13 مرداد 1394

خبر‌نگاری راه‌حل‌محور

تمرکز ابتکارهای جدید رسانه‌ای بر پیشرفت‌ها نه مشکلات

13 مرداد 1394

جان دایر*

ترجمه:خبرنگاران ایران-بهرام سیستانی:

کار معمول خبرنگاران از پوشش مسائلی مانند علائم و علل وضعیت نامناسب مدارس دولتی شهری، نوشتن تراژدی‌هایی درباره‌ی دانش‌آموزانی که نادیده گرفته می‌شوند، خبرهای داغ از تحقیقات شورای مدارس و گشتن دنبال رسوایی‌ها دوشادوش والدین نگران، اتحادیه‌های خشمگین معلمان و غیره مایه می‌گیرد. اما سیاتل تایمز و شبکه‌ی روزنامه‌نگاری راه‌حل‌محور رویکرد متفاوتی در پیش گرفته‌اند.

گزارش‌گران و تحریریه‌ی تیمِ آزمایشگاه آموزشِ سیاتل تایمز بر این باورند که مخاطبان‌شان نسبت به فهرست بلندبالای چالش‌هایی که مدارس واشنگتن با آن مواجه هستند، بی‌تفاوت شده‌اند.

نوجوانان سرکش، عملکرد ضعیف بین دانش‌آموزان خانواده‌های کم‌درآمد و نرخ بالای ترک تحصیل دیگر برای هیچ‌کس خبر به حساب نمی‌آیند.

از این‌رو این تیم نوشتن درباره‌ی گزارش‌های تحصیلی را کنار گذاشت. به جای شناسایی بدترین مدارس منطقه و تبیین علت ناموفق بودن‌شان، در پی یافتن مدارسی که وضعیت‌شان بهبود یافته و نیز پاسخ این پرسش برآمد که آموزگاران و دانش‌آموزان چگونه به‌رغم فقر، جرم و سایر چالش‌ها از سایرین پیش افتاده‌اند. آنان به جای گزارش مشکلات مدارس راه‌حل‌ها را پوشش دادند. کتی بِست سردبیر سیاتل تایمز نوشت: «ما به اطلاع‌رسانی درباره‌ی جاهایی که کارها به درستی انجام می‌شود، متعهدیم. امیدواریم بررسی دقیق عناصر موفقیت به رواج‌یافتن آن‌ها کمک کند».

در پاسخ به این ضرورت کلودیا رو گزارش‌گر آزمایش‌گاه آموزش با اشتیاق به موضوع نظم دادن به کلاس درس ـ بخش اعظم کاری که معلمان انجام می‌دهند ـ پرداخت و پی برد که چگونه چند مدرسه‌ی محلی موفق شده‌اند از راه برخورد نزدیک و صمیمانه‌تر با دانش‌آموزانی که رفتار نامناسبی دارند، به جای طردکردن آنان، تعلیق‌های تحصیلی را کاهش دهند.

منطقه‌ی آموزشی کنت در حومه‌ی سیاتل برای برقراری انضباط بین دانش‌آموزان مدارس، برخورد ملایم‌تری در پیش گرفته‌ است. برای نمونه نگه‌داشتن دانش‌آموزان متخلف در مدارس، به طوری که به مطالعه‌ی درس‌های‌شان بپردازند، به جای آن‌که آنان را از مدرسه اخراج کرده و نگهبان‌هایی تربیت کنند‌ تا به میانجی‌گری و برقراری قوانینی بپردازند که به هدف کاهش رفتار خشن اعمال می‌شوند؛ کاری که به انضباطی سفت و سخت منتهی می‌شود. یک مدرسه‌ی راهنمایی دو دستیار مدیر جدید استخدام کرده است که به امور رفتاری دانش‌آموزان بپردازند و اکنون سالن بازداشت آن مدرسه را «اتاق تمرکز» نامیده‌اند تا بازتاب‌دهنده‌ی تأکید بر پیشرفت دانش‌‌آموزان متخلف پا به پای همکلاسی‌هاشان باشد. منتقدان می‌گویند این سیاست جدید مانند زندانی کردن دانش‌آموزان در انبار است، اما طرفداران این رویکردِ تازه به نتایج تحقیقات ملی اشاره می‌کنند که بر اساس آن سیاست سفت‌و‌سخت تعلیقِ تحصیلی در خارج از مدرسه به بدترشدن رفتار آنان و غالباً ترک کامل تحصیل می‌انجامد. سیاتل تایمز گزارش داده است که مدارس کنت که زمانی سرگرم اقامه‌ی دعوی در NAACP (1) برای دست‌بندزدن و استفاده از افشانه‌ی فلفل بودند با سیاست جدید اکنون تعلیق‌ها را به میزان بیش از ۳۰ درصد کاهش داده‌اند.

