14 دی 1390

یونس شکرخواه؛ از روزنامه نگاری سربی تا روزنامه نگاری آنلاین

14 دی 1390

خبرنگاران ایران-سارا محسنی :گویی در اینترنت روزگار می گذراند و معروف به «استاد آنلاین» است. در زمانه ای که بسیاری وبلاگ نویسی را به بهانه های مختلف کنار نهاده اند، هنوز وبلاگ نویسی می کند. آن هم به دو زبان؛ فارسی و انگلیسی.

این ها تنها بخشی از ویژگی های «یونس شکرخواه» استاد ارتباطات است. او کمی بیش از 50 سال سن دارد و یک «علامه ای» قدیمی است. مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترایش را از این دانشگاه گرفته است. تکیه کلامش «به حضرت رضا» است و می توان با همین تکه کلام فهمید مشهدی است.

آغاز فعالیت رسانه ای

کارش در مطبوعات را در سال 60 با ترجمه ای برای روزنامه اطلاعات آغاز کرد و سپس به روزنامه کیهان رفت. با روزنامه نگاری سربی شروع کرد و شد استاد روزنامه نگاری دیجیتال و آنلاین.

شکرخواه درباره شروع فعالیت رسانه ای اش تعریف می کند: «من در مدرسه عالی ترجمه زبان می خواندم. در فاصله تعطیلات ترم های دانشگاه نیز تدریس می کردم. اواخر دهه 50 بود و یکی از همکاران من یعنی دکتر خانیکی از من خواست مطالب نشریه هایی را که می خوانم، ترجمه کنم تا او برای چاپ در روزنامه از آنها استفاده کند . این مقدمه آشنایی من با دنیای مطبوعات، روزنامه اطلاعات و جلال رفیع بود.»

می گوید: «من در دوره‌اي وارد كار مطبوعات شدم كه جنگ بود. هيچ دلم نمي‌خواهد فكر كنم كه سنم آن‌قدر بالا رفته؛ اما وقتي به گذشته نگاه مي‌كنم، مي‌بينم كه در سطح جهاني گاندي را دفن كرديم، گورباچف را بر كنار كرديم، چرنينكو، خانم گاندي، راجيوگاندي، گروميكو و خيلي‌هاي ديگر را هم دفن كرديم. در بطن سال‌هاي تحول بوديم. جهان دست‌خوش تغيير بود.»

دوران کیهان

16 سال از عمر رسانه ای خود را در کیهان گذراند. دبير سرويس بین الملل کیهان بود و عضو شورای تیتر. او هنوز معتقد است که کیهان و اطلاعات تنها موسسه هایی هستند که می توان به آن ها از نظر ساخت و چارچوب سيستم روزنامه، اسم "روزنامه" را اطلاق كرد.

شکر خواه درباره دوران کیهان هم می گوید: «تلكس كه از همان بدو تاسيس روزنامه، در كيهان بود. چون كيهان مطابق الگوهاي جهاني ساخته شده بود. حدود سال 88-87 ميلادي بود كه فكس براي اولين بار وارد تحريريه ما شد. ما از طريق فكس اخبار لحظه به لحظه را داشتيم. به مرور فكس براي‌مان يك ابزار كليدي شد. كيهان، در آوردن اينترنت هم پيشتاز بود. به محض اين كه BBSها در ايران داير شد، كيهان هم آنرا خريد.»

روزنامه نگاری سربی، روزنامه نگاری آنلاین

بدون شک یکی از مهترین دستاوردهای تحقق جامعه اطلاعاتی و گسترش استفاده از شبکه های اطلاع رسانی، به خصوص اینترنت در سطح جهان به وجود آمدن مفهومی به نام روزنامه نگاری سایبر در برابر روزنامه نگاری سنتی است.

اما هنوز دیده می شود که روزنامه نگاری سنتی یا همان روزنامه نگاری سربی طرفداران خود را دارد. شکرخواه از دوران روزنامه نگاری سربی می گوید: «احساس صادقانه‌ام اين است كه من هم روزنامه‌نگاري سربي را دوست دارم و هم روزنامه‌نگاري ديجيتال را. ‌آن روزنامه‌نگاري سربي، براي اين دوست داشتني است كه ما را بسيار منضبط بار مي‌آورد. يعني اگر يك اشتباه كوچك صورت مي‌گرفت، من دبير سرويس بايد مي‌رفتم بخش فني، روي سرب، وارونه‌خواني مي‌كردم. در صورت بروز يك اشتباه، در حد يك كلمه، بايد چند مرحله فني متوقف مي‌شد و دوباره با حوصله و دقت و وقت زياد از نو انجام مي‌شد. بنابراين نمي‌ارزيد كه اشتباه شود. بايد نهايت دقت به كار مي‌رفت.»

روزنامه نگاری آنلاین از سوی دیگر تخصص اش است و کتابهایش منابع مفیدی برای دانشجویان و علاقمندان این رشته است. او را می توان پيش‌گام معرفي، ترويج و آموزش روزنامه‌نگاري آنلاين در ايران دانست.

