28 تیر 1394

سرگذشت «اریک رولو» و «جان فریمن»؛ روزنامه‌نگارانی که دیپلمات شدند

روزنامه‌نگارانِ دیپلمات

28 تیر 1394

خبرنگاران ایران- مهرک رحیمیان

پیوند میان روزنامه‌نگا‌‌‌ری و سیاست یک پیوند دیرینه است. نه‌فقط به دلیل آنکه سیاست همیشه یکی از موضوعات اصلی روزنامه‌نگاری بوده، بلکه به آن خاطر که یادداشت و نوشته‌های سیاست‌مداران یا مصاحبه‌های‌شان در رسانه‌های مختلف منعکس می‌شود. علاوه براین، در دنیای مطبوعات، همواره بوده‌اند روزنامه‌نگارانی که وارد عرصه سیاست شدند و سمت‌های دولتی یا سیاسی گرفتند یا سیاستمدارانی که کم کم در جرگه روزنامه نگاران درآمدند. در این میان بودند روزنامه نگارانی که به دلیل تبحر در مسائل بین‌الملل کسوت دیپلمات هم پوشیدند.

«اریک رولو» روزنامه نگار مصری ـ فرانسوی و «جان فریمن» روزنامه‌نگار بریتانیایی دو روزنامه‌نگاری هستند که در عرصه بین‌الملل به این ویژگی شناخته‌شده‌اند. روزنامه‌نگار ـ دیپلمات‌هایی که اتفاقا هر دو حدود یک سال قبل و در فاصله دو ماه از یکدیگر درگذشتند.

اریک رولو

«اریک رولو» که در دنیای روزنامه‌نگاری بیشتر با عنوان خبرنگار ارشد سابق نشریه «لوموند دیپلماتیک» شناخته می‌شود، شناخته‌شده‌ترین روزنامه‌نگاری است که تاکنون وقایع مرتبط با خاورمیانه را پوشش داده است؛ نه فقط در میان روزنامه‌نگاران فرانسوی که در سطح بین المللی. او پیش از آنکه به عنوان سفیر فرانسه در تونس و بعدتر ترکیه کارش را شروع کند، اخبار خاورمیانه را برای سه دهه پوشش می‌داد. رولو روزنامه‌نگاری است که بیش از هر روزنامه‌نگار دیگری توانست نگاه غربیان را نسبت به خاورمیانه تغییر دهد؛ منطقه‌ای که تا پیش از آن برای غربی‌ها منطقه‌ای پیچیده و ناشناخته محسوب می‌شد و او با گزارش‌ها و کتاب‌هایش برای آنها قابل فهم‌ترش کرد.

اریک رولو در سال ۱۹۲۶ در مصر به دنیا آمد، خانواده اش یهودی و اصالتا اهل حلب سوریه بودند. اسم اصلی اش «الی رافول» بود و در سن ۱۷ سالگی و باوجود مخالفت پدرش شغل تقریبا پردرآمدی را که در یک موسسه بیمه داشت، رها کرد تا در روزنامه انگلیسی زبان «ایجپشن گازت» کار کند. البته همزمان تحصیلاتش را در رشته حقوق هم ادامه می‌داد.

در همین دوره، او هم همچون بسیاری از همسن و سال‌هایش فضاهای متفاوتی تجربه کرد. به عنوان یک یهودی مصری، ابتدا تصمیم داشت خاخام شود، اما پس از مدتی ایمانش را به یهود از دست داد. اگرچه بی‌دین شده بود، اما علاقه‌اش را به شناخت ریشه‌های یهود حفظ کرده بود و همین شد که کم‌کم به یک جنبش صهیونیستی چپ پیوست. در این جنبش او همراه دیگر صهیونیست‌های چپگرا، در کلاس‌های تاریخ یهود، بحث‌های فلسفی و فعالیت‌های ورزشی مشترک شرکت می‌کردند. او در این مدت با افکار مارکسیستی آشنا شد، اما کم‌کم و پس از آشنایی با گروه‌های ملی‌گرای مصری از این جنبش فاصله گرفت. خودش در کتاب خاطراتش می‌نوسد: «کم‌کم احساس کردم، آنطور که فکر می‌کرم تمام مصری‌ها ضدیهود نیستند.» طی این تجربه‌ها و حضور در تجمع های مختلف، تا پیش از ترک مصر، افکارش بیشتر به لیبرال‌های ملی‌گرای مصر نزدیک بود.

