12 دی 1390

صد مقاله ای که هر خبرنگاری باید بخواند؛

خبرنگار کیست؟ فرقی هم دارد؟

12 دی 1390

نویسنده : دان گیلمور

مترجم : نیلوفر امینی

خبرنگاران ایران: افرادی که اطلاعات باارزش جديدی را در محیط رسانه ای نو تولید می کنند چه باید نامید؟

اگر شما خالق رسانه هستید ؛ که این روزها بیشتر ما به نوعی هستیم ؛ با چه عنوانی باید از شما نام ببرم ؟ چرا می پرسم؟ در حال جمع بندی کتابم با عنوان " مدیاکتیو " هستم که به زودی منتشر خواهد شد . مهم ترین هدف درکتابم این است که مردم را ترغیب کنم تا به جای مصرف کنندگانی منفعل ، کاربران بسیار فعال تری برای رسانه باشند. بخشی از آن همان چیزی است که به طور سنتی "سواد رسانه" می نامیم – و داشتن تفکر نقادانه نسبت به آنچه مصرف می کنیم ، در میان موارد دیگر است . از آنجا که درعصر دیجیتال همه ما در حال تبدیل شدن به خالقان هستیم ، برای اینکه مردم به آنچه می گوییم اعتماد کنند ، مجبوریم برخی اصول ابتدایی را رعایت کنیم ( البته با فرض براینکه بخواهیم به ما اعتماد کنند). یکی از مشکلات من چگونه و چه نامیدن این خالقان رسانه های مورد اعتماد جدید بوده است . در دوره ای که این رسانه ها نسبتا کم بود، بسیاری " روزنامه نگار " نام گرفتند.

این تنها مشکل من نیست ، و فراتر از بحث معنی شناسی است. شیوه صحیح طرح این سوال در دنیای واقعی اثر گذار است . مثلا قانون به اصطلاح حفاظتی(1) هدفش این است تا از خبر چین ها و خبرنگارانی که اطلاعاتی درباره فساد و خطاهای دولت یا وابستگانشان به آنها داده می شود ، حفاظت کند. برخی ایالات تعین می کنند چه افرادی خبرنگار محسوب می شوند ، که طیف وسیعی از افرادی را که امروزه درخبرنگاری تاثیر گذارند از قلم می اندازد ؛ این موضوع همچنین باعث تقویت مشکل گرفتن مجوزهای خبرنگاری از راه های پنهانی وغیر قانونی می شود . در صورتیکه در کل نیازمند قوانین حفاظتی باشیم ، رویکرد صحیح این قانون محافظت از حرفه و کار خبرنگاری است .

با همه گیر شدن رسانه های دیجیتال و بیشتر و بیشتر شدن تعداد ما که به صورت آنلاین کار و ارتباط برقرار می کنیم ، هر فرد می تواند کاری با ویژگی های خبرنگاری انجام دهد . کاملا منطقی است که تقریبا تعداد کمی از این افراد خود را یک خبرنگار در نظر بگیرند و احتمالا اگر شما آنها را به این نام خطاب کنید خواهند خندید .

فرض کنید که شما چند آیتم آنلاین در نظر گرفته اید و می خواهید به من و دیگر افراد علاقه مند بگویید : رفقا این موسیقی فولکلور را حتما ببینید . لینک ها( پیوندها) به همراه گزیده ای کوتاه و شرحی مختصر که توضیح می دهد چرا این آیتم ها به دیدنش می ارزد ، را ارسال می کنید . اگر به شما بگویم : " این یک کار ژورنالیستی بوده است : شما اطلاعاتی جمع آوری ، انتخاب و گزینش کردید ، شرح نوشتید و یک ابر دیتا (ابر داده) ساختید " ، شما اینگونه پاسخ خواهید داد :" چی ؟ من فقط چند لینک ارسال کردم ! "

به نظر کلی شیرکی یکی از دوستانم و نویسنده کتاب جدید و درخشان " زیادتِ شناختی : خلاقیت و سخاوت در عصر اتصال (به اینترنت )" ؛ یک دلیل کمبود و فقر واژگانمان از آنجا نشات می گیرد که دوره ای که ما " فکر می کردیم توانایی صحبت کردن در جمع فقط در اختیار طبقه فرهیخته است " به پایان رسیده است. کلماتی همچون "سرگرم کننده" و "خبرنگار " به مشاغل و حرفه ها تعلق دارند .

در این میان ، کلماتی که برای گروههای بزرگ استفاده می شوند - مصرف کننده ، مخاطب ، مشتری و غیره – به طور گسترده برای معانی مجهول به کار می روند ، و دلیلش این است که عمدتا فعالیت هایی مجهول اند . در دنیای رسانه جمعی ، شما یا آنها را قبول می کنید یا از کنارش می گذرید ، همین و بس !

یک موضوع دیگر : کلمه "خبرنگار" با خود بار معنایی دارد . کسب و کار روزنامه نگاری به دلایلی فراتر از کاهش درآمد حاصل از تبلیغات ، به دوره های سخت رسیده است. اوج ناتوانی ما در انجام وظایفمان که با وسواس درموضوعات عاطفی و بی اهمیت توام بود - عراق و حباب اقتصاد در دهه گذشته نمونه هایی هستند – احترامی که مردم برای این صنعت قائل بودند را به سرازیری و سقوط کشاند.

