6 آذر 1390

وضعیت طنز و کاریکاتور در روزنامه های ایرانی

اجازه بدهید شوخی کنیم

6 آذر 1390

خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:«اجازه بدهید شوخی کنیم!» جمله پیشین شاید مهم ترین درخواست طنزنویسان و کاریکاتوریست های مطبوعاتی باشد. لازمه شوخی کردن با افراد یا نهادها چیست؟ پاسخ چندان واضح است که نیازی به تکرار آن احساس نمی شود!

متأسفانه در ایران هاله های قدسی گسترش بسیاری یافته؛ چنانکه مثلاً معاونان بخشداری ها نیز خود را صاحب جبروتی خدشه ناپذیر می پندارند. گاه به بهانه حفظ ادب، گاه به بهانه حفظ حرمت جایگاه یا سن، قرار دادن مقامات مسؤول در موقعیت سوژه طنز، مورد پذیرش قرار نمی گیرد. به عنوان مثال طنزنویسان و کاریکاتوریست های شهرستان نشین وقتی گفته های استانداران را به عنوان «موضوع» انتخاب کنند، با واکنش هایی از طرف استانداری یا اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی روبه رو می شوند. این واکنش ها معمولاً از الگوی فکری یکسانی تبعیت می کند: شأن استاندار بالاتر آن است که یک کاریکاتوریست بتواند با آن شوخی کند! در این ادبیات، کاریکاتوریست یا طنزنویس، جوانک سبک مغزی است که قدر زحمت های شبانه روزی مسؤولان را ندانسته و با کاریکاتور و طنز، خادمان جامعه را نسبت به ادامه خدمت رسانی صادقانه دلسرد کرده است. دیوار قدسی، فقط بر گرداگرد استانداران و رؤسای اداره های فرهنگ و ارشاد اسلامی کشیده نشده است.

در شهرستان ها مدیران کل تمام اداره ها و رؤسای اداره های شهرستان ها، همگی در میان حصاری نشسته اند که طنزنویسان و کارتونیست ها را به درون آن راهی نیست.

طنز و کاریکاتور چیزی نیست جز رویکرد شوخ طبعانه به موضوع. در پسِ طنز و کاریکاتور دیدگاهی نهفته است و بسیاری مواقع نقدی. رویکرد شوخ به موضوع سبب می شود طمطراق های بیهوده به کناری افکنده شود و فردی که سوژه طنز قرار گرفته، به شخصیتی مشابه با سایر مردم بدل شود؛ در حالیکه او خوش می دارد در وضعیتی فراتر قرار داشته باشد.

طنز، نوشتار شوخ طبعانه است و کاریکاتور، نقاشیِ شوخ. طنز و کاریکاتور رسواکننده شکوه های پوشالی وافشاگر دروغ های پرشکوه هستند. در جامعه ای که طنز و کاریکاتور بخش ثابتی از نشریه ها باشد، مدیران نمی توانند با غرور و تکبر، از بالا به سایرین نگاه کنند. وجود نوشته ها و نقاشی های شوخ در نشریه ها، جایگاه مردمی آنها را ارتقاء می دهد و توجه جامعه به مطبوعات را نیز بیشتر در پی می آورد. نوشته های طنز و کاریکاتورهای مرتبط با موضوعات روز، تحلیل های شوخ طبعانه ای هستند که انتشارشان نشانگر وجود آزادی بیشتر در کشور و تحمل بالای حاکمان است.

در کشوری زندگی می کنیم که به محض انتشار کاریکاتور سادۀ یک مدیر استانی در یک نشریه کم تیراژ محلی، ده ها برخورد تند و بی ادبانه و غیرقابل باور با آن نشریه صورت می گیرد. در کشوری زندگی می کنیم که هیچ نشریه طنز و کاریکاتوری در آن منتشر نمی شود و اگر هم می شود، به طنز مرتبط با مسائل روز نمی پردازد.

