مهدی جامی: در اینکه حوزه ژورنالیسم باید متمایز از اکتیویسم سیاسی و اجتماعی باشد، من تردیدی ندارم. اما اینکه این دو حوزه به هم آمیخته شده و میشود یکی به این دلیل ژرفساختی است که بنا به آن عادت ذهنی داوری و رفتار میکنیم که بدان آلوده شدهایم، یعنی گم کردن تعریفها و تبیین نقشها؛ پیامد زندگی در جامعهای که در این سی ساله بسیاری از مفاهیم در آن شناور شده و از تعریف خود بیرون شدهاند. دلیل روساختیاش هم به نقشی که روزنامهنگاری در جامعه ما پیدا کرده برمیگردد. نقشی که در بیشتر جاها با روزنامهنگاری به معنای یک حرفه مستقل همخوانی ندارد. بنابرین بهتر است اول از خود بپرسیم اکتیویسم چیست؟ بعد از آنکه تصوری از اکتیویسم به دست آوردیم راحتتر تصدیق خواهیم کرد که از ژورنالیسم فاصله دارد.
شمشیر بُران هدفمند سازی یارانهها
6 آبان 1388دریا امین : اگر حافظه تاریخی ایرانیان دست از فراموشیهای خاص خود برداشته باشد، به آسانی میتوان به خاطر آورد که موضوع هدفمند سازی یارانهها برای اقتصاد ما اصلا تازگی ندارد که حالا دولت دهم همه هم و غم خود را برآن گذاشته تا افتخار آن را به نام خود ثبت کند.
هدفمند سازی یارانهها در کشوری که سالیانه بالغ بر 10 هزار میلیارد تومان یارانه سوخت را بر بدنه اقتصاد تحمیل کرده ، امری ضروریست اما این که چرا به یکباره آقایان از خواب غفلت برخاسته و نوای هدفمند سازی را کوک کرده اند جای تعجب دارد. همان طیف اصولگرایی که در مجلس هفتم با به سینه زدن سنگ تثبیت قیمتها راه را بر افزایش قیمت بنزین ، آب و برق و هزار یک قلم کالای دیگر میبست تا مبادا فشاری بر دهکهای پایین جامعه تحمیل کند، امروز در دفاع از هدفمند سازی یارانهها در مجلس صفآرایی کرد و گرانی را سودمند برای ضغفا دانست. هدفمند سازی یارانهها نه تنها طرح تازهای نیست، که در بر نامه چهارم توسعه و در دولت اصلاحات بسیار مورد توجه قرار گرفت اما این تنها وتنها مجلس هفتم بود که تمام هم و غم خود را به کار بست تا برنامه چهارم را از اعتبار ساقط کند. چنین پیشینهای است که پرده از اسرار تصویب لایحه هدفمند شدن یارانهها بر میدارد و آشکارا آن را ترفندی سیاسی ونه اقتصادی در چنته دولت دهم مینمایاند.
وقتی محمود احمدی نژاد طرح هدفمند کردن یارانهها را در قالب بودجه 88 به مجلس برد تا در آستانه انتخابات کار را یکسره کند، مجلس لایحه ای جداگانه را برای این موضوع از دولت طلب کرد و تصویب لایحه هدفمند سازی یارانهها که میرفت تا تحت لوای توزیع نقدی درآمد نفت احمدینژاد را بیش از پیش در جمع مدافعانش محبوب کند با سنگ اندازی مجلس به بعد از انتخابات موکول شد. حالا این لایحه به تصویب رسیده و دولت و مجلس یکپارچه تیشه به ریشه اقتصاد ایران میزنند و عاقبت هم آن را از پای در خواهند آورد.
تحلیلگران اقتصادی فشار تورمی حذف یارانهها را حتی در دراز مدت آنقدر جدی ارزیابی کردهاند که به قول علیرضا محجوب نماینده مجلس که در مخالفت با این طرح سخن میگفت ، جامعه به صورت دوقطبی وبه دو طیف فقیر وغنی تقسیم خواهد شد و طبقه متوسط از میان خواهد رفت.
