22 تیر 1394

مروری بر یک پژوهش از معصومه کیهانی

فرضیه‌ای برای مطالعه مطبوعات زنان، کمرنگ کردن روایت‌های مردانه

22 تیر 1394

خبرنگاران ایران-آیا تاریخ ایران تاریخی مردانه است یا روایت تاریخ ایران مردانه است؟ آیا تاریخ و روایت آن با غفلت از حضور زنان در عرصه‌های مهم تاریخی، واقعیت‌ها را کمرنگ جلوه داده‌اند؟ این‌ها سوالاتی است که در تحقیق "فرضیه‌ای برای مطالعه مطبوعات زنان در ایران" که توسط معصومه کیهانی * به استاد راهنمایی هادی خانیکی در سال ۹۱ انجام شده پاسخ داده شده‌اند.

محقق معتقد است: زبان مطبوعات در ایران به طور کلی تحت تأثیر دو متغیر قدرت سیاسی و جامعه مدنی بوده است که خود متأثر از فرهنگ سیاسی نخبگان و سازوکارهای حل اختلاف در جامعه جدید هستند. این چارچوب برای مطالعه مطبوعات زنان نیز به کار گرفته شده است. بر اساس این تحقیق نشریات زنان از نخستین دهه پس از مشروطیت تاکنون بخش مهم و تأثیرگذاری از بدنه تاریخ مطبوعات ایران را تشکیل داده‌اند و این نقش در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ که هر دو در فضایی از تضعیف استبداد و تقویت جامعه مدنی قرار گرفته‌اند مطالعه شده‌اند. فرضیه این تحقیق آن است که هرگاه قدرت سیاسی توزیع می‌شود و جامعه مدنی قوی‌تر است مطبوعات زنان توسعه یافته‌تر هستند و از میان این دو متغیر اصلی، اهمیت جامعه مدنی بیشتر است.

این تحقیق بر پایه همین فرضیه دو نشریه شاخص زنان را در دو دهه ۲۰ و ۳۰ مورد مطالعه و تحلیل قرار داده است.

زن امروز و حقوق زنان

در این تحقیق «زن امروز» و «حقوق زنان» دو نشریه شاخص زنان در سال‌های آغازین دهه‌های ۲۰ و ۳۰ خورشیدی تشخیص داده و ازاین‌رو مطالعه شده‌اند. به عقیده محقق نشریه «زن امروز» در اوایل دهه ۲۰ و «حقوق زنان» در اوایل دهه ۳۰ محصول دو موقعیت متفاوت از دوره‌ای مبتنی بر پراکندگی قدرت سیاسی تشخیص داده‌شده‌اند. در موقعیت نخست ضعف قدرت متمرکز سیاسی و در موقعیت دوم تلاش برای استقرار آزادی‌های مدنی برجسته بوده‌اند. بر این اساس نمونه اول را می‌توان در جنبش تنباکو، انقلاب مشروطه و نقش مؤثر زنان بر سر منافع انحصاری تنباکو مشاهده کرد.

محقق می‌نویسد: «در مراحل مختلف نهضت مشروطه نیز نقش زنان حائز اهمیت است. آنان از اولین بست‌نشینی مردم تهران در مسجد شاه و پذیرش مسئولیت حفظ جان علما در آن تحصن (ناهید، ۱۳۶۰: ۵۵) با بستن بازار و حرکت برای پیوستن به متحصنین حضرت عبدالعظیم و رفتن به ارگ سلطنتی برای گفتگو با مظفرالدین شاه حضوری مؤثر داشتند و در این زمینه‌ها کارهای بسیاری را به فرجام رساندند (کسروی، ۱۳۶۱: ۶۹)

نمونه دوم از تلاش‌های زن ایرانی در فرایند تحولات جدید اجتماعی حضور زنان در عرصه‌های فرهنگی و ادبی است. ازآنجاکه زنان در این حوزه خود واقعه‌نگار و یا تبیین‌گر موقعیت زن هستند، لذا مطالعه آثار آنان از این نظر موضوعیت بیشتر دارد.