چند نمونه از احساس شخصی خودم از این کلمه رو مطرح می کنم . وقتی که من گزارشگر بودم خود را گزارشگر می نامیدم ، وقتی ستون نویس بودم با عنوان ستون نویس کار می کردم. استفاده گه گاه از عنوان خبرنگار برای خودم باعث می شد احساس کنم به نقشی بیشتر از آنچه در این صنعت دارم تظاهر می کنم ، هر چقدر هم که کارم حیاتی و قابل احترام و ارزشمند بود .


مردم اغلب می پرسند خبرنگار کیست ؟ من به آنها می گویم که سوالشان غلط است . درستش این است : خبرنگاری چیست ؟

ساخته های رسانه جمعی نیویورک تایمز در زمره خبرنگاری قرار می گیرد و همینطور دیتو بی بی سی نیوز. گاهی اشتباهاتی از آنها سر می زند ، اشتباهات بسیار بد ، اما به تمام معنا کارشان روزنامه نگاری است. فکر می کنم شما هم قبول دارید که وبلاگ بلا بلا بلا و یا تصویری در یوتیوب از "رقص نیت و فاکسی در دیسکو" روزنامه نگاری نیست. این موارد ممکن است به نظر مخاطبان کم تعدادشان جالب باشد و ما باید به همان اندازه که به ظهور هر حرکتی که تاثیری بر خلق رسانه دارد اهمیت می دهیم ،به حضور آنها هم اهمیت دهیم . فقط اینکه این روزنامه نگاری نیست .

حالا سایت تالکینگ پوینتز مِمو(2) که جاشوا میکا مارشال بینیانگذارش بوده را در نظر بگیرید . فقط به صورت آنلاین فعالیت می کند وگرایش سیاسی آن چپ است، همچنین بدون شک نمونه ای از روزنامه نگاری است .

با کاوش بیشتر در رسانه جدید ، پاسخ ها تکمیل می شوند .

برد دو لانگ از مقامات اسبق وزارت خزانه داری امریکا در دولت کلینتون ، در دانشگاه یو سی برکلی تدریس می کند و در وبلاگی با موضوعات سیاسی و اقتصادی می نویسد . کار او دقیقا شبیه به روزنامه نگاری است : تفسیری بر گرفته از دانش و آگاهی اش می نویسد . تکلیف آن بلاگرهایی که در لیزا استونز بلاگ هر می نویسند چیست؟ ارزش روزنامه نگاری بالایی در آنچه که آنها ایجاد می کنند وجود دارد. محله قدیمی من یک لیست پستی الکترونیکی در یاهو داشت که مردم در آن از اجتماع و انجمن هایشان صحبت می کردند. برخی از مطالبی که از آنجا سر در می آورد به معنای واقعی کلمه روزنامه نگاری بود . اما بیشتر آنها چنین نبودند .

دیوار صفحه فیس بوک چی ؟ نوشته هایش برای برخی خبر است . مگه نه ؟ عکس های فیلکر ؟ ویدیو های یوتیوب ؟ و یا اضافه کردن مکانی به نقشه شخصی دیگر ؟

در کریسمس سال 2009 ،وقتی برف و بوران اوکلاهاما را در نوردید ، ساکنانش در جاده های محلی شرایط و اطلاعاتی فراهم کردند تا مسافران در راه مانده بتوانند پیش ساکنان محلی بمانند . اگر نمی توان این عمل را بر مبنای معیار های سنتی روزنامه نگاری نامید، اما باید پذیرفت در زمان طوفان برای خانواده ای در یک (اتومبیل) کاروان در گوشه خیابان قطعا بیش از هر گزارش تکمیلی ِ موسسات خبری مفید است .


همه ما در حال خلق رسانه هستیم . هر کدام از ما می توانیم و خیلی از ما خواهند توانست کار روزنامه نگاری را تجربه کند . ممکن است یکبار ، به ندرت ، گاهی و یا اغلب در ایجاد محیط روزنامه نگاری نقش داشته باشیم . اینکه چگونه با این نقش آفرینی - تصمیم گیری برای امتحان یک نمونه ، چگونگی رفتار با آنچه ایجاد کرده ایم و چگونه استفاده کردن دیگران از آنچه خلق شده - کنار می آییم پیچیده و تکاملی است. ولی آینده همین است .

به موضوع اولیه برگردیم : آیا ما به اسم جدیدی برای نامیدن خالقان رسانه های مدرن نیازمندیم ، خصوصا آنها که اطلاعات ارزشمندی را برای انجمن ها فراهم می کنند ؟ دوست داشتم که اسمی پیدا کنم اما اعتراف می کنم که اصلا کار آسانی نیست .

" خالق " بارهای معنایی خود را دارد . " شرکت کننده " و " همکار " و "َشریک " هم زیاد درست به نظر نمی رسند .

پی نوشت :

1 . مترجم : قوانینی در امریکا که به خبرنگاران و گزارشگران اجازه می دهد نامی از منابع خبری خود نبرند و در خواست برای شهادت دادن در مورد آنچه را که هنگام جمع آوری اطلاعات گزارش به دست آورده اند ، رد کنند .

2. Talking Points Memo or TPM مترجم : وبلاگی که در دوره اول ریاست جمهوری جورج بوش شکل گرفت و به نقد سیاست های دولت او می پرداخت . کم کم از خوانندگان خواست که نظرات و مطالب خود را به اشتراک بگذارند . و با استفاده از نویسندگان مهمان از سال 2006 فعالیت خود را افزایش داد. با دریافت جایزه پولک در سال 2007 به تنها بلاگی تبدیل شد که توانسته تا کنون این جایزه ارزشمند را از آن خود کند .

منبع:

http://www.salon.com/2010/08/26/who...

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.