14 تیر 1394

کسانی که از حوادث در خیابان فیلمبرداری می‌کنند، شاهدند یا روزنامه‌نگار

14 تیر 1394

نویسنده:جول سیمون*

ترجمه:خبرنگاران ایران-بهاران رهجو

فیدین سانتانا حادثه‌ای را ثبت کردکه در آن‌یک افسر پلیس کارولینای جنوبی به والتر اسکات که یک متهم فراری بود، هشت گلوله شلیک کرد و او را زخمی به حال خود رها کرد تا بمیرد. درگذشته نه‌چندان دور رسانه‌ها در چنین شرایطی، کسانی مثل سانتانا را به‌عنوان یک منبع و یک شاهد موردتوجه قرار می‌دادند. کسی که شاهد یک خبر داغ بوده و اتفاق دشوار و ناراحت‌کننده‌ای را نظاره‌گر بوده است.

اما واقعیت این است سانتانا با ثبت این فیلم کوتاه همه‌چیز را تغییر داد. نه‌تنها درباره اینکه چگونه عدالت ممکن بود اجرا شود بلکه این سوال اساسی را مطرح کرده که در این شرایط آیا سانتانا در نقش روزنامه نگار وارد عمل نشده است؟ اگر چنین باشد، این موضوع چه پیامدهایی برای رسانه ها، حقوق شهروندان آمریکایی و آزادی رسانه های می تواند داشته باشد؟

سانتانا نخستین فردی نیست که گاه‌ و بیگاه چنین نقشی را بازی می‌کند. در ایالت بالتیمور کیون مور که یک فعال اجتماعی است، فیلمی را ثبت کرد که در آن نشان داده می‌شد چگونه یکی از افراد بازداشتی توسط پلیس بالتیمور، از درد می‌لنگید و جیغ می‌کشید. همچنین از دستگیری و فشار زیاد منجر به خفگی یکی دیگر از بازداشتی‌های پلیس فیلم تهیه شد. در بعضی مواقع این فیلم‌ها برای انتشار در اختیار رسانه‌ها گذاشته شد و در برخی موارد نیز در یوتیوب به نمایش درآمد.

تکنولوژی‌های جدید موقعیت شهروندان را از یک شاهد و منبع خبر یک اتفاق به کسی تبدیل کرده که تهیه‌کننده مواد یک اتفاق است و آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارد. در این شرایط تشخیص و تفاوت قائل شدن بین یک روزنامه نگار و مردم عادی که چنین حوادثی را ثبت می‌کنند، مشکل می‌شود.

در آمریکا و در دیگر جوامع جهان، امروزه مباحث و میزگردهای پرشور و حرارتی درباره نقش "شهروند خبرنگار" وجود دارد؛ اما تجربه اخیر سانتانا و دیگرانی که در چند وقت اخیر اقدام به ثبت خشونت‌های پلیس علیه شهروندان کردند، ما را برانگیخته که دراین‌باره تأمل و توجه بیشتری داشته باشیم.

"شهروند خبرنگاران " می دانند که غیر حرفه ای هستند اما همانند روزنامه‌نگاران از روی قصد و با نیت وارد این حوزه شده‌اند؛ اما اینجا ما درباره چیز دیگری صحبت می‌کنیم: درباره مردم معمولی که بدون قصد قبلی و بدون برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده یکسری اتفاقات مهم و تأثیرگذار را ثبت می‌کنند.

بر اساس آن چیزی که سانتانا در صفحه شخصی خود نوشته، او از آرایشگاهی به سمت محل کار خود می‌رفت که صدای خش‌خش اسلحه الکترونیکی پلیس را می‌شنود و بعد می‌بیند که یک نفر در حال تقلا و درگیری با یک افسر پلیس است. او شروع به فیلم گرفتن از صحنه و فرار فرد از دست پلیس کرد و همان موقع بود که گلوله‌های کشنده شلیک شدند.

سانتا به افسر پلیسی که درصحنه بود، گفت:« من از این صحنه فیلم گرفته‌ام. افسر پلیس نیز او را تهدید کرد که از جای خودش تکان نخورد. سانتا با ترس فرار کرد.»

اقدام سانتا برای فرار از صحنه ناشی از حس و درکی بود که او از شرایط داشت. مواجه‌شدن با توانمندی‌های قوانین و حتی قانون سازان، به‌خودی‌خود آدم را وادار به سرکوب خود و مانع‌شدن از گرفتن چنین فیلم‌هایی می‌کند.

