25 آذر 1390

آیا روزنامه‌نگار می‌تواند یک کنشگر سیاسی و اجتماعی هم باشد

25 آذر 1390

خبرنگاران ایران -نیکی آزاد :این روزها بی طرفی یکی از اصول پذیرفته شده روزنامه‌نگاری حرفه‌ای شناخته می‌شود، اما هنوزبرخی از روزنامه‌ نگاران به ویژه در کشورهایی که آزادی بیان وجود ندارد کنشگرسیاسی و اجتماعی هم هستند و موقعیت اجتماعی و سیاسی کشورشان را دلیلی بر این نوع از انتخاب نسبت به روزنامه‌نگاری شان می‌دانند.

اما واقعا نسبت روزنامه‌نگاری با کنشگری اجتماعی و سیاسی چیست؟ آیا این دو با هم همخوانی دارند؟ آیا فعالیت اجتماعی و سیاسی اعتبار روزنامه‌نگار و بی طرفی اش را زیر سوال نمی‌برد ؟

برخي روزنامه‌نگاران معتقدند كه واقعيت هرگز نبايد توسط روزنامه‌نگار قرباني شود به عقیده آنان زماني واقعيت قرباني خواهد شد كه وابستگي‌هاي مالي و سياسي از طرف روزنامه‌نگاران به بنیادهای قدرت و ثروت وجود دارد. این در حالی است که از سوی دیگر، خبرنگارانی که فعالیت اجتماعی و سیاسی دارند معتقدند وظیفه اصلی روزنامه‌نگار قبل از بی طرفی آگاه کردن جامعه است و روزنامه‌نگارانی که فعالیت سیاسی دارند روزنامه‌نگاران واقعی هستند و این به معنای خروج از اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری نیست. اما کدام دسته از این روزنامه‌نگاران درست می گویند و آيا اصولا روزنامه‌نگار مي‌تواند رها از همه وابستگي‌هاي خود در عمل و عقيده تنها ناظر و يا گزارشگر واقعيت باشد؟ آیا می‌توان یک فعال حزبی و سیاسی بود و اعتماد مردم را نیز جلب کرد؟ آیا فعالیت سیاسی اعتبار یک روزنامه‌نگار را زیر سوال می‌برد؟

مسوولیت روزنامه‌نگار اطلاع رسانی و انتقال واقعیت است

نیک آهنگ کوثر، کاریکاتوریست و روزنامه‌نگار ایرانی به تلاش برای بی‌طرف ماندن روزنامه‌نگار و مستقل بودنش اعتقاد دارد. او در گفتگو با ما می گوید: «روزنامه‌نگار گرچه ممکن است بی‌طرف نباشد، اما "روزنامه‌نگاری" باید به بی‌طرفی میل کند. روزنامه‌نگار به عنوان کسی که مطابق قواعد رسانه باید در خدمت شهروندان باشد و واقعیت را پاس بدارد، مسوولیت‌اش اطلاع رسانی است. در کشورهایی که در حال تجربه حرکت به سوی توسعه سیاسی هستند، گاهی این اشتباه به وجود می‌آید که روزنامه‌نگاری لزوما به معنای کنشگری هم هست در صورتی که بین این دو فعالیت تضاد منافع وجود دارد، تضادی که خلاف رویه معمول روزنامه‌نگاری قلمداد می‌شود.»

به عقیده این روزنامه‌نگار تنها زمانی خبرنگار می‌تواند اعتماد مخاطب را جلب کند که از ابتدای کارش مشخص کند چه نقشی دارد آیا نقشش تبلیغات برای یک گروه سیاسی است یا اطلاع‌رسانی؟

این روزنامه‌نگار می گوید :«به خاطر سال‌های سال انتشار رسانه‌های حزبی و خطی در ایران، انتظار بخشی از مخاطبان از رسانه، داشتن خط و ربط علیه یک طرف است و ممکن است مخاطب حوصله‌اش از بی طرفی و اینکه همه گروه‌ها مورد انتقاد قراربگیرند سر برود.»

