17 مرداد 1394

اطلاع‌رسانی همچنان در سیطره طالبانیسم، سیامک قادری

17 مرداد 1394

رادیو زمانه

باور ندارم جمهوری اسلامی ایران در برگزاری گرامیداشت یاد خبرنگار کشته شده ایرنا در مزار شریف به دست دگماتیسم طالبانی تحت نام گرامیداشت روز خبرنگار صداقت داشته باشد، چرا که نوع نگاهی که هر دو گروه طالبان و جمهوری اسلامی در قبال اطلاع‌رسانی و اطلاعات دارند از یک منشا سرچشمه می‌گیرد و بر خلاف طالبان که از اساس وجود خبرنگاران را نفی می‌کند، جمهوری اسلامی امر اطلاع‌رسانی را تا جایی می‌پذیرد که خطوط قرمز آشکار و پنهان متعدد آن رعایت شود.

نزدیک به دو دهه از کشته شدن خبرنگار ایرنا در افغانستان می‌گذرد و جمهوری اسلامی هر سال چنین روزی را در مقابل چشم ده‌ها خبرنگار و روزنامه‌نگار و وب‌نگاران زندانی و دارای پرونده قضایی و ممنوع‌الفعالیت، گرامی می‌دارد در حالی‌که تفاوت آشکاری میان نگاه مقامات جمهوری اسلامی ایران با گروه طالبان در حوزه اطلاع‌رسانی نمی‌بینم.

محمود صارمی در آخرین دقایق زندگی با تنی رنجور و دردمند کار اطلاع‌رسانی خود را ادامه داد، از جنگ و مصایب آن نوشت و از طالبانیسم که چگونه بنیان‌های مادی و معنوی زندگی افغانستانی‌ها را در هم می‌پیچید و عاقبت نیز جان بر سر قلم گذاشت.

اگرچه نامیدن مناسبتی به نام او و روز خبرنگار در سویه فعالان امر اطلاع‌رسانی و خبر، امری ممدوح و پسندیده است اما در سویه روبه‌رو ، این پاسداشت توسط کسانی صورت می‌گیرد که در معنی و نگاه به امر اطلاع‌رسانی، خود دشمن اطلاعات و اطلاع‌رسانی‌اند.

برابر آمار سال ۲۰۱۵ سازمان گزارشگران بدون مرز، کارنامه نقض حقوق روزنامه‌نگاران و فعالان اطلاع‌رسانی و وب‌نگاران ایران همچنان سیاه است و انتخاب حسن روحانی اگر‌چه تا حدی فضا را برای اطلاع‌رسانی بازتر کرده است، تأثیر چندان مثبتی بر وضعیت آزادی اطلاع‌رسانی نداشته است.

برابر این گزارش، رسانه‌ها در ایران همچنان توقیف می‌شوند. موج بازداشت سازماندهی شده روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران از سوی سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی با همکاری فعالانه دستگاه قضایی تحت نظارت رهبر جمهوری اسلامی، یادآور بازداشت‌های فردای انتخابات پر مناقشه سال ۱۳۸۸ است و همچنان عده‌ای از بازداشت‌شدگان مربوط به اطلاع‌رسانی از این رخداد، در زندان به سر می‌برند و ایران همچنان با نزدیک به ۵۰ فعال رسانه‌ای زندانی، یکی از پنج زندان بزرگ جهان برای روزنامه‌نگاران است.

گرامیداشت این روز در حالی برگزار می‌شود که هنوز روزنامه‌نگاران برجسته‌ای در زندان هستند و احکام ممنوع‌القلمی به مثابه نماد و تابلوی ضد اطلاع‌رسانی صادر می‌شود. انجمن صنفی روزنامه‌نگاران در تعلیق غیر‌قانونی است. توجه و دقت به فهرستی از افراد ممنوع برای اخذ مجوز رسانه، برنامه کار متولی صدور مجوز نشریات است. انواع نهادها از جمله وزارت ارشاد به نام امنیت ملی و منافع ملی دستور‌العمل‌های متعدد و متناقضی برای فعالان رسانه صادر می‌کنند. روزنامه‌ها توقیف شده و همچنان فضای امنیتی فعالیت رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران را در چمبره کنترل خود دارد.

