25 خرداد 1394

جمالزاده روزنامه نگار هم بود

ابتکارجمالزاده؛انتشار مسئله های شطرنج در مطبوعات فارسی‌زبان

25 خرداد 1394

خبرنگاران ابران- سعید رازی دوست:

سیدمحمدعلی جمالزاده مبتکر چاپ نخستین مسألهٔ شطرنج در نشریه‌های فارسی است. در نوشتار حاضر علاوه بر این موضوع، به معرفی مختصر فعالیت‌های روزنامه‌نگارانهٔ وی پرداخته‌ایم. ***

«دو روز پس از هفدهمین زادسال سیدمحمدعلی جمالزاده، نامه‌ای از او در «حبل‌المتین» به چاپ رسید و نام دانش‌آموز ایرانیِ لبنانی‌تبارِ مدرسهٔ یسوعیین بیروت برای نخستین بار بر صفحهٔ روزنامه‌ای نقش بست. در آن دی ماه سرد (۱۳۲۷ قمری)، ایران در آتش خودکامگی می‌سوخت: خوانندهٔ آزادی‌خواه روزنامهٔ نامبردار کلکته، از شنیدن سرگذشت دردناک جان‌باختگان راه آزادی دلی لبریز از خشم و اندوه داشت و اینک که نامهٔ فرزند نوجوان یکی از آنان را می‌خواند، به کین‌خواهی آینده می‌اندیشید و بر بی‌کسی و آوارگی آن فرزند پدرکشته افسوس می‌خورد؛ اما هرگز گمان نمی‌برد که نام وی هزاران بار دیگر بر صفحهٔ روزنامه‌ها و مجله‌ها نقش خواهد بست، بل به روزنامه‌نگاری نیز دست خواهد یازید و بیش از دویست مقالهٔ کوتاه و بلند از او در بیش از پنجاه نشریه به چاپ خواهد رسید و مهم‌تر، داستان‌هایی خواهد نوشت که در درون و برون مرزهای زبان فارسی، اعتباری به نام پسر سیدجمال واعظ اصفهانی خواهد بخشید.» (جمال‌زاده؛ خاطره، برداشت، اسناد ص ۲۷)

کتاب «جمال‌زاده؛ خاطره، برداشت، اسناد» تألیف ناصرالدین پروین، علاوه بر بازنمایی چند وجه از روحیات مردی که او را بنیان‌گذار قصه‌نویسی امروز ایران می‌دانند، جنبهٔ روزنامه‌نگارانهٔ حیات او را نیز در برابر ما به تصویر می‌کشد. کتاب به ما می‌گوید: جمال‌زاده تحت حمایت و راهنمایی سیدحسن تقی‌زاده، روزنامه‌نگاری را با نوشتن مقاله برای روزنامهٔ «خاور»، چاپ استانبول، آغاز کرد. او همچون تقی‌زاده و گردانندگان خاور، در آن زمان هوادار سیاست‌های آلمان و عثمانی بود. نخستین مقالهٔ مطبوعاتی جمالزاده در شمارهٔ ۲۹ خاور (۱۶ جمادی‌الاول ۱۳۳۳ قمری) با تیتر «تاریخ ایران فردا» منتشر شد. متن کامل مقالهٔ یادشده را در صفحهٔ ۱۰۵ کتاب مورد بحث می‌توانید بخوانید. نام مطبوعاتی جمالزاده در نگارش آن مطلب «شاهرخ» بود؛ نامی که کمیتهٔ ملیون برای وی برگزیده بود؛ البته مطالبی چند نیز بدون ذکر هیچ نامی از جمالزاده در خاور منتشر شده است.