پایان نامه دکترای او هم به این موضوع اختصاص دارد: «روزنامه‌نگاري سنتي و روزنامه‌نگاري سايبر؛ بررسي نگرش صاحب‌نظران درباره ‌آثار فناوري‌هاي نوين ارتباطي بر آزادي بيان».

شکرخواه در اين پايان‌نامه با 10 نفر از استادان ارتباطات جهان، مصاحبه كرده است.

درباره روزنامه نگاری آنلاین نظرات کارشناسی جالبی دارد: « وظیفه اصلی یک روزنامه نگار آنلاین موفق در محیط وب این است که توده حیاتی ایجاد کند. به این معنی که با استفاده از یک هندسه خاص همه چیز را با یکدیگر مرتبط ساخت و این تفکر هندسی است که باعث موفقیت یک روزنامه نگار آنلاین می شود، نه اینکه یک محتوای چاپی را برید و روی محیط وب قرار داد.»

او این نظر را بسط می دهد: «ما باید در روزنامه نگاری آنلاین مطالبمان را به هم لینک کنیم. همه مثل یک زنجیر به هم متصل شده باشند. وقتی شما یک خبر را لود می کنید در فضای آنلاین و لینکی ندارد و با سایر مقتضیات وب گره نخورده و ارتباط زنجیره ای با سایر محتویات مشابه ندارد در واقع همان کار روزنامه نگاری چاپی را می کنید.»

خبر و میدان رقابت با رقیب

شکرخواه را با کتاب های خبرنویسی اش می شناسند. خبر جبر سرعت دارد و گویی او از این جبر خوشش می آید. او از رقابت خوشش می آید چراکه خبر میدان به در کردن رقیب است و اینکه اگر بخواهی قدرتت را به رخ او بکشی و خبری داشته باشی که دیگران ندارند.

شکرخواه معتقد است: « همیشه احساس می کردم خبر، موتور محرکه روزنامه نگاری و اتفاق بزرگ این عرصه است . تا خبر نباشد، گزارش قوی هم خلق نمی شود . به هر حال شاید عضویت در سرویس بین الملل، داشتن شم خبری، شکار یک سوژه و بازنویسی خبر در قالب ترجمه باعث شد در این قالب بیشتر کار کنم.»

«دات» وبلاگ نویس

از سال 1381 یعنی 9 سال پیش «دات» متولد شد. این نام وبلاگ شکرخواه است، «دات» که نشانه ای از دنیای اینترنت است.

«دات» نوعی کلاس درس است به طوری که اتفاق افتاده، شکرخواه سوالات امتحانی دانشجویانش را در وبلاگش منتشر کرده و از آن ها خواسته تا به طور آنلاین و در وبلاگ های خود پاسخ ها را برایش ایمیل کنند.

بعد از اینکه شکرخواه در سال 1378 از روزنامه کیهان بیرون آمد در فکر راه اندازی یک روزنامه اینترنتی بود تا اینکه در سال 1381 توانست در موسسه جام جم، «جام جم آنلاین» را بر اینترنت قرار دهد.

اما «همشهری آنلاین» تجربه دیگری بود که شکرخواه به نوعی دیگر آن را در موسسه همشهری اجرا کرد و هنوز در این موسسه مشغول فعالیت است.

وی کتاب‌هایی در زمینه‌های روزنامه‌نگاری، ارتباطات و فناوری اطلاعات تالیف کرده است از جمله: مبانی خبرنویسی، مجموعه مقالات خبرنویسی مدرن، شیوه‌های مصاحبه در مطبوعات، واژه‌نامه ارتباطات؛ جریان بین‌المللی اطلاعات و روزنامه‌نگاری سایبر: جامعه ‌اطلاعاتی و آزادی بیان.

شکرخواه عضو هیات مؤسس و عضو هیات رئیسه انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی، عضو گروه چندرسانه‌ای فرهنگستان هنر و عضو کمیسیون اطلاعات در کمیسیون ملی یونسکو در ایران است.

همچنین او بیش از یک دهه در دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی ایران و در مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها [دفترمطالعات و توسعه رسانه‌ها] تدریس کرده است و در حال حاضر عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان در دانشگاه تهران است.

«شکرخواه» به آینده می نگرد. «سید فرید قاسمی» استاد و پژوهشگر مطبوعات او را توصیف می کند:« به خوبي مي‌داند اكنون قطار ارتباطات در ايران در كدام ايستگاه، روزگار مي‌گذراند. به خاطر علم و پيشرفت جامعه دعوت‌ها را مي پذيرد، رويه‌هاي تلخ را مي‌فهمد. اما چون بري از هياهو است، خويشتن دارانه گاه سكوت و گاه دوري گزيني را پيشه مي‌كند.»

منابع:

- گفت و گو با همشهری دوچرخه ، 16 آبان 1383

- همشهری آنلاین

http://hamshahrionline.ir/news-7577...

- روزنامه شرق؛ سال 1385؛ شماره 768

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.