از نخستین زنان نویسنده تاریخ تجدد در ایران بی‌بی خانم استرآبادی است که رساله «معایب‌الرجال» را با نگاهی جنسیتی در پاسخ به «تأدیب النسوان» نوشته است. تاج‌السلطنه دختر ناصرالدین‌شاه نیز که ازجمله نویسندگان نام‌آور عصر مشروطیت است، با نگارش خاطرات خویش در سال ۱۳۳۲ قمری روایت‌های نسبتاً روشنی از انعکاس افکار نوین اجتماعی و آثار نویسندگان اروپایی چون ویکتور هوگو و ژان ژاک روسو را درخواسته‌ها و گرایش‌های زن اندیشمند ایرانی به ثبت رسانده است. او از اینکه زنان ایران در خلوت‌خانه‌ها به‌دوراز دنیای دانش افتاده‌اند و در پی کسب حقوق انسانی خود نیستند، افسوس می‌خورد. در دهه 1320 مطبوعات زنان با تأخیر نسبت به سایر نشریات در این دوره سر برآوردند در چنین زمینه سیاسی و مدنی قابل‌مطالعه‌اند، شاخص‌ترین نشریه زنان این دوره «زن امروز» (۱۳۲۳) است، اما علاوه بر آن مجله‌های عالم زنان (۱۳۲۳)، بیداری ما (۱۳۲۳) و بانو (۱۳۲۳) نیز در دوره آغازین دهه ۲۰ پا به عرصه فعالیت نهادند.

در دهه 1330 مطبوعات زنان از شرایط ممتاز سیاسی و مدنی آن تأثیر پذیرفتند. «حقوق زنان» (۱۳۳۱) نشریه شاخص ویژه زنان در این دوره است، اما علاوه بر آن فعالیت سه نشریه دیگر زنان یعنی جهان تابان (۱۳۲۹)، نزهت (۱۳۳۰) و جهان زنان (۱۳۳۱) در میان مطبوعات آن مقطع درخور توجه است.

زن امروز ازآن‌رو که به یک تشکل زنانه نزدیک بود، حتی به مسائل سیاسی عصر خود از نگاهی زنانه می‌نگریست، چنان‌که در سرمقاله نخستین شماره خود تحت عنوان «ای شیر زنان، کشور ما مرد ندارد» به اوضاع نابسامان کشور چنین اشاره دارد: «این سرزمین فلاکت و ادباری که روح شهامت و آزادی به تمام معنی از آن رخت بسته و رفته‌رفته این قوم سیه‌روزگاری که از جاده حق و راستی و سایر فضایل اخلاقی منحرف گشته، با سرعت به‌طرف پستی و انقراض می‌تازد… این ظلمتکده‌ای که در قرن الکتریسیته و دوره حکم‌فرمایی علم در آن می‌بندند وزن‌ها را از نور دانش و آزادی محروم می‌کنند و در مدارس سطح معلومات جوانان را روزبه‌روز پایین می‌آورند، نمونه جامعی از طرز اداره کردن مردان یا اختیارداران این کشور است». این مقاله در آن شرایط مسئولیت زنان را سنگین‌تر می‌داند و مردان را چنین مخاطب قرار می‌دهد «اگر در میان شما مردان، کسانی هستند که این مرارت‌ها و تجربه‌های تلخ آن‌ها را بیدار کرده، حاضر باشند نه یک قطره خون بلکه یک قطره عرق خود را درراه مرمت این خرابی‌ها بریزند، ما زن‌های روشنفکر هم با تمام قوت و هستی خود کمک شما هستیم و خدای ایران هم با ماست… اگر خدای‌نکرده هنوز هم گرفتار کابوس غفلت هستید، پس بهتر است که جسد نیمه‌جان مادر میهن را در این دم آخر برای پرستاری به دخترانش واگذار کنید و از پی کار خود بروید»

زن امروز البته علاوه بر طرح مسائل اساسی کشور و جامعه با مسئولیت بخشی به زنان به مشکلات جامعه زنان نیز به‌طور خاص پرداخته است. «اعتراض به بستن مدرسه دخترانه کاشان» (ه‌مان، ص ۱)، «ضرورت تجدیدنظر در قانون ازدواج و طلاق» (زن امروز، ۱۳۲۳- ب: ۳)، «پیشنهاد استفاده زنان از حقوق و مزایای اجتماعی برابر از قبیل حق انتخاب کردن و انتخاب شدن در مجالس مقننه و انجمن‌های ایالتی و ولایتی» (زن امروز، ۱۳۲۳- ج: ۱) از این جمله‌اند..