نقاشی های شوخ طبعانه به دو بخش کاریکاتور و کارتونِ ادیتوریال تقسیم می شود. کاریکاتور، نقاشیِ شوخی است که تاریخ انقضاء زودهنگامی نمی توان برایش قائل شد. مثلاً فقر یا مناسبات عاشقانه یا موضوعاتی از این دست وقتی دست مایه کاریکاتور قرار می گیرد، اثر را امروز یا چندین ماه و حتی چند سال بعد نیز می توان منتشر کرد. این قبیل کارها جنبه های هنری بالاتری دارند و اغلب در نمایشگاه های کاریکاتور می توان سراغ شان را گرفت. در ایران کاریکاتور به این معنا، حضور قدرتمندی دارد و کاریکاتوریست های ایرانی، اگرنه الزاماً در فضای رسانه های مکتوب، در فضای مجازی و نیز در فستیوال های خارجی درخشش های خوبی داشته اند. این آثار اغلب درگیری مستقیمی با حاکمیت ها ندارد و از طرف صاحبان قدرت در رده آثار قابل تحمل قرار می گیرد. در مقابل، کارتون ادیتوریال مسائل روز را نشانه می رود و مثل خبر، تاریخ انقضاء کوتاه مدتی دارد. مثلاً اگر کارتون مرتبط با گفته فلان وزیر، در همان روزها منتشر نشود، هفته بعد دیگر نمی توان آن را به چاپ رساند. کارتون ها به دلیل سرعت بالای تولید، اغلب ارزش هنری پایین تری در قیاس با کاریکاتور دارند، اما از قدرت تأثیرگذاری آنی و چکشی برخوردار هستند. کارتون ادیتوریال نقاشی شوخ طبعانه ای است که با موضوعات روز پیوند دارد و در واقع تحلیل کارتونیست از یک خبر یا واقعه شمرده می شود. اگر ضرورت دارد کاریکاتوریست به مطالعه موارد عمقی بپردازد، کارتونیست بایستی مسائل روز را به دقت پیگیری کند تا صاحب نگرش و تحلیل قدرتمندی در این زمینه باشد. اجراء خوب در کنار نگاه تیز و عمیق، اثر را به میان مردم برده، بر اعتبار رسانه، به عنوان ناشر کارتون می افزاید.

طنز یا نوشته های شوخ نیز مثل کاریکاتور به دو بخش تقسیم خواهد شد: طنزی که درباره مسائل روز نوشته می شود و طنزی که خبر را سوژه خود نمی کند. گونه دوم ماندگاری بیشتری دارد و گونه نخست باید در همان روز یا یکی دو روز بعد از انتشار خبر خوانده شود تا تأثیرگذار باشد.

سهم طنز و کاریکاتور در نشریه های سراسری ما چیست؟ روزنامه ها را ورق بزنید. چند روزنامه ستون ثابت کاریکاتور دارد؟ و در این میان چند کاریکاتور و طنز قوی، تیز و اثرگذار منتشر می شود؟ در بیش از نیمی از روزنامه های ایرانی نمی توان سراغی از طنز و به خصوص کاریکاتور و کارتون گرفت. همشهری، پرتیراژترین روزنامه فارسی، هر روز یک کارتون آنهم با اجرای ضعیف در صفحه اجتماعی چاپ می کند. عرض ستونی که این روزنامه به کاریکاتور اختصاص داده چنان اندک است که کارتون به شکلی مناسب به چشم نمی آید. موضوع این کارتون نیز اغلب مسائل اجتماعی ای است که رغبتی در ببیننده برنمی انگیزد. روزنامه فرهیختگان در صفحه بین الملل خود هر روز در انتهای ستون سمت چپ، کارتونی مرتبط با مسائل روز خارجی را از رسانه های خارجی گرفته و منتشر می کند. عرض اختصاص داده شده برای این کارتون نیز به اندازه ای نیست که بتواند جلب توجه کند؛ گو اینکه به هر حال ربطی به اوضاع داخلی نیز ندارد. در این روزنامه کارتون دیگری منتشر نمی شود.