نشریه‌های طرفدار تحلیل‌های قاطعانه تری دارند

در حالیکه روزنامه‌نگاری مدرن تاکید ویژه بر روزنامه‌نگاری بی طرفانه دارد، چگونه یک روزنامه‌نگار می‌تواند از نهاد و سازمانی که آن را پوشش می‌دهد مستقل بماند؟ چگونه می‌توان با یک نهاد هم ارتباط ارگانیک داشت و هم بدون تاثیر پذیری به نفع آن ننوشت و به رقبا و دشمنان آن نهاد نیز نگاهی واقع‌گرایانه داشت ؟

یک روزنامه‌نگار ایرانی دیگر که اکنون در ایران زندگی می کند، به این سوالات تا حدی پاسخ می دهد. او که نظری مخالف با نظر نیک آهنگ کوثر دارد و می خواهد دراین گزارش اسمی از او برده نشود می گوید:« اگر چه روزنامه‌نگارانی که به بی طرفی معتقدند، معمولا خود را ناظران بی‌طرف می دانند اما مطمئن باشید که نشریه‌ای که از انگیزه‌ای حمایت می‌کند اطلاعات صحیح‌تر و تحلیل های قاطع‌تری نسبت به نشریه بی طرف دارد، چرا که احساس مسولیت اجتماعی بیشتری دارد و این در روزنامه‌نگاری اصل مهمتری است .در ضمن باید شرایط جامعه و منطقه ای که در آن به سر می بریم را در نظر بگیریم و آنچه در روزنامه‌نگاری غربی شنیده ایم را طوطی وار تکرار نکنیم. چطور وقتی هموطنان من جلوی چشمم کشته می شوند من می توانم بی طرف و بی نظر باشم قطعا در این شرایط من موضع دارم و طرف گروهی را می گیرم که تریبون ندارد و به آن ظلم شده است مگر غیر از این است که همه ما انسانیم و به ذات هیچ انسانی نمی‌تواند بی طرف و بی نظر باشد.»

او که اکنون خود را از حامیان جنبش سبز در ایران می داند می گوید :«اگر من این احساس مسوولیت را نسبت به این جنبش نداشتم احتمالا سراغ موضوعاتی که اکنون درباره آن کار می کنم نمی رفتم . اما تاکید هم می کنم که وابستگی ام به این جنبش موجب نشده که انتقاداتم را به رهبران این جنبش یا عملکردشان مطرح نکنم چرا که وابستگی به یک جنبش و عقیده معنایش الزما نادیده گرفتن اشتباهات آن گروه یا حزب نیست.»

او همچنین می گوید: «وابستگی من به این جنبش، وابستگی به قدرت و یا ثروت نیست،همان چیزی که طرفداران روزنامه‌نگاری بی طرفانه همواره به ما می گویند، اینکه ما وابسته به نوعی قدرتیم ولی آیا جنبش سبزاکنون قدرتی دارد ؟ من فقط به مردمم نزدیکتر شده ام و تحلیل بهتری از وقایع و اتفاقات کشورم دارم .من فقط با یک جنبش هم ذات پنداری کرده ام و درباره آن اطلاع رسانی می کنم این کجا به معنای ندیدن واقعیتهاست؟»

به گفته وی فقط در شرایطی می توان از خبرنگاران حامی یک جریان ایراد گرفت که مجامع و مراکزی جهت کنترل حاکمیت وجود داشته باشد و این در شرایط فعلی ایران امکان پذیر نیست و در نبود احزاب و فعالان حزبی در ایران مسولیت روزنامه‌نگار فعالیت سیاسی است.در صورت وجود احزاب آزاد روزنامه نگار بی طرف معنا دارد، یک روزنامه‌نگار قبل از بی طرفی وظیفه آگاه کردن جامعه و ایجاد بینش در میان مردم را به عهده دارد و این هرگز خروج از اصول حرفه ای روزنامه‌نگاری نیست.