پس از خاور، هیئت اعزامی کمیتهٔ میلیون به انتشار روزنامه‌ای مستقل دست زد که «رستخیز» نام داشت. ناصرالدین پروین می‌نویسد: «دورهٔ رستخیز را بررسی کردم و مقاله‌ای که از جمالزاده باشد، نیافتم. در اکثر منابعی که به جمالزاده و روزنامهٔ رسختیز اشاره شده، وی را ناشر و یا همکار آن معرفی کرده‌اند و خود او هم اشاره‌های مهمی به این همکاری کرده است. اما این سخن‌ها سراسر نادرست است.» (همان، ص ۶۵)

در صفحهٔ ۶۵ کتاب، دربارهٔ دومین مرحله از عمر روزنامه‌نگارانهٔ جمالزاده می‌خوانیم: «جمالزاده هنوز در غرب ایران بود که نخستین شمارهٔ روزنامهٔ «کاوه» «در شهر برلین، مرکز حرکات محیرالعقول جنگِ جهانگیر» آغاز به انتشار کرد تا «برای بیدارساختن و برانگیختن هموطنان فریاد زند» و «برای همراهی با اردوی جهاد ملی استغاثه» کند. «مخارجش را آلمانی‌ها می‌دادند.» کاوه را حسن تقی‌زاده و محمد قزوینی بنیاد نهادند.» (همان، صص ۶۶ و ۶۵)

جمالزاده نیز به کاوه می‌پیوندد و مهم‌ترین یاور تقی‌زاده می‌شود. او علاوه بر مقاله‌نویسی، به کارهای جاری روزنامه نیز می‌رسید. «در دورهٔ دوم کاوه که آلمان، شکست خورده، یاری مالی خود را قطع کرده بود و روزنامه به صورت مستقل انتشار می‌یافت، همکاری‌های اداری و فنی جمالزاده افزایش یافت؛ به گونه‌ای که کناره‌گیری وی از کار، از سبب‌های تعطیلی کاوه شد.» (همان، ص ۶۶)

نام مستعار جمالزاده در کاوه همان «شاهرخ» بود. «از شمارهٔ سوم سال نخست دورهٔ جدید، قرار گذاردند که نام‌های واقعی نیز گاه‌گداری به چاپ برسد.» (همان، ص ۶۷) برای آشنایی با فهرست مقاله‌ها و ترجمه‌های جمالزاده در کاوه می‌توانید به کتاب ناصرالدین پروین مراجعه کنید.

استقلال و تجدد دو مشغلهٔ اساسی جمالزاده در کاوه را تشکیل می‌دهد. جملهٔ معروف تقی‌زاده: «ایران باید ظاهراً و باطناً و جسماً و روحاً فرنگی‌مآب شود و بس» هم در کاوه منتشر شده است. پیش و پس از آن نیز جمالزده مطالبی منطبق با این دیدگاه نوشته است.

سومین نشریه‌ای که در آن جمالزاده طبع روزنامه‌نگارانهٔ خود را به آزمون اهل مطالعه گذاشت، نشریه‌ای است با نام «نامهٔ فرنگستان». ناصرالدین پروین دربارهٔ رئوس ویژگی‌های کار جمالزاده در نامهٔ فرنگستان می‌نویسد: «جمالزاده تنها فرد آن گروه (نویسندگان نامهٔ فرنگستان) بود که پیشینهٔ قلمزنی و روزنامه‌نگاری داشت. مقالهٔ آغازین مجله را او نوشت. همان عقایدی که در کاوه پیرامون تجدد به چاپ رسیده بود، به عنوان هدف نویسندگان نامهٔ فرنگستان اعلام می‌شد. مطلبی از او، تکفیر مجله در ایران و ممانعت از ورود و توزیعش را برانگیخت.» (همان، ص ۷۸) سرانجامِ نامهٔ فرنگستان که ورودش به ایران ممنوع بود و از طرف دیگر مشترک و خریدار کافی نداشت، جز تعطیلی ناگهانی، چیز دیگری نبود.

