6 مرداد 1394

نگرانی از تصرف فضای خبری توسط رسانه های دولتی

خبرگزاری‌های دولتی سانسور را گسترش دادند

6 مرداد 1394

خبرنگاران ایران

برخی از کارشناسان رسانه، اتفاقاتی که در دولت خاتمی روی داد را سرمنشأ شکل‌گیری روندی می‌دانند که منجر به ایجاد تعداد زیاد خبرگزاری، سایت و نشریه وابسته به نهادهای دولتی شد. مهم‌ترین این اتفاقات عدم پوشش مناسب فعالیت‌های دولت توسط صداوسیما بود که اداره‌کنندگان آن مخالف جریان سیاسی – اجتماعی دوران اصلاحات بودند. درواقع دولت خاتمی به‌نوعی در تحریم رسانه‌ای قرار داشت و برخی از مسئولان آن به این نتیجه رسیدند تا برای تحت تأثیر قرار دادن افکار عمومی و گرفتن فضای رسانه‌ای از مخالفانشان، به‌سوی ایجاد نشریات، خبرگزاری و سایت های وابسته به وزارتخانه‌ها و نهادهای دولتی رفتند.

علی اصغر رمضان پور که در آن ایام در وزارت ارشاد مسئولیت داشته در توضیح این روند به خبرنگاران ایران می‌گوید:« از دوران اصلاحات به بعد تعداد روزنامه‌های نسبتاً مستقل‌تر افزایش یافت اما به شکلی ناپایدار و با اثری موقتی در فضای خبری کشور حضور داشتند. در این روند، دادن مجوز به رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها سهولت بیشتری گرفت. اما عموماً این مجوزها به کسانی داده شد که موردحمایت بخشی از حاکمیت بودند. بر این اساس روند تصرف رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها توسط مقامات دولتی و حکومتی تقریباً هیچ‌گاه متوقف نشد.»

او در تشریح چگونگی شکل‌گیری این روند در دولت خاتمی می‌افزاید:« آنچه در دولت خاتمی منجر به افزایش سهم خبری روزنامه‌ها و دیگر رسانه‌های دستگاه‌های دولتی شد، سانسور خبری و محدودیت‌های رسانه‌ای بود که صداوسیما علیه دولت اعمال می‌کرد. درواقع افزایش رسانه‌های دولتی در این دوره واکنشی بود در برابر افزایش سانسور رسانه‌های بزرگ و فراگیر بر دولت. همچنین افزایش تعداد فعالان رسانه‌ای حرفه‌ای و نیمه‌حرفه‌ای در این سال‌ها نیز به‌طور غیرمستقیم برافزایش رسانه‌های دولتی تأثیر مثبت گذاشت.»

اقتصاد رسانه عامل دیگری بود که رمضان پور به آن اشاره می‌کند:«اقتصاد رسانه مسئله مهمی بود که در این دوران به افزایش نهادهای وابسته به دولت منجر شد. عملاً راه‌اندازی و اداره درازمدت رسانه و به‌ویژه هفته‌نامه و روزنامه بدون کمک مالی یک‌نهاد دولتی امکان‌پذیر نبود‌ و روزنامه‌نگاران ترجیح می‌دادند ازنظر مالی در پناه یک سازمان دولتی باشند تا این‌که در آینده‌ای مبهم رها شوند. این مصونیت نه‌فقط ازنظر مالی به روزنامه‌نگاران کمک می‌کرد بلکه ازنظر سیاسی نیز تا حدی به آنان کمک می‌کرد تا از تیغ سانسور و فشار سیاسی از طریق اتکا به حمایت دولت اصلاحات مصون بمانند. اگرچه در مواردی نیز دستگاه حامی رسانه خودکنترل‌هایی را از ترس فشارهای سیاسی، اعمال می‌کرد. به‌طورکلی گسترش رسانه‌ها و خبرگزاری‌های دولتی در مواردی به گسترش فضای خبری و رقابت رسانه‌ای و افزایش امکان اقتصادی برای فعالان رسانه‌ای منجر می‌شود؛ اما این پیامدهای مثبت در مقابل پیامد منفی ساختاری یعنی ضربه‌ای قرار می‌گیرد که در درازمدت به از پای درآمدن رسانه‌های مستقل و آزادی رسانه‌ای و اقتصاد رسانه منجر می‌شود. پیامدهایی که به‌سختی قابل جبران است.»