اما چرا جمهوری اسلامی ایران را که در قامت یک حکومت در مرزهای جغرافیایی و نهادهای قانونی مستقر است با حکومت قبیله‌ای طالبان مقایسه می‌کنم، دلایل مشخصی دارد .

همچنان که جهان هنوز از سیستم بسته و ساخت قدرت و و رابط آن در دوره طالبان و تشکیلات سیاسی، نظامی و اقتصادی آنان اطلاع روشنی ندارد و مرگ رهبر این گروه را دو سال پس از رخداد آن می‌فهمد، سیستم ایران نیز حاضر به روشنگری در زمینه ساختار پنهان خود نیست. ساختاری بسته و متمایل به گسترش که به تدریج نهادهای شفاف و قانونی را نیز آلوده کرده است.

نظام مبتنی بر آرای ذهنی و من در آودی رهبران ایران، به دلیل ضعف ساختاری و وحشتی که از بر ملا شدن بی بنیانی‌اش دارد، حاضر نیست از آن بخش از ساخت اصلی قدرت که تقریبا همه قدرت و ثروت را در اختیار دارد، اطلاعات دقیقی از سوی اصحاب رسانه منتشر شود.

به همین دلیل است که شما یک بار آیت‌الله خامنه‌ای را نمی‌بینید که به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ دهد و اطلاعات آن بخش قدرت بی‌ضابطه مثل سپاه، خبرگان ، شورای نگهبان و در کل نهادهای اصلی ساخت قدرت، عمدتا به صورت یک طرفه و به صورت بیانیه‌های مطبوعاتی یا سخنرانی صادر شده یا راسا منتشر می‌شود.

اگر آن بخش‌های قانونی و مشخص نظام ایران را که مبتنی بر قانون اساسی و ساز و کار نظارت است کنار بگذارید، عمده‌ترین مرکز تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری، تولید ثروت و در‌آمد و توزیع و هزینه کرد آن، خارج از بازرسی‌ها و بررسی‌های قانونی است و از نظارت اصحاب رسانه هم دور مانده است.

متاسفانه این بخش غیر‌قانونی یا فرا‌قانونی از ساختار قدرت ایران، به دلایل بحران‌های ساختاری همچون بحران مشروعیت و کارآمدی، گسترش فساد ناشی از عدم نظارت و تصمیم‌گیری‌های محفلی مبتنی بر نظام ارادت به جای شایسته‌سالاری، همچون سلول‌های سرطانی رو به گسترش است و تشدید این بحران‌ها نیز به بسته شدن بیشتر ساخت قدرت کمک می‌کند.

به همین دلیل است که باور دارم به میزانی که بخش‌های قانونی و منتخب در طول حدود چهار دهه گذشته از حوزه نظارت ملی و قانونی خارج می‌شوند، حوزه فعالیت روزنامه‌نگاران نیز محدود‌تر و محدودتر می‌شود و ورود به این حوزه‌ها که قبلا حوزه‌های مجاز برای ورود بود، خطرناک‌تر می‌شود .

این مکانیزم مثل تله رفتار می‌کند و حوزه‌های تله‌گذاری شده نهادهای بی‌نظارت حکومتی، از ساختار اصلی قدرت و ثروت در مرکز کشور گرفته، گاه تا یک واحد کوچک اداری در یک جغرافیای محدود استانی و شهرستانی نیز گسترش می‌یابد و به همین دلیل است که شما می‌بیند روز به روز عناوینی که برای حبس و کنترل مردم عادی با گرایش‌های مختلف در جامعه جعل و خلق می‌شود، در قالب محاکماتی تحت عناوین مختلف در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، قومی و زبانی به سوی شهرستان‌ها گسترش می‌یابد و این‌گونه است که اکنون نزدیک به سه هزار و ۵۰۰ زندانی عقیدتی و سیاسی تحت عناوین جعلی در زندان‌های جمهوری اسلامی زندگی را سپری می‌کنند.

