2 آذر 1394

نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

2 آذر 1394

مونیکا کمپ‌بل*

ترجمه از خبرنگاران ایران- بهرام سیستانی

بر دیوار اتاق خواب نوئه زاوالِتا تصویر قاب‌شده‌ای نصب شده که روی جلد شماره‌ی پانزدهم مجله‌ی پروسِسو به تاریخ فوریه‌ی ۲۰۱۴ را نشان می‌دهد. پروسسو یکی از مجله‌های خبری مهم مکزیک است. در این تصویر عکسی از خاویر دوارته حاکم وراکروز که ایالت ناحیه‌ی ساحلی خلیج مکزیک است دیده می‌شود. دوارته کلاه آبی پلیس بر سر دارد و برجستگی شکم‌اش زیر پیراهن سفیدش پیدا است. تیتر روی جلد مجله چنین است: «وِراکروز: دولت بی‌قانون».

برای زاوالِتا این نوعی شق‌القمر بود که عنوان گزارش‌اش بر روی جلد مجله‌ی پروسِسو باشد که مجله‌ای منتقد دولت شناخته می‌شود. او در خَلَپه، پایتخت مستعمراتی وِراکروز زندگی می‌کند و این ایالت را به‌خوبی می‌شناسد. تصویر روی جلد مجله به معنای در معرض دید عموم ـ و در معرض خطری بزرگ ـ قرارگرفتن زاوالِتا و روبِن اسپینوزا، عکاس خبری آزادی بود که عکس روی جلد کار او بود.

دوارته مدت‌ها است که گزارش‌گران منتقد دولت را به باد انتقاد می‌گیرد و گزارش زاوارتا از این دست گزارش‌ها است. در این گزارش به رسوایی فساد، افزایش خشونت‌ کارتل‌ها و مرگ خبرنگار گرگوریو جیمِنِز اشاره شده بود که هنگام بردن کودکانش به مدرسه ربوده شد و چند روز بعد در یک گور مخفی پیدا شد. گرچه جیمِنِز به نوشتن گزارش درباره‌ی جنایت در وراکروز اقدام کرده بود، اما مقامات دولتی آن را انگیزه‌ی قتل او نمی‌دانستند. نوشته‌ی زاوالِتا از نحوه‌ی انجام تحقیقات انتقاد کرده بود و بر این واقعیت هشداردهنده تأکید کرده بود که از زمان به قدرت رسیدن دوارته در دسامبر ۲۰۱۰، ۱۳ روزنامه‌نگار در وراکروز به قتل رسیده‌اند یا اندکی بعد از خروج از این ایالت کشته شده‌اند.

قتل اسپینوزای عکاس چهاردهمین مورد این قتل‌ها بود. تن بی‌جان او را که همراه چهار زن دیگر اعدام شده بود، در آپارتمانی در مکزیکو سیتی یافتند. به سرِ همگی آنان با تپانچه‌ی ۹ میلی‌متری شلیک شده و نشانه‌هایی از شکنجه نیز پیدا بود. از جمله سایر قربانیان نادیا ورا، یک فعال دانشجویی در وراکروز بود که او نیز این ایالت را به دلیل تهدیدها ترک گفت. زاوالِتای عصبی درحالی‌که روی لبه‌ی تخت‌اش در کنار میز تحریری نشسته که دفتر کار خانگی‌اش است، می‌گوید «من هنوز نمی‌توانم باور کنم. از زمانی که روبِن مرده من کارم را متوقف نکرده‌ام. من ادامه می‌دهم، ادامه می‌دهم، ادامه می‌دهم. می‌خواهم فکر کنم که این اتفاق نیفتاده، تنها یک کابوس بوده و فردا وقتی از خواب بیدار شدم روبِن رو خواهم دید».

