5 آبان 1394

گفت‌وگو با ستاره تناور، روزنامه‌نگار بوشهری

آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

روزنامه‌نگار بودن در هر جای ایران کار و تلاش مضاعف می‌خواهد

5 آبان 1394

خبرنگاران ایران

ستاره تناور، روزنامه‌نگار محلی در شهر بوشهر چند سالی است روزنامه‌نگاری می‌کند. شروع فعالیتش با هفته‌نامه نسیم جنوب بوشهر بوده است که به قول خودش یکی از قدیمی‌ترین نشریه‌های استان بوشهر قلمداد می‌شود. او همزمان با انجمن هامون ایران با نشریه نصیر بوشهر نیز همکاری داشته است، این روزنامه‌نگار هم‌اکنون با سایت خبری -تحلیلی ب به سردبیری حمید مؤذنی همکاری می‌کند. حمید مؤذنی از نویسندگان و پژوهشگران بوشهری است که سردبیری نشریات مختلف در این استان را بر عهده داشته و از روزنامه‌نگاران به نام استان بوشهر به‌حساب می‌آید. آن‌طور که تناور هم همکاری‌اش با این روزنامه‌نگار را نقطه عطفی در دوران کار و فعالیتش در عرصه روزنامه‌نگاری برآورد می‌کند. با ستاره تناور درباره مسائل و مشکلات یک روزنامه‌نگار محلی زن به گفتگوی کوتاهی نشستیم:

- خانم تناور به‌عنوان یک روزنامه‌نگار محلی در جنوب کشور چه مسائل و مشکلات ویژه‌ای دارید؟

به‌طورکلی اغلب مشکلات صنف ما مشترک است، در بوشهر خانه مطبوعات مدت‌هاست فعالیت مستمر و قابل‌ذکری نداشته است، هرچند اعضای آن مشخص‌شده ولی فعالیتی از آن‌ها ندیده‌ام. در این صنف هم باندبازی وجود دارد، گاهی کسانی که ازنظر دانش و فن روزنامه‌نگاری در سطوح بالایی هستند به خاطر همین باندبازی، از حقوق خود محروم می‌مانند. این در حالی است که اگر این افراد در سمت‌های مرتبط با خودشان در حوزه رسانه‌ها مشغول به کار می‌شدند چه‌بسا امروز در بوشهر اتفاقات بهتری می‌افتاد.

یعنی این مشکلات بیشتر برای روزنامه‌نگاران مستقل است یا همه روزنامه‌نگاران؟

برای روزنامه‌نگاران مستقل. در روزنامه‌نگاری، اگر یک روزنامه‌نگار بخواهد مستقل و منصفانه بنویسد اغلب از طرف جامعه روزنامه‌نگاری طرد می‌شود، اما اگر کمی مصلحت‌اندیشی چاشنی کار خود کند، این‌گونه نمی‌شود و متأسفانه همین مصلحت‌اندیشی‌ها شده آفت اصلی روزنامه‌نگاری در استان ما.صاحبان قدرت تریبون‌های زیادی برای انعکاس عملکردشان دارند، اما مردم تریبونی برای بیان خواسته‌های خود ندارند. مصلحت‌اندیشی باعث شده رسالت اصلی روزنامه‌نگاری که اطلاع‌رسانی و درج واقعیت است نادیده گرفته شود.

این روزها در بوشهر اغلب سایت‌ها و نشریه‌ها سرگرم زد و بندهای جناحی و سیاسی هستند و درج مطالب و گزینش آن‌ها نیز بر همین اساس است.

- خانم تناور آیا به عنوان یک روزنامه‌نگار زن مشکلات شما بیشتر از همکاران مردتان است؟

در جامعه ما به‌طورکلی، زنان اغلب باید دو برابر تلاش کنند، تلاشی بی‌وقفه در عرصه‌های مختلف، خانه، اجتماع و یا حتی در جمع خودزنان، چراکه نگاه به زن در جامعه ایران نگاهی سنتی و مردسالارانه است که ریشه‌های قوی و محکمی دارد. هرچند در سالیان اخیر این نگاه هم دستخوش تغییر شده اما سرعت تغییر بیشتر اوقات کند بوده است. مخصوصاً در شهرهای کوچک و دورتر از مرکز، در بوشهر اگرچه جامعه کار و فعالیت زنان را پذیرفته است و ما شاهد حضور زنان هستیم، اما موانع درونی نیز هست که نیاز به گذر زمان و فرهنگ‌سازی دارد. باید بگویم اگر به‌عنوان یک زن روزنامه‌نگار اعتمادبه‌نفس لازم را برای روبرو شدن با افراد مختلف و با نگاه‌های سنتی نداشته باشی، خیلی زود حذف خواهی شد یا مدیرمسئول و سردبیران به تو اعتماد نخواهند کرد. در بوشهر شاید در جمع روزنامه‌نگاران خبرنگاران زن مشکل حادی نداشته باشد، اما این ظاهر قضیه است و مشکلات اغلب مثل بیشتر مسائل جامعه ما در لایه‌های زیرین است. هنوز هم در شهر ما به‌جای نقد عملکرد افراد، کلام به جنسیت کشیده می‌شود. به عقیده من زن بودن و روزنامه‌نگار بودن در هر جای ایران کار و تلاش مضاعفی را می‌طلبد.

