5 شهریور 1394

طلوعی،خواندنی‌ها و آخرین تجربه‌اش از وطن

5 شهریور 1394

خبرنگاران ایران-روزنامه نگاری با شصت سال تجربه و سردبیر مجله قدیمی خواندنی‌ها بود. همیشه از سردبیری‌اش در خواندنی‌ها به‌عنوان پربارترین دوره کار مطبوعاتی‌اش یاد می‌کرد. خیلی‌ها معتقدند خواندنی‌ها بعد از اوبود که واقعاً خواندنی شد.

محمود طلوعی روزنامه‌نگار پیشکسوت هفته گذشته در یک تصادف رانندگی در تهران جان خود را از دست داد. در سن ۸۵ سالگی. می‌گویند از روزنامه‌نگاران مکتب روزنامه اطلاعات بود و از ۱۵ سالگی تا همین روزهای آخرعمرش نوشته و نوشته. در سال‌های اخیر بیشتر در آمریکا به سر می‌برد، این بار آمد تا سری به خانواده‌اش بزند و دیداری از وطن تازه کند که همین شد آخرین تجربه و دیدارش از ایران.

نه‌فقط برای خواندنی‌ها و دیگرنشریات نوشت که او را بیشتر به‌عنوان پژوهشگر و تاریخ‌نگار می‌شناسند. تاریخ‌نگاری که نوشته‌هایش برای همیشه ماندگار است.

مجله خواندنی‌ها، انتشارش نزدیک چهار دهه ادامه داشت، از سال ۱۳۲۷ تا سال ۱۳۳۵ زیر نظر علی‌اصغر امیرانی و با سردبیری محمود طلوعی. خواندنی‌ها منتخبی بود از نوشته سایر مطبوعات و با چند پاورقی به ترجمه طلوعی و ذبیح‌الله منصوری و صفحه نمدمال خسرو شاهانی طنزنویس معروف آن دوره. این نشریه در دوره سردبیری او پرتیراژ شد و حتی انتشارش به هفته‌ای دومرتبه رسید. پیش از طلوعی و بعد از وی کسانی مانند امیر هوشنگ عسگری، نصرالله شیفته، ایرج نبوی، پرویز لوشانی و مسعود برزین هرکدام دوره‌ای سردبیری خواندنی‌ها را به عهده داشتند. حسین مکی، مسعود بهنود، زبیده جهانگیری و.. عضو ثابت و وفادار خواندنی‌ها و ازجمله ده‌ها تنی بودند که نوشته‌هایشان در این مجله چاپ شد.

مسعود بهنود، روزنامه‌نگار و نویسنده درباره او نوشته است: «محمود طلوعی روزنامه‌نگار قدیمی که شصت سال قبل سردبیر مجله خواندنی‌ها بود در حالی در تهران درگذشت که برای مدت کوتاهی از محل اقامتش در آمریکا، کنار فرزند و نوه‌هایش به زادگاه برگشته بود تا در ضمن احوالی از کتاب‌هایش بپرسد.»

می‌گویند صاحب‌امتیاز خواندنی‌ها، گرچه با برخی درباریان و شخصیت‌های پرنفوذ دوران پهلوی ارتباطی نزدیک داشت اما از انتشار مقاله‌های انتقادی تند علیه دولت و در مواردی علیه وابستگان خاندان سلطنتی تا مدت‌ها خودداری نمی‌کرد هرچند باکم تحمل شدن حکومت امکان چاپ سرمقاله‌های داغ مدیرش علی‌اصغر امیرانی کمتر شد و چنین بود تا زمانی که در سال ۵۷ فضای باز سیاسی اعلام داشت و خواندنی‌ها با سلسله مقالاتی علیه نخست‌وزیر پیشین امیرعباس هویدا دوباره روزگاری نو را از سر گرفت.

او مانند بسیاری از روزنامه‌نگاران قدیمی علاوه بر روزنامه‌نگاری مدتی هم کارمند وزارت دارایی بود و زمانی هم مدیریت کل روابط عمومی آن وزارت خانه را به عهده گرفت. مسعود بهنود در این باره می‌نویسد: «او در همان جا با دکتر جمشید آموزگار آشنا شد و به مدیریت کل روابط عمومی آن وزارت خانه رسید و در همان مقام بود که از سردبیری خواندنی‌ها فردای روزی که عکسی از دکتر آموزگار را روی جلد گذاشت معاف شد.»

پایان خواندنی‌ها و مدیرمسئولش تلخ بود، خواندنی‌ها آخرین بار در مرداد ۱۳۵۸ چاپ شد و پس از اعدام علی‌اصغر امیرانی در سال ۱۳۶۰ دفتر این نشریه به‌حکم دادگاه و توسط بنیاد مستضعفان توقیف شد.