خبر‌نگاران سال‌ها است که در مکزیک با خطر مواجه هستند. کارشان به گونه‌ای است که آنان را در کانون توجه گروه‌های جنایی سازمان‌یافته قرار می‌دهد. از میان رهبران جماعت‌ها، وکلا و طرفداران حقوق بشر که جرم وجنایت را در مکزیک به پرسش گرفته و بررسی می‌کنند نیز قربانیانی دیده می‌شوند. علاوه بر این روزنامه‌نگاران با موانع ناپیداتری مواجه هستند ـ یعنی پیوند‌های عمیق دولت با رسانه‌ها. رادیو و روزنامه‌ها به طور فزاینده‌ای به دولت متکی می‌شوند، به‌ویژه برای قراردادهای پرسود آگهی. با این‌حال برخی گزارش‌گران تحقیقی به خبررسانی و ایستادگی دربرابر موانع ادامه می‌دهند. اینان بخشی از موج تازه‌ی خبر‌نگارانی هستند که مستقل‌تر و به ابزار دیجیتالی بیشتر متکی‌اند.

اکنون خطرها بیشتر شده‌اند و این وضعیت به‌ویژه از سال ۲۰۰۶ یعنی زمانی شروع شد که رئیس‌جمهور فلیپ کالدِرون حمله‌‌ای نظامی به جرائم سازمان‌یافته‌ را آغاز کرد. آن تلاش شکست خورد و خشونت‌ها و همین‌طور تهدیدها علیه روزنامه‌نگاران سر به فلک کشیدند. قتل براد ویل، روزنامه‌نگار مستقل در سال ۲۰۰۶ که در ایالت جنوبی اوکساکا هنگام پوشش اعتراضات ضددولتی کشته شد، نمادین بود. ویل به طور اتفاقی مرگ خود را فیلم‌برداری کرده بود چنان‌که دوربین‌اش تصویر مردان طرفدار دولت را درحین شلیک به سمت او و به معترضان ثبت کرده بود.

با این‌حال آن مردان به انجام این جنایت محکوم نشدند. به جای آنان خوان مانوئل مارتینِز، نانوایی که در نزدیکی صحنه‌ی جنایت زندگی می‌کرد دستگیر شد، و این درحالی بود ‌که مقامات رسمی هرگز شواهدی ارائه ندادند که نشان دهد او در صحنه حضور داشته است. مارتینِز پس از گذراندن ۱۶ ماه در زندان تبرئه و آزاد شد. او به من گفت «متهم اعلام کردن من آسان‌تر از قاتلان واقعی است». پس از گذشت ۹ سال قاتلان ویل همچنان آزادند.

با افزایش خشونت‌ها گزارش‌گری عمقی از روزنامه‌های جریان اصلی در بسیاری از نقاط شمال مکزیک رخت بربست. سال ۲۰۰۸ در سیوداد خوارِز، روبه‌روی ال‌پاسو، کارتل‌ها درگیر شدند و آرماندو رودریگز، گزارش‌گر برجسته‌ی ال‌دیاریو در مقابل چشمان دخترش هدف اصابت گلوله قرار گرفت. من رودریگز را اندکی پیش از مرگش ملاقات کردم. او به خاطر ثبت موارد قتل در شهر معروف بود، کاری که مقامات محلی آن را پی نمی‌گیرند. در این سال در شهری با جمعیتی بالغ بر ۳/۱ میلیون نفر تلفات مرگ به ۱۵۰۰ فقره رسید، تقریباً ۵ قتل در یک روز. آرماندو خسته به نظر می‌رسید و می‌گفت «من احساس می‌کنم گزارش‌گر جنگ هستم اما صفوف جنگ به چشم نمی‌آیند».

در سال ۲۰۱۲ دوره‌ی ریاست جمهوری کالدِرون پایان یافت. طبق گزارش‌های دولتی در طول شش ساله‌ی ریاستش بیش از ۱۰۰ هزار نفر کشته یا ناپدید شدند. در دوره‌ی ریاست جمهور کنونی انریکه پِنا نیِتو نرخ ارتکاب قتل بعد از کاهشی مختصر دوباره افزایش یافته است، چون کارتل‌ها دچار انشقاق شده و با هم بر سر مسیرهای حمل مواد مخدر درگیرند.