اگر روزگاری قاضی سعید مرتضوی به استناد قانون اقدامات تامینی و تربیتی مصوب ١٣٣٩ تحت عنوان اقدام پیشگیرانه، مطبوعات را می‌بست و روزنامهنگاران را زندان می‌کرد یا از کشور می‌راند، اکنون ستادی امنیتی – قضایی، صدها ماده در قوانین کشف کرده که کار آن‌ها مجازات روزنامه‌نگاران، وب‌نگاران و فعالان عرصه مجازی است.

به این دلیل است که باور دارم ساختار حکومت ایران، به استثنای چند دوره خاص در این چهار دهه، چندان متفاوت از نظام سیاسی و فکری طالبان نیست. حکومت ایران نیز روزنامه‌نگاران را به اسارت و گروگان می‌گیرد، آن‌ها را وجه‌المصالحه بازی قدرت در داخل و امتیاز‌گیری در خارج قرار می‌دهد، مزورانه تمام عرصه‌های مشروع و قانونی فعالیت روزنامه‌نگاری که طی بیش از یک قرن به عنوان محدوده نورافشانی روزنامه‌نگاری به دست آمده، قبضه کرده و در کنترل خود در می‌آورد و گاه آنان را ترور اعتباری و شخصیتی می‌کند و تیر خلاص به حیات رسانه‌ها می‌زند.

جمهوری اسلامی ایران، میراث روزنامه‌نگاری مسئولانه حاصل جانفشانی‌ها و مجاهدت‌های روزنامه‌نگاران از پیش از انقلاب مشروطه را که در دوره‌های سیاه همچون کودتا، انقلاب و جنگ زیسته و در همین دوره‌ها به طور نسبی محدوده اختیارات و حوزه‌های خود را حفظ کرده است، با حبس و حصر و توقیف روزنامه‌نگاران و روزنامه‌ها، دچار توقف‌های طولانی کرده و آن را که جان‌های بسیاری بر سر پاسداری از آن فدا شده و هزاران قلم در راه آن شکسته و صدها روزنامه‌نگار زندانی ، هزاران نویسنده به تبعید رفته و ده‌ها روزنامه یک شبه توقیف شده، به کارنامه مردود خود در عرصه اطلاع‌رسانی افزوده است.

این عادت مرسوم و سنتی ساختار حکومت در ایران به تدریج بخش‌های انتخابی و مشروع قدرت را نیز آلوده کرده است. نهادهای مورد نظر با دستورالعمل‌های سلبی و ایجابی مانع کار رسانه‌ها می‌شوند و دیگر از حجم گزارش‌ها و اخبار در مورد پدیده‌های اجتماعی همچون آسیب‌های خانمان برانداز اجتماعی و سیاسی که تا قبل از روی کار آمدن دولت اعتدال که هر روزه فضای رسانه‌ها را تسخیر کرده بود، خبری نیست. گویی یک شبه همه آن مشکلات حل شده است و این‌گونه است که عمل کردن دور از چشم مردم، نهادهای قانونی را هم به خیال و وهم محدود‌سازی و حصر اطلاعات حوزه‌های تحت سیطره خود انداخته است.

آن فضای آلوده امنیتی حبس اطلاعات و اخبار و مخفی‌سازی آن از مردم، چنان روزنامه‌نگاران را وحشت زده کرده که از ترس مرگ بازگشت آن دوران سیاه، به تب حمایت از دولت راضی شده و گویی وظیفه‌ای برای خود جز حمایت از اندک اصلاحات در حوزه‌های محدود متصور نیست.