در گزارشی دیگر، دبیرستان بیگ پیکچر سیاستی تحت عنوان «عدالت ترمیمی» اتخاذ کرده که امکان فراوانی برای کاهش مشکلات انضباطی از خود بروز داده است. تحت این عدالت ترمیمی کودکان از تحصیل تعلیق شده در مدرسه می‌مانند اما به کلاس‌های درس نمی‌روند. آنان در مقابل فروم خاصی متشکل از معلمان و دانش‌آموزان، یعنی جلسه‌ای که آمیزه‌ای از مداخله‌ی گروهی و جلسه‌ی مشاوره‌ی همسالان است، شخصاً پاسخ‌گوی تخلفات‌شان می‌شوند و تکالیفی مشتمل بر خواندن و نوشتن‌ انجام می‌دهند که بر رفتارشان تأثیر می‌گذارد. بنا به نظر آموزگاران نوجوانان با بروز احساسات خود برای بزرگ‌سالان و همسالان‌شان، رفتارشان به نحو چشم‌گیری بهبود می‌یابد. سیاتل تایمز گزارش داد که مدرسه‌ی بیگ پیکچر، در قیاس با ۷۰۰ روز تعلیق در سال قبل یعنی قبل از اجرای عدالت ترمیمی، از ماه ژانویه تنها ۸ روز تعلیق اعمال کرده است.

اما این ارقام تنها بخشی از ماجرا است. کلودیا رو مدرسه‌ای را به تصویر کشیده که در آن معلمان و مدیران حقیقتاً در دل دانش‌آموزان جا پیدا کرده‌اند. یکی از دانش‌آموزان بیگ پیکچر در مقابل معلمان و هم‌کلاسی‌های‌اش به ماری‌جوانا کشیدنش اشاره کرد. این دختر ۱۸ ساله‌ که به دلایل انضباطی از مدرسه‌ی دیگری اخراج شده بود به کلودیا رو گفت: «این کار خیلی از یک تعلیق معمولی سخت‌تر است. چون نمی‌توانی از هیچ چیز فرار کنی و کسانی که باید نظر مثبتی درباره‌ات داشته باشند، می‌گویند کاملاً از تو ناامید شده‌اند. این حقیقتاً رنج‌آور و طاقت فرسا است.»

دبیرستان بیگ پیکچر که نرخ تعلیق تحصیلی را از راه برنامه‌ی عدالت ترمیمی کاهش داده همان چیزی است که شبکه‌ی خبرنگاری راه‌حل‌محور آن را «انحراف مثبت» می‌خواند ـ مثالی است از مردمانی یا سیاست‌هایی که از روندهایی دفاع می‌کند که نتایج مثبتی در پی دارند. این اصطلاح نقشی اساسی در خبرنگاری راه‌حل‌محور ایفا می‌کند و چنان‌که از کار این شبکه در همکاری با آزمایش‌گاه آموزش و دیگران برمی‌آید، مفهومی رواج یافته است. طرفداران آن را در تقابل با اخبار منفی تعریف می‌کنند اما از این‌که آن را اخبار مثبت بنامند تردید دارند. خبرنگاری راه‌حل محور به جای اشاره‌ی صرف به مشکلات و نارسایی‌ها ـ مثلاً بن‌بست سیاسی، جنگ، تروریسم و تغییرات آب‌وهوایی فاجعه‌بار ـ هدف خود را انعکا س روش‌هایی می‌دانند که مردم از طریق آن امورات‌شان را بهبود می‌بخشند.