براساس آمار گروه ماده‌ی ۱۹ که گروهی مدافع آزادی مطبوعات است در مجموع از سال ۲۰۰۰ تا کنون ۸۸ روزنامه‌نگار در مکزیک کشته‌ شده‌اند. مشکل جرم و جنایت تنها اندکی حل شده است. گاهی بررسی قتل‌ها وقتی پای مقامات دولتی به میان کشیده می‌شود ناگهان متوقف می‌شوند. کارلوس لاوریا هماهنگ‌کننده‌ی ارشد کمیته‌ی حمایت از روزنامه‌نگاران (CPJ) می‌گوید «سیاست در کار بررسی‌ها سنگ‌اندازی می‌کند. شما مواردی با شواهد متقن مشاهده می‌کنید، اما نتایجی نمی‌بینید». امسال مکزیک جایگاه هشتم را در شاخص عفو جهانیِ CPJ به دست آورد، جایی میان افغانستان و پاکستان. و مکزیک با چهار روزنامه‌نگاری که امسال تا کنون کشته شده‌اند آمار مرگ سال ۲۰۱۴ را دو برابر کرده است.

قتل اسپینوزا نیز نقطه عطفی را رقم زد. به‌ندرت اتفاق می‌افتد که روزنامه‌نگاران در پایتخت کشته شوند. چنین اتفاقی تصویر بهشت امنیت بودن شهر را فرومی‌ریزد، جایی که با جمعیت بیش از ۲۰ میلیون نفری‌اش باعث می‌شود روزنامه‌نگارانِ در معرض تهدید احساس ناشناس بودن کنند. الفردو کورچادو رئیس دفتر مکزیکِ دالاس مورنینگ نیوز می‌گوید «ما همه وحشت را احساس می‌کنیم»، گرچه او روشن می‌سازد که روزنامه‌نگاران خارجی با همان خطراتی رویارو نیستند که همکاران مکزیکی‌شان با آن مواجه‌اند. او می‌گوید «من پاسپورت آمریکایی دارم و می‌توانم هر زمان که بخواهم سوار هواپیما شوم و بروم. شبکه‌های جنایی سازمان‌یافته نمی‌خواهند خطر مواجهه با دولت آمریکا یا هرگونه اختلال در تجارت‌شان را به جان بخرند.

گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است.

در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود. نورما تروجیلو که گزارش‌های خَلَپه را برای لاجورنادا یک روزنامه‌ی چپ‌گرا تهیه می‌کند می‌گوید «اسپینوزا پیوسته خواستار اجرای عدالت در پرونده‌ی رِجینا بود. او یک رهبر بود اما من نگران او بودم». دیری نگذشت که دوارته حاکم وراکروز از روزنامه‌نگاران خواست «درست رفتار کنند» و آنان را «سیب‌های گندیده‌ای» خطاب کرد که به زودی از درخت می‌افتند. سرانجام اسپینوزا در ماه ژوئن وِراکروز را به قصد مکزیکو سیتی ترک گفت. او از یک اعتراض دانشجویی عکس‌هایی گرفته بود که نشان می‌داد مردانی با قمه به معترضان حمله می‌کنند. پس از آن او به دوستانش اطلاع داد که مردان مسلحی بیرون خانه‌اش رفت و آمد می‌کنند. زاوالتا می‌گوید «او واقعاً ترسیده بود».

تا این پایه تحقیق درباره‌ی پرونده‌ی اسپینوزا به ادعایی نخ نما چسبیده است. مقامات رسمی می‌گویند این قتل در جریان یک سرقت اتفاق افتاده است. اما عکس یکی از مردان دستگیر شده نشانه‌هایی از اعتراف‌گیری اجباری را بر چهره‌ی او نشان می‌دهد، چیزی که در این کشور امری عادی است. تِلِه‌ویزا شبکه‌ا‌ی خبری که به خاطر مواضع‌ طرفدار دولت‌اش معروف است اعلام کرد که گزارش سم‌شناسی حاکی از نتیجه‌ی مثبت آزمایش ماریجوانا و کوکائین از اسپینوزا است. بسیاری معتقدند که این گزارش برای بی‌اعتبار کردن اسپینوزا است. کوراچادو می‌گوید «در مکزیک دو بار شما را می‌کشند، یک بار با گلوله و بار دیگر با کشتن شخصیت».

