12 آبان 1388

هزار سخنگو هم فایده ندارد

12 آبان 1388

مهدی باقرنژاد: محمود احمدی‌نژاد، رئیس دولت دهم، هفته پیش در اظهار نظری عجیب اعلام کرد که از این پس، دولت به جای یک سخنگو، چند سخنگو خواهد داشت. اشاره‌ی او به سخنگویانی در زمینه‌های مختلف از جمله سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... است.

چالش انتخاب سخنگو از زمانی دامن دولت احمدی‌نژاد را گرفت که الهام، سخنگوی جنجال‌برانگیز دولت نهم که به دلیل تعدد مشاغل لقب «ابوالمشاغل» را گرفته بود، به حکم مجمع تشخیص مصلحت نظام مبنی بر ممنوعیت اشتغال هم‌زمان دو شغل یا بیشتر، مجبور شد تمام شغل‌های دولتی‌اش را وانهد و به عضویت در شورای نگهبان بسنده کند. پس از انتخابات جنجالی ۲۲ خرداد و تشکیل دولت دهم، بحث انتخاب سخنگوی دولت با حساسیت ویژه‌ای دنبال شد و دولتی که با مشکل عدم مشروعیت عمومی روبه‌رو شده و اکثریت قریب به اتفاق اصحاب رسانه را در مقابل خود می‌بیند، در انتخاب فردی که بتواند از پس سوالات خبرنگاران بربیاید، دچار مشکل شده است.

در دولت نهم، محمود احمدی‌نژاد با انتخاب چهره‌هایی جنجال‌ساز سعی کرد بی‌توجه به هزینه‌‌های وارده، سکان خبرسازی را خود به دست بگیرد. غلامحسین الهام با جبهه‌گیری آشکارش درمقابل مخالفان، بیش از آن‌که نقش سخنگو را ایفا کند، وقت خود را صرف متهم کردن منتقدان دولت کرد و در این راستا ابایی نداشت که حتی با نام بردن از چهره‌های برجسته نظام جمهوری اسلامی به روش‌هایی پوپولیستی برای دولت محمود احمدی‌نژاد مقبولیت بخرد. الهام البته نیمه‌ی رسانه‌ای دیگری داشت. او همواره تلاش می‌کرد با گرفتن ژست استقلال فردی، از پاسخگویی درباره‌ی همهمه‌های شدید همسرش علیه مخالفان دولت فرار کند. فاطمه رجبی، همسر الهام و نویسنده‌ای که با انتشار کتابی، احمدی‌نژاد را «معجزه هزاره سوم» نامید، چهره‌ی رسانه‌ای در سایه‌ی دولت احمدی‌نژاد بود که با طرح شدیدترین انتقادات، اصلاح‌طلبان را با تهمت‌هایی هم‌چون «پیاده‌نظام دشمن»، «مزدوران آمریکا» و... نواخت.

سید محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی، دو روحانی متنفذ نظام که هریک از آن‌ها هشت سال رییس دولت جمهوری اسلامی ایران بودند، از سوی فاطمه رجبی به فساد سیاسی و اقتصادی متهم شدند. اما تیم رسانه‌ای دولت نهم، دو عضو دیگر هم داشت که هریک از آن‌ها به نوبت وظیفه‌ی خبرسازی را بر عهده می‌گرفتند. علی‌اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی احمدی‌نژاد، در وبلاگ شخصی‌اش حتی به اصولگرایان مجلس هفتم و هشتم که اکثریت را در اختیار داشتند هم رحم نکرد و کوچکترین گزارش‌های نهادهای نظارتی را درباره‌ی بخش کوچکی از تخلفات اقتصادی دولت، به کارشکنی و گذاشتن چوب لای چرخ دولت «خدمتگزار» تعبیر می‌کرد.

در سوی دیگر، مهدی کلهر، مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد در چهار سال گذشته در جبهه‌ای دیگر، وظیفه‌ی اظهار نظرهای عجیب و غریب و جنجال‌ساز در زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی را برعهده گرفت تا پیش‌زمینه‌ی تاریک تفکرات احمدی‌نژاد پیرامون مسایل اجتماعی را ماله‌کشی کند. او که با موهای دم اسبی‌اش در مناظره‌ی انتخاباتی نهمین دوره‌ی ریاست جمهوری سعی کرد هراس جامعه از شایعات درباره‌ی تفکرات احمدی‌نژاد را کمرنگ کند، بلافاصله پس از پیروزی احمدی‌نژاد در یک مصاحبه اعلام کرد که خوانندگان لس‌آنجلسی می‌توانند به ایران برگردند و در کشور به فعالیت بپردازند. حرفی که مدت‌‌ها خبرساز شد، همانطور که در استراتژی رسانه‌ای دولت نهم برنامه‌ریزی شده بود. مهم خبرسازی بود، و اهمیتی نداشت که چندی بعد آقای کلهر حرف‌هایش را پس گرفت. گو این‌که کلهر که بارها تأکید کرده بود دولت احمدی‌نژاد کاری به نحوه‌ی پوشش مردم ندارد، در دو سال گذشته که طرح امنیت اجتماعی با وسعتی گسترده اجرا شد، هرگز دیگر حرفی از دیدگاه‌های رئیس‌اش به میان نیاورد. او شغلش فقط جنجال‌سازی بود. او آمده بود تا مثلاً با روزنامه‌ی همشهری مصاحبه کند و بگوید رضا پهلوی هم می‌تواند به ایران برگردد.