مهاجرت به فرانسه

رولو در دسامبر سال ۱۹۵۱ و در سن ۲۵ سالگی (چند ماه قبل از انقلاب مصر به رهبری جمال عبدالناصر) کشورش را به مقصد فرانسه ترک کرد تا شانسش را در روزنامه‌نگاری اروپایی بیازماید. همان‌طور که در کتاب خاطراتش «پشت صحنه خاورمیانه» درباره آن دوره می‌نویسد: «وضعیت زندگی در مصر بسیار دشوار بود، مخصوصا اگر شما دائم متهم می‌شدید که صهیونیست و کمونیست هستید و البته تقریبا بی‌کار و بی‌پول‌اید. پلیس مانع از رفتنم نشد، اما به من ویزای یک طرفه به پاریس داد. بنابراین با یک احساس دوگانه مصر را ترک کردم؛ احساس اندوه از ترک وطنم و هیجان از رفتن به فرانسه، کشوری که مورد علاقه پدرم بود.»

او تجربه موفقی در روزنامه‌نگاری در مصر داشت و بعد از رفتن به فرانسه کار در خبرگزاری فرانسه و البته در بخش رادیو عربی این خبرگزاری شروع کرد. در این دوره درگیری‌های میان ناصر و غرب فرصت مناسبی برای رولو برای دیده شدن گزارش‌هایش فراهم کرد. در جولای سال ۱۹۵۴ او مشغول یکی از مهم‌ترین رویدادهای منطقه بود؛ ملی کردن کانال سوئز توسط جمال عبدالناصر. رولو با خنده و هیجان مشغول گزارش کردن این رویداد بود، اما مدیران خبرگزاری که فکر می کردند ناصر جرات این کار را ندارد، پخش این خبر را قطع کردند و برای مدتی این خبر را نگه داشتند تا ببیند، خبرگزاری‌های رقیب چه واکنشی به این خبر نشان خواهند داد.

رولو از سال ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۰ دبیر سرویس اخبار خاورمیانه خبرگزاری فرانسه بود و از سال ۱۹۵۶ در کنار دبیری این بخش، خبرنگار روزنامه لوموند در بخش خاورمیانه هم شد. او تا سال ۱۹۶۰ برای این روزنامه درباره خاورنزدیک و خاورمیانه ستون می‌نوشت و کم‌کم به خبرنگار ارشد لوموند در خاورمیانه تبدیل شد. یعنی در دوره ای که هنوز داشتن خبرنگار در دیگر کشورها، به امری معمول برای روزنامه های بزرگ تبدیل نشده بود. او در همین دهه به دعوت «محمدحسنین هیکل» که در آن زمان سردبیر روزنامه الاهرام بود، برای مصاحبه با ناصر به مصر دعوت شد. چرا که او در آن زمان، در میان روزنامه‌نگاران غربی تقریبا تنها کسی بود که با انقلاب ۱۹۵۲ مصر همدلی نشان می داد، البته این همدلی در مورد خود روزنامه لوموند مصداق نداشت.