به لحاظ شکلی استفاده زن امروز از نقاشی‌های تصویری به‌جای متن ازجمله ویژگی‌های آن است که از همان شماره نخست مشاهده می‌شود. در آن شماره با قرار دادن دو تصویر از مردان وزنان، وجوه تمایز این دو جامعه ترسیم‌شده است. در تصویر اول مردان بیکار در حال شراب‌خواری و در تصویر دوم زنان فعال در قالب مشاغل مختلف مثل کتابداری، نویسندگی، زراعت، ‌ طبابت و کار در آزمایشگاه آورده شده و با این دو بیت مورد تفسیر قرارگرفته‌اند: محقق زن امروز را محصول جامعه مطبوعاتی به زبان آمده بعد از استبداد و خفقان سنگین رضاشاهی می‌داند که تجربه آزادی در خلأ قدرت متمرکز را پشت سر می‌نهد.

معصومه کیهانی زن امروز را در زمره نشریات آزادی‌گرای متجدد و متکی بر حقوق زن قرار می‌دهد. در اما اولین شماره هفته‌نامه «حقوق زنان» با صاحب‌امتیازی‌ام کلمه ابتهاج مست حق (آ. مست حق) به تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۳۱ در تهران انتشاریافته است. ابتهاج که تحصیلات خود را در دبیرستان تربیت تهران به پایان رسانیده بود (صالحیار، ۱۳۵۱: ۳) در سرمقاله نخستین شماره این نشریه تحت عنوان هدف ما چنین اعلام موضع کرده است: «… برخلاف آنچه تصور می‌کنند و مردم را می‌فریبند معتقدیم روزنامه‌نویسی لباس و کفش و کلاه [نیست] که از مد بیفتد. غذا و خوراک و آب و شراب هم نیست که پس از یک‌بار استفاده تمام شود و معدوم شود. اگر روزنامه به سیاست خاصی، به جریان اجتماعی موقت و یا به حوادث زودگذر تکیه نداشته باشد و دارای مشی سیاسی و اجتماعی وزین و روشن باشد و هرروز از شاخی به شاخی نپرد و منظورش دفاع از حق و حقیقت و نوشتن حقایق و هدایت مردم و جامعه باشد، هرگز از مد نخواهد افتاد… اکنون‌که ما قدم به عالم مطبوعات گذارده‌ایم هیچ منظور و مقصود شخصی یا حزبی نداریم. به جمعیت و دسته خاصی هم وابسته نیستیم… منظورمان فقط خدمت به خلق و برقراری مساوات و عدالت اجتماعی و بخصوص احقاق حقوق ازدست‌رفته زن هست و تنها مانعی که ممکن است ما را از پای درآورد مشکلات مالی است و لا غیر. با سایر مشکلات مجدانه مبارزه خواهیم کرد و تا سر حد امکان می‌کوشیم که به مردم و ایران و ایرانی خدمت کنیم ولی برخلاف آنچه در سایر مرامنامه‌های گفته‌شده ادعای زیادی نداریم جاه‌طلب نیستیم و حرف‌های گنده‌تر از خودمان هم نمی‌زنیم، باکسی و مقامی سر جنگ و ستیز نداریم…» (حقوق زنان، ۱۳۳۱- الف 1)

پژوهشگر در این تحقیق مهم‌ترین ویژگی‌های این نشریه را برخورداری از سرمقاله‌های صرفاً سیاسی بدون اشاره به مسائل زنان می‌داند. چنان‌که در سرمقاله شماره هفتم آن با عنوان «دکتر مصدق باید بماند و مشکل نفت را حل کند» آمده است: «مشکل نفت دکتر مصدق را روی کار آورد. این مشکل باید به دست مصدق حل شود، نه اینکه او را از پای درآورد… در این هنگام که فقر و گرسنگی سراسر مملکت را فراگرفته، خزانه تهی است، روزبه‌روز صف بیکاران طویل‌تر می‌شود، فشارهای داخلی و خارجی دائماً گرده ضعیف ملت ایران را خم‌تر می‌کند. تنها یک نخست‌وزیر ملی و محبوب، ‌ یک رییس دولتی که با هیچ دولت خارجی سر سازش و زد و بند نداشته باشد می‌تواند حکومت کند. کیست که در این موقع بتواند ادعا کند که به‌قدر دکتر مصدق محبوبیت دارد.» (حقوق زنان، ۱۳۳۱- ب: ۱)

