور خاص نسبت به دریافت چنین پول‌هایی اعتراضی نداشته است چرا که آراء کلی نشان می‌دهد برای رسیدن به حقیقت باید بهایی پرداخت کرد.»

با این حال مقامات ABC معترفند که در بسیاری از موارد پرداخت پول به منابع خبری و حتی خرید حق انحصاری پخش عکس یا خاطرات به شهرت و اعتبار این رسانه لطماتی وارد و حتی پای آنها را به محافل قضایی باز کرده است و از خود آنها سوژه خبری داغی ساخته است که در بسیاری موارد غیرقابل جبران نیز بوده است. اما نکته قابل توجه این است که با همه این مشکلات همچنان هستند خبرنگارانی در همین رسانه که از ابزار پول برای رسیدن به هدف سود می‌جویند و به هیچ وجه از خدشه دار شدن شهرت و اعتبار رسانه‌ای که برایش کار می‌کنند، نمی‌هراسند.

«رابرت بویتن»، مدیر برنامه بلندمدت روزنامه نگاری در موسسه روزنامه‌نگاری آرتور ال. کارتر در دانشگاه نیویورک، بر این اعتقاد است که: «برنامه‌ریزان خبری از این که چطور به یک خبر دست اول رسیده‌اند ابراز تعجب خواهند کرد و شوک زده می‌شوند اما همیشه راه حلی برای رسیدن به هدف و رهایی از شر مشکلات می‌یابند؛ زیرا پول در واقع واژه‌ای است که سبب حکمفرمایی آنها در قلمرو کلمات می‌شود. پس مطمئن باشید که بدون توجه به آنچه اتفاق خواهد افتاد باز هم این داستان ادامه خواهد داشت.»

منبع:

•روزنامه نیویورک تایمز، 6 اگوست 2011

http://www.nytimes.com/2011/08/07/s...

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.