دفتر کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل همراه سایر گروه‌ها خواهان تحقیقات مجدد شده است. دوارته می‌گوید این قتل «نابهنجار» بوده و او مطمئن است این پرونده «در اسرع وقت» مختومه خواهد شد.

روزنامه‌نگاران برای حفاظت از خودشان هر کاری که در توان داشته باشند انجام می‌دهند. روزنامه‌ها نام نویسنده و عکاس را از برخی گزارش‌های خاص حذف می‌کنند. نوعی خودسانسوری وجود دارد، به گونه‌ای که گزارش‌گران به ویژه در مطبوعات کوچک منطقه‌ای نام کارتل‌ها را در مطالب‌شان ذکر نمی‌کنند. مناطق دورافتاده‌ی کشور به‌سادگی مناطق ممنوعه شناخته می‌شوند و برای بسیاری از گزارش‌گران آن روزگاری که به دنبال نگارش «گزارش‌های ویژه» بودند، سپری شده است. امروزه بسیاری از روزنامه‌نگاران گرد هم می‌آیند و به گروه‌های واتس آپ می‌پیوندند تا درباره‌ی خطرات و موقعیت‌شان روزآمد باشند.

برخی از این قواعد برای روزنامه‌نگاران خارجی نیز وجود دارد، با توجه به این‌که برخی از آنان جلوتر می‌روند و از پروتکل‌هایی که برای بسیاری از روزنامه‌نگاران مکزیکی دست‌نیافتنی است استفاده می‌کنند. اعظم احمد رئیس دفتر مکزیک نیویورک تایمز که در ماه ژولای از کابل به مکزیک منتقل شده است، هنگام تهیه‌ی گزارش اخیرش از کودکانی که در مزارع خشخاش مکزیکوسیتی به کار برداشت تریاک مشغول‌اند، به طور منظم علائم جی‌پی‌اس به مدیر امنیت تایمز می‌فرستاد، درست همان کاری که در افغانستان انجام می‌داد. او می‌گوید «این‌جا منطقه‌ی جنگی نیست اما من نمی‌خواهم مغرور و خوش‌خیال باشم. دوست دارم دیگران بدانند آخرین بار کجا بوده‌ام.»

تهیه‌کنندگان میدانی مکزیکی که با روزنامه‌نگاران خارجی فعالیت می‌کنند که تازه وارد محیط شده‌اند نیز نسبت به حمایت از یک‌دیگر و نیز از منابع خبری‌شان هوشیار هستند. اولیسی اسکامیلا گزارش‌گری که برای الجزیره، نیویورک تایمز و بی‌بی‌سی گزارش تهیه می‌کند، با خود ماسک اسکی به همراه دارد که اگر منابع خبری‌اش بخواهند ناشناس باقی بمانند از آن استفاده کند. او می‌گوید «من وضعیت کسی را که قرار است از او تصویر برداری شود درک می‌کنم، با خودم می‌گویم باید از او حمایت شود. ما این‌جا را ترک می‌کنیم و این اوست که قرار است این‌جا بماند. شکاکیت زیادی به خرج می‌دهیم ولی این بخشی از اقدامات دفاعی ما است.»

در سطح فدرال واکنش‌هایی به این مخاطرات صورت گرفته است. قانون اکنون به جرائم مطبوعاتی در سطح فدرال رسیدگی می‌کند تا مقامات محلی که متهم به تهدید خبرنگاران هستند، تحقیقات را هدایت نکنند. همچنین یک دفتر دادستانیِ اختصاصی فدرال هم ایجاد شده است. اما بدبینی درباره‌ی تحقیقات به این تلاش‌ها لطمه می‌زند. تلاش‌هایی که آخرین نمونه‌ی آن تدوین قانون و تعیین کارگزاری جدید برای فراهم آوردن حمایت رسمی از خبرنگاران و فعالان حقوق بشر در قالب دوربین‌های امنیتی، دکمه‌های اعلام خطر و خانه‌های امن است.