عربی زبان مادری‌اش بود و مثل بسیاری دیگر از مصریان فرانسه را بسیار فصیح صحبت می‌کرد و به انگلیسی هم تسلط کاملی داشت. این مهارت‌ها از مواردی بود که به رولو کمک کرد، نه فقط به منابع مختلفی دسترسی داشته باشد، بلکه بتواند رابطه نزدیکی هم با رهبران عرب‌زبان منطقه برقرار کند. این روابط نزدیک به او این امکان را داد که گزارش‌های دست اولی از خاورمیانه و معادلات دنیای عرب برای خوانندگان فرانسوی لوموند، بنویسد. اگرچه تمرکز رولو بر رویدادهای کشورهای عرب منطقه بود، اما رویدادها و تحولات دیگر کشورهای منطقه مثل اسرائیل، یونان، ترکیه، ایران و آفریقا و پاکستان هم از توجهش دور نبود. طی تقریبا سه دهه‌ای که او بر رویدادهای منطقه خاورمیانه متمرکز بود، تقریبا با تمام رهبران مطرح خاورمیانه ملاقات کرد؛ از «آیت الله خمینی»، «مصطفی بارزانی» و «حافظ اسد» گرفته تا «صدام حسین» و «حسین بن طلال» پادشاه اردن.

رولو در این دوره گفت‌و‌گوهای مهمی هم با رهبران و چهره‌های تاثیرگذار خاورمیانه انجام داد.از جمله مصاحبه هایش با جمال‌عبدالناصر رئیس جمهور پیشین مصر که آخرین مصاحبه با او را در سال ۱۹۷۰ و چندماه پیش از مرگش انجام داد. مصاحبه‌هایی با «انورسادات» رئیس جمهور مصر، «یاسر عرفات» رئیس پیشین سازمان آزادی بخش فلطسین، «حسن‌ البنا» موسس اخوان المسلمین پیش از ترورش و «موشه دایان» و «آریل شارون»، مصاحبه‌هایی که همواره با اظهارنظرهای صریح و نافذی درباره شخصیت‌های آنها همراه بود. بیشتر این مصاحبه‌ها در کتاب «پشت صحنه خاورمیانه:خاطرات یک دیپلمات و روزنامه‌نگار» منتشر شد. کتابی که منبع دست اولی از رویدادهای خاورمیانه بین سال‌های ۱۹۵۲ تا ۲۰۱۰ محسوب می‌شود.

رولو در دهه ۱۹۷۰ چند سالی را در آمریکا گذراند. در سال ۱۹۷۴ به عنوان پژوهشگر در دانشگاه کالیفرنیا کار کرد و در سال‌های ۱۹۷۸ تا ۷۹ به عنوان پژوهشگر با شورای روابط خارجی آمریکا در نیویورک و چند سالی هم استاد مهمان دانشگاه پرینستون همکاری می کرد.

علاوه برمقالات و گزارش هایش درباره خاورمیانه او کتاب های مهمی هم در سه دهه فعالیتش درباره این منطقه نوشته است و بالاخره معروف‌ترین کتابش «فلسطینی آواره» و کتابی خاطراتش باعنوان «پشت صحنه خاورمیانه :خاطرات یک دیپلمات و روزنامه‌نگار است.

فعالیت به عنوان دیپلمات

تا دهه ۱۹۸۰ رولو دست‌کم در فرانسه، به‌عنوان یکی از متخصصان در امور خاورمیانه محسوب می‌شد. بر همین اساس در سال ۱۹۸۵ رئیس‌جمهور فرانسه «فرانسوا میتران» او را به عنوان سفیر این کشور در تونس منصوب کرد. اما حضور او در این مقام بیشتر از یک سال دوام نیاورد؛ چون دولت تونس او را متهم با داشتن روابط دوستانه با مخالفان دولت و سازمان آزادی‌بخش فلسطین کرد و دولت فرانسه مجبور شد سفیر دیگری در تونس بگمارد.

