17 آبان 1390

گزارش میدانی خبرنگاران ایران از هجدهمین دوره نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری های ایران

نمایشگاه مطبوعات یا رسانه هایی برای پرتاب موشک و گلوله

17 آبان 1390

خبرنگاران ایران -سعید رازی دوست : برگزاری هیجدهمین دوره نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری های ایران با سه شعار «جهاد اقتصادی، توسعه کیفی و تذهیب رسانه»، در حالیکه این نمایشگاه پیشوند بین المللی را نیز یدک می کشید، فرصتی بود برای ارزیابی نزدیکتر وضعیت و توانایی های بالفعل رسانه ای کشور.

همزمان با نمایشگاه مطبوعات، نخستین اجلاس اتحادیه مطبوعات جهان اسلام در شرایطی در تهران برگزار شد که جمهوری اسلامی ایران فاقد هرگونه تشکل صنفی فعال در عرصه مطبوعات و رسانه نگاری است. انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران که مجوز فعالیت خود را از وزارت کار و امور اجتماعی دریافت کرده، پس از وقایع انتخابات ریاست جمهوری سال 88، به حکم دادستانی پلمپ شد و جایگزینی نیز برای آن ایجاد نشده است.

مشخص نیست اگر روزنامه نگاری به هر عنوان دچار مشکل صنفی شود، کدام نهاد یا مرجع موظف به پیگیری وضع اوست. به رغم همه انتقادهایی که به انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در دوره فعالیتش وارد بود، نیاز به وجود چنان نهادی ـ با همه ضعف هایش ـ این روزها به شدت احساس می شود.

تشکلی که با نام «انجمن روزنامه نگاران مسلمان» روزگاری برای تقابل با انجمن صنفی روزنامه نگاران ایجاد شد، طبق آنچه در بولتن شماره پنج نمایشگاه مطبوعات آمده، مجوز فعالیت خود را نه از وزارت کار، که «از کمیسیون ماده ده قانون احزاب وزارت کشور اخذ کرده است.»

دبیر این انجمن نیز در گفتگو با بولتن یادشده، هدف انجمن روزنامه نگاران مسلمان را «اعتلای رسانه انقلابی و دینی» عنوان کرده. بدیهی است نحوه تاسیس و اخذ مجوز و اهداف مورد نظر این انجمن امکان فراگیری آن در جامعه رسانه ای ایران را منتفی خواهد کرد؛ مگر اینکه به زودی جز رسانه های انقلابی و دینی، چیزی در فضای اطلاع رسانی رسمی و قانونی کشور باقی نماند.

بخشی از طبقه دوم نمایشگاه امسال به نشریه های خارجی اختصاص داشت؛ بخشی که وجود آن قرار بود پیشوند بین المللی نمایشگاه را مشروع جلوه دهد. نام و پرچم بیش از سی کشور را در برابر غرفه ها می شد دید. غرفه های مطبوعات خارجی بسیار کوچک بود و تعداد نشریه های ارائه شده در هر غرفه، به زحمت به عدد انگشتان یک دست می رسید. نشریه های حاضر در بخش خارجی، به جای نشریه های مطرح هر کشور، جرایدی بودند که با نهایت خوش بینی می توان آنها را کمی برتر از نشریه های محلی ایرانی دانست. اگر هدف، تبادل تجربه با روزنامه نگاران کشورهای دیگر باشد، حضور نمایندگان چنان نشریه هایی سودمند نخواهد بود. حتی در برخی غرفه ها جز یکی دو شماره نشریه چند ماه قبل چیز دیگری دیده نمی شد. کسانی هم که در غرفه ها نشسته بودند، آشکارا خسته نشان می دادند. اگر نشریه خارجی دعوت شده حرفی برای گفتن برای روزنامه نگار ایرانی ندارد، چرا دعوت شده است؟

در طبقه همکف یا سالن اصلی نمایشگاه مطبوعات و رسانه ها، ورودی سالن مختص چند مجله فرهنگی بود، مجله هایی مثل جهان کتاب، گلستانه، انشاء و نویسندگی، شوکران و... . حضور این مجله ها در ورودی و بخش بی هیاهوی سالن شاید می توانست برای مجله ها و حاضران غرفه هایشان امتیازی مثبت تلقی شود؛ نشریه هایی که در چند سال اخیر لنگ لنگان و با انتشار نامرتب، خود را به زور سر پا نگه داشته اند. اما آیا در این وانفسای افسردگی فرهنگی و بحران مالی خریداری خواهند داشت؟