این رویکرد سیاسی در سرمقاله‌های شماره ۱۱ نشریه با عنوان «تصویب لایحه اعطای اختیارات به دولت به‌منزله سومین پیروزی دکتر مصدق است»، در شماره ۱۲، با عنوان «آقای دکتر مصدق! مملکت را از دستبرد اراذل‌واوباش حفظ کنید»، در شماره ۳۳ با عنوان «اغراض خصوصی، بغض و کینه‌های مملکت بربادده را در این موقع حساس کنار بگذارید»، در شماره ۳۵ تحت عنوان «با ملی شدن شیلات پیروزی دیگری نصیب ملت قهرمان ایران گردید.»، در شماره ۴۷ با عنوان «دولت باید بدون کمترین رحم و شفقتی این توطئه چینان خون‌آشام را به مجازات برساند.» نیز دنبال شده است.

حقوق زنان از همین زاویه به طرح مسائل زنان ایرانی در فرایند رشد اجتماعی کل جامعه می‌پرداخت و می‌کوشید با روشی جدید و در خلال توصیف ترقیات زنان جوامع دیگر آنان را به گرفتن حقوق خود ترغیب کند، چنان‌که در اولین شماره این نشریه تحت عنوان «حق گرفتنی است» به نتایج جنبش زنان در اروپا که تمامی جوامع اروپایی را منتفع کرده است اشاره‌شده و آمده است که اروپاییان «جمیع معایب و نقایص جامعه را از بیکار ماندن نسوان دانسته و هیئت اجتماع را به بدن نیمه مفلوجی تشبیه کردند که از ناتوانی نیمی، نیم دیگر را بر خاک می‌کشاند و بر این عقیده واثق شدند که بهبودی حال خانم‌ها و حصول حقوق آن‌ها تنها راه ترقی نوع بشر است و یک‌صدا شدند که اگر خانم‌ها حق ازدست‌رفته و غصب شده خود را بگیرند آن تن نیم مرده که بر خاک می‌خزد چون مرغی با دو بال قوی به آسمان موفقیت و آرزو پرواز خواهد کرد… خانم‌ها در اثر فعالیت خستگی‌ناپذیر خود و در حمایت طرفداران حقیقی، حقوق خود را تصاحب کردند در شئون اجتماع و در مراتب علمی مداخله و مبارزه را شروع کردند. در اکثر شعب، کار حساس به دست خانم‌ها افتاد… خانم‌های عزیز نمی‌دانم آیا هنوز موقع جنبش و مبارزه شما نرسیده؟ و آیا مرد ایرانی نیز هنوز خود را مستغنی از مساعدت زن می‌داند؟… خانم‌های عزیز مادام که ما بااین‌حال سستی و خمودی هستیم. تا وقتی‌که ما فقط با اظهار محرومیت‌های خود اکتفا می‌کنیم امکان‌پذیر نیست که یک گام به‌سوی آرزو برداریم و آقایان تا روزی که حقوق حقه خانم‌ها را به رسمیت نشناخته‌اند هر اصلاحاتی در وضع اجتماع قائل شوند گویی ایوان پی شکست‌هایی را رنگ و رو کرده‌اند.» (حقوق زنان، ۱۳۳۱- الف: 2)

رویکرد جامع و فراگیر نشریه «حقوق زنان» به مسائل زنان ایران و دفاع از حقوق آنان در پارادایم توسعه سیاسی، از وزن و وقار بیشتری به نسبت نشریات پیشین زنانه برخوردار بوده است. یافته‌های کمی این تحقیق درباره نشریات زنان نشان می‌دهد که در دو مقطع متفاوت تاریخی چه مواردی از مسائل زنان در معرض توجه نشریات ویژه زنان قرار می‌گیرند و برجسته شدن مسائل و مشکلات زنان در این نشریات با شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه و گفتمان‌های مسلط نیز نسبت دارد. در سال‌های آغازین دهه ۲۰ مسائل «آزادی» در برابر «اختناق»، «حق زن در خانواده» در برابر «زن به‌عنوان جنس دوم»، «آموزش دختران» در برابر «خانه‌داری آنان» و به‌طورکلی «استقلال و توانمندی زن در برابر انقیاد و ناتوانی او» برای زنانی که پس از دو دهه استبداد و خودکامگی حکومت، تجربه زندگی در فروپاشی قدرت مستبد سیاسی را آغاز کرده‌اند، تمایز معنایی مشهودی یافته بودند و همین مسائل به اولویت‌های موضوعی نشریه شاخص آن دوره یعنی «زن امروز» تبدیل‌شده بود.