چهارمین و آخرین تجربهٔ جمالزاده در عرصهٔ ژورنالیزم، نشریه‌ای است به نام «علم و هنر» که برای کسب اطلاع از چندوچون آن، بهتر است به کتاب «جمال‌زاده؛ خاطره، برداشت، اسناد» مراجعه کنید.

پروین در صفحهٔ ۹۶ کتابش در جمع‌بندی سابقهٔ مطبوعاتی جمالزاده، که پس از ۳۶ سالگی دیگر وارد گود آن نشد، می‌نویسد: «جمالزده حرفهٔ روزنامه‌نگاری را آنگونه که در نوجوانی و جوانی‌اش دیده بود، می‌شناخت و از کار چاپخانه‌های آن روزگار اروپا نیز آگاهی داشت. افسوس که هیچ گاه از نزدیک با دشواری‌های فنی و اجتماعی و سیاسی حرفهٔ روزنامه‌نگاری در ایران آشنا نشد و رنج‌ها و مرارت‌های روزنامه‌نگاران ایرانی را درنیافت. با این حال، دستی از دور بر آتش داشت، همواره خودش را جای آن‌ها می‌گذاشت و چون سخت دوراندیش و ملاحظه‌کار بود، در صحبت‌های خصوصی – شاید هم در نامه‌های خصوصی – به خودممیزی و یا ترک این حرفه اندرزشان می‌داد!»

پروین در ادامه نوشته است: «فعالیت‌های روزنامه‌نگاری جمالزاده در سی‌وشش سالگی خاتمه پذیرفت و به جرئت می‌توان گفت که آن فعالیت‌ها در نوع و زمان خود پربار و ماندنی بود.

جمالزاده می‌توانست روزنامه‌نگار خوبی باقی بماند، زیرا تهیه و ارائهٔ مطالب تکان‌دهنده، خواندنی و یا سرگرم‌کننده را به خوبی می‌دانست. این هنر را حتی هنگامی که روزنامه‌نگار نبود، در پاره‌ای از نوشته‌هایش، به ویژه کتاب «هزار پیشه» به کار گرفت.

انبوه مقاله‌ها و یادداشت‌های او را که در روزنامه‌ها و مجله‌های فارسی چاپ داخل و خارج از کشور انتشار یافته‌اند، حدود دویست عنوان برآورد کرده‌ام. ... تردید ندارم که اگر روزی همهٔ مقاله‌ها و یادداشت‌های چاپ‌شدهٔ او جمع‌آوری شود و انتشار یابد، بیش از هر چیز کندوکاوِ روزنامه‌نگاری را نشان خواهد داد که برای ستون‌های دانستنی‌ها و مطالب تاریخیِ مجله‌ایِ متنوع، در تکاپوی یافتن مطالب توجه‌برانگیز و آموزنده است...» (همان، صص ۹۸ و ۹۹)

اما مسألهٔ مهم دیگر در کارنامهٔ مطبوعاتی جمالزاده ابتکار طرح مسئلهٔ شطرنج در مطبوعات فارسی است. پروین ضمن اختصاص بخشی از کتابش به این موضوع و توضیح چندوچون و پست‌وبلند کار می‌نویسد: «از ابتکارهای جمالزاده در کاوه، چاپ مسائل شطرنج بود که برای نخستین بار – نه تنها در نشریه‌های ادواری، بلکه به ظاهر در زبان فارسی – صورت می‌گرفت.» (ص ۱۰۲)

ناصرالدین پروین پژوهشگر تاریخ روزنامه‌نگاری فارسی است و پیش‌تر از وی کتابی با نام «تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانیان و دیگر پارسی‌نویسان»، در تهران توسط مرکز نشر دانشگاهی منتشر شده است.

کتاب «جمالزاده؛ خاطره، برداشت، اسناد» را امسال انتشارات جهان کتاب، در ۲۰۸ صفحه و با قیمیت دوازده‌هزار تومان به بازار کتاب عرضه کرده است.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.