30 شهریور 1394

خاطرات روزنامه نگاری جمیله کدیور

30 شهریور 1394

جمیله کدیور، روزنامه نگار و نویسنده با انتشار یک یادداشت فیس بوکی، خاطرات خود از سالهای روزنامه نگاری اش را در روزنامه اطلاعات مرور کرد.

به گزارش خبرنگاران ایران، متن این یادداشت فیس بوکی به شرح زیر است:

حسرت آن سالهای خوب را دارم

مهرماه سال ۱۳۶۹ بعد از یکسال فعالیت در سرویس خارجی روزنامه کیهان، به روزنامه اطلاعات رفتم. در کیهان با نام مستعار مطلب می نوشتم. حوزه شمال آفریقا، بخصوص الجزایر که شاهد یک انتخابات غافل گیر کننده بود، از جمله اخبار داغ آن روزها بود. جبهه نجات اسلامی ستاره انتخابات و پیروز آن بود. از بخت خوشم بود که اخبار الجزایر را که جبهه نجات اسلامی رای اول را کسب کرده بود، در بدو ورودم به عالم مطبوعات پوشش خبری می دادم و تفسیر می نوشتم.

سر یک سال، به خاطر اختلافی که پیدا کردم، از کیهان به اطلاعات رفتم. در روزنامه اطلاعات باز هم فعالیتم را در سرویس خارجی روزنامه شروع کردم. معاونت سرویس خارجی و مسوولیت اخبار خاورمیانه، بخصوص فلسطین و اسراییل را بر عهده داشتم. هم خبر تنظیم می کردم و هم یادداشت در رابطه با مباحث خاورمیانه می نوشتم. چون دوره فوق لیسانس روابط بین الملل را در دانشگاه تهران شروع کرده بودم، در برخی درس ها موضوعات تحقیق را متناسب با تحولات خاورمیانه که موضوع مورد علاقه و حوزه کاریم بود، انتخاب می کردم. از انتفاضه فلسطین گرفته تا موج اسلامگرایی که شروع بحث داغی در آن ایام بود. به همین دلیل احساس رضایت خاطر زیادی نسبت به کارم داشتم. الان که نگاهی به گذشته دارم، شیرین ترین و پربارترین ایام عمرم را همان ایام می دانم.

همکاران سرویس خارجی

در سرویس خارجی روزنامه هم تعدادی نیروهای قدیمی قبل از انقلاب مشغول به کار بودند از جمله آقایان بهارلو و دولتشاهی که بیشتر در امر ترجمه کمک می کردند، و بقیه هم نیروهایی که سالهای بعد از انقلاب جذب کار شده بودند و تهیه اخبار و یادداشت و مصاحبه را پوشش می دادند. دبیر سرویس آقای رحمت اللهی بودند. خانم صالحی، آقایان خوش چهره و اسحاقیان و زیدآبادی هم از جمله همکاران دیگر سرویس خارجی بودند. معمولا بعد از کار روزانه بحث های سیاسی همکاران شروع می شد. ساعات خوشی که خستگی کار را می زدود. تعامل و همکاری با نیروهایی که در سرویس های دیگر روزنامه، بخصوص میزهای همجوار سرویس خارجی بودند، از جمله خاطره های خوب من است. یکی از دوستان باسواد و خوبی که متاسفانه حضورش در روزنامه چندان پایدار نبود، خانم مهشید محیط طباطبایی بود که یک روز خیلی اتفاقی در سر میز ناهار و بحثی که پیش آمد، با هم آشنا شدیم و البته بعدا حسرت قطع همکاری وی را با روزنامه خوردم .

و البته رابطه خوب با همکاران زحمتکش بخش حروفچینی و صفحه بندی و تصحیح از دیگر اموریست که نباید از کنار آن عبور کرد. به نظرم زحمت این همکاران در روزنامه های مختلف کمتر دیده می شود. خانم حلوایی و آقای رمضانی از جمله همکاران فعال بخش حروفچینی بودند که در اطلاعات همراه با همکاران دیگری که متاسفانه اسم شان را فراموش کرده ام، زحمت زیادی می کشیدند. همکارانی که از همه زودتر می آمدند و دیرتر از همه می رفتند.