اسپینوزا و بسیاری دیگر از این طرح‌ها اجتناب کردند. ساندرا رودریگز نیِتو که قتل اسپینوزا را برای مجله‌ی آنلاین سین امبارگو گزارش کرد می‌گوید «چرا باید از دولت بخواهیم ما را حمایت کند اگر تهدیدهایی که با آن مواجهیم به خودِ دولت مرتبط‌اند؟ دولت می‌داند چه چیزی به من احساس امنیت می‌دهد؟ به من آن دکمه‌های اعلام خطرِ لعنتی را پیشنهاد نکنید. کافی است پرونده‌ی قتل یک خبرنگار را به سرانجام برسانید! این کار به ما نشان می‌دهد که کسی نمی‌تواند از مجازات قتل قسر در برود.»

با‌ این‌حال برخی خبرنگاران در خَلَپه مانند تروجیلیو این اقدامات را تأیید کرده‌اند. او بعد از قتل همکارش رجینا مارتینِز در سال ۲۰۱۲ هر شب بک صندلی را به پشت درب ورودی منزلش تکیه می‌دهد. تروجیلیو می‌گوید «اگر صدایی بشنوم فرار می‌کنم. این ترس مرا رها نمی‌کند.» او تأکید دارد که این برنامه‌ی حمایتی «هیچ چیزی را تضمین نمی‌کند» اما او خود را از هیچ اقدام امنیتی محروم نمی‌کند.

کسانی هم هستد که مکزیک را به کل ترک کرده‌اند. فلیکس مارکِز عکاسی خبری از وراکروز که با آسوشییتدپرس و پروسسو کار می‌کرده اندکی پس از قتل اسپینوزا مکزیک را به قصد شیلی ترک گفت. او می‌گوید «من نمی‌توانستم کارم را بدون تضمین امنیتی انجام دهم. بهتر آن بود که برای مدتی کار را متوقف و استراحتی بکنم.»

به رغم این ترس و خشونت، گروهی از نشریات جدیدتر که در حال نیروگرفتن هستند، شکل گرفته‌اند که شامل انیمال پولیتیکو، سین‌امبارگو، امیکویس، لا سیلاروتا و مَس پور مَس می‌شوند. بیشتر این نشریات اختصاصاً آنلاین هستد و راه‌های جدید دایرماندن‌شان را با کمک بنیادها، سرمایه‌گذاران ناجی یا کمک‌های خوانندگان، امتحان می‌کنند. آن‌ها همچنین گزارش‌گران برجسته‌ای را جذب می‌کنند که از روزنامه‌ها و رسانه‌های خبری بزرگ سنتیِ مکزیک به دلیل محدودیت ناشی از پیوندشان با دولت، جدا می‌شوند. داریو رامیرِز می‌گوید «بخش زیادی از این مطبوعات زیر سایه‌ی دولت فعالیت می‌کنند.»

این سایه‌ی دولت رو به گسترش است. مبلغی که دولت پِنا نیترو در تبلیغات صرف کرده نسبت به دولت‌های قبلی ۸۰ درصد افزایش یافته است. رامیرِز می‌گوید «اگر آن بودجه‌ها را حذف کنی روزنامه‌هایی در سراسر کشور نابود می‌شوند». او این جریان پول دولتی به سمت رسانه‌های خبری را «سرطان استخوان» روزنامه‌نگاری می‌داند. این روند روایت‌های طرفدار دولت را دست‌نخورده باقی می‌گذارد و تحقیقاتی را که به افشای فساد انجامیده‌اند به حاشیه می‌راند.