دیوید بورنستین، یکی از مؤسسان این شبکه و از نویسندگان the Fixes blog در بخش نظرات نیویورک تایمز، به سه روند اشاره کرده است که توضیح می‌دهند چرا خبرنگاری راه‌حل‌محور شکل گرفته است: تکثیر مشاغل، سازمان‌های غیرانتفاعی‌ و سایر نهادهایی که به کار بهبود بیماری‌های اجتماعی می‌پردازند؛ انفجار اطلاعات آنلاین که برای مردمی که از اخبار منفی خسته شده‌اند، امکان اجتناب از رسانه‌های جریان اصلی را فراهم آورده است؛ و تمایل خبرنگاران به پوشش تغییرات مثبت اجتماعی و داشتن مخاطب بیشتر. بورنستین می‌گوید: «برای این‌که کار روزنامه‌نگاری به خودترمیمی جامعه کمک کند، کافی نیست مانند یک ناظر آگاهی و خشم مردم نسبت به مشکلات را بالا ببرد. ما به دستورکار تازه و بهتری نیاز داریم. برای این که جامعه و روزنامه‌نگاری شکوفا شوند لازم است به طور منظم ایده‌ها و مدل‌های جدیدی مطرح شوند که در برابر مسائل مبرم به نتایج مثبتی رسیده باشند.»

عملکرد این شبکه که سال ۲۰۱۳ در نیویورک تأسیس شد، بیشتر آموزشی است. ۱۲ کارمند آن مطابق گزارش سالیانه‌اش سال گذشته سمینارهایی برای ۳۷۰ روزنامه‌نگار در ۲۰ تحریریه برگزار کرده‌اند. این گروه همچنین دست به گردآوری منابع مالی برای هزینه‌ی پروژه‌هایی مانند آزمایشگاه آموزش، تحقیق پیمایشی درباره‌ی دسترسی خوانندگان به روزنامه‌نگاری راه‌حل‌محور، و ابتکارات جدیدی برای گردآوری گزارش و اطلاعات درباره‌ی موفقیت در کاهش خشونت و بهبود سلامت زده‌اند. اوایل امسال این گروه به منظور انجام یک پروژه‌ی‌ پوشش خبری مدارس در همکاری با روزنامه‌ی بوستون گلوب تأمین مالی شد که این پروژه در مراحل اولیه انجام کار است.

خانم بِست می‌گوید که این رویکرد فراخوانی برای گزارش‌های خوشحال‌کننده نیست. انگیزه‌ی آزمایشگاه آموزش سیاتل تایمز برای نمونه از نگرانی‌های جدی درباره‌ی آینده‌ی اخبار ریشه می‌گیرد. او و سایر اعضای تحریریه از مطالب بی‌مصرف ـ پروژه‌های بزرگ خبرنگاری که تکمیل کردنشان زمان زیادی می‌طلبد اما اغلب بعد از آنکه منتشر شدند تأثیر کمی بر جا می‌گذارند ـ خسته شده‌اند. بست اشاره می‌کند که «سال‌ها تعریف گزارش‌گری تحقیقی این بوده است که ما یک سال یا بیشتر وقت می‌گذاریم تا بتوانیم به شکلی کامل، شیوا و البته خسته‌کننده جزئیاتی را درباره‌ی همه‌ی جنبه‌های یک مسأله‌ی اجتماعی مهم به شما عرضه کنیم و احتمالاً سرانجام گزارشی ۳۰ اینچی درباره‌ی نحوه‌ی حل مسأله تهیه می‌شود. این کار لزوماً مؤثر نیست. بسیاری از مردم شروع به خواندن این مطالب می‌کنند، خسته می‌شود و آن را کنار می‌گذارند.»

بست می‌پذیرد که گزارش‌گری تحقیقی محض هنوز محور نقش نظارتی خبر‌نگاری است. هدف او از تأسیس آزمایشگاه آموزش هرگز نادیده گرفتن مشکلات مدارس منطقه‌ی سیاتل نبوده است. او می‌خواهد موفقیت‌هایی را به نمایش بگذارد که در رویارویی با مشکلات به دست آمده‌اند تا گفت‌وگوهایی بین والدین، معلمان و سیاست‌گذاران صورت گیرد. او می‌گوید: «دلیل این که به این کار پرداخته‌ایم فراوان بودن خبرهای منفی نیست، بلکه به این دلیل است که فکر می‌کنیم گفت‌وگوهای منفی زیادی راه می‌افتند. مردم حول مسائل آموزشی بسیار قطبی شده‌اند.»