یادم می آید آن سالها بعد از کار روزانه و بحث های پیرو آن، معمولا یا به آرشیو می رفتم یا کتابخانه. یا برای تهیه مطلب یا برای مطالعه. تجربه سالهایی که در سرویس خارجی اطلاعات بودم، سرمایه و سوخت بار فعالیت های دیگرم در حوزه های دیگر بود. دهها مصاحبه با شخصیت های درجه اول سیاسی منطقه (فلسطین، لبنان، تونس، عراق، افغانستان، مصر...) دهها یادداشت و چندین کتاب و دو جایزه ملی بمناسبت مصاحبه هایی که داشتم، حاصل این سه سال و اندی فعالیت در سرویس خارجی روزنامه اطلاعات است. البته از حق نگذرم حُسن اعتماد و تشویق و حرمت گذاری و صمیمیت مثال زدنی حاج آقای دعایی نقش اصلی در رشد و پیشرفت کاری ام در آن سال ها داشت. یکی از ویژگی های مثبت روزنامه اطلاعات، حسن خلق آقای دعایی و تشویق های ایشان و فضایی بود که اگر کسی اراده کار داشت، محدودیتی برای فعالیت نبود. من از این فضای مثبت آن سالها بسیار بهره بردم.البته طبیعی است که شاید اگر حوزه کارم حوزه خارجی نبود، شاید با محدودیت هایی مواجه بودم و چنین رضایت خاطری حاصل نمی شد.

شروعی خوب با کنفرانس سران غیر متعهد

اولین سفر خارجیم بعنوان روزنامه نگار، سفر به اندونزی ، برای شرکت در کنفرانس سران غیر متعهد در زمان ریاست جمهوری آیة الله هاشمی رفسنجانی بود. در این سفر موفق شدم با عمرو موسی وزیر خارجه وقت مصر و برهان الدین ربانی، رییس جمهور وقت افغانستان مصاحبه هایی انجام دهم. قول گفتگویی با عرفات هم گرفتم که بعد از چند سال سفرش به تهران موفق به انجام این گفتگو شدم. این سفر و گفتگوها و گزارش های خبری و درحاشیه هایی که می فرستادم، شروع خوبی برای فعالیت های بعدیم بود. گزارش سفرم را هم مطابق روال آن سالها که با اسم مستعار می نوشتم، با اسم مستعار منتشر کردم. بعدا شنیدم که برخی نکات این گزارش مورد تذکر واقع شده است!