در سال‌های آغازین دهه ۳۰ مسائل حاکمیت مردم در برابر حاکمیت، امر اجتماعی در برابر امر شخصی، مشارکت سیاسی در برابر خواسته‌های جنسیتی و حقوق انسانی در برابر منافع آنی ازجمله اولویت‌های جامعه‌ای شده بود که دست‌اندرکار خلق جنبشی فراگیر و مدنی در ایران بود. این اولویت‌ها همان موضوع‌هایی بودند که به صورت‌های مختلف در جامعه سیاسی زنان نیز مطرح بوده و در نشریه شاخص آن دوره یعنی «حقوق زنان» بازتاب یافته بودند.

معصومه کیهانی در پاسخ به این نکته که کدام‌یک از این دو نشریه نقشی تأثیرگذارتر در مراکز و بخش‌های حساس جامعه داشته‌اند نتیجه می‌گیرد: که «حقوق زنان» بیش از «زن امروز» بر کانون‌های مؤثر جامعه تأثیر گذاشته است، این نتیجه میزان همسویی موضوع‌ها و مطالب منتشرشده با جهت‌گیری‌ها و گفتمان‌های غالب در جامعه سیاسی و جامعه مدنی بوده است؛ به‌عبارت‌دیگر وقتی فرهنگ سیاسی جامعه به‌ویژه در میان نخبگان از مشارکت‌پذیری و رقابت قابل قبولی برخوردار است و قانون پذیرفته‌ترین سازوکار حل اختلاف است، در حیات و تحرک جامعه مدنی صدای مطبوعات بهتر شنیده می‌شود.

همچنین نتایج حاکی از آن است که در فرایند توسعه مطبوعات زنان توجه به متغیر «جامعه مدنی» نقشی تعیین‌کننده دارد و در صورت فراهم شدن زمینه‌های مساعد مدنی، محتوا و شکل و حد تأثیرگذاری مطبوعات زنان در جامعه بهبود کمی و کیفی می‌یابد.

در پایان معصومه کیهانی می نویسد: این فرضیه و یافته‌ها در چارچوب یک مدل نظری قابل‌ارائه است، در این مدل اگر مؤلفه‌های روشنگر در هر زمینه به‌درستی استخراج شود، می‌توان سهم و نقش واقعی‌تر نشریات خاص زنان را در مقاطع حساس تاریخ معاصر ایران پیدا کرد و از شدت مردانه بودن روایت‌های تاریخی از رخدادهایی تأثیرگذار این دوران کاست.

*معصومه کیهانی، روزنامه نگار سالهادر روزنامه همشهری مشغول به کار بود. او از ابتدا به سرویس اجتماعی روزنامه ملحق شد. گرایش او بیشتر در این حوزه مربوط به مسائل زنان، آموزش اعم از دانش‌آموزی و دانشگاهی و نیز موضوعات حوزه ارتباطات بود.او در اردیبهشت سال 93 در یک حادثه تصادف درگذشت.علی کدخدا یکی از همکارانش در روزنامه همشهری پس از درگذشتش در یادداشتی در باره اش نوشت:وی دانش‌آموخته ارتباطات بود و با اساتید این حوزه ارتباط خوبی داشت. کیهانی اگر چه همیشه با عزت و غرور زندگی کرد اما به مانند بسیاری از مردم مشکلات خاص خودش را داشت. او که در اوج جوانی همسرش را از دست داده بود؛ مجبور شد به تنهایی کودک خردسالش را بزرگ کند. عشق به تحصیل و مطالعه، وسواس در تربیت فرزند، غرور در اداره زندگی و تعصب به کار حرفه‌ای وقتی کنار هم جمع شوند؛ گاه کوه را از پا می‌اندازند. اما او هیچ‌وقت نیافتاد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.