15 آبان 1394

جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

15 آبان 1394

خبرنگاران ایران -مهرک رحیمیان

«اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

سال‌های ابتدایی

«رابرت کاپا» با نام واقعی «آندره فریدمن» در سال ۱۹۱۳ در یک خانواده یهودی در بوداپست مجارستان به دنیا آمد. پدر و مادرش هردو از کشورهای شرقی‌تر اروپا به امید زندگی بهتر به مجارستانِ بعد از جنگ اول جهانی مهاجرت کرده بودند.

کودکی و نوجوانی کاپا مثل دیگر مجارهای آن دوره سپری شد. در ۱۸ سالگی از خانواده جدا شد، مدتی را در وین و پراگ گذراند تا آنکه در برلین ساکن شد. در ابتدا می‌خواست نویسنده شود و شروع به تحصیل در رشته روزنامه‌نگاری در کالج علوم سیاسی برلین کرد، اما با روی کار آمدن حزب نازی که تحصیلات دانشگاهی را برای یهودیان ممنوع کرده بود، نتوانست به تحصیلاتش ادامه دهد. بعد از مدتی توانست در برلین شغلی در یک عکاسی پیدا کند و بعد از آن بود که عاشق این هنر شد. در سال ۱۹۳۳ و با قدرت گرفتن نازی‌ها در آلمان، این کشور را ترک کرد و به فرانسه رفت، اما در آنجا هم به خاطر ریشه یهودی‌اش نمی‌توانست به عنوان یک روزنامه‌نگار کار پیدا کند، به‌همین‌خاطر فامیلی یهود‌ی‌اش را عوض کرد و به کمک دوست دخترش «گرتا تارو» ـ که بعدها عکاس شناخته‌شده‌ای هم شد ـ اسم تازه «رابرت کاپا» را انتخاب کرد. این اسم که شبیه اسم کارگردان معروف «فرانک کاپرا» بود و مثل اسم‌های آمریکایی‌ها به‌نظر می‌رسید، باعث شد که او بتواند عکس‌هایش را به کمک گرتا بهتر بفروشد و با عنوان «رابرت کاپا؛ عکاس بزرگ آمریکایی». اولین عکسی که از کاپا در مطبوعات منتشر شد، عکسی از سخنراتی «لئون تروتسکی» در کپنهاگ دانمارک بود. یک سخنرانی در سال ۱۹۳۲ در مراسمی با عنوان «معنای انقلاب روسیه».

درخشش در جنگ داخلی اسپانیا

رابرت کاپا و گرتا تارو که نامزد شده بودند، به اسپانیا رفتند. آن دو در فاصله سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸ با هم جنگ داخلی اسپانیا را پوشش دادند. در همین جنگ بود که کاپا شهرت جهانی پیدا کرد و بیشتر عکس‌های کاپا از جنگ اسپانیا در یک مجله عکاسی بریتانیایی به نام «پیکچر پست» منتشر شدند. او در سال ۱۹۳۶ صحنه‌ای از کشته شدن یک شبه‌نظامی را ثبت کرد که بعدتر به «سقوط سرباز» معروف شد. به گفته کاپا او این عکس را در صحنه نبرد در «کوردوبا» ـ شهری که مسجد زیبای اموی آن بسیار مشهور است ـ ثبت کرده بود. برخی این عکس را متعلق به یکی از آزادی‌خواهان این شهر و برخی دیگر آن را متعلق به یکی از آنارشیست‌ها دانستند.

خود او بعدها درباره این عکس گفت: «همراه تقریبا ۲۰ شبه‌نظامی دیگر داخل خندق بودم. دوربینم را روی سرم گذاشته بودم و تقریبا بدون اینکه نگاه کنم، فقط شاتر می‌زدم و از آنها که از روی خندق می‌پریدند عکس می‌گرفتم، همین. دوربینی که روی سرم گذاشته بودم از مردی در لحظه تیرخوردن عکس گرفته‌بود. این احتمالا بهترین عکسی است که تا حالا گرفتم، چون حتی تصویر را در قاب دوربین هم ندیده بودم.»

این عکس تا دهه ۷۰ بسیار موردتحسین قرار گرفت، اما از آن زمان تا کنون بحث‌های فراوانی درباره واقعی یا ساختگی بودن آن، مطرح شده است. باید به این نکته اشاره کرد که گرفتن عکس‌های ساختگی از عکاسان حاضر در این جبهه در آن زمان امری متداول بود؛ چرا که رفت و آمد عکاسان خبری به خط نخست جنگ بسیار مشکل بود. بعضی معتقد بودند که این عکس نه در شهر کوردوبا بلکه در شهر دیگری به‌طور ساختگی ثبت شده و حتی برخی آن را متعلق به گرتا تارو دانستند.

