7 تیر 1394

وقایع تهرانیه، روزنامه‌ی مسافران مترو پایتخت

روزنامه دوزاری مردم تهران

7 تیر 1394

خبرنگاران ایران – سعید رازی دوست

«وقایع تهرانیه» نام روزنامه‌ای است شهری با مطالب مطایبه‌آمیز که با هدف ایجاد تغییر در رفتارهای شهری ساکنان تهران و مسافران مترو پایتخت، از ۱۸ بهمن سال گذشته منتشر و هر روز در برخی از ایستگاه‌های پرتردد مترو به رایگان عرضه می‌شود.

برای نوشتن این مطلب از نخستین روز اردیبهشت‌ماه ۹۴ تا سوم تیر امسال بیش از ۲۵ شماره‌ی روزنامه‌ی طنز مترو تهران مورد مطالعه قرار گرفته است.

اگرچه لوگوی «وقایع تهرانیه» از اولین شماره تا امروز تغییر نکرده، در نوع آرایش اطراف لوگو تغییراتی به وقوع پیوسته که به زیباتر شدن روزنامه یاری رسانده است. وقایع تهرانیه در دو صفحه (یک برگ پشت و رو) و در قطع ۴۹ در ۳۴.۵، روی کاغذ گراف (کاهی و ضخیم) هر روز در برخی از ایستگاه‌های پرتردد مترو تهران مانند هفت تیر، بهشتی، چهارراه ولیعصر، انقلاب، تجریش و... بر میزهایی که خاص عرضه‌ی وقایع تهرانیه است قرار می‌گیرد تا مسافرانی که مایلند، نسخه‌ای از آن را بردارند. طبق مشاهده‌ نویسنده و طبق آنچه از بخش پیام‌های خوانندگان در صفحه‌ی دوم روزنامه برمی‌آید، وقایع تهرانیه در ساعت‌هایی متفاوت در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد، که همین باعث گلایه برخی دوستداران روزنامه شده است.

نکته:تعدادی از مسافران دائمی مترو می گویند تاکنون حتی یکبار هم روزنامه مترو را ندیده اند و این نشان می دهد توزیع این روزنامه تا حدی نابسامان است.

ناشر «وقایع تهرانیه»، «مرکز ارتباطات و امور بین‌الملل شهرداری تهران» است و شعار روزنامه‌ - به شیوه‌ی روزنامه‌ی قدیم که معمولاً بیتی را شعار نشریه قرار می‌دادند – چنین است: «پارگی را به صراحت نتوان فاش نمود/ به کنایت سخن از طرز رفو باید گفت».

وقایع تهرانیه خود را «روزنامه‌ی دوزاری مردم تهران» می‌نامد.

تا شماره‌ی پنجاهم، شناسنامه‌ی روزنامه به طرز زیر به خوانندگان عرضه می‌شد: «مدیر مسئول: علامه دهخدا، سردبیر: نسیم شمال، دبیر تحریریه: روح عبید زاکانی، نویسندگان: جمعی از طنزنویسان که نخواستند نام‌شان فاش شود، مشاور ادبی: سعدی شیرازی، ویراستار: سپاسگزار، مدیرهنری و گرافیک: مرحوم مرتضی ممیز.» اما پس از پنجاهمین شماره، شناسنامه‌ی روزنامه تغییر کرده و اسامی حقیقی جانشین موارد پیشین شده است: «مدیر مسئول: شهرام گیل‌آبادی، سردبیر: رضا ساکی، دبیر تحریریه: انوشه میرمجلسی، مدیرهنری و گرافیک: ایمان خاکسار.» بالای بسیاری از مطالب، نام نویسندگان‌شان نیز درج می‌شود. در شماره‌های مورد مطالعه، افراد زیر نویسندگی کرده‌اند: «سیاوش عقدایی، آرشین ساکی، مهرداد صدقی، اسماعیل امینی، عطیه نجفی، علی خضری، علیرضا لبش، سعید قلیچی، پریا دربانی، علی زراندوز، مهرداد حسین‌زاده، جمیله مزدستان، صابر قدیمی و مانی.»