اینک اما ورق برگشته است. احمدی‌نژاد حالا در شرایطی ریاست دولت را برعهده گرفته که میلیون‌ها ایرانی، دولت او را فاقد مشروعیت می‌دانند و اعتقاد دارند که او در انتخابات «تقلب» کرده و علیه رقیب اصلاح‌طلب‌اش دست به «کودتا» زده است. دولت دهم، خود مولود یک جنجال بزرگ است، جنجالی که چهار ماه پس از انتخابات هنوز هم فروکش نکرده است. به واسطه‌ی همین جنجال‌، میل ذاتی احمدی‌نژاد برای خبرسازی ارضا شده و شاید برای او اهمیت چندانی نداشته باشد که به خیر یا شر، عکس‌اش در رسانه‌های معتبر جهان منتشر شود. او اینک بر بام جنجال‌ آرمیده و نیازی به تیم رسانه‌ای جنجال‌ساز نمی‌بیند. به فرض هم اگر چنین نیازی را احساس می‌کرد، فعلاً دست‌اش خالی مانده است.

چهره‌های مورد وثوق احمدی‌نژاد، هریک به پاشنه آشیل دولتی تبدیل شده‌اند که به شدت با بحران مشروعیت روبه‌روست. صادق محصولی، وزیر کشور میلیاردر دولت نهم در انتخابات دوره‌ی دهم از دید معتقدان به تقلب، یکی از عوامل اصلی تغییر آرا به نفع احمدی‌نژاد بود و چنین کسی را حتماً احمدی‌نژاد به عنوان سخنگو معرفی نمی‌کرد و نکرد. اسفندیار رحیم مشایی، یار غار احمدی‌نژاد هم که مورد غضب اصول‌گرایان است و حتی برای برکناری‌اش از معاون اولی دولت، رهبری مجبور شد دست به قلم شود. مهدی کلهر هم که دخترش با نماد سبز و پس از نمایش فیلم‌اش درباره‌ی شکنجه در زندان‌های ایران در جشنواره‌ای در آلمان به این کشور پناهنده شد، نمی‌تواند سخنگوی مناسبی برای دولت احمدی‌نژاد باشد.

اما جدای از این‌ها به نظر می‌رسد مشکل اصلی محمود احمدی‌نژاد‌، انتخاب فرد مورد نظر برای سخنگویی نیست. مشکل او این است که هنوز نمی‌داند چگونه باید درمقابل موج انتقادات خبرنگاران داخلی دوام بیاورد. به همین خاطر است که در سه ماهی که از دومین دوره‌ی ریاست جمهوری او گذشته، بیش از ده مصاحبه‌ با رسانه‌های خارجی انجام داده، اما هنوز نه خودش در مقابل خبرنگاران ظاهر شده و نه دولت‌اش سخنگویی دارد که «پاسخگو» باشد. مشکل دولت نهم، ناتوانی در «پاسخگویی» به رسانه‌هاست.

احمدی‌نژاد تأکید کرده که دولت به جای یک سخنگو، چند سخنگو در زمینه‌های مختلف خواهد داشت. این استدلال اصولاً با نفس تعیین سخنگو برای هیأت دولت متناقض است. چون سخنگوی دولت باید پاسخگوی سوالات رسانه‌‌ها درباره‌ی تمامی تصمیمات دولت باشد. اگر قرار باشد مثلاً در بخش اقتصادی، یک نفر پاسخگو باشد، در بخش سیاست، سخنگویی دیگر و قس‌علی‌هذا، دیگر سخنگویی معنایی ندارد. چون خود وزرا و معاونانشان و مدیران روابط عمومی‌شان طبق روال در مقابل سوالات خبرنگاران پاسخگو هستند. سخنگوی دولت، کسی است که پاسخگوی سیاست‌های کلان دولت باشد. به عنوان نمونه، علت سرمایه‌گذاری یا عدم سرمایه‌گذاری شرکت خارجی ایکس در پروژه‌ی نفتی ایگرگ صرفاً اقتصادی نیست.

مشکل دولت احمدی‌نژاد با چند سخنگو حل نمی‌شود. چون اصلاً دولت او در حال حاضر توان «پاسخگویی» را ندارد. چرا که امروز سوالات صریح و روشنی در جامعه مطرح است که سخنگوی احتمالی باید پاسخگوی آن‌ها باشد. کاری که تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد. تعیین چند سخنگو برای دولت یحتمل با انگیزه‌ی فرار از پاسخگویی در مقابل روزنامه‌نگارانی است که این روزها تشنه‌ی پرسیدن سوالاتی هستند که دولت احمدی‌نژاد به دلیل پایگاه ضعیف مردمی توان پاسخگویی به آن‌ها را ندارد. ایده‌ی چند سخنگو به جای یک سخنگو، تاکتیکی برای پاس‌کاری و فرار از پاسخگویی است. اما با جوی که وجود دارد، به نظر می‌رسد هزار سخنگو هم نمی‌تواند گره‌ای از کار احمدی‌نژاد باز کند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.