- می‌شود کمی عینی‌تر و با ذکر مثال از این مشکلاتی که گفتید برایمان بگویید؟

دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد.

ضمن صحبت‌هایتان گفتید که زنان گاه فقط به خاطر زن بودن مورد تبعیض قرارگرفته‌اند خودتان تجربه‌ای دراین‌باره دارید که برای ما نقل کنید؟

بله گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند. در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

- روزنامه‌نگاران محلی زن چقدر می‌توانند به رده‌های مدیریتی در رسانه‌ها دسترسی پیدا کنند مثلاً سردبیر و یا دبیر سرویس شوند؟ آیا این سلسله‌مراتب هم مردانه است؟

اگر کسی خوب تلاش کند حتماً می‌توانند سردبیر یا دبیر سرویس هم بشود، دراین‌باره شاید بتوان گفت که بستگی به توانایی‌های خود فرد دارد، هرچند باز همان نگاه ویژه به خبرنگاران زن اینجا هم ممکن است نمود پیدا کند، اما اعتمادبه‌نفس و خودباوری می‌تواند مانع خوبی برای پیشرفت و دوری گزیدن از این نگاه‌های بازدارنده باشد. ما در بوشهر سردبیر زن هم داریم سردبیری که به خود و توانایی‌هایش باور داشته و باوجود همه مشکلات رشد کرده است. می‌دانم با خودباوری و پرورش توانایی‌هایمان، وضعیت در آینده به‌مراتب بهتر هم خواهد شد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

1 پيام

  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن 19 نوامبر 2015 13:42, بوسيله ى رضا شبانکاره

    امیدوارم نقش و حضور زنان در مطبوعات محلی استان بوشهر پُررنگ تر شود و چه بسا با حضور موثرتر روزنامه نگاران زن شاهد دمیدن هوای تازه یی به جانب مطبوعات محلی بوشهر باشیم...
    از خانم نیکی آزاد و سایت خبرنگاران ایران در توجه به مطبوعات و روزنامه نگاران محلی نیز تشکر می شود... همتتان عالی

    پاسخ به اين پيام

پاسخ به اين مقاله

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.

  • مارلین سندرز؛ چهره‌ای قدرتمند در روزنامه‌نگاری تلویزیونی

    8 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-مطلبی که آقای سندرز به مناسبت قرارگرفتن نام مادرش در فهرست روزنامه‌نگاران برجسته دانشگاه نیویورک در نیویورکر نوشته بود، او با غرور اینکه چطور مادرش برای گزارش جنگ به ویتنام رفته بود، نوشته بود یا از وقتی که ترور جان اف‌کندی را گزارش می‌کرد که اتفاقا خود آقای سندرز هم سرخک گرفته بود. پدرش «جروم توبین»، یک تهیه‌کننده تلویزیونی بود که در سال ۱۹۸۴ درگذشت، یک شوهر حمایتگر که هروقت خانم ساندرز در دسترس نبود، خودش جفری را پیش دکتر می‌برد. اما دنیای پخش تلویزیونی در آن سال‌ها، اینقدرها هم از زمانه‌اش جلوتر نبود.«ریچارد والد» 85 ساله، استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه کلمبیا و یکی از مدیران سابق شبکه ان‌بی‌سی، شبکه‌ای را که خانم ساندرز در آن سال‌ها در آن مشغول بود، شبکه‌ای پر از پیرپسرها توصیف می‌کند. شبکه‌ای که خانم ساندرز، بعد از آنکه از بازیگرشدن ناکام ماند، بی‌سروصدا واردش شد. در اواسط دهه ۱۹۵۰، او با یک تهیه‌کننده محلی تئاتر به نام «مایک والاس» آشنا شد و به عنوان دستیار تهیه‌کننده برای بعضی از برنامه‌های خبری والاس کارش را شروع کرد و این آغاز حرفه روزنامه‌نگاری خانم ساندرز بود.

    آقای توبین می‌گوید: «مادر من تمام این‌ها را وقتی انجام داد که هیچ‌کتاب راهنمایی در این زمینه وجود نداشت، او همیشه اهل بداهه‌کاری بود. کلید موفقیت او در روزنامه‌نگاری و خانواده این بود که او حرص نمی‌خورد، رنج نمی‌کشید و به خودش احساس گناه نمی‌داد. این زندگی او بود.»