کاپا پس از پایان کارش در اسپانیا برای مدتی به پاریس بازگشت و در همین مدت گرتا تارو، هنگام عکاسی در یکی از صحنه‌های جنگ اسپانیا، در سن ۲۷ سالگی کشته شد. براساس نوشته کتاب زندگی‌نامه کاپا مرگ تارو ضربه سختی به کاپا بود.

سال‌های جنگ جهانی

کاپا بعد از پاریس و مرگ کرتا تارو در سال ۱۹۳۸ به هانکوی چین رفت تا مقاومت چینی‌ها را دربرابر حمله ژاپنی‌ها را ثبت کند. پس از بازگشت از این جنگ و در زمان شروع جنگ جهانی دوم، او در نیویورک بود و طی سال‌های جنگ به مناطق مختلفی از اروپای درگیر جنگ فرستاد شد. اولین عکس او از جنگ اروپا، در هفته‌نامه «کالیر» منتشر شد، اما پس از مدتی از کار با این مجله، از آنجا بیرون آمد و کارش را با مجله «لایف» شروع کرد.

در تابستان ۱۹۳۴ ، او همراه نیروهای آمریکایی به سیسیل رفت، جزیره‌ای که به طور کامل در اختیار نیروهای آلمانی بود. عکس‌های کاپا از این منطقه که رنج مردم سیسیل در بمباران‌ نیروهای آلمانی و شعف آنها را از ورود نیروهای آمریکایی را نشان می‌دهد، بسیار مورد توجه قرار گفت. یکی از عکس‌های معروف او از جنگ در این منطقه، تصویر یک روستایی سیسیلی است که مسیر فرار نیروی‌های آلمانی را به یک سرباز آمریکایی نشان می‌دهد. این عکس نه فقط در آمریکا که در جهان معروف شد؛ عکسی که بعدها به نماد اتحاد نیروهای آمریکایی با متفقین و آزادسازی ایتالیا از دست نازی‌ها تبدیل شد.

اما احتمالا مشهورترین عکس‌های کاپا را باید «۱۱ عکس باشکوه» دانست؛ مجموعه‌ای که او از پیاده شدن نیروهای متفقین در ساحل نورماندی ثبت کرد. در این جبهه جنگی، نظامیان امریکایی پس از رسیدن به ساحل، با سنگین‌ترین مقاوت نیروهای آلمانی روبه روشدند. کاپا که همراه نیروهای آمریکایی از کشتی پیاده شده بود، توانست ۱۰۶ عکس بگیرد که به‌غیر از این ۱۱ عکس، بقیه به‌طور اتفاقی در لابراتور ظهور عکس در لندن از بین رفت. «استیون اسپیلبرگ» این ۱۱ عکس را منبع الهامش برای ساخت فیلم «نجات سرباز رایان» عنوان کرده بود، همان‌طور که این عکس‌ها شباهت بسیاری به چند دقیقه اول این فیلم اسپیلبرگ دارد.

سفر به روسیه و اسرائیل

در سال ۱۹۴۷ کاپا، همراه دوست نویسنده‌اش «جان اشتاین‌بک» به اتحاد جماهیر شوروی سفر کرد. او عکس‌هایی از مسکو، کیف، تفلیس و خرابه‌های استالین‌گراد گرفت. گزارش جان اشتاین‌بک همراه عکس‌های او با عنوان «مجله روسی» در سال ۱۹۴۸ و آغاز جنگ سرد منتشر شد. این عکس‌ها تاثیر زیادی از تصور مردم آمریکا در شوروی تحت حاکمیت کمونیسم داشت. او در همین سال همراه «هانری کارتیه برسون»، «جورج راجر» و «دیوید سیمور» آژانس بین‌المللی عکس مگنوم (مگنوم فوتوز) را تاسیس کرد. مگنوم درواقع یک تعاونی عکاسی بود که عکس‌هایش توسط عکاس‌های آزاد از سراسر دنیا تامین می‌شد و از همین‌طریق به‌فروش می‌رسید. این آژانس در زمینه عکاسی خبری به سرعت معروف شد و هست.

پس از تاسیس این آژانس، کاپا سفری را به کشور تازه‌تاسیس اسرائیل انجام داد و عکس‌های فراوانی از آنجا گرفت. در این عکس‌ها ورود مهاجران از نقاط مختلف دنیا به اسرائیل، اقامتگاه‌های موقت و سخنرانی‌های آتشین حاکمان دولت اسرائیل ثبت شده‌اند. عکس‌های کاپا با گزارش «اروین شاو» با عنوان گزارشی از اسرائیل منتشر شد.

در دهه ۱۹۵۰ کاپا برای برگزاری یکی از نمایشگاه‌های عکس آژانس مگنوم به ژاپن سفر کرد. در همان زمان مجله لایف از او خواست که برای تهیه گزارشی به جنوب شرقی آسیا برود، جایی که فرانسه جنگی هشت ساله را با نام جنگ اول هندوچین شروع کرده بود.