مجله طنز و کاریکاتور گل آقا، پس از سکوتی که در پایان دهه پنجاه و آغاز دهه شصت بر کشور حاکم شد، تنها وارث سنت شوخی در رسانه های ایرانی بود. اما این نشریه پس از فوت بنیان گذار آن، کیومرث صابری، دیگر مورد تحمل قرار نگرفت و وارث مجله ترجیح داد به جای انتشار نشریه ای که هیچ خریداری نمی تواند داشته باشد و تنها به درد بدنام کردن کارنامه گل آقا در نزد مردم می خورد، از انتشار آن صرف نظر کند. اکنون به جز مجله «طنز و کاریکاتور» که با هزار و یک احتیاط و با رویکردی بی خطر منتشر می شود، هیچ نشریه طنز و کاریکاتور دیگری در ایران به چاپ نمی رسد. دو ژانر کارتون و طنز، به عنوان بخش هایی از روزنامه نگاری به آستانه حذف کامل از نشریات فارسی رسیده اند. کاریکاتور و طنز، به عنوان عرصه های هنری و نوشتاری، نیاز به خالقانی دارند که از ذهنیتی باز و بینشی فراخ برخوردار باشند؛ فقدان این ذهنیت و بینش، آثار تولیدی را در سطح نازلی نگه می دارد. از همین روست که مثلاً آثار کاریکاتوریست های مدافع طیف های فکری بسته، از نظر اجرا و فرم نمی تواند قابل قیاس با آثار کاریکاتوریست هایی باشد که در طیف های نوجو قرار دارند.

کارتونیست و طنزنویس با سوژه شوخی کرده، در قالب شوخی دیدگاهش را بیان می کند. بنابراین تولید طنز و کارتون نیازمند انجام شوخی است. درست است که ممیزی حاکم و انسداد فضای رسانه ای گاه منجر به تولید آثاری هنرمندانه تر شده که اسیر شعارگرایی سطحی نبوده اند، اما دفاع از انسداد به عنوان عامل پیشرفت هنر انتقادی، در نهایت چیزی جز یک نگرش سطحی نیست. انسداد ذهن ها را می خشکاند و از باروری نسل های نو جلوگیری می کند. انسداد باعث قطع سنت های هنری می شود و سرانجام ریشه درخت آفرینشگری را می خشکاند. برخی رواج آزادی را برابر با رواج آثار ضعیف می گیرند و انسداد را عامل تولید آثار قوی می دانند. در حالیکه آثار قوی در فضایی آزاد با قدرت و تعداد بیشتر می توانند منتشر شوند و آثار ضعیف هم با همه فراوانی در کنار آثار قوی، در معرض انتخاب مخاطبان قرار می گیرند. به هر حال زمانه و سطح فکری مخاطبان است که موفقیت هر رسانه را معین می کند. دفاع از ممیزی به عنوان عامل تقویت هنر، مثل دفاع از بیماری ای است که می تواند به رشد دانش داروسازی منجر شود! تجربه چند سال اخیر نشان داده اگرچه برخی در فضای آزاد آثار بی مایه و کم مایه تولید می کردند، لازمه اجتناب از شعارزدگی و سطحی نگری، نه بسته بودن فضا، که رشد فکری هنرمند و خالق اثر است؛ وگرنه در فضایی که اجازه شوخی از طنزنویس سلب می شود، اساساً امکان هیچ تولیدی وجود ندارد. در حال حاضر در مطبوعات فقط با مردم می توان شوخی کرد و مثلاً ریختن زباله در معابر و نداشتن فرهنگ آپارتمان نشینی و رانندگی نامناسب را سوژه کار قرار داد. این طنز در کنار چشم پوشی کامل و اجباری ای که بر رفتارهای مسؤلان دارد، خودش کم کم با شرمساری کنار می رود یا از طرف مردم به حاشیه رانده می شود. منفی گرایی نگرشی شایسته نیست، اما وضعیت طنز و کاریکاتور در روزنامه های ایرانی، تلخ است و دردناک.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.