نکته:سردبیران روزنامه در باره دلیل تغییر شناسنامه هیچ توضیحی نداده اند.آیا خودشان به این نتیجه رسیده اند که آن را تغییر دهند ؟آیا دستوری از بالا بوده؟آیا شناسنامه قبلی بر خلاف موازین قانونی بوده و در این خصوص تذکر قانونی گرفته اند؟اینها پرسش هایی است که پاسخی برایش در این روزنامه وجود ندارد.

یادداشتی که به مناسبت شماره‌ی پنجاهم روزنامه منتشر شده، نشان می‌دهد اعضای تحریریه‌ی وقایع تهرانیه در سال گذشته سه بار به میان مسافران مترو آمده و در ایستگاه‌های میرداماد، هفت تیر و امام خمینی، با مسافران یا همان گروه مخاطبان نشریه دیدار و گفت‌وگو کرده‌اند. در بخشی از این یادداشت می‌خوانیم: «یکی از شهروندان که شدیداً اصرار داشت کار ما بیهوده است، و حیف و میل کاغذ است پرسید در نهایت می‌خواهید به کجا برسید؟ گفتم: می‌خواهیم کاری کنیم که کسی شما را در مترو هل ندهد. گفت: با روزنامه؟ گفتم: جز با فرهنگ‌سازی می‌شود؟ نکند هر روز می‌خواهید با مردم دعوا کنید؟ گفت: من توان دعوا کردن دارم؟ گفتم: پس فرصت بدهید و اعتماد کنید به کار فرهنگ. فرهنگ‌سازی البته کار یک روزنامه و یک سایت نیست. کار یک ماه و یک سال هم نیست. کار سالیان دراز است. اما اگر به بار بنشیند، زندگی بهتری فراهم می‌کند...»

آگهی‌های طنز، بخش ثابت روزنامه است. مثلاً در شماره‌ی پنجاه، این آگهی درج شده است: «یک واحد آپارتمان نوساز با دید فوق‌العاده به فروش می‌رسد. مناسب برای افراد کنجکاو و علاقه‌مند به تجسس در امور همسایگان، مشرف به حیاط چند مدرسه، چندین و چند خانه، درمانگاه، کلانتری، بقالی و... کافی است یک دوربین شکاری داشته باشید.» در آگهی شماره‌ی شصت هم آمده است: «دعوت به همکاری. به تعدادی راننده موتور، مسلط به عبور از پیاده‌روهای نیم‌متری، مسلط به حمل یخچال و تختخواب (همزمان با هم)، مسلط به نوشتن پیامک در هنگام رانندگی با سرعت بالا، مسلط به ورد جهت نوشتن آگهی ترحیم راننده‌های قبلیِ شرکت، نیازمندیم.»

نکته:گرچه برخی از مسافران مترو، مطالب طنز این روزنامه را می پسندند اما تعدادی شان معتقدند بهتر بود بخشی از این روزنامه به مطالب جدی اختصاص پیدا می کرد،این همه طنز و این همه مطلب با لحن شوخی نمی تواند به فرهنگ سازی مردم آن هم در خصوص مسائلی بسیار جدی شهری کمکی بکند، نمی تواند مردم را به تفکر در باره چالش های زندگی شهری وادارد.

در تیترهای نخست روزنامه، گاه تحریریه نظری دارد به ترانه‌ها، فیلم‌ها و کتاب‌های مشهور. تیتر یک شماره‌ی شصت چنین است: «ده فرمانِ پارک خصوصی»؛ در تیتر یک شماره‌ی هفتاد آمده است: «همراهت را زمین بگذار» (در مورد تلفن همراه و راه‌های ترک نرم‌افزارهای پیام‌رسان اجتماعی)؛ «مرد باش» تیتر نخست شماره‌ی ۷۴ است و «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» تیتر اصلی شماره‌ی ۸۱. تیتر اول شماره‌ی ۸۲ هم که موضوع مطلبش ریختن زباله در شهر است، اینطور نوشته شده: «من اگر جمع نکنم، تو اگر جمع نکنی، چه کسی پاک کند؟»

«انگولکچی ورزشی» ستونی است که نویسنده‌ی آن کمی سربه‌سر شخصیت‌های حوزه‌ی ورزش می‌گذارد. مثلاً در شماره‌ی سوم تیر (شماره‌ی ۹۸) آمده است: سرمربی تیم ملی والیبال آمریکا: «ایرانی‌ها عالی هستند. دوست دارم دوباره به ایران بیایم.» (طنز: این دفعه دیگه از قلیون مجانی خبری نیست! این بار قلیون دادیم که در مسابقه با ما کم بیارین.) و در روزنامه‌ی شنبه، ۳۰ خرداد (شماره‌ی ۹۴) می‌خوانیم: کفاشیان: «کی‌روش باعث ترکیدن آپاندیسم نبود.» (طنز: قبلاً از خنده‌ی زیاد، افراد روده‌بر می‌شدند، حالا آپاندیس‌شون می‌ترکه.)