باوجود آنکه کاپا چند سال قبل‌تر گفته بود: «کار من دیگر با جنگ تمام شده»، اما نتوانست از وسوسه‌ عکاسی جنگ بگذرد. او همراه با دو خبرنگار تایم و لایف با نیروهای فرانسوی همراه شد تا آخرین پروژه عکاسی‌اش را به انتها رساند. در ساعت ۲:۵۵دقیقه بعدازظهر ۲۵ می ۱۹۵۴ این سه خبرنگار، همراه نیروهای فرانسوی از منطقه‌ای که زیر آتش نیروهای محلی بود، عبور کردند. کاپا از جیپ پیاده شد تا در بالای تپه‌ای کنار جاده از موقعیت محل عکاسی کند. اما چند دقیقه بعد، دوستانش صدای انفجاری شنیدند؛ کاپا روی مین رفته بود. چند دقیقه بعد که آنها به صحنه رسیدند، کاپا هنوز زنده بود، پای چپش را از دست داده و سینه‌اش جراحات سختی برداشته بود. او را به یک بیمارستان محلی رساندند، اما تا رسیدن به بیمارستان او مرده بود. جسد کاپا به نیویورک بازگردانده شد و در قبرستانی کنار مادر و برادرش به خاک سپرده شد.

میراث کاپا

آنطور که گروه بریتانیایی «الت‌جی» در یکی از ترانه‌هایش به نام «ترو» بعدتر به تصویر کشید، کاپا به ترو پیوست. هردوی آنها در در عکاسی از جبهه جنگ کشته شده بودند. کاپا پس از مرگ ترو، مدتی روابط عاشقانه‌ای با «الانی جاستین» بازیگر و پس از آن با اینگرید برگمن داشت. البته رابطه‌اش با برگمن تا زمان انتشار اتوبیگرافی برگمن مخفی مانده بود. به‌واسطه این رابطه او مدتی هم به هالیوود رفت و برای مدت کوتاهی در موسسه فیلم‌سازی «امریکن اینترنشنال پیکچرز» مشغول به کار شد.

رابرت کاپا، فقط عکاس خبری نبود. او پرتره و تصاویر زیبایی از افراد معاصر خود ثبت کرده است؛ چهره‌هایی مثل «هنری ماتیس»، «پابلو پیکاسو»، «ارنست همینگوی»، «ترومن کاپوتی»، «جان هیوستن»، «ویلیام فاکنر»، «اینگرید برگمن» و «گری کوپر». شاید سال‌ها عکاسی در شرایط سخت جنگ باعث شده بود که او بتواند تصاویر زنده و متفاوتی از این ستاره‌ها ثبت کند. همان‌طور که حتی در قلب جنگ هم، عکس‌های معدوی از کشته‌ها یا جنایات جنگ‌ها می‌گرفت و نقطه توجه‌اش زندگی و غلبه انسان‌ها بر وحشتناک‌ترین حادثه انسانی؛ یعنی جنگ بود. همچنان که گفته می‌شود، او موضوع عکاس خبری در جنگ را دوباره تعریف کرد.

بعد از مرگ کاپا، جوایز عکاسی مختلفی به نام او در زمینه عکاسی خبری تاسیس شده‌اند، از جمله مدال طلای رابرت کاپا که توسط کلوب مطبوعاتی «اورسیز پرس» در حوزه‌‌های مرتبط با کار خبر اهدا می‌شود. برادر کوچک‌تر او «کورنل کاپا» که عکاس بود برای حفظ خاطره او تلاش بسیاری کرد و «مرکز بین المللی عکاسی» را در نیویروک با هدف توسعه عکاسی خبری تاسیس کرد. از شخصیت کاپا در بعضی فیلم‌های سینمایی الهام گرفته شده و مستندهایی درباره زندگی‌اش ساخته شده است. نام او حتی در بعضی ترانه‌های عامه‌پسند هم راه پیدا کرد. بعد از مرگش کتاب‌هایی فراوانی درباره او، نوشته‌ها و نامه‌هایش و همین طور عکس‌هایی که گرفته بود، منتشر شد.

برای دیدن بخشی از دیدنی‌ترین عکس‌های رابرت کاپا می‌توانید بهاین لینکدر آژانس عکس مگنوم سری بزنید.

منابع: سایت مگنوم و سایت ویکی پدیا

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.

  • روشن، موجز و دقیق بنویسیم

    1 شهریور 1394

    بخش عمده‌ای از انسجام، منوط به پیوستگی است؛ یعنی نحوه‌ء انتقال مقاله از بخشی به بخش دیگر تا رسیدن به مقصد. مقاله‌ای که نویسنده‌اش از این شاخ به آن شاخ می‌پرد، و ظاهراً سرمنزل مشخصی درنظر ندارد، معیوب است، حتی اگر تک‌تک جملاتش آکنده از نیروی چشمگیر بلاغت باشد.