از سوی دیگر رویه "گدا پروری" که احمدینژاد از ابتدای کار خود – از چهار سال پیش تا کنون- در پیش گرفته تشدید خواهد شد. انعامهای سفر های استانی که موجب شده بود آقای رییسجمهور دست ودل باز بلا گردان بسیار بیابد حالا جنبه قانونی یافته و هیچ احدی جلو دار آن نیست.
بر اساس محاسبات صورتگرفته بناست تا هر خانواده 5 نفری از دهکهای کم درآمد ماهیانه 110 هزار تومان از درآمد نفتی کشور سهم دریافت کند؛ انگار بار دیگر باید شعار فرزند کمتر زندگی بهتر را از یاد برد و به جای آن نوشت هر آنکس که دندان دهد ، نان دهد که روستاییان و اقشار کم در آمد فاتحهای نثار همه سیاستهای کنترل جمعیت کنند و بر تعداد فرزندان بیافزایند تا میزان یارانه نقدی شان نیز افزایش یابد.
از وجهه اجتماعی این داستان که بگذریم در شرایطی که دولت به پشتوانه درآمد نفت چنین حاتم بخشی می کند با کاهش قیمت نفت که البته دور از انتظار هم نیست، چگونه میخواهد در برابر مردم سر بالا بگیرد؟! به خصوص که شرایط سیاست بینالمللی برای ایران به تیغی میماند که اگر ببرد اول قربانی اش اقتصاد خواهد بود؛ دامنه تحریمها میتواند دامنگیر بسیاری از اقلام شود. از سوی دیگر تولید از حذف سوبسید ها وتورم ناشی از آن آسیب جدی خواهد دید و در نهایت در این معادله کوچکترین خدشهای به امر واردات به واسطه تحریم اقتصادی مردم را دچار بحران میکند.
روحیات گدا پروری دولت حس سرکوب شده مصرفگرایی را در قشری بیدار میکند که حالا امکاناتی ویژه را طلب میکند تا بتواند این نقدینگی حاصل از صدقه سری دولت را جایی خرج کند و اگر واردات باشد یک درد است و اگر به دلیل تحریم اقتصادی واردات به ایران هم صورت نگیرد ، هزار ویک درد.
انگار اگر دولت در عرصه ساماندهی اقتصاد کشور از لبه این تیغ بران ذره ای بلغزد، این جماعت مدافعان چند صد میلیونی به مخالفینی سر سخت بدل می شوند که حالا مزه پول نفت را هم زیر دندان چشیده اند.
کارآمدی هدفمند سازی یارانه ها حتی در ظرف زمانی 5 ساله با اما و اگر بسیار مواجه است و اجرای آن هم در دولت دهم خالی از شک وشبه نیست.
سخن اول
-
ژورنالیسم ایرانی و اکتیویسم انقلابی
1 دی 1388 -
جنبش برای دانستن و وظیفه خبرنگاران
18 آذر 1388رضا معینی: در همه کودتاها به هر شکلی که باشند محدود کردن دسترسی به «دانستن» امری «طبیعی» است. در همه کودتاها مراکز اطلاعرسانی و به اصطلاح «وسایل ارتباط جمعی» همچون رادیو، تلویزیون و روزنامهها تسخیر میشوند و تحت کنترل نظامیان قرار میگیرند، روزنامهنگاران بازداشت و از حق انجام وظایف خود محروم میشوند. در ایران نیز همین امر پیش رفته است. با این مشخصه میتوان جنبش امروز مردم ایران را، جنبشی برای دستیابی به «حق دانستن» تعریف کرد. مسئله اصلی این جنبش هم همین است: دستیابی به حق دانستن. اینگونه است که از یک سو تلاش برای مطلع کردن و مطلع شدن و از سوی دیگر جنون به بند کشیدن خبر و خبرنگار و بیخبری برای همگان - به هر قیمتی- در برابر هم صف کشیدهاند.