کوثر درباره این گفته‌ها اما چنین عقیده ای دارد: « بدون مستقل بودن از قدرت سیاسی، نمی‌توان آزادانه دید و نوشت. آن وقت است که به کسانی علاقه نشان می دهی ومی کوشی در نوشته هایت آنها را آدم های فرهیخته ای نشان دهی که، آدم‌هایی بسیار عادی هستند با نقاط ضعفی که همگان دارند. این افرادی که روزنامه‌نگار به آنها علاقه دارد حتی ممکن است سو استفاده مالی، جنسی، سیاسی کنند، اما گروهی می کوشند آنها را قدیس نشان دهند . وظیفه روزنامه‌نگار، تنها گزارش واقعیت است و اگر کسی بتواند هم واقعیت را گزارش دهد و هم وابستگی‌های حزبی‌اش را داشته باشد، یک جای کارش ایراد دارد یعنی نمی‌توان هم جواب‌گوی مردم بود و هم جواب‌گوی روسای حزب. کسانی که می‌گویند برای گروهی می‌نویسند که قدرت ندارد، اکثرا مایل هستند که آن گروه حتما به قدرت برسد. تکلیف بعد از به قدرت رسیدن آن گروه چیست؟ چگونه می توانند مدعی نظارت بر قدرت باشند؟ قدرتی که خود در ایجاد یا تثبیت آن نقش بازی کرده اند؟»

کوثر در باره توجه روزنامه‌نگار به منافع عمومی و اهداف بزرگ‌تری مثل حقوق بشر، دموکراسی و محیط زیست می‌گوید: «یکی از شاخه‌های جدیدتر روزنامه‌نگاری، "روزنامه‌نگاری حامیانه" است. روزنامه‌نگار اعلام می‌کند که چه نگاهی دارد، اما واقعیت را قربانی اهداف و برنامه‌های حزبی نمی‌کند. این با روزنامه‌نگاری "جانب‌دارانه ی " معمول رسانه‌های سیاسی ایرانی فرق می‌کند. مثلا اگر جنبش سبز یک رسانه "حامیانه" داشت، همکارانشان می‌توانستند با خیال راحت در باره اعدام‌های دهه ۶۰، نقش مسوولان دولت موسوی در تبعیض میان قومیت‌ها و مذاهب، اعدام دختران بهایی در سال ۱۳۶۲، حذف استادان دانشگاه‌ها، تاثیر اشغال سفارت آمریکا بر سرنوشت مردم ایران و … می‌نوشتند و کسی هم ناراحت نمی‌شد. چون طرح ماجرا حتما باعث ایجاد بحثی می‌شد که به بیرون آمدن واقعیت‌های بسیاری منتهی می‌شد. مساله این است که رسانه‌های سبز به خاطر حفظ اعتبار رهبر انقلاب ایران، مجبورند بخش بزرگی از واقعیت را بپوشانند. این مصلحت اندیشی از نگاه من، جعل واقعیت است.»

جانبداری وارد فرهنگ رسانه‌ای ما شده است

«اگر روزنامه‌نگاری بی‌طرف نیست اما دلیل نمی‌شود که واقعیتها را جعل کند. »این نکته ای است که کوثر در ادامه صحبتهایش به آن اشاره می کند :« این روزها روزنامه‌نگاری که وابستگی را زیر سوال می‌برد متهم به هزار و یک چیز می‌شود. به نظر من فضای حزبی برای روزنامه‌نگاری باتلاقی است که تا از آن خارج نشده باشد ، قدر تمیزی بالای باتلاق را نخواهد داشت.»

او در ادامه سخنانش با اشاره به بحث تفکیک منافع می گوید :«روزنامه‌نگار حزبی حتما می‌خواهد متناسب با منافع حزب خود کار کند. او باید در نظر حزب‌اش خوب به نظر برسد و رقیب را منفی و حتی شیطانی نشان دهد معلوم نیست با این همه خوبی، چطور همه جای مملکت در دوران قدرت داشتن حزب خودی نابسامان بوده است.»

او برای صحبتهایش مثالی می آورد :«استاد روزنامه‌نگاری تحقیقی ما می‌گفت زمانی مشاور حزب شده و در پایتخت کانادا مشغول کار شده بود. نه به خاطر وقت محدود، که به خاطر وابستگی سیاسی در همان مدت از تلویزیون کناره گرفت . استاد دیگرمان هم می‌گفت کسانی که در کمپین‌های انتخاباتی به کاندیداها کمک می‌کنند، موقتا کارشان را در رسانه‌هاشان کنار می‌گذارند و موقع بازگشت هم در حوزه‌ای قرار نمی‌گیرند که کارشان به نحوی منتهی به تغییر واقعیت بر اساس منافع بشود.»