بورنستین خبرهای خوب را به خاطر خوب بودنشان نمی‌خواهد. گزارش‌ها باید آستانه‌ی شایستگی خبرنگاری راه‌حل‌محور را پشت سر گذاشته باشند. دست‌کم لازم است بیماری‌های اجتماعی و درمان‌های محتمل برای آنان را شناسایی کرده باشند. باید صدای مردمی را در بازتاب دهند که آن درمان‌ها را در واقعیت دیده‌اند. باید دربرگیرنده‌ی شواهدی از مؤثر بودن آن راه‌حل‌ها باشند و هرگونه پیش‌بینی یا محدودیت مربوط به آنان را گزارش کنند. این شبکه حتی فهرستی از گزارش‌های «شیادانه»ی راه‌حل‌محور تهیه کرده است. مانند مطالبی که به «ستایش قهرمانان» می‌پردازند که درواقع تجلیل از افراد است اما توجهی به علت‌ها ندارند یا گزارش‌هایی از نجات حیوانات که نوعی سرگرمی‌اند.

بورنستین تأکید دارد که خبر‌نگاران باید داده‌هایی به دست آورند که نشان‌ دهنده‌ی نحوه‌ی تأثیر یک راه‌حل باشد. بورنستین می‌گوید تنها سوگیری در خبرنگاری راه‌حل‌محور باید به سمت شواهد باشد و واقعیات مانند هر گزارش خبری دیگری باید خود سخن بگویند. او همچنین می‌گوید «ما شدیدا احساس می‌کنیم که می‌توان گزارشی همه‌جانبه درباره‌ی یک مسأله‌ی اجتماعی تهیه کرد بدون این‌که به خواننده بگوییم این بهترین واکنش است یا شما باید در این زمنیه دست به کاری بزنید. من با خبرنگارانی که خوانندگانشان را تشویق به عملی می‌کنند احساس راحتی نمی‌کنم.»

تشخیص این خط می‌تواند دشوار باشد. پروفسور دَن گیلمور استاد روزنامه‌نگاری در دانشگاه دولتی آریزونا می‌گوید پوشش رسانه‌ای به راه‌حل‌ها مشروعیت و اقتدار می‌بخشد، احتمالاً به استثنای راه‌حل‌هایی که گزارش‌گران یا منابع آنان هرگز با آن‌ها از نزدیک مواجه نشده‌اند ـ مثلاً نگاهی سطحی بر موضوعات بزرگ و پیچیده‌ای مانند نظام مراقبت سلامت، آب سالم و سایر مسائل جهانی. نظر گیلمور این است که خبرنگاران وقتی با هدف اثبات معتبر بودن برخی راه‌حل‌ها با موضوعی برخورد می‌کند، عینیت‌گرایی‌شان را از دست داده‌اند. او می‌گوید « چنین خبرنگارانی وقتی به موضوعی می‌پردازد از قبل در ذهنشان نتایجی را در نظر گرفته‌اند. این روش وقتی جواب می‌دهد که به دنبال مثال‌هایی موافق نظرتان بگردید.»

مرکز MIT برای رسانه‌های مدنیِ اتان زاکرمن معتقد است که طرفداران خبرنگاری راه‌حل‌محور به‌شدت تلاش می‌کند از جانبداری بپرهیزند. او با همکارانش یک وب‌سایت خبرنگاری شهروندی،global voices ، تأسیس کرده است که از آزادی بیان دفاع کند. اما به نظر زاکرمن تحریک هدف‌مندِ خوانندگان به کنش در راستای مسائلی که در گزارش‌ها مطرح شده‌اند، کاری کاملاً شایسته و درحقیقت لازم است. با فروکش کردن اعتماد در رسانه‌های جریان اصلی، چرا خبرنگاران درجه‌یک به مخاطبان‌شان نگویند که چگونه می‌توان درگیر مسأله‌ای شد که به آنان انرژی بدهد. زاکرمن می‌گوید: «آن‌چه بورنستین درواقع انجام می‌دهد این است که می‌گوید بیایید کسانی را بیابیم که مشکلات را حل می‌کنند و به همان سبک خبرنگاری سنتی درباره‌ی آنان گزارش تهیه کنیم. بیایید آنان را با احتیاط و دقت بررسی کنیم و ادعاهایشان را ارزیابی کنیم. آیا همین قدر که یک راه‌حل پیدا کنیم، اگر راه‌حلی باشد که خوانندگان یا بینندگان ما نتوانند بخشی از آن باشند، کفایت می‌کند؟ به نظر من بحث‌انگیزترین ویژگی این موضوع همین است. آیا می‌توانیم به خوانندگانمان چیز مثبت و سازنده‌ای ارائه کنیم که بتوانند آن را انجام دهند؟»