رولو پس از آن و از سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۲ سفیر فرانسه در ترکیه شد. مشهور است در نخستین سالی که او پس از ماموریتش به عنوان دیپلمات به پاریس بازگشت، در جلسه‌ای در کنار دیگر دیپلمات ها حاضر شد. در این جلسه هر دیپلمات بعد از معرفی خود، کشور محل ماموریتش را اعلام می‌کرد. وقتی نوبت به رولو رسید، او بلند شد و گفت: «اریک رولو؛ لوموند» حاضران بعد از چند لحظه سکوت، شروع به خندیدن کردند. این یک شوخی رولو بود یا یک لغزش زبانی. اما اگر این را یک لغزش زبانی بدانیم و بر اساس گفته‌های فروید آن را نشانه‌ای از امیال ناخودآگاه بدانیم. شاید این موضوع حاکی از آن باشد که او خود را سفیر جهان می‌دانست (لوموند به فرانسوی به معنای جهان است) جهانی که پر از پیچیدگی‌هاست و رولو به سهم خود می‌خواست به حل‌شان کمک کند.

اریک رولو یکی از تاثیرگذارترین خبرنگاران خاورمیانه، اواخر زمستان سال قبل و در سن ۸۹سالگی درگذشت. اگرچه او چهره مهمی در روزنامه‌نگاری خاورمیانه محسوب می‌شد، اما خبر درگذشش بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های دنیا نداشت و خبر درگذشتش بعد از چند روز در نشریه لوموند دیپلماتیک منتشر شد.

جان فریمن

جان فریمن یکی از شناخته‌ترین چهره‌های روزنامه‌نگاری بریتانیاست که بیشتر به خاطر مصاحبه‌های چالش‌برانگیزش تلویزیونی‌اش در بی‌بی‌سی با چهره‌های معروف زمان خود، شناخته‌شده بود. علاوه براین از قهرمانان جنگ جهانی دوم بریتانیا، عضو مجلس بریتانیا و سفیر این کشور هم بود.

«جان فریمن» در سال ۱۹۱۵ در شهری در نزدیکی لندن به دنیا آمد. پدرش وکیل بود و او تحصیلاتش را در مدرسه وست مینیستر و کالج «برایسونس» آکسفورد انجام داد و بعد از آن وارد حرفه تبلیغات شد. بعد از آنکه در جنگ جهانی دوم توانایی‌ها و شجاعت‌های زیادی از خود نشان داد، مدال شوالیه امپراتوری بریتانیا (عالی ترین نشان افتخار این کشور) را دریافت کرد.

پس از آن و در سال ۱۹۴۵ به عنوان یکی از اعضای حزب کارگر به پارلمان بریتانیا راه پیدا کرد. او یکی از جوان‌ترین اعضای مجلس و از طبقه متوسط بود که توانسته بود به بالاترین نهاد دموکراتیک این کشور راه پیدا کند. فریمن برای مدتی هم معاون وزارت جنگ بود، اما در سال ۱۹۵۱ استعفا کرد و چهار سال بعد هم دیگر برای عضویت در پارلمان نامزد نشد.

فعالیت‌های روزنامه‌نگاری

فریمن از سال ۱۹۵۱؛ یعنی از زمانی که هنوز عضو مجلس بریانیا بود، فعالیت روزنامه‌نگاری‌اش را در هفته‌نامه «نیو استیت‌من» شروع کرد. او ابتدا دستیار سردبیر و معاون سردبیر و بالاخره در سال ۱۹۶۱ سردبیر این هفته‌نامه سیاسی شد. او تغییراتی در ساختار و محتوای این هفته نامه سیاسی داد و چهار سال بعد که آن را ترک کرد، تیراژ این هفته‌نامه بسیار بیشتر از وقتی بود که آن را تحویل گرفته‌بود.