وی با تاکید بر اهمیت توجه به منافع و تضاد منافع ادامه می دهد: « شک نکنید تعلقات‌مان به نحوی مانع انعکاس اخبار می‌شود، اگر به گزارش‌ها و خبرهای‌مان رجوع کنیم، حتما به مواردی برمی خوریم که عمدا در انعکاس واقعیت به نفع یک طرف کوتاهی کرده‌ایم.»

این کاریکاتوریست ایرانی کوتاهی روزنامه‌نگاران در برابر جنایت‌ها و نقض گسترده حقوق بشرتوسط قدرتمندان سیاسی و ایجاد مصونیت برای آنان در خارج از کشور را از این جمله می داند :« بارها، حتی از سردبیران با سابقه شنیده‌ام، که واقع‌گرایی و گزارش سو استفاده‌های مالی و سیاسی ممکن است به نفع فلان گروه تمام شود و باید سکوت کرد. حالا وقتی یک آدم حرفه‌ای به شما می‌گوید کل ماجرا را نادیده بگیر چون ممکن است دیگری سو استفاده کند، چه احساسی می‌کنید؟ مگر روزنامه‌نگار مسوول منافع مردم نیست؟ کسانی که سعی می‌کنند بخشی از واقعیت را بپوشانند تا مثلا مصلحتی حفظ شود، نهایتا در مسوولیت خواهی از مسوولان سیاسی نابینا و ناشنوا و ناگویا می‌شوند. اینچنین فردی مثل هاشمی رفسنجانی توسط دوستان تبدیل به قهرمان دموکراسی می‌شود، اما اگر از همکاران حزبی‌نویس بخواهید که سوابق قراردادها و برنامه‌های ایشان و نزدیکان‌شان را فقط بررسی کنند، می‌بینید که ابروها بالا می‌رود و "فراموشی" آغاز. چرا؟ چون اگر بر فرض هاشمی زیر سوال برود، از نظر دوستان، جنبش سبز زیر سوال می‌رود. آیا با این تعریف، هاشمی و ساکتان در برابر او، جنبش سبز را به نحوی گروگان نگرفته‌اند؟»

روزنامه‌نگاری که در ایران زندگی می کند اما این بحث‌ها را قبول ندارد ومعتقد است :« بسیاری از اصول روزنامه‌نگاری مدرن برای ایران و شرایط بحرانی که از نظر رسانه ای بر آن حاکم است معنا ندارد و گاهی استدلالهایی مثل حرفهای آقای کوثر تنها به خودزنی سیاسی گروهی که هیچ قدرتی ندارد منجر می‌شود.به عنوان مثال معلوم نیست چرا آقای کوثر بیشترین انتقاد را در دوسال اخیر نه متوجه صاحبان قدرت در ایران که متوجه اپوزیسیون و و رهبران آن از جمله میرحسین موسوی کرده است؟مگر نه اینکه وظیفه روزنامه نگار نقد قدرت است، چرا او به جای نقد قدرت و صاحبان اصلی قدرت در ایران به نقد منتقدان فعلی قدرت که رهبران جنبش سبز هستند، می پردازد؟»‌

به گفته او« روزنامه‌نگاری منتقدانه و بی طرفانه مورد قبول همه روزنامه‌نگاران است اما یادمان نرود که ما باید صاحبان قدرت را که به مردم ظلم می کنند نقد کنیم نه گروهی را که در اقلیت است و کوچکترین قدرتی ندارد .گاهی ما مفهموم روزنامه‌نگاری منتقدانه را متوجه نمی شویم و فکر می کنیم باید به آدم و عالم فقط انتقاد کنیم. میرحسین موسوی که این همه مورد نقد آقای کوثر قرار گرفته نه فقط صاحب قدرت نیست که از سوی صاحبان قدرت تحت فشار شدید قرار داشت و هم اکنون هم در زندان خانگی است.»

روزنامه‌نگاری باید بی‌طرفانه باشد

در حالی که روزنامه‌نگاران حامی و طرفدار یک حزب و جریان معتقدند که با مسولیت پذیری بیشتر می توانند منافع مردم را دنبال کنند .