مارشال ایالتی ایالت کالیفرنیا ماه گذشته میلادی تلفن همراه زنی که در حال فیلم گرفتن از صحنه دستگیری یک متهم بود را شکست. مجلس ایالتی تگزاس هم قانونی را به نفع پلیس تصویب کرد که بر اساس آن مردمی که درصحنه حضور دارند باید دست‌کم هفت و نیم متر از محل عملیات پلیس فاصله داشته باشند.

معمولاً و نه همیشه، مقامات رسمی سعی می کنند حقوق روزنامه‌نگاران حرفه‌ای را رعایت کنند. اما اگر تعریف مشخص و معینی از روزنامه‌نگاری وجود نداشته باشد چطور می‌توان از حقوق آنها دفاع کرد؟ نیاز به یک تعریف مشخص از روزنامه‌نگاری حیاتی است. کافی است نگاهی به مباحثی که درباره قانون محافظت از روزنامه‌نگاران در برابر افشای اطلاعات و منابع خبری‌شان صورت می گیرد، شود. در حقیقت چالشی که مشخص می‌کند چه کسی روزنامه‌نگار است و چه کسی نیست، یکی از دلایلی است که هنوز مانع تصویب قانون مطبوعات در کنگره شده است.

وقتی این مسئله را از نگاه جهانی موردتوجه قرار دهیم، موضوع خیلی پیچیده‌تر می‌شود. در خطوط مقدم جبهه‌های جنگ، خبرهایی که ارسال می‌شود، توسط مردم عادی که با استفاده از تلفن‌های خود آن وقایع را ثبت می‌کنند، ارسال می‌شود و نه توسط روزنامه‌نگاران حرفه‌ای.این اتفاق هم از موارد نادر نیست، حالا دیگر تبدیل به یک موضوع معمول و عادی شده است و این شهروندان عادی هستند که در مناطق جنگی، گزارش‌های احساسی، تأثیرگذار و دشواری را مخابره کرده‌اند.

برای مثال، روزنامه‌نگاران حرفه‌ای در بیشتر قسمت‌های سوریه نمی‌توانند کار خبری خود را به دلیل مشکلات و مسائل غیرعادی امنیتی، انجام بدهند. در شرایط نبود روزنامه‌نگاران حرفه‌ای در میدان و خطوط مقدم درگیری، این کار و وظیفه شهروندان عادی، فعالان اجتماعی و شاهدان عینی است که دراین‌باره گزارش و خبر و تصویر تهیه کنند. بسیاری از اعتراض‌های خیابانی اخیر، مثل اعتراض‌های پارک لگزی استانبول و یا تظاهراتی که پیش از برگزاری جام جهانی در برزیل صورت گرفت، به‌وسیله خود معترضان پوشش خبری داده شد. آخرین مثال دراین‌باره زلزله ویران کننده نپال است که نخستین تصاویری که درباره آن به جهان مخابره شد، توسط مردم عادی گرفته‌شده بود.

این واقعیت ما را وامی‌دارد که به درک و برداشت خودمان از روزنامه‌نگاری بازگردیم. در بیشتر این تعریف‌ها تهیه و جمع‌آوری اطلاعات و انتشار عمومی آن‌ها مهم‌ترین ویژگی‌های روزنامه‌نگار بودن است. در مواردی این چنینی شاهد بودیم در کمتر از چهار دقیقه تصاویر و فیلم خشونت‌های پلیس در سراسر جهان منتشر می‌شود. به همین دلیل است که تلاش‌هایی که توسط روزنامه‌نگاران و سازمان‌های آن‌ها برای دفاع از استقلال حرفه‌ای آن‌ها صورت می‌گیرد، نیاز به این دارد که آن‌ها از حق همه مردم برای انتشار خبر و تصویر دفاع کنند و نه‌فقط حق خودشان.

*جول سیمون ستون نویس روزنامه و مدیر کمیته دفاع از روزنامه‌نگاران است. دومین کتاب او بانام "سانسور جدید: مبارزه جهانی برای استقلال رسانه‌ها " توسط انتشارات دانشگاه کلمبیا در سال 2014 منتشرشده است.

منبع ترجمه :کلمبیا ژورنالیسم ریویو

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.