ملاقات با تبعیدشدگان و آوارگان فلسطینی

مهمترین و جذابترین بخش کاریم، زمانی بود که توانستم بین علایق، کار و رشته تحصیلی ام ارتباط ایجاد کنم. سال اول یا دوم کارم در اطلاعات بود که کنفرانس بین المللی فلسطین در تهران برگزار شد. این کنفرانس برای من نقطه عطف فراموش نشدنی بود. بعد از آن دیدار نخست با یاسرعرفات در اندونزی که موفق به گفتگو با او نشدم، برای اولین بار مواجه با چهره های شاخص خاورمیانه و جهان اسلام و بویژه فلسطین در تهران می شدم. در آن زمان فرصتی استثنایی برای مصاحبه و بحث برایم پیش آمد. خوشبختانه با توجه به مطالعاتم در حوزه روابط بین الملل، فلسطین و انتفاضه، قریب به اتفاق مصاحبه هایی که انجام دادم، چالشی و از طرف مصاحبه شونده ها و خوانندگان مورد توجه قرار گرفت. برای همین بعد از این کنفرانس رابطه ام را با تعداد قابل توجهی از شرکت کنندگان حفظ کردم و در مقاطع مختلف از نظرات آنها برای کارهای بعدیم از نوشتن مقدمه برای کتابهایم گرفته تا درخواست مصاحبه مجدد یا هماهنگی برای مصاحبه با دیگران کمک گرفتم. یادم می آید در همان سال ها حدود ۴۰۰ فلسطینی به جنوب لبنان در نزدیکی مرز اسراییل تبعید شدند. به مدیرمسوول روزنامه، جناب آقای دعایی پیشنهاد دادم که برای تهیه گزارش و گفتگو با چهره های فلسطینی به لبنان بروم. فرصتی بی نظیر بود. فرصتی که می دانستم دیگر پیش نخواهد آمد. با علم به اینکه پیشنهاد، پیشنهاد جسورانه ای بخصوص برای یک روزنامه نگار زن است، بالاخره توانستم نظر موافق اقای دعایی را به رغم نگرانی هایی که ایشان از جهات امنیتی قضیه داشت، جلب کنم. مرحله بعدی این بود که چطور به جنوب لبنان و حضور در اردوگاه مبعدین در بین تبعید شدگان راه پیدا کنم و اعتماد آنها را برای گفتگو جلب نمایم. با دفتر حماس و جهاد اسلامی در تهران تماس گرفتم. با هماهنگی با نمایندگی جهاد اسلامی در تهران، در سوریه به ملاقات رهبر جهاد اسلامی فلسطین شهید فتحی شقاقی در اردوگاه یرموک رفتم. آخرین مصاحبه ام را با او در مورد تحولات فلسطین گرفتم. متاسفانه مدتی بعد به شهادت رسید. شقاقی معرفی نامه ای برایم نوشت و با بزرگواری تمام مرا به نماینده جهاد اسلامی در غزه که در بین تبعید شدگان بود، معرفی کرد. متاسفم که از آن نامه کپی یا عکسی نگرفتم. مقدمات سفر بسرعت انجام شد و عازم لبنان شدم. نامه را به نماینده جهاد اسلامی در اردوگاه تحویل دادم. این نامه برایم حکم یک کلید داشت، که با آن به اردوگاه تبعید شدگان در جنوب لبنان راه پیدا کردم و از نزدیک با دهها شخصیت درجه اول فلسطینی صحبت کردم. چهره هایی که طی این سالها بسیاری از آنها توسط اسراییل شهید شدند. از شهید رنتیسی، سخنگوی حماس گرفته، تا محمد زهار از چهره های شاخص حماس که گفتگوی بسیار چالش برانگیز و بیاد ماندنی داشتم و دهها فلسطینی دیگر از گرایش های مختلف فکری در بین گفتگوکنندگان بودند. پس از بازگشت از لبنان، مجددا به اردوگاههای فلسطینی سوریه برای دیدار با آوارگان فلسطینی رفتم و گزارش هایی از زندگی آنها تهیه کردم. مصاحبه با نایف حواتمه رهبر جبهه دمکراتیک برای آزادی فلسطین هم یکی دیگر از دستاوردهای این سفر بود. حاصل این سفر و گفتگوهای آن هم در روزنامه منتشر شد و هم بعدا در کتاب انتفاضه، حماسه مقاومت فلسطین. البته بخش مهمتری هم از آنچه منتشر شد، گزارشی غیرقابل انتشار از برخی مصاحبه ها بود که حکایت از اختلافات داخلی گروههای فلسطینی و نقش برخی گروهای ایرانی در تحولات فلسطین، همچنین انتقادات گروههای فلسطینی بود، که به توصیه حاج آقا دعایی نسخه ای از آن گزارش را برای دفتر رهبری هم ارسال کردم. از نتیجه آن گزارش بی اطلاعم.

شرکت در اجلاس وزرای خارجه در مصر

یکی از خاطرات خوب دیگرم در زمانی که در روزنامه اطلاعات بودم، سفر به مصر و پوشش خبری اجلاس وزرای خارجه غیرمتعهد در مصر بود. به نظرم این اولین سفر یک هیات بلندپایه ایرانی بعد از قطع روابط ایران و مصر بود. برای همین هم حساسیت ها روی ایرانیان بویژه خبرنگاران بسیار زیاد بود. من و جمعی از خبرنگاران دیگر به همراه دکتر ولایتی برای پوشش خبری اجلاس رفتیم. قبل از سفر هماهنگ کردم که در صورت امکان چند روز بیشتر بمانم تا بتوانم گزارشی کامل از مصر تهیه کنم. به دلیل قطع روابط با مصر، میزان اطلاعات ایرانیان از مصر بسیار محدود بود و به نظرم بعنوان یک روزنامه نگار ضرورت داشت که بتوانیم تصویر مناسبی از مصر ارایه کنیم. خوشبختانه با درخواستم برای تمدید سفر به مدت سه چهار روز بیشتر موافقت شد و توانستم گفتگوهای خوبی با چهره های سیاسی، مذهبی، رسانه ای و علمی مصر تهیه کنم. این مصاحبه ها و مجموعه گزارشهای روزانه ام که مورد توجه خوانندگان قرار گرفت، در کتاب مصر از زاویه دیگر منتشر شد. کتابی که در آن مقطع شامل اطلاعات درجه اولی از حوزه های مختلف بود.