نیک آهنگ کوثر با این عقیده مخالف است : «خیلی راحت می‌توانم بگویم که اگر کوتاهی ما روزنامه‌نگاران نبود، بسیاری از پروژه‌های معیوب سدسازی، راه‌سازی، شهرسازی، خودروسازی به این شکل جلو نمی‌آمدند تا الان دست به دعا ببریم که فاجعه‌ای رخ ندهد. وابستگی حزبی، مالی و منافع مشترک رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران یکی از عوامل مهم عدم نظارت بوده و با توجه به آن چه می‌بینم، حتا مدتها ادامه خواهد داشت.»

او با مثالی صحبتهایش را ادامه می دهد :« سال ۱۳۸۱ می‌خواستم خانه‌ بخرم. چند ماه قبل از آن در گفتگو با غلامحسین کرباسچی پرسیدم چرا مهندسان شهرداری اجازه ساخت این همه برج معیوب و نامقاوم در برابر زلزله‌ تهران را داده اند. کرباسچی از مهندسان شهرداری در دوران خودش دفاع کرد و گفت کارشان را درست انجام داده اند و من همان موقع داشتم ساختمان‌های بلند مرتبه در شمال تهران را همراه با دلالان معاملات ملکی بازدید می‌کردم. ترک‌های اساسی در پارکینگ و زیر زمین که ناشی از نشست زمین به خاطر عدم محاسبه وضعیت خاک پی و عدم انجام دقیق آزمایش‌های مکانیک خاک و ساخت واحدهای مسکونی بر اساس نتایج به دست آمده و..بود .حالا فرق من با هزاران روزنامه‌نگار مملکت این بود که زمین شناسی خوانده بودم و اطلاعات بیشتری در باره خطر زلزله تهران داشتم. همان روزها به سراغ یکی از مسوولان سابق شهرداری رفتم و ماجرا را گفتم. از میان ۴۰-۵۰ واحدی که دیده بودم چند تا را محکم‌تر یافتم و به او آدرس‌ها را دادم. او تنها یکی را تایید کرد. یعنی یکی از مهندسان ارشد شهرداری، بر اساس نشانه‌هایی که به او دادم و سوابق خانه‌ها، فقط یکی را از میان همه "سالم" دانست. حالا فرض کنید در زمانی که این ساخت و سازها انجام می‌شد. من می‌خواستم در روزنامه همشهری که در آن شاغل بودم، گزارشی در باره ایرادهای کلی ساختمان سازی در شهری مثل تهران بنویسم. اگر بر اساس مشاهدات، و تحقیقات چیزی می‌نوشتم، فکر نمی‌کنید اولین واکنش زیردست‌های کرباسچی در روزنامه شهرداری، اخراج من به خاطر خیانت به رئیس کل بود؟ اما اگر گزارشی می‌نوشتم و می‌گفتم شهرسازی در تهران مملکت را به نقطه‌ای آرمانی رسانده و شهردار تهران امیرکبیر ثانی است.آیا سردبیر همشهری حقوقم را زیاد نمی‌کرد؟ مرا به جمع‌های درونی دعوت نمی‌کرد و تبدیل به یکی از اعضای اتاق فکر ستاد کارگزاران نمی‌شدم؟»

بحث بی طرفی در روزنامه‌نگاری، عدم وابستگی روزنامه‌نگار به احزاب سیاسی و جدایی کار روزنامه‌نگار و فعال سیاسی و اجتماعی به عقیده برخی از روزنامه‌نگاران به موقعیت کشوری که روزنامه‌نگار در آن زندگی می کند بستگی دارد و نمی توان بسترهای اجتماعی را از عقاید و نظرات افراد جدا کرد از سوی دیگر تعدادی از روزنامه‌نگاران هم مدام بر اصول جهانی روزنامه‌نگاری تاکید می کنند و اینکه نمی توان اصول علمی روزنامه‌نگاری را نادیده گرفت و بر اساس دیدگاهی شخصی علم روزنامه‌نگاری را بنا نهاد این بحث مدتها بین روزنامه‌نگاران وجود داشته و هنوز هم در بهترین دانشگاه های رونامه نگاری دنیا بحث و بررسی درباره آن ادامه دارد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.