27 خرداد 1394

گفت و گو با رضا شبانکاره، روزنامه نگار ادبی در بوشهر

روزنامه نگاری در بوشهر، بیشتر ذوقی است تا حرفه ای

27 خرداد 1394

خبرنگاران ایران – نیکی آزاد:

رضا شبانکاره، روزنامه نگار ادبی، فعال مدنی و عضو هیات تحریریه نشریات محلی استان بوشهر است. او اکنون سردبیری پیوست ادبی “ققنوس” در هفته نامه بیرمی استان بوشهر را بر عهده دارد. خود را بیشتر روزنامه نگار ادبی و سپس روزنامه نگار اجتماعی و مدنی می داند و با دیدگاهی پژوهش محور جواب سوال های ما را درباره وضعیت مطبوعات و روزنامه نگاری در استان بوشهر می دهد.

او در این مصاحبه سعی می کند تصویر کاملی از وضعیت روزنامه نگاری و مشکلات خبرنگاران محلی در استان بوشهر ترسیم کند. عضویت در شورای نویسندگان تارنمای هامون، خبرنگاری هفته نامه سراسری “کتاب هفته” در استان بوشهر و خبرگزاری آتی بان ایران، دبیر سرویس ادبیات هفته نامه اتحاد جنوب و بیرمی، سردبیری تارنمای دشتستان و عضویت در هیات موسس چندتشکل غیردولتی در استان بوشهر از دیگر فعالیت های این روزنامه نگار محلی محسوب می شود.

شما سردبیر پیوست ادبی ققنوس در نشریه بیرمی هستید، نشریه شما چه تعداد تیراژ دارد و در چه زمینه ای است؟

هفته نامه «بیرمی» نشریه ای است که در حوزه های فرهنگی، ادبی، اجتماعی و سیاسی فعالیت دارد و از سال ۱۳۸۷ یک پیوست ادبی به سردبیری خودم به نام «ققنوس» در این هفته نامه منتشر می شود که حدود ۲۰۰۰ نسخه تیراژ دارد.

این تیراژ در گذشته هم همین قدر بود؟ منظورم این است آیا در سال های اخیر تیراژ نشریات محلی افت کرده است؟

در دولت محمد خاتمی تیراژ مطبوعات محلی بیشتر بود اما از سال ۸۸ اعتماد و رغبت مردم به نشریات کاغذی کمتر شد و این نکته به افت تیراژ نشریات منتج شده است. گرایش مردم به رسانه های مجازی و شبکه های اینترنتی و گروه های اجتماعی موبایلی، راه اندازی وب سایت های خبری وابسته به این نشریات از جمله هفته نامه بیرمی نیز در افت تیراژ چاپ کاغذی نشریه، بی تاثیر نبوده است. علاوه بر پایین آمدن تیراژ، نسخه های برگشتی از کیوسک های مطبوعاتی نیز افزایش منفی پیدا کرده است.

کمی درباره ققنوس که شما سردبیری اش را بر عهده دارید بیشتر توضیح دهید؟

ققنوس، ضمیمه ادبی هفته نامه بیرمی تنها پیوست ادبی در مطبوعات محلی استان بوشهر است که از سال ۱۳۸۷ تا کنون یازده شماره ویژه نامه ادبی/ پژوهشی و تحلیلی منتشر کرده که توامان نیز تاکنون انتشار آن هر چند نامنظم ادامه دارد و در بین اهالی ادبیات جنوب کشور نام آشنا و دارای مقبولیت است.

ویژه نامه های ققنوس با محوریت شخصیت ها و هم چنین جریانات و موضوعات ادبی استان بوشهر با رویکردی تحلیلی/ پژوهشی منتشر می شود و همواره از منظری انتقادی و آسیب شناسانه موضوع مورد نظر ویژه نامه را بررسی می کند. در هر شماره از شماره های ققنوس، تلاش می شود علاوه بر نویسندگان و منتقد بومی، از دیگر نویسندگان و منتقدان ادبی که در حوزه موضوع ویژه نامه ی آن شماره ی ققنوس صاحب نظر هستند، نیز دعوت کنیم و تا کنون نویسندگان تهران، جنوب کشور (خوزستان، بندرعباس، فارس) و دیگر نقاط ایران هم با ما همکاری خوب و نزدیکی داشته اند.

نخستین و آخرین موضوع ویژه نامه تان درباره چه بوده است؟

نخستین شماره ی ققنوس به پاسداشت شاعرانگی زنده یاد محمد بیابانی، شاعر و ادیب از دست شده ی بوشهری (۱۳۸۱- ۱