اطلاعات بین الملل

در همان سالها تصمیم به راه اندازی روزنامه اطلاعات بین الملل گرفته شد، و من هم از سرویس خارجی اطلاعات به روزنامه اطلاعات بین الملل رفتم. در آنجا عضو شورای سردبیری اطلاعات بین الملل بودم. البته با شروع مقطع دکترا، از میزان فعالیتم در روزنامه کاسته شد و به صورت پاره وقت همکاری خودم را دامه دادم.

در این بخش هم تعدادی از نیروهای قدیمی سالهای قبل از انقلاب و هم تعدادی نیروهای دیگر که بعد از انقلاب کار روزنامه نگاری خود را شروع کرده بودند، فعالیت می کردند. از نیروهای قدیمی آقایان شمس، و مرحوم آقای فقیه از نیروهای باسواد و ارزشمندی که از هردو بسیار نکته آموختم، می توانم یاد کنم. همکاران خوب دیگر هم تا جایی که حضور ذهن دارم ازجمله خانم چابکی و خانم اسلامیت، آقایان رفیع، مرحوم مرعشی، اسماعیلی، سلیمانی، پورعالی، اسحاقیان و ... بودند. از دوستانی که اسم شان از قلم افتاده پوزش می خواهم. تهیه و صفحه بندی مطالب در اطلاعات بین الملل توسط همکاران داخلی بود و بعد روزنامه در خارج از ایران توسط نمایندگی های اطلاعات بین الملل در اروپا و امریکا منتشر و توزیع می شد.

کنفرانس بین المللی زنان

شرکت در کنفرانس بین المللی زن در چین یکی از تجربه های خوب ایام حضورم در روزنامه اطلاعات بین الملل است. حاصل این سفر هم به جز آشنایی با فعالین زن داخلی و خارجی در نهادهای دولتی و غیردولتی، سلسله گزارش ها و گفتگوهایی بود که بعدا در قالب کتاب زن منتشر و به زبان عربی هم ترجمه شد. یکی از مهمترین دستاوردهای این سفر به نظرم، جمع بندی گروهی از زنان روزنامه نگارشرکت کننده در این کنفرانس برای تشکیل نهادی مدنی برای زنان روزنامه نگار یعنی انجمن روزنامه نگاران زن ایران بود. این تصمیم همزمان شد با روی کار آمدن آقای خاتمی و تاکید بر تشکیل نهادهای جامعه مدنی و به این ترتیب پنج نفری که در این کنفرانس حضور داشتیم درخواست صدور مجوز این نهاد را دادیم و پس از چندی فعالیت خود را بعنوان اولین نهاد سیاسی-صنفی زنان روزنامه نگار آغاز کردیم.

کنفرانس سران اسلامی تهران

کنفرانس سران اسلامی در تهران در سال ۷۶ باز هم مجال مناسب دیگری برایم پدید آورد تا با برخی شرکت کنندگان از مصر ، عراق، عربستان و... گفتگوهایی در باره تحولات جهان اسلام داشته باشم.

مدتی بعد از این کنفرانس جناب آقای خاتمی رییس جمهور وقت برای نخستین بار جمعی را بعنوان مشاورین رسانه ای انتخاب کرد. اسم من هم در بیان مشاورین رسانه ای رییس جمهور بود. به این ترتیب در کنار فعالیت مطبوعاتی در اطلاعات، به همراه جمعی از چهره های مطبوعاتی و رسانه ای نظرات مشورتی خودمان را هم برای رییس جمهور وقت می فرستادیم.