رسانه‌های بدیل درحال شکستن این نفوذ هستند. اخیراً در یک نشستِ تحریریه‌ی انیمال پولیتیکو، گزارش‌گران و سردبیران گردآمدند تا چگونگی پوشش خبری تظاهراتی عظیم در مکزیکوسیتی را بررسی کنند که قرار بود به نشانه‌ی سالگرد ناپدیدشدن ۴۳ دانشجو در گوِرِتو، ایالت ساحلی مکزیک، برگزار شود. داستان دانشجویان ناپدیدشده به سراسر کشور شوکی وارد کرد. تظاهرات برنامه‌ریزی شده با انتشار گزارش کمیسیون حقوق بشر نیز همزمان شد که به حفره‌های بیشمار در گزارش رسمی دولت درباره‌ی وقایع اشاره کرده بود. گزارش کمیسیون شانس نادری به انیمال پولیتیکو داده بود که برای مخاطبانش یافته‌های گروهی از متخصصان مستقل را با یافته‌های گزارش دولتی مقایسه کند.

این کار در تضاد کامل با روایت بزرگ‌ترین روزنامه‌های مکزیک بود که نتایج تحقیقات دولتی را به عنوان واقعیت نشان داده بودند و یافته‌های گزارش مستقل را بی‌اعتبار دانسته بودند. پوشش تظاهرات مکزیکو سیتی نیز بسیار کمرنگ ماند. دولس راموس سردبیر انیمال پولیتیکو می‌گوید «ما پول زیادی نداریم. اما این بی پولی را به گرفتن پول از دولت ترجیح می‌دهیم چون با این کار پوشش مطلوب خودمان را خواهیم داشت و استقلال‌مان را حفظ می‌کنیم. یک خلأ اطلاعاتی وجود دارد و ما می‌خواهیم آن را پر کنیم.»

اتحادهای جدیدی در بین خبرنگاران نیز وجود دارد و به کارهای تحقیقی دست زده‌اند که در نبود آن‌ها این کارها انجام نمی‌گرفتند. در نوامبر ۲۰۱۴ یک تیم گزارش‌گر به رهبری کارمِن آریستِگی، یکی از خبرنگاران معروف مکزیک، فاش ساخت که چگونه همسر پِنا نیِتو یک خانه‌ی اعیانی به سبک قصرهای میامی را از پیمانکاران دولتی خریده است. آریستِگی به جای انتشار ماجرا در رادیو شویِ معروف خود، به همراه تیم‌اش گزارش را در وب‌سایت شخصی‌اش، آریستِگی نوتیسیاس منتشر کرد و با رسانه‌های محلی و خارجی نیز برای انتشار آن همکاری کرد. رافائل کابرِرا که همکار آریستِگی است می‌گوید «این اتحاد گزارش را برجسته می‌کند، اگر ما آن را تنها در وب‌سایت خودمان منتشر می‌کردیم، ممکن بود دیده نشود. به نظر من وجود چنین اتحادی و پشتیبانی کردن از همدیگر بهترین مدل برای انتقال کارهایمان به مخاطب است.»

اندکی پس از آن‌که تیم آریستِگی گزارش را در وب‌سایت آریستِگی نوتیسیاس منتشر کرد، ایستگاهی رادیویی که آریستِگی در آن کار می‌کرد، او و گزارش‌گرانش را اخراج کرد و اعلام کرد که این تصمیم به دلیل همکاری غیرمجاز روزنامه‌نگاران با مکزیکولیکس، که یک برنامه‌ی جدید به اشتراک‌گذاری اطلاعات است، صورت گرفته است. مکزیکو لیکس اولین اقدام مشترکِ رسانه‌های خبری جدید مانند پروسسو، انیمال پولیتیکو و اکنون آریستِگی نوتیسیاس است که برای به‌اشتراک‌گذاری اطلاعات درباره‌ی دولت و تخلفاتِ شرکتی است.

اخیراً خبری رسید که به گزارشی منتهی شد که ولخرجی‌های پنا نیِترو و همراهانش را در سفری به اروپا در هتل‌های پنج‌ستاره نشان می‌داد. ادوارد مارتین بورِگون، روزنامه‌نگار اسپانیاییِ فعال در پروژه‌ی سازمان‌دهی، توسعه، آموزش و تحقیق (PODER) که یک مؤسسه‌ی دیدبان غیرانتفاعی در مکزیکوسیتی و عضوی از مکزیکولیکس است می‌گوید «هدف ایجاد راهی برای مردم است که بدون به جا گذاشتن ردی، اطلاعاتشان را به اشتراک بگذارد. اگر خطر مرگ وجود داشته باشد چه کسی جرأت می‌کند اطلاعاتش را منتقل کند؟». اما افشاگری برای عموم مردم و مقامات در مکزیک هنوز مفهوم تازه‌ای است که ترس مانع رشد آن است و تنها اندک نمونه‌هایی‌ از آن منتج به تغییر شده است. بن کوکلِت که مدیرت PODER را به عهده دارد می‌گوید «ماجراهایی مانند نمونه‌ی آریستِگوی وجود دارند اما نه تغییری مشاهده می‌شود و نه واکنشی قضایی. مکزیک واترگیت ندارد.»