تعداد زیادی ابتکارهای رسانه‌ا‌ی جدید در سال‌های اخیر مطرح شده‌اند که دیدگاه‌های بورنستین و زاکرمن را در هم ادغام کرده‌اند. کریستین ساینس مانیتور سال گذشته بخش تِیک اکشن را راه‌اندازی کرد. وب‌سایت Upworthy که سه سال پیش راه‌اندازی شد مدعی است از راه گزارش‌هایی الهام‌بخش خوانندگان که در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارد، هر ماه50 میلیون مخاطب دارد. هافینگتون پست اکنون یک بخش an Impact دارد که حول مضمونِ «چه‌چیزی به کار می‌آید» می‌چرخد. سردبیران امیدوارند مطلوب خوانندگانی باشند که خواستار رسانه‌ها توانمندساز باشند ـ نه این‌که صرفاً به مردم بگویند از چه عوامل یا برنامه‌هایی حمایت می‌کنند، بلکه مدل‌هایی برای بحث و گفت‌وگو درباره‌ی رفع بیماری‌های اجتماع ارائه دهند. در بسیاری موارد خوانندگان بخش نظرات را با درخواست اطلاعات بیشتر درباره‌ی نحوه‌ی دخالت‌گری و کمک در زمینه‌ی مسائلی که در گزارش‌ها پوشش داده شده، پر کردند.

دبیران مانیتور می‌گویند که گروه هدفِ بخش تِیک اکشن خوانندگانی هستند که علاقه‌ی خود به کار داوطلبانه، مشارکت و در اختیار گذاشتن تجارب تخصصی‌شان در سطح جهان را از راه نامه به سردبیر یا شرکت در نظرسنجی ابراز کرده‌اند. مخاطبان خواهان خواندن مطالبی مثلاً درباره‌ی فقرا و توسعه‌ی انرژی خورشیدی و آموزش دختران در افغانستان هستند، چون چنان‌که سوزان پاردکمپ هَکنی کارمند بخش راهبرد و بازاریابی کریستین ساینس مانیتور معتقد است، نسبت به نابرابری درآمد و حقوق بشر حساس‌اند. آن‌ها به جای خواندن رشته مطالبی درباره‌ی موانعی که به مقابله با آن‌ها برخاسته‌اند، می‌خواهند ببینند آیا در زمینه‌ی علایق مترقی‌شان در سطح جهان پیشرفتی صورت می‌گیرد. پاردکمپ هکنی می‌گوید «آن‌ها با یک روزنامه‌خوان متوسط که می‌خواهد بداند چه اتفاقی افتاده است فرق دارند و ممکن است خود عملاً کاری انجام دهند.»

به نظر کلایتون کالینز سردبیر نسخه‌ی هفتگی این روزنامه، کار بخش تیک اکشن پیروی از اهداف مؤسس کریستین ساینس مانیتور، مری بیکر ادی است، کسی که می‌خواست این روزنامه «به کسی آسیبی نرساند و در پی رستگاری تمام نوع بشر باشد». این بخش به نظر کالینز کمتر درباره‌ی راه‌حل‌ها و بیشتر درباره‌ی پیشرفت‌ها است. او می‌گوید «وقتی با عینکی مترقی به آن نگاه کنیم می‌بینیم که تنها چهره‌ای شاداب به خبرها نداده‌ایم. ما از واسطه‌ی انتقال اطلاعات به سازندگان ابزار و افرادی تأثیرگذار در این جامعه‌ی جهانی که علاقمند به پیشرفت و ترقی انسان است گذر کرده‌ایم.»