به گفته مسعود بهنود طلوعی در سال‌های اول جمهوری اسلامی پرفروش‌ترین کتاب‌ها را تألیف و ترجمه کرد. کتاب‌هایی مانند خاطرات دو سفیر، پدر و پسر، زیبای تهران، چهره‌ها و یادها، داستان انقلاب و بازیگران عصر پهلوی. در اوایل انقلاب و به خاطر فضای بسته آن دوران طلوعی مدتی کتاب‌هایش را با عنوان محمود مشرقی چاپ می‌کرد.

علی دهباشی نویسنده و سردبیر مجله بخارا در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی طلوعی را یکی از روزنامه‌نگاران برجسته ایران می‌داند: «در دوره‌ای متفاوت از تاریخ مطبوعات معاصر ایران حضور چشم‌گیری داشت و توانست با سردبیری در مجله خواندنی‌ها در دو دروه متفاوت پیش و پس از کودتای ۲۸ مرداد تأثیرگذار باشد.»

طلوعی یک دوره هم نماینده مجلس شد. اما با فرارسیدن انقلاب به کار اصلی خود برگشت. نویسندگی و تاریخ‌نگاری.

این روزنامه نگار پنج‌شنبه ۲۹ مردادماه حین عبور از خیابان آفریقا (جردن) با یک موتور تصادف کرد و پس از جراحت شدید و انتقال به بیمارستان شهدای تجریش تهران برای همیشه از این جهان چشم فروبست.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نسیم شمال و داستان بردن روزنامه‌نگاران به دارالمجانین

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-بررسی در این مورد می‌تواند موضوعی جذاب باشد. کدام روزنامه‌نگاران به دارالمجانین برده شده‌اند؟ اگر کسانی توانسته‌اند با سعی و همت، صاحب نسیم شمال را از دارالمجانین برهانند، آیا دارالمجانین حکم نوعی زندان را برای روزنامه‌نگاران منتقد داشته است؟ اگر چنان نبود، چرا اشرف‌الدین از کسانی که مسبب «استخلاص‌«اش شده‌اند قدردانی می‌کند؟ درباره‌ی اشرف‌الدین یا به تعبیر مردمی، آقای نسیم شمال بسیار می‌توان نوشت، اما برای پایان این گفتار، بخشی از مقالهء سعید نفیسی آورده می‌شود: «اشعار او از هر مادهء فرّاری، از هر عطر دلاویزی، از هر نسیم جانپروری، از هر عشق سوزانی در دل مردم زودتر راه باز می‌کرد. سحری در سخن او بود که من در سخن هیچ کس ندیده‌ام.

  • روزنامه نگاری اهل همین شهر

    3 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- مطالب سینمایی‌اش را با اسم منصور ملکی می‌نوشت و مطالب غیرسینمایی اش را بانام حسن ملکی. متولد ۱۳۲۱ و دبیر ادبیات در مدارس شهر تهران بود در روزنامه‌هایی چون ابرار و آریا به‌عنوان دبیر گروه فرهنگی فعالیت داشت و نقدهایی را در حوزه فیلم، ادبیات هنرهای تجسمی، منتشر می‌کرد. مجموعه شعر «دو کبوتر کنار پنجره ما» در سال ۸۳ و «تا با توام همیشه باتوام» عنوان گزیده‌ای از نثرهای شاعرانه کهن فارسی در سال ۹۲ ازجمله آثار مکتوب اوست.منصور ملکی برادر محمد ملکی بود، همان مبارز سیاسی نستوه و فعال سیاسی معروف سالهای اخیر. خیلی‌ها درباره این وابستگی خانوادگی بین آن‌ها چیزی نمی‌دانستند تا همین روزها.

  • پرویز نقیبی، از خبرنگاری جنگ و سردبیری تا روزنامه فروشی

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-پرویز نقیبی، یکی از نام‌آورترین روزنامه‌نگاران ایرانی در سال‌های پیش از انقلاب است. در 21 سالگی، با نوشتن داستانی کوتاه برای مجله‌ء «اطلاعات هفتگی» گام به دنیای روزنامه‌نگاری گذاشت. او که تجربه‌ء کار در مجله‌های «روشنفکر» را در سال‌های جوانی اندوخت، با سردبیری مجله‌های روشنفکر و «تماشا» و سردبیری صفحه‌های لایی روزنامه‌ء «آیندگان» در سال‌های فعالیتش به «جان پرشورِ روزنامه‌نگاری ایران» بدل شد. او کتاب «گل‌هایی که در جهنم می‌روید» را در شرح زندگی و کار «محمد مسعود»، روزنامه‌نگار مشهور و مقتول، نوشت. همچنین وی نخستین خبرنگار ایرانی‌ای است که برای تهیه گزارش از جنگ ویتنام به این کشور سفر کرد. کتاب «چرا ویت‌کنگ می‌جنگد» حاصل همان سفر است.