اتحادها درجایی که هیچ حمایتی وجود ندارد، شبکه‌های حمایتی نیز ایجاد می‌کنند. یک گروه ملی (پریودیستاس دِ آ پیه) گزارش‌گران آزاد را در نقاط مختلف کشور متحد ساخته است، جایی که خبرنگاری مستقل نادر است و می‌تواند خطرساز باشد. در طول سال‌ها این شبکه رشد کرده و شمار همکاران آن به بیش از ۷۰ نفر رسیده است، شبکه‌ای که از ابزار پیام‌رسانی برای اطلاع دادن تهدیدها به یک‌دیگر استفاده می‌‌کند. همچنین گردهمایی‌های منظمی در مراکز ایالت‌ها یا در مکزیکوسیتی به منظور برپایی کارگاه‌های آموزشی در زمینه‌های مختلف از تکنیک‌های تحقیق گرفته تا مشاوه‌ی سلامت روانی، برگزار می‌کند.

دانیلا پاستِرانا این شبکه‌ را از یک ساختمان معمولی در مکزیکوسیتی هدایت می‌کند. مانند بسیاری از گروه‌های حقوق بشری و دیدبان در مکزیک، دفتر او نیز به دلایل امنیتی هیچ تابلو و علامتی ندارد. خیمِنا ناتِرا که به تازگی از مدرسه‌ی روزنامه‌نگاری فارغ‌التحصیل شده است، دوشادوش او فعالیت می‌کند. خیمِنا که تحت تأثیر روایت تلویزیون مکزیک بزرگ‌شده است، می‌گوید «من هیچ تصوری از آن‌چه در کشورم می‌گذرد نداشتم. این تصور در ذهنم بود که همه‌ی کسانی که در جنگ برسرِ مواد مخدر کشته می‌شوند مجرمانی هستند که یک‌دیگر را به قتل می‌رسانند. بعدها متوجه شدم که واقعیت چیز دیگری است و روزنامه‌نگاری تنها راهی بود که بدانم در کشورم چه می‌گذرد. انگیزه‌ی من همین بود.»

اما دورتر از مکزیکوسیتی فضا خشن‌تر است. از مکزیکوسیتی تا خَلَپه در وراکروز چهار ساعت راه است. وقتی به نزدیکی‌ شهر می‌رسید مزارع وسیع ذرت جایشان را به خانه‌های یک‌طبقه‌ی معمولی می‌دهند که دو ساختمان نوساز در این میان خودنمایی می‌کنند: ساختمان‌های دادگاه دولتی. ساختمان‌هایی سیمانی و مرتفع که در جایی که عدالت نایاب است نامتناسب به نظر می‌رسند. جلوتر که می‌روی به مرکز شهرِ مستعمراتی خَلَپه می‌رسی با خیابان‌های سنگ‌فرشِ کم‌عرض که دو طرف آن‌ها پر از انواع مغازه‌های معمولی، دفاتر و نیز کافه‌هایی است که قهوه‌ی تولید وراکروز را همراه با شیر داغی که از کتری‌های آلومینیومی می‌ریزند، سرو می‌کنند. نئو زاوالتا می‌گوید «من اهل همین جا هستم. در ظاهر همه چیز خوب به نظر می‌رسد و ما همگی زندگی‌ای عادی داریم».