شاید حق با کالینز باشد که گزارش‌هایی که درباره‌ی تغییرات اجتماعیِ مثبت‌اند، خوانندگان را جذب می‌کنند. شبکه‌ی خبرنگاری راه‌حل‌محور در همکاری با Engaging News Project از دانشگاه تکزاس‌ـ‌اوستین پیمایشی انجام دادند درباره‌ی نحوه‌ی واکنش خوانندگان به گزارش‌های راه‌حل‌محور در مقایسه با گزارش‌هایی که بر مشکلات متمرکزند. یافته‌های این پیمایش نشان داد که خوانندگان گزارش‌های راه‌حل‌محور بیش از خوانندگان گزارش‌هایی که جهت‌گیری‌شان به مشکلات است، احتمال دارد احساس انگیزش کنند و خواهان یادگیری بیشتر باشند. این خوانندگان همچنین تمایل بیشتری به اشتراک گذاری گزارش‌های راه‌حل‌محور در شبکه‌های اجتماعی دارند که امروزه معیار مهمی برای ارزیابی عملکرد است.

تحریریه‌ی هافینگتون پست به گزارش‌هایی علاقه‌مند است که خوانندگان روی فیس‌بوک و جاهای دیگر به اشتراک می‌گذارند. آن‌ها این به اشتراک‌گذاری را بهترین معیار تأثیرگذاری می‌دانند. جسیکا پرویس دبیر اجرایی هافینگتون پست ایمپکت و هافینگتون پست گود نیوز می‌گوید «به اشتراک گذاشتن به معنای آن است که شما به این فکر می‌کنید که دیگران باید از چه چیزی اطلاع داشته باشند، تا جایی که در شبکه‌ی اجتماعی خود را با آن معرفی می‌کنید. به اشتراک گذاشتن از لایک کردن مؤثرتر است.»

تمرکز وب‌سایت Upworthy بر آن است که خوانندگان را وادار کند مطالبی را که تولید و تهیه می‌کند، به اشتراک بگذارند. این وب‌سایت با حمایت سرمایه‌دارانی شامل کریس هوگز یکی از مؤسسان فیس‌بوک و در همکاری با شرکایی مانند رسانه‌ی تحقیقی پروپابلیکا که برنده‌ی جایزه‌ی پولیتزر است، خود را پادزهر رسانه‌های معمولی خبری‌ای می‌دانند که مخاطبان خود را با گزارش‌های ملال‌آور درباره‌ی نقاط دوردستی که توان تغییر آن را ندارند، بمباران می‌کنند. امی اولری مدیر تحریریه‌ی Upworthy و گزارش‌گر پیشین نیویورک تایمز و رادیوی دولتی «این زندگی آمریکایی» می‌گوید: «ما خبرهای زیادی داریم که دربردارنده‌ی این احساس درماندگی آموخته‌شده هستند.»

منتقدان Upworthy را گردآورنده‌ی خبرهایی می‌دانند که جنبه‌ی تبلیغی دارند و خوانندگان را به این تصور می‌رساند که با پست کردن یک مقاله درحال تغییر جهان هستند. اما به نظر اولری این شکوه‌ها موفقیت وب‌سایت را در جذب مخاطب نادیده می‌گیرند. اولری می‌گوید مردم وقتی تنها هستند نگرش منفی کسب می‌کنند درحالی که این اخبار برانگیزاننده مردم را به هیجان آورده و آنان را در یک جماعت، به‌ویژه در پایگاه‌های رسانه‌های اجتماعی گرد هم می‌آورد. به نظر او «تفاوت واقعی Upworthy این است که ما به گزارش‌هایی علاقمندیم که مردم را به حرکت در می‌آورد، بر قلب‌شان تأثیر می‌گذارد و انگیزه‌ی احساسی نیرومندی ایجاد می‌کند. سازمان‌های سنتیِ خبری از این گزارش‌ها، اغلب با شرمساری، رویگردانند. اما از نظر ما مشکلی ندارند.»