فعالیت‌های روزنامه‌نگاری فریمن محدود به روزنامه‌نگاری مکتوب نبود. او در دوره‌ای که روزنامه‌نگاری تلویزیونی دهه‌های اولیه‌ شکوفایی‌اش را می‌گذراند، به‌عنوان یکی از چهره‌های این روزنامه‌نگاری تبدیل شد. مصاحبه‌های عمیق تلویزیونی او در مجموعه «چهره به چهره» بی‌بی‌سی که در فاصله سال های ۱۹۵۹ تا ۶۲ پخش شد بسیار محبوب بود؛ از «حسین بن طلان» پادشاه اردن، «هنری مور» هنرمند و مجسمه ساز بریتانیایی و خانم «ادیت سیتول» شاعر و منتقد انگلیسی گرفته تا «برتراند راسل»، «مارتین لوتر کینگ» و «کارل یونگ» از جمله چهره‌هایی بودند که او در برنامه‌اش با آنها گفت‌وگو کرد.

نکته متمایز مصاحبه‌های او این بود که جلوی دوربین ظاهر نمی‌شد و دوربین از پشت سرش صحنه را نشان می‌داد. مصاحبه‌های او با استاندارهای آن زمان، گاه بی‌عاطفه و سرد تفسیر می‌شد. مثل وقتی که با سوال‌های او یکی از کمدین‌های تلویزیونی آن زمان شروع به صحبت درباره مرگ مادرش کرد و اشکش سرازیر شد.

فریمن از سال ۱۹۷۱ به دعوت «دیوید فراست» (مجری و روزنامه نگار سرشناس) ریاست شبکه تلویزیونی رو به سقوط «لندن ویکند» را برعهده گرفت. باوجود آنکه فریمن تا پیش از آن تجربه‌ای در اداره هیچ موسسه‌ای را نداشت، اما تا سال ۱۹۸۴ که در این موسسه رسانه ای حضور داشت، توانست این شبکه را از سقوط نجات دهد.

او مخصوصا در دوره سردبیری‌اش در نیواستیت‌من، استانداردهای بالا و سخت گیرانه ای برای کار در تحریریه‌اش داشت. موضوعی که چه در نقدهای رودررو و چه نقدهایی که در بیرون از آن استاندارها دفاع می‌کرد. او درباره خودش هم همین‌قدر سخت‌گیر بود و نویسنده سریع و راحتی محسوب نمی‌شد. به‌عنوان مثال گاهی برای نوشتن یک پاراگراف سرمقاله ساعت‌ها وقت می‌گذاشت. یکی از عادت‌های جالب فریمن این بود که هر روز حدود شش مایل (نزدیک ۱۰ کیلومتر) از آپارتمانش در شمال لندن تا دفتر بی‌بی‌سی پیاده‌روی می‌کرد تا خودش را سالم و سرحال نگه دارد.

تجربه به عنوان دیپلمات

نمایندگی مجلس و تجربه روزنامه‌نگاری تنها فعالیت‌های حرفه او نبود. در سال ۱۹۶۴ که حزب کارگر در بریتانیا دوباره به قدرت رسید، حضور در سیاست را به‌گونه دیگری تجربه کرد. در بین سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۶۸ به عنوان سرکنسول هند به این کشور رفت و از سال های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۱ سفیر بریتانیا در واشنگتن شد.

او پس از فعالیت های سیاسی‌اش در واشنگتن و پایان کارش در شبکه تلویزیونی لندن ویکند، برای پنج سال به عنوان استاد رشته روابط بین الملل در دانشگاه ایالتی «دیویس» در کالیفرنیا مشغول به کار شد. این آخرین فعالیت حرفه‌ای رسمی فریمن بود. با وجود موفقیت‌های فراوان و اهمیت کارهایی که او در حوزه‌های روزنامه‌نگاری و سیاسی انجام داد، اما علاقه‌ای به اینکه در مرکز توجهات باشد نداشت. زمانی که در دهه ۱۹۸۰ یک نویسنده و روزنامه‌نگار تلویزیونی معروف از او خواست که کتابی درباره او بنویسد، فریمن موافقت نکرد. جان فریمن که در بریتانیا به عنوان یک روزنامه‌نگار و سیاستمدار شناخته شده بود، در دسامبر ۲۰۱۴ و در سن ۹۹ سالگی درگذشت.

منابع:

- العربی لندن

- الاهرام

- گاردین

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.