بخش انتهایی راهروری سمت چپ نمایشگاه را هم به نشریه های محلی اختصاص داده بودند. در واقع برای هر استان یک غرفه در نظر گرفته شده بود و متولی غرفه، خانه مطبوعات یا اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی هر استان بود. نشریه های برخی استان ها از نظر شکل و طراحی به طور وضوح چندین رتبه بالاتر از نشریات استان های دیگر قرار داشت. اوضاع مطبوعات برخی استان ها نیز به شکل اسفناکی پایین تر از سطحی بود که بتوان درباره اش سخن گفت. می توان مطالعه ای تطبیقی را بین نشریه های محلی انجام داد و شاخصه های مثبت برخی استان ها را به طور علمی شناسایی و دلایل رسیدن شان به آن سطوح را بررسی کرد. احتمالا اجرای چنین طرحی بتواند باعث انتقال تجارب استان های موفق به استان های عقب مانده از نظر روزنامه نگاری شود. اما غرفه های نشریات محلی بیشتر حالت رفع تکلیف اداری داشت و به نظر نمی رسید نمایشگاه باعث ارتقایی در وضعیت روزنامه نگاری استان ها شود. به طور کلی می شود گفت بخش استانی از فقدان طراوت در نشریات رنج می برد. آیا برآیند صفحه های اول نشریه های استانی بازتابی از زیبایی شناسی حاکم یا غالب بر هر استان نیست؟

گردش در برابر غرفه های روزنامه ها باعث شد به قیمت شان فکر کنم. روزنامه ششصد تومانی اعتماد یا شرق که هفته ای دو روز قیمت شان به هزار تومان افزایش می یابد، چگونه می تواند با روزنامه صدتومانی ایران با ویژه نامه هایی که قرار است تعدادشان افزایش نیز بیابد، روی دکه رقابت کند؟ اعتماد و شرق در شانزده صفحه منتشر می شوند و ایران و جام جم و همشهری با دست کم دو برابر صفحات. کدام روزنامه موفق به جذب خواننده غیر ثابت خواهد شد؟ روزنامه آزاد یا روزنامه رانتی؟ تا کی خریداران روزنامه های مستقل موقع خرید، باید خود را به «حمایت» از روزنامه دلخوش کنند و مدیران و روزنامه نگاران از مردم بخواهند برای «حمایت» از آنها روزی ششصد تومان برای شانزده صفحه بپردازند؟

سمت راست سالن به وب سایت های خبری اختصاص داشت. آشکارا تعداد بازدیدکنندگان و حاضران در برابر غرفه وب سایت های خبری و سیاسی چندین برابر حاضران در برابر غرفه روزنامه ها و مجله ها بود. سایت های خبری که شاید به جز یک استثناء تعلق کامل به جریان اصولگرا داشتند، بولتن های خبری مکتوبی را نیز در غرفه هاشان توزیع می کردند؛ بولتن هایی با طراحی ابتدایی و با هدف تخریب نیروهای رقیب. نمایشگاه رسانه ها، تجلیگاه کامل غلبه سیاست بر ذوق ورزی های روزنامه نگارانه بود. آنجا واقعا همه پشت سنگری بودند و به جای توجه به زیبایی شناسی ژورنالیسم، گلوله های خبری و تحلیلی شلیک می کردند. همه اهداف معین سیاسی داشتند و رسانه برای شان پایگاهی بود برای ارسال موشک به سمت پایگاه حریف. بخش وب سایت ها و خبرگزاری ها به روشنی حکایت از حضور قدرتمند باورهای انقلابی و ایدئولوژیک داشت و حاضران غرفه ها نه خبرنگاران ذوق ورز، که چریک های مبارزی بودند که برای تحقق آرمان هایی کلی شلیک می کردند. زیبایی در این نمایشگاه تنها در طراحی غرفه ها معنی پیدا کرده بود. از دوستی که در یکی از غرفه های اصولگرایان نشسته بود شنیدم طراحی برخی غرفه ها تا پنجاه میلیون تومان هزینه داشته است.

به نظر من هدف از نوشتن، تولید یک متن خوب است و متن خوب، فارغ از دیدگاهی که طرح می کند، می تواند شاخصه هایی معین داشته باشد. نوشتن هدف است و رسیدن به روزنامه یا رسانه نوشتاری خوب، هدف ژورنالیست.