مینو بدیعی، روزنامه نگار نیز دراین‌باره به تجربه خود اشاره می‌کند:« درست است که موضوع تکثر خبرگزاری‌های دولتی در دوره آقای خاتمی بیشتر شکل و رونق گرفت اما بعدازآن نیز هر وزارتخانه و هر روابط عمومی دولتی خودش اخبار مربوط به خود را، آن‌هم با سانسور کامل و با امضای مقامات، انتشار داد که کار خیلی غلطی بود. اینکه خبرنگاران رسانه‌های مکتوب عملاً خبرهای کاملاً سانسور شده را از این سایت‌ها بگیرند ضد کار اطلاع‌رسانی است. این کار موجب شده که عملاً خبرنگاران رسانه‌ها نقش‌های مهمی که قبلاً به‌ویژه در دولت اصلاحات درزمینهٔ تولید خبر داشتند از دست بدهند و خبرهای تحمیلی، تشریفاتی و گاهی هم رپرتاژاگهی از نوع دولتی را از طریق این سایت‌ها انتشار دهند.»

این کارشناس رسانه عواقب این رفتار را بر حرفه روزنامه‌نگاری منفی می‌داند:«به هر صورت همه این حرکت‌ها چندان کار اطلاع‌رسانی و شفافیت اطلاعات را تقویت نکرد. انتشار بولتن از سوی وزارتخانه‌ها هم کار درستی نیست و درواقع حتی نوعی اسراف است. روابط عمومی هر سازمانی درواقع کارش تسهیل ارتباطات وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها با جامعه و رسانه است نه اینکه خودش بولتن‌های هفتگی منتشر کند و یا اینکه خودش خبرگزاری داشته باشد. این بدان معناست که سانسور را دولتی کرده‌ایم! تجربه چندساله خودم و کار در یک نشریه دولتی مربوط به یک روابط عمومی به‌عنوان سردبیر بیانگر آن است خبرهایی که برای چاپ در این نشریه داده می‌شد حتماً باید به رؤیت مثلاً وزیر یا معاون وزیر می‌رسید که بسیار بد بود و هرچقدر تأکید داشتم که این رسم اطلاع‌رسانی نیست و اساساً شما نقش روزنامه‌نگار را دراین‌ارتباط زایل می‌کنید به خرجشان نمی‌رفت.» او همه این مسائل منفی را ناشی از نبود آزادی بیان و نداشتن قدرت مانور رسانه‌ها در جامعه می‌داند.

علی اصغر رمضان پور در اختیار گرفتن فضای رسانه‌ای توسط دولت‌ها را یک مشکل جهانی می‌داند و به کنفرانسی که اخیراً در آلمان برگزار شاره می‌کند: «در کنفرانسی که اخیراً توسط دویچه وله در بن برگزار شد بسیاری از روزنامه‌نگاران از مناطق مختلف دنیا نسبت به روندی ابراز نگرانی می‌کردند که می‌توان آن را تصرف فضای خبری توسط رسانه‌های وابسته به دولت نامید. رسانه‌هایی که در سال‌های اخیر توسط روسیه و چین راه‌اندازی شده‌اند، نمونه‌هایی از این جریان رسانه‌ای هستند. صرف‌نظر از این موارد مشخص که دارای اهداف سیاسی است، اکثر سازمان‌های دولتی در غرب به این نتیجه رسیده‌اند که به‌جای راه‌اندازی رسانه خبری خود، از روابط نزدیک‌تر با رسانه‌ها برای پوشش رسانه‌ای فعالیت‌های خود استفاده کنند. به تعبیر دیگر این نهادها به این نتیجه رسیده‌اند که به‌جای سرمایه گزاری مادی و معنوی برای راه‌اندازی رسانه، بر کارآمدتر کردن نظام روابط عمومی خود تکیه کنند.

بخش اول این گزارش را در لینک زیر ببینید:

چرا در ایران این همه خبرگزاری دولتی وجود دارد

لینک مرتبط:

خبرگزاری های ایران، از آغاز تا امروز

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.