پایان همکاری

هرچند بعنوان مشاور رییس جمهور در امور رسانه انتخاب شدم، و پس از آن فعالیت های کاریم در اموری غیرمطبوعاتی، ازجمله فعالیت های دانشگاهی ادامه یافت، طی این سالها به رغم تنوع مسوولیت هایی که داشتم، سعی کردم ارتباطم را با روزنامه اطلاعات قطع نکنم و حلقه اتصالم با عالم مطبوعات و رسانه حفظ شود. البته سیاست و فضای سیاسی هم التهابات و مقتضیات و مصلحت های خاص خود را دارد و تاثیرات مخصوص خود را هم بر عرصه رسانه ای گذاشته است. برغم گذشت این همه سال من روزنامه اطلاعات را خانه خودم میدانم، ولو آنکه کلید آنرا در اختیار نداشته باشم، ولی همیشه مدیون محبت های مدیرمسوول محترم اطلاعات جناب آقای دعایی و همه همکاران خوب اطلاعات هستم و همواره حسرت آن روزهای خوب را می خورم. امیدوارم روزی مجالی ایجاد شود که روزنامه اطلاعات مثل سابق چتری باشد که همه را در زیر سایه خود قرار دهد و بر همه فاصله ها پل بزند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • رزیتا لطفی رئیس بی‌بی‌سی فارسی شد

    22 دی 1394
    بی بی سی فارسی رزیتا لطفی، سردبیر خبر تلویزیون و رادیوی بی‌بی‌سی فارسی به عنوان رئیس جدید بخش فارسی بی‌بی‌سی انتخاب شده است و به زودی جای صادق صبا را می‌گیرد. خانم لطفی از سردبیرانی بود که در سال ۲۰۰۹ در راه اندازی شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی نقش داشت. او از روز بیست و پنجم ژانویه مسئولیت بخش فارسی را به عهده خواهد گرفت و جایگزین صادق صبا می‌شود که پس از بیش از بیست و پنج سال فعالیت در بی‌بی‌سی تصمیم گرفته از سمت خود کناره‌گیری کند و در پی چالش‌های دیگری برود. آقای صبا گفت: "ترک کردن سازمانی که از صمیم قلب به اهدافش اعتقاد دارم کار آسانی نیست، ولی وقت (...)
  • فریدون صدیقی روزنامه نگاری برای تمامی فصول، نوشته ای از مینو بدیعی

    22 دی 1394
    مینو بدیعی، روزنامه نگاری که سالها در روزنامه های مختلف قلم زده است، در یک پست فیس بوکی به ذکر ویژگی های فریدون صدیقی روزنامه نگار قدیمی پرداخته است. به گزارش خبرنگاران ایران، متن کامل این یادداشت فیس بوکی به شرح زیراست: فریدون صدیقی روزنامه نگاری برای تمامی فصول ساعت 5و 20 دقیقه بامداد است و حسی گنگ مرا از خواب پرانده تا از روزنامه نگار ، انسانی شریف ، مردی لایق و شرافتمند و صاحب روحی بزرگ و...همچون فریدون صدیقی بنویسم . این حرفها درمورد او اغراق نیست زیرا سالهای طولانی با او همکار بوده ام واز نزدیک دقایق روح او را لمس کرده ام . من حتی گاهی به این انسان (...)
  • هک شدن رمز آیفون در کمتر از ۱۷ ساعت

    9 دی 1394
    وب سایت الف :شرکت اپل همواره ادعا کرده است که آیفون یکی از قوی‌ترین و بهترین سیستم‌های ایمنی در جهان را دارد. ولی گزارش‌های جدی نشان می‌دهد که سیستم امنیتی این گوشی هوشمند هم به راحتی هک می‌شود. یک شهروند آمریکایی این هفته به دادگاه نیویورک شکایت کرد و در پرونده قضایی خود توضیح داد گوشی هوشمند‌ آیفون به راحتی هک می‌شود و اطلاعات او را به خطر می‌اندازد. او درخواست کرد که اپل می‌بایست هرچه سریع‌تر اقداماتی را در این زمینه انجام دهد. «دیوید بایوئر» پس از طرح این پرونده قضایی روشی را برای هک کردن آیفون بیان کرد که تا قبل از آن هیچ کس مطلع نبود. او گفت دستگاهی (...)