با این حال وقتی نشریه‌ای هتاک که با هدف مخدوش کردن چهره روشنفکران و لجن‌پراکنی علیه آنان پس از ۹ دی ۸۸ و توسط نهادهای امنیتی و عوامل آن راه‌اندازی شده است، به بهانه ورود به مباحث هسته‌ای از زاویه خود، توقیف می‌شود، آن را در راستای خاموشی نقد و حبس اطلاعات می‌بینیم چرا که درست در زمانی که چنین “شبه‌ رسانه”هایی ابزار سرکوب نهادهای امنیتی می‌شود و قانونی عمل نمی‌کند، رها شده و برخوردی با آن صورت نمی‌گیرد و دقیقا زمانی که در قامت یک رسانه به نقد تصمیمات حوزه عمومی مبادرت می‌کند و دستورالعمل‌های تحدید کننده را زیر پا می‌گذارد، با آن برخورد می‌شود.

به هر حال حتی اگر چنین نگاه بدبینانه‌ای را هم قبول نداشته باشیم، می‌توان تصور کرد تنها پس از آغاز دلجویی از خسارت دیدگان، آزادی فعالان رسانه، بستن پرونده‌های مفتوح، اجازه فعالیت به انجمن صنفی و باز شدن باب اطلاع‌رسانی و نقد، می‌توان از بهبود اوضاع در دولت جدید سخن گفت.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • رزیتا لطفی رئیس بی‌بی‌سی فارسی شد

    22 دی 1394
    بی بی سی فارسی رزیتا لطفی، سردبیر خبر تلویزیون و رادیوی بی‌بی‌سی فارسی به عنوان رئیس جدید بخش فارسی بی‌بی‌سی انتخاب شده است و به زودی جای صادق صبا را می‌گیرد. خانم لطفی از سردبیرانی بود که در سال ۲۰۰۹ در راه اندازی شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی نقش داشت. او از روز بیست و پنجم ژانویه مسئولیت بخش فارسی را به عهده خواهد گرفت و جایگزین صادق صبا می‌شود که پس از بیش از بیست و پنج سال فعالیت در بی‌بی‌سی تصمیم گرفته از سمت خود کناره‌گیری کند و در پی چالش‌های دیگری برود. آقای صبا گفت: "ترک کردن سازمانی که از صمیم قلب به اهدافش اعتقاد دارم کار آسانی نیست، ولی وقت (...)
  • فریدون صدیقی روزنامه نگاری برای تمامی فصول، نوشته ای از مینو بدیعی

    22 دی 1394
    مینو بدیعی، روزنامه نگاری که سالها در روزنامه های مختلف قلم زده است، در یک پست فیس بوکی به ذکر ویژگی های فریدون صدیقی روزنامه نگار قدیمی پرداخته است. به گزارش خبرنگاران ایران، متن کامل این یادداشت فیس بوکی به شرح زیراست: فریدون صدیقی روزنامه نگاری برای تمامی فصول ساعت 5و 20 دقیقه بامداد است و حسی گنگ مرا از خواب پرانده تا از روزنامه نگار ، انسانی شریف ، مردی لایق و شرافتمند و صاحب روحی بزرگ و...همچون فریدون صدیقی بنویسم . این حرفها درمورد او اغراق نیست زیرا سالهای طولانی با او همکار بوده ام واز نزدیک دقایق روح او را لمس کرده ام . من حتی گاهی به این انسان (...)
  • هک شدن رمز آیفون در کمتر از ۱۷ ساعت

    9 دی 1394
    وب سایت الف :شرکت اپل همواره ادعا کرده است که آیفون یکی از قوی‌ترین و بهترین سیستم‌های ایمنی در جهان را دارد. ولی گزارش‌های جدی نشان می‌دهد که سیستم امنیتی این گوشی هوشمند هم به راحتی هک می‌شود. یک شهروند آمریکایی این هفته به دادگاه نیویورک شکایت کرد و در پرونده قضایی خود توضیح داد گوشی هوشمند‌ آیفون به راحتی هک می‌شود و اطلاعات او را به خطر می‌اندازد. او درخواست کرد که اپل می‌بایست هرچه سریع‌تر اقداماتی را در این زمینه انجام دهد. «دیوید بایوئر» پس از طرح این پرونده قضایی روشی را برای هک کردن آیفون بیان کرد که تا قبل از آن هیچ کس مطلع نبود. او گفت دستگاهی (...)