ژورنالیسم وسیله نیست، هدفی است که می تواند با محقق شدندش سبب رشد اجتماعی، علمی و فرهنگی بشود. اما اکنون رسانه و نوشتن چیزی نیست جز یک ابزار برای پیروزی بر رقیب سیاسی. در برگه معرفی یکی از سایت های خبری نوشته شده بود: «در فرمول قدرت دنیای امروز، رسانه ها کارکرد ماشین جنگی دیروز را پیدا کرده اند...» شاید اگر قرار است چنین تعریفی از رسانه در سراسر ایران یا حتی جهان مستولی شود، بهتر باشد هرگز آرزوی فعالیت های رسانه ای را در سر نپرورانیم.

در غرفه بزرگ روزنامه ایران مردی میانسال و معمم، میکروفون در دست با صدایی پرهیجان به نفع دولت سخنرانی می کرد و کسانی او را متهم به دفاع از جریانی می کردند که لقب انحرافی گرفته است. در مقابل در غرفه خبرگزاری فارس نیز میزگردی بود که باز صدای آن با بلندگو پخش می شد. شلیک متقابل توپخانه! معمم میانسال از غرفه روزنامه ایران خارج شد و سه مرد تنومند در میانه اش گرفتند تا کسی تعرضی نکند.

مردان سیاست با همراهان قوی هیکل شان از برابر غرفه سایت ها و خبرگزاری ها که می گذشتند، به داخل دعوت می شدند تا در مصاحبه ای شرکت کنند؛ مصاحبه ای که خبرش تا چند دقیقه بعد قرار بود روی سایت منتشر شود.

شاعری رسانه ای را هم دیدم؛ شاعری که با مانورها و فوت و فن های رسانه ای، توانسته جنس بدل خود را به عنوان شعر اصیل در فضایی که کتاب خواندن کم کم به رفتاری فراموش شده بدل می شود، به مخاطب بقبولاند.

ساعت به بیست نزدیک می شد و من متحیر از فضایی که برایم غریبه بود همچنان می گشتم. غلغله ای در برابر غرفه روزنامه جام جم به راه افتاد. جمعیت به هم فشار می آورد. باید خبری باشد! مسوولان غرفه کیف پارچه ای تبلیغاتی روزنامه را بین مردم توزیع می کردند.

نمایش روزنامه ها و سایت ها به آخر رسید، اما نمایش مردان سیاست پایان پذیر نیست. سیاست همیشه ژورنالیسم ما را آلوده است.

وقتی می گویم سیاست، منظورم جدال اصولگرایان نیست، منظورم سیاست است! یعنی می شود روزی با روزنامه ذوق ورزی کرد؟ ایده هایی را اجرا کرد که به هیچ انتخابات و جناحی مربوط نیست؟ یعنی می شود روزنامه نگاری کرد و صف اول هیچ نبردی نبود؟ آیا می شود ژورنالیسم به هدف بدل شود و زیبا نوشتن، زیبا طراحی کردن، زیبا چاپ کردن و افزایش روزافزون مخاطب محور اصلی رقابت باشد؟ یعنی می شود روزی به جای «چه نوشتن» از «چطور نوشتن» حرف بزنیم؟

در بولتنی که یکی از غرفه های اصولگرا پخش می کرد چند سطری درباره نمایشگاه نوشته شده بود: «نمایشگاه سال به سال کمرنگ تر و بی رونق تر می شود. به خاطر دارم که سال ها پیش نمایشگاه مطبوعات یکی از شلوغ ترین و با طراوت ترین نمایشگاه های هر سال بود. منظورم از چند سال پیش، ده سال قبل نیست، همین چهار پنج سال پیش وضع خیلی بهتر از اینها بود. نهادهای بانی امر، حسابی روی دور تکرار افتاده اند و هر سال بیشتر در چینش غرفه ها کج سلیقگی به خرج می دهند. از حق نگذریم مخاطب ها هم کمی تنبل شده اند و دیگر کسی دنبال خواندن نیست. مراجعه کننده هایی که درصد زیادی از آنها به صراحت خواسته شان را به زبان می آورند و می گویند: آقا شما پلاستیک تبلیغاتی نمی دین؟ خودکار نمی دین؟»

رسانه نگارانی که این روزها فضای رسانه ای کشور را به کنترل خود درآورده اند، به جای تاکید بر اصل آزادی و مشتاق بودن برای فعالیت رسانه های طیف مخالف، علنا از ضرورت بستن دهان های مخالف حرف می زنند. و صد البته در این میانه، مفهومی به نام روزنامه مستقل محلی از اعراب ندارد؛ چه دیروز در جدال اصلاح طلب و اصولگرا و چه امروز در جدال اصولگرا و اصولگرا؛ اگرچه هر روز نو که می رسد، دریغ دیروز را می خوریم. گردش در نمایشگاه مطبوعات و رسانه، لذتی برایم نداشت.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.