واکنش‌های مثبت عاطفی که سازنده‌ی جماعت‌های فراگیر از میان مخاطبان اخبارند، در کانون کارِ کاترین گیلدنستد، یک گزارش‌گر پیشین شرکت سخن‌پراکنی دانمارکی قرار دارند، کسی که پس از دریافت مدرک کارشناسی در روانشناسی مثبت‌گرا از دانشگاه پنسیلوانیا یک مؤسسه‌ی مشاوره‌ی رسانه‌ تأسیس کرد. گیلدِنستد به منظور دست کشیدن خبرنگاران از گزارش‌گری وقایع تلخ و سیاه که مخاطب را فراری می‌دهد، سمینارهایی برای خبرنگاران در ایالات متحده و اروپا برگزار کرد. او و همکارانش اصطلاح «خبرنگاری سازنده» (constructive journalism) را برای توصیف روش گزارش‌گری خود که با کار اولری و بورنستین و دیگران هم‌راستا است، مطرح کردند.

گیلدِنستد اخیراً با De Correspondent فعالیت می‌کند که یک رسانه‌ی آنلاین جدید خبری هلندی است که در سال ۲۰۱۳ راه‌اندازی شده‌ است. این وب‌سایت یک گزارش‌گر «پیشرفت» بنام روجر برگمن دارد که درباره‌ی مسائل هلند و جهان به روش خبرنگاری سازنده مطالبی می‌نویسد. او در یکی از گزارش‌هایش با عنوان «چرا باید پول مفت به همه داد» از تدبیر پرداخت بدون قیدوشرطِ مقادیر زیادی پول به بی‌خانمانان لندل، فقرای اوگاندا و جاهای دیگر سخن می‌گوید. اکثریت این فقرا به جای هدردادن این پول، چنان‌که بسیاری این‌گونه تصور می‌کنند، از این مبالغ برای بهبود زندگی و کاهش وابستگی به کمک‌های دولتی بهره خواهند ‌برند. وب‌سایت De Correspondent برای هزینه‌ی راه‌اندازی تقریبا از ۱۹۰۰۰ نفر ۷.۱ میلیون دلار جمع‌آوری کرد. وب‌سایت آن اکنون مدعی داشتن ۳۴۰۰۰ مشترک است که هریک سالانه حدود ۶۵ دلار می‌پردازند. به نظر گیلدِنستد گزارش‌هایی مانند کارهای برگمن خوانندگان را با احساس امید درباره‌ی رفع مشکلاتی رها می‌کند که بسیاری از خوانندگان نمی‌پذیرند که لاینحل باشند. او می‌گوید «خبرنگاری مانند کار کارآگاهان است. ما باید از این که چه کسی چه کاری را کجا انجام می‌دهد سر درآوریم و بتوانیم تشخیص دهیم چه کسی مسئول است. من به این درک رسیدم. فکر می‌کنم هنوز باید همین کار را بکنیم. اما به نظرم باید بپرسیم اگر شرایط بحثی آینده‌نگرانه را فراهم نکنیم، چه می‌شود. عطش شدیدی برای محتواهای مثبت، برانگیزاننده و الهام‌بخش وجود دارد.»

تعادل برقرارکردن بین گزارش‌گری الهام‌بخش و فعالیت کارآگاهانه چالشی بود که خبرنگاران آزمایشگاه آموزش سیاتل تایمز برای فائق آمدن بر آن به سختی تلاش می‌کردند. کلودیا رو می‌دانست که برای نشان‌دادن خطرات سیاست‌های انضباطی مدارس به لحظاتی هیجانی شبیه جلسه‌ی تعلیق آن دختر ۱۸ ساله نیاز است. او همچنین نوشته‌اش را با نقل قولی مؤثر از یک معلم که فرزند دو کارمند زندان تأدیبی ایالت نیویورک بود و ظاهراً به عدالت ترمیمی رو آورده بود به پایان می‌برد: «این روشی است برای تبدیل بدترین کار به بهترین کار ممکنی که تاکنون در مدارس انجام شده است».

