21 مهر 1394

واژه‌های رایج در مطبوعات ایران از گذشته تا امروز

ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

21 مهر 1394

خبرنگاران ایران-نیکی آزاد: قصد و غرض اصلی‌اش از نوشتن" تیتر یک" را جمع‌آوری لغات مصطلح و متداول در فضای روزنامه‌نگاری حرفه‌ای کشور اعلام کرده است. مثل نوعی دایره المعارف یا لغتنامه. تیتر یک نوشته فرشاد مهدی پور یک پژوهش میدانی است درباره واژه‌های رایج در مطبوعات ایران درگذشته و حال. هدف این تحقیق هم شناسایی این اصطلاحات و دسته‌بندی کردن آن‌ها عنوان‌شده است که بیش از هر کس برای روزنامه‌نگاران جوان و دانشجویان روزنامه‌نگاری می‌تواند مفید باشد. اما درهرحال مرورشان برای هر روزنامه‌نگاری جالب است. واژه‌نامه با حروف الفبا ارائه‌شده و گاه در میان واژه‌هایش، کلماتی که این روزها کمتر در روزنامه‌نگاری کاربرد دارند نیز قابل‌مشاهده است.

یونس شکر خواه، استاد روزنامه‌نگاری در مقدمه این کتاب نوشته است: «نوشتن واژه‌نامه به خاطر ضرورت الفبایی اصطلاحات تخصصی در یک عرصه معرفتی و دانشی مشخص، کار بسیار دشواری است؛ من دست‌کم دو بار چنین کاری را تجربه کرده‌ام.نوشتن واژه‌نامه‌ها به این دلیل دشوار است که به پژوهش نیاز دارد؛ به دستیابی به معیارها نیاز دارد؛ به منبع باید رجوع کرد و به اشخاص.»

به گمان شکر خواه اما این اثر می‌تواند راه گشای تثبیت یک قلمرو معنایی در عرصه روزنامه‌نگاری ایرانی باشد.

در ادامه به برخی از لغات این واژه‌نامه که در کتاب به ترتیب حروف الفبا ارائه‌شده‌اند اشاره خواهیم کرد، کلماتی که این روزها در روزنامه‌ها رایج‌اند و آن‌هایی که به‌قول‌معروف قدیمی‌اند و بدجوری از سکه افتاده‌اند، شاید مرور آن‌ها برای روزنامه‌نگاران علاقه‌مند جالب‌توجه باشد.

از بزرگ دبیر تا تومنی نگار و پاچلاقی

حتماً خیلی‌هایتان در روزنامه‌ها واژه آب بستن زیاد به گوشتان خورده، یعنی همان کش دادن مطلب. مثلاً دبیر گروه روبه یکی از خبرنگارانش می‌کند و می‌گوید: لطفاً مختصر بنویس و اصل ماجرا را بازگو کن و به مطلبت آب نبند.

در بخش آ این واژه‌نامه این لغت را می‌بینید. آب‌وتاب دادن که آن‌هم در این بخش آمده اما مفهومی متفاوت دارد: «شاخ و برگ و اغراق در خبرنویسی و یا نقل یک رویداد عنوان‌شده است.»

آیا هرگز کلمه آجر چین را شنیده‌اید این واژه در فرهنگ تخصصی روزنامه‌نگاری این‌گونه معنا شده: «صفحات روزنامه که بدون هیچ تصویری با با سوتیتر چاپ‌شده‌اند.» که البته واژه‌ای متداول در صفحه‌آرایی است.

اختصاصی هم در روزنامه‌نگاری معنایی خاص دارد. یعنی هرگونه متن و تصویری که به‌طور منحصربه‌فرد در اختیار یک رسانه قرار داشته باشد، متن و تصویری که برای اولین بار منتشر می‌شود. مثلاً دبیر یک گروه در جلسه شورای تیتر در توصیف مطالب صفحه‌اش می‌گوید همه مطالب ما اختصاصی است یعنی همه را خودمان تهیه‌کرده‌ایم.

نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.

برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.»

پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.

اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

واژه خبر بیار هم در این کتاب هست: یعنی فردی که توانایی تنظیم و نگارش خبر را نداشته و صرفاً اطلاعات خبر اولیه را در اختیار دارد. خبر آخر، خبر آبکی، خبر تلفنی هم جز اصطلاحات این واژه‌نامه هستند. خبر آبکی یعنی خبری فاقد هرگونه ارزش خبری و غیر موثق.

خبر خوردن و خبر زیرآبی و زور نامه

خبر خوردن را که حتماً شنیده‌اید یعنی چاپ نشدن خبر یک رویداد مهم. اما شاید عنوان خبر زیرآبی به گوشتان نخورده باشد یعنی خبری که خبر مهمی است اما منبع آن رسمی نیست و خبرنگار آن را به نحوی به دست آورده باشد. در بخش خ این کتاب تعداد زیادی واژه از خبر می‌بینید که احتمالاً تابه‌حال به گوشتان نخورده است. دوخت و دوز هم که دیگر معرف حضور بیشتر آدم‌ها هست، همان چسب و قیچی معروف یا کپی – پیست.

زور نامه هم معنایش آمده یعنی روزنامه‌ای که به‌زور و اجبار کارمندان یا ...فروخته می‌شود و بیشتر در دوره قاجار کاربرد داشته است.

ساندویچ هم در روزنامه‌نگاری کاربرد دارد می‌دانید یعنی چه؟ خبرهایی که در عین خلاصه بودن و فشردگی جامع و کامل‌اند. ضبط‌صوت هم در روزنامه‌نگاری به خبرنگاری که صرفاً در طول مصاحبه حرف‌های مصاحبه‌شونده را یادداشت کرده و نمی‌تواند تغییری درروند مصاحبه ایجاد کند گفته می‌شود. گزارش پشت میزی هم هست : گزارشی که از ذهنیات خبرنگار ناشی می‌شود و از اساس می‌تواند واقعی نباشد.

اگر می‌خواهید واژگان بیشتری را از مطبوعات ایران درگذشته و امروز بدانید کتاب "تیتر یک" نوشته فرشاد مهدی پور را که توسط دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها منتشرشده تهیه کنید و بخوانید. این کتاب 148 صفحه دارد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.

  • مارلین سندرز؛ چهره‌ای قدرتمند در روزنامه‌نگاری تلویزیونی

    8 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-مطلبی که آقای سندرز به مناسبت قرارگرفتن نام مادرش در فهرست روزنامه‌نگاران برجسته دانشگاه نیویورک در نیویورکر نوشته بود، او با غرور اینکه چطور مادرش برای گزارش جنگ به ویتنام رفته بود، نوشته بود یا از وقتی که ترور جان اف‌کندی را گزارش می‌کرد که اتفاقا خود آقای سندرز هم سرخک گرفته بود. پدرش «جروم توبین»، یک تهیه‌کننده تلویزیونی بود که در سال ۱۹۸۴ درگذشت، یک شوهر حمایتگر که هروقت خانم ساندرز در دسترس نبود، خودش جفری را پیش دکتر می‌برد. اما دنیای پخش تلویزیونی در آن سال‌ها، اینقدرها هم از زمانه‌اش جلوتر نبود.«ریچارد والد» 85 ساله، استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه کلمبیا و یکی از مدیران سابق شبکه ان‌بی‌سی، شبکه‌ای را که خانم ساندرز در آن سال‌ها در آن مشغول بود، شبکه‌ای پر از پیرپسرها توصیف می‌کند. شبکه‌ای که خانم ساندرز، بعد از آنکه از بازیگرشدن ناکام ماند، بی‌سروصدا واردش شد. در اواسط دهه ۱۹۵۰، او با یک تهیه‌کننده محلی تئاتر به نام «مایک والاس» آشنا شد و به عنوان دستیار تهیه‌کننده برای بعضی از برنامه‌های خبری والاس کارش را شروع کرد و این آغاز حرفه روزنامه‌نگاری خانم ساندرز بود.

    آقای توبین می‌گوید: «مادر من تمام این‌ها را وقتی انجام داد که هیچ‌کتاب راهنمایی در این زمینه وجود نداشت، او همیشه اهل بداهه‌کاری بود. کلید موفقیت او در روزنامه‌نگاری و خانواده این بود که او حرص نمی‌خورد، رنج نمی‌کشید و به خودش احساس گناه نمی‌داد. این زندگی او بود.»