رفتارهای شهروندان در مکان‌های عمومی، اسارت مردم در دست شبکه‌های اجتماعی، دروغگویی، رانندگی‌های نامناسب، رعایت نکردن انضباط و بهداشت شهری و فردی، نابودی محیط زیست، مشکل مسکن، رفتارهای اصراف‌گرایانه در زمینه‌ی انرژی، بی‌توجهی به ارزش زمان، مصرف دخانیات، بحران آب و... از موضوع‌هایی است که طنزنویسان وقایع تهرانیه به آنها می‌پردازند.

روزنامه بخشی هم دارد ذیل عنوان مشاوره. در این قسمت که باز زبان طنز دارد، فردی از مشاور سؤالی می‌پرسد و مشاور پاسخ می‌دهد.

«مرد باش» تیتر یک شماره‌ی ۷۴ روزنامه بود و طرح مجاور تیتر، تصویر دست‌های مردی را حین شستن ظرف‌های غذا نشان می‌داد.

مراجعه‌کننده که به همسرش در کارهای منزل کمک می‌کند، در معرض نیش و کنایه‌های فامیل قرار گرفته و در پی چاره‌جویی است. مشاور در پاسخ می‌گوید: «آنها که می‌گویند دچار عارضه‌ی زن‌ذلیلی شده‌اید، سخت در اشتباه هستند. این رفتار بین عوام به «ز.ذ» شهرت دارد، اما بین خواص به «تفاهم» معروف است. مرد خوب مردی است که در خانه به زنش کمک کند... اصلاً هر کس به تو گفت زن‌ذلیل، بگو من زن‌ذلیل هستم. خجالت نکش. از محبت کردن به همسرت و کمک کردن به او خجالت نکش.»

اما بیایید مروری داشته باشیم بر برخی پیام‌های خوانندگان روزنامه که هر روز در صفحه‌ی دوم وقایع تهرانیه منتشر می‌شود. این پیام‌ها بیشتر به صورت پیامک نوشته شده و به شماره‌ای که روزنامه اعلام کرده ارسال می‌شوند. بیشتر پیام‌ها جنبه‌ی مثبت و حالت تشکر از روزنامه را دارد؛ اما برخی دیگر حالت انتقادی دارند. برای نمونه، موارد زیر را برگزیده‌ایم: «لطفاً به مطالب‌تان تنوع بیشتری بدهید.»؛ «فقط یه چیز جدی تو روزنامه‌تون هست، اونم قیمتشه. واقعاً بیشتر از دوزار نمی‌ارزه. خواهش می‌کنم اینقدر پول حروم نکنید.»؛ «به نظر من یه مقدار هم جدی باشین و مطالب علمی و دانستی‌ها هم بهش اضافه کنید تا در کنار خنده، سطح علمی عاشقان به دوزاری هم بیشتر بشه.» و....

مورد دیگری که در چندین پیام تکرار شده، بی‌انضباطی زمانی در توزیع روزنامه است. وقایع تهرانیه ساعت دقیقی برای توزیع ندارد. از سوی دیگر ایستگاه‌های محل توزیع نشریه هم اندک است؛ چنانچه طبق پرسش‌های نویسنده‌ی این یادداشت، تعداد قابل توجهی از مسافران دائمی مترو، به‌رغم انتشار نزدیک به صد شماره از روزنامه، تاکنون آن را ندیده‌‌اند.

وقایع تهرانیه را در برخی از ایستگاه‌های مترو، پس از گیت ابطال بلیت، می‌توانید به رایگان تهیه کنید.

شماره‌های پیشین نشریه در آدرس زیر قابل دسترس است:

وقایع تهرانیه

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.