اما او و آزمایشگاه آموزش برای گزارش مستقیم از عدالت ترمیمی و سایر سیاست‌ها تلاش می‌کنند. آنان نظر منتقدانی را که معتقد نبودند رویه‌های ملایم‌تر انضباطی به بهبود رفتار دانش‌آموزان کمک می‌کند، منعکس کردند. همچنین زمانی را صرف تهیه گزارش از نحوه رواج عدالت ترمیمی در سایر شهرها کردند. از شیوه‌ی گزارشگری خود کوتاه نیامدند اما عمیق‌ترین احساسات خوانندگان را با خود همراه کردند. کلودیا رو می‌گوید: «خوانندگان باریک‌بینند و می‌دانند کجا چیزی به آنان تحمیل می‌شود. آنان این تفاوت جزئی را درک می‌کنند که هدف تغییر افکار نیست بلکه نشان دادن امکان‌های موجود است.»

* جان دایر خبرنگاری از ماساچوست است. او به‌عنوان سردبیر آمریکایی Associated Reporters Abroad فعالیت می‌کند.

۱) انجمن ملی برای پیشرفت رنگین‌پوستان (NAACP)، سازمان حقوق بشریِ آمریکاییان آفریقایی‌تبار در ایالات متحده است که در سال ۱۹۰۹ تأسیس شد. مأموریت این سازمان «تضمین برابری حقوق سیاسی، آموزشی، اجتماعی و اقتصادی همه‌ی افراد و حذف نفرت و تبعیض نژادی است».

منبع:نیمان ریپورت

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • نوآوری‌های خبر‌نگاران در فضای خشونت‌بار مکزیک

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران- گزارش‌گران محلی مانند اسپینوزا با بزرگ‌ترین خطرات مواجه‌اند. مشکلات اسپینوزا زمانی شروع شد که در سال ۲۰۱۲ یک مقام رسمی دولت به او گفت یا دست از پوشش اعتراضات دانشجویی بردارد یا «به سرنوشت رِجینا دچار می‌شود». که اشاره‌ی او به رجینا مارتینِز گزارش‌گر پروسسو بود که همان سال در خانه‌اش در خَلَپه خفه‌اش کرده بودند. مقامات رسمی مرگ او را به دزدان نسبت دادند اما اسپینوزا و سایر روزنامه‌نگاران معتقد بودند که دلیل قتل او گزارش‌ جرائم است. در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.

  • روزنامه‌نگاری روباتی: آینده به سرعت از راه می‌رسد

    3 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-روبات ها می توانند از طریق بانک عظیمی از متن های قابل مقایسه‌ که برای تولیدشان هزینه زیادی پرداخت شده است، زبان آموزی کنند. آن ها از راه مقایسه ی گزارش هایی که در طول دهه ها توسط اتحادیه ی اروپا و سازمان ملل تهیه شده‌اند و با صرف هزینه های گزاف توسط انسان به زبان های مختلف ترجمه شده اند، ترجمه به زبان های مختلف را انجام می دهند. وقتی از آنان ترجمه ای درخواست می شود، این ترجمه های از قبل انجام شده را برای یافتن الگوهای مشابه یا بخش‌هایی که بتوانند آنان را به هم وصل کنند، جست وجو می کنند.روبات ها درها را به روی کمپانی‌های جدید خبری خواهند گشود که وقتی نظم اوضاع به هم می‌ریزد، سر میرسند و قادرند فن آوری را آنگونه که مناسب است به کار گیرند.

  • بهشت امن ترکیه برای روزنامه‌نگاران خارجی جهنم می‌شود

    13 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-برای سال‌ها ترکیه به‌عنوان بهشت امن روزنامه‌نگاران آزاد و محل و مرکزی باثبات و با فضایی امن برای روزنامه‌نگاران خارجی بود. آن‌ها می‌خواستند حوادث بعد از بهار عربی را پوشش دهند. اما از زمانی که روزنامه‌نگاران خارجی بحران‌های متعدد دولت ترکیه را پوشش خبری دادند و گزارش‌هایی درباره تظاهرات پارک گیزی استانبول در سال 2013 و واقعه نگران‌کننده معدنچیان در سال 2014، نوشتند، مورد تهدید مستقیم قرار گرفتند. مقامات ترکیه درحالی‌که خبرهای قابل‌قبول و قابل استنادی درباره درگیری‌های جنگجویان کرد با نیروهای داعش و دیگر گروه‌های درگیر در عراق و سوریه، وجود داشت، با دستور کتبی، از روزنامه‌نگاران خارجی خواستند که دراین‌باره سکوت کنند.