اما قتل اسپینوزا زندگی او را تغییر داده است. می‌گوید «من عاشق رفتن به دنسینگ، ملاقات با دوستان در بار و دیدن فیلم‌های آخر شبِ سینما بودم». اما او تغییر کرده است و دیگر الکل هم نمی‌نوشد: «باید هوشیاری خودم را حفظ کنم. به جای این‌که اول صبح بیرون را نگاه کنم که بدانم آیا لازم است کت بپوشم یا نه، بیرون را نگاه می‌کنم که بدانم آیا غریبه‌ای بیرون منزل می‌بینم یا خیر».

او در پاسخ به این که پس چرا خبرنگاری را رها نکرده است می‌گوید: «به کارهای دیگر فکر کرده‌ام اما هنوز سر جای خودم هستم». او به گردآوری مدارک درباره‌ی همکاران به‌قتل‌رسیده‌اش ادامه می‌دهد و حساب روزهایی را که بدون آن‌ها سرکرده است دارد. «امروز ۷۳ روز از مرگ روبِن می‌گذرد.»

نورما تروخیلیو، خبرنگاری که او هم در خَلَپه زندگی می‌کند نیز درباره‌ی آینده‌اش مطمئن نیست. او نیز به پوشش اخبار جرائم، شرایط زندان و زدوخورد بین شرکت‌های بین‌المللی و گروه‌های بومی محلی می‌پردازد، اخباری که در رسانه‌های دولتی پوشش داده نمی‌شود. او می‌گوید «بچه‌هایم می‌گویند این کار را رها کن. دیگر بست است و همسرم می‌بیند که من خسته‌ام. من هم بعضی مواقع فکر می‌کنم خسته‌ام. می‌توانم کار دیگری در پیش بگیرم که هم درآمد بیشتری داشته باشد و هم زندگی‌ام را به خطر نیندازد. اما هنوز به آن‌جا نرسیده‌ام. خبرنگاری حرفه‌ی من است.»

بعدها در همان روز در بازار اصلی خَلَپه، تروخیلیو پلکانِ سنگی‌ای را به من نشان داد که روبِن در ماه مه کمی پیش از آن که از وراکروز بگریزد، گروهی از خبرنگاران را برای نصب تابلوی کوچکی به افتخار رجینا مارتینِز در آن‌جا گرد هم آورده بود. آن‌جا چیزی جز لکه‌های رنگ سفید دیده نمی‌شد. تابلو را دوباره دزدیده بودند و هیچ برنامه‌ای برای جایگزینی آن در کار نیست.

* مونیکا کمپ‌بل یکی از همکاران نیمن ریپورتس است. او گزارش‌گر و عضو تحریریه‌ی PRI’s “The World” است و کانون تمرکز او مهاجرت در آمریکا است و به طور مرتب از مکزیک گزارش‌ ارسال می‌کند. پیش‌تر او در آمریکای لاتین و افغانستان به تهیه‌ی گزارش می‌پرداخت.

منبع: neimanreports.org

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.

  • پنج نکته‌ای که روزنامه‌نگاران محیط‌زیست باید بدانند

    20 شهریور 1394

    بیشتر مردم حتی نمی‌دانند که یک منطقه وِیژه و خاص برای شیر آسیایی وجود دارد. " دلیل آن‌هم این است که متأسفانه به محیط‌ها و مکان‌های کمتر شناخته‌شده، کمتر توجه می شود و رسانه ها بیشتر به مکان های شناخته شده می پردازند. رسانه‌ها می‌توانند با توجه و تمرکز بر حیوانات و جانداران باابهت و بااهمیتی چون پاندا، فیل‌ها و ببرها، گفتمان مسلط محیط زیستی مردم و شهروندان را هدایت کنند. دلامور فهمید که فعالان محیط‌زیست برای اولویت دادن به حفظ یک منطقه ویژه بر این اساس تصمیم می‌گیرند که کدام‌یک از این مناطق بیشتر می‌تواند اعانه و کمک‌های مالی را به خود جلب کند. او توصیه می کند که به دنبال سوژه‌هایی که در مناطق ناشناخته وجود دارد بگردید. اقدامی که می‌تواند این دور و سیکل غیرمنصفانه را بشکند.