9 آبان 1388

روزنامه‌ نگار ایرانی؛ متهم به جاسوسی

9 آبان 1388

مهدی باقرنژاد

جاسوسان خبرنگار یا خبرنگاران جاسوس. شاید کمتر کشوری را بتوان یافت که مثل ایران، در آن خبرنگاران و روزنامه‌نگاران به راحتی به جاسوسی متهم می‌شوند.

پس از انتخابات بحث‌انگیز 22 خرداد ماه و ناآرامی‌های پس از آن، عده‌ی زیادی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب و روزنامه‌نگاران منتقد دولت دستگیر شدند. در بین دستگیرشدگان، یک خبرنگار ایرانی رسانه‌ای خارجی، چند روزنامه‌نگار صاحب‌نام و چند عکاس خبری نیز دیده می‌شود که اکثریت قریب به اتفاقشان، در حالی که بیش از چهارماه از انتخابات گذشته، همچنان در بازداشت به سر می‌برند.

از بین روزنامه‌نگاران دربند، تنها مازیار بهاری، خبرنگار نشریه‌ی نیوزویک چندی پیش این شانس را پیدا کرد تا با وثیقه‌ای 300 میلیون تومانی پس از سه ماه و اندی آزاد شود.

در دادگاه‌های برگزارشده پس از انتخابات که فیلم چند جلسه‌ی آن از تلویزیون هم پخش شد، در متن کیفرخواست، برخی از روزنامه‌نگاران به جاسوسی و یا اتهامی مشابه روبه‌رو شدند.

این نخستین بار نیست که روزنامه‌نگاران در ایران به جاسوسی متهم می‌شوند. آخرین و شاید مشهورترین خبرنگاری که پیش از انتخابات با این اتهام مواجه شده بود، رکسانا صابری ‌خبرنگار ایرانی‌الاصلی بود که اوایل بهمن ماه سال 87 دستگیر و متهم به جاسوسی برای آمریکا شد.

پس از کش‌و قوس‌های فراوان، 29 فروردین ماه رکسانا در دادگاهی غیر علنی به اتهام جاسوسی به هشت سال زندان محکوم شد. حکمی که با فشارهای بین‌المللی و با سفارش محمود احمدی‌نژاد که علاقه‌ی فراوانی به کمک به متهمان غیر ایرانی دارد، از این اتهام تبرئه و آزاد شد.

پیش از آن نیز در پرونده‌ی موسوم به وبلاگ‌نویسان جواد غلامی تمیمی، دبیر تحریریه‌ی روزنامه‌ی مردم‌سالاری در سال 84 متهم به جاسوسی برای عربستان سعودی شد. در کیفر خواستی که دادستان تهران علیه این روزنامه‌نگار صادر کرد، تمیمی متهم شد که اسنادی را به سفارت عربستان سعودی در تهران فروخته است.

قطعا با شرایط کنونی نباید انتظار داشت که روند ایراد اتهام جاسوسی علیه روزنامه‌نگاران متوقف شود، ولی می‌توان درباره‌ی این مساله استدلال کرد که آیا اساساً روزنامه‌نگار می‌تواند جاسوس باشد یا نه؟ در تعریف معمول، جاسوس به کسی اطلاق می‌شود که اطلاعات محرمانه و طبقه‌بندی شده را به شخص یا کشور دیگری بفروشد.

صرف محرمانه بودن اطلاعات نمی‌تواند دلیل کافی بر اتهام جاسوسی باشد. چون «محرمانه» می‌تواند شامل طیف وسیعی از اطلاعات باشد که از ارزش خبری بالایی برخوردار باشد، اما سند جاسوسی به حساب نیایند. از قضا در جوامع پیشرفته دسترسی خبرنگاران به اطلاعات محرمانه و پشت‌پرده، امتیازی ویژه برای خبرنگاران و نشریات به همراه می‌آورد و سیاستمداران و چهره‌های سرشناس همواره سعی می‌کنند از اطلاعات محرمانه‌ای که افشای‌شان می‌تواند منجر به «رسوایی» شود، محافظت کنند، اطلاعات محرمانه‌ای که افشای‌شان، معمولا با افتضاحات سیاسی و اجتماعی همراه خواهد بود. افشای اینگونه اطلاعات در جوامع دموکرات، جرم که تلقی نمی‌شود،هیچ، به افشاگر چنین اطلاعاتی ارزشی اجتماعی و اخلاقی می‌دهد.

بنابراین در تعریفی دقیق‌تر، جاسوس کسی است که اطلاعات طبقه‌بندی شده‌ی امنیتی را به شخص یا کشور دیگری بفروشد. پس جاسوس قاعدتاً کسی است که امکان دسترسی به این اطلاعات را داشته باشد. در ادامه‌ی همین منطق، شخصی می‌تواند به اسناد طبقه‌بندی شده‌ای دسترسی داشته باشد که در نهادهایی تردد داشته باشد که در آن اسناد سری و طبقه‌بندی شده نگهداری شود.

حالا سوال این است آیا خبرنگاران ایرانی امکان رفت و آمد به چنین نهادهایی را دارند؟ جواب منفی است. حداکثر جایی که خبرنگاران به آن راه دارند، کنفرانس‌های خبری اعضای هیات دولت، سخنگوی قوه قضاییه، صحن مجلس شورای اسلامی و جلساتی مشابه است که با دعوت قبلی و پس از بازرسی‌های امنیتی بسیار انجام می‌گیرد. تازه در این مکان‌ها هم اسناد طبقه‌بندی شده‌ای وجود ندارد.پس خبرنگار نمی‌تواند به هیچ نحوی به اسناد طبقه‌بندی شده‌ای دسترسی داشته باشد.

با این توصیف، احتمالا در دستگاه قضای جمهوری اسلامی ایران، تعریف دیگری برای جاسوسی در نظر گرفته شده که نه با آیین دادرسی انطباق دارد و نه با معیارهای پذیرفته شده‌ی جهانی. وگرنه غلام تمیمی به طور مثال به کدام سند طبقه‌بندی شده می‌تواند دسترسی داشته باشد که آن را به کشور دیگری بفروشد؟

حتی در مورد رکسانا صابری که گفته شد مدتی را هم به صورت پاره وقت در سایت انگلیسی مجمع تشخیص مصلحت نظام کار می‌کرده،باید پرسید کسی که در سایت خبری یک نهاد کار می‌کند چگونه می‌توانسته به اسناد طبقه‌بندی شده دسترسی داشته باشد؟

از طرف دیگر رسم است که که در عالم سیاست، جاسوسان از میان نیروهای خودی انتخاب می‌شوند، کسانی که مورد وثوق هستند و به راحتی در اماکن حساس امنیتی تردد می‌کنند. پس هیچ توجیهی ندارد خبرنگارانی که منتقد سیاست‌های نظام هستند و قانوناً و عملاً راهی به مراکز امنیتی ندارند، مورد اتهام جاسوسی قرار بگیرند.

بنابراین چنین به نظر می‌رسد که ایراد اتهام جاسوسی به خبرنگاران، اتهامی حقوقی نیست و با مقاصدی سیاسی اتفاق می‌افتد. وارد کردن اتهام جاسوسی به خبرنگار یا روزنامه‌نگاری که راهی به مراکز امنیتی ندارد و حتی حضورش در مراکز و مراسم غیر امنیتی هم کنترل شده است، می‌تواند اقدامی قهر‌آمیز و ارعابی برای تخطئه‌ی مخالفان سیاسی و ایجاد محدودیت برای فضای رسانه‌ای کشور باشد.

مگر آنکه مسوولان کشور به این نتیجه رسیده باشند که نشر «خبر» بدون تایید آن‌ها خود به تنهایی جرم محسوب می‌شود و کلاً «خبر»، مقوله‌ای امنیتی است که این با تعریف رسانه به عنوان رکن چهارم دموکراسی در تعارض است.

اگر چنین تلقی ناصوابی وجود داشته باشد، دریافت دستمزد خبرنگار یا روزنامه‌نگار محل پرسش قرار می‌گیرد که گویا چنین است و اگر هیچکدام از این تحلیل‌ها درست نباشد، حداقل مقامات قضایی جمهوری اسلامی ایران باید به این سوال شفاف، به طور شفاف پاسخ دهند که خبرنگار یا روزنامه‌نگار چگونه می‌تواند به اسناد طبقه‌بندی شده دسترسی داشته باشد تا به خاطر افشا یا فروشش متهم به جاسوسی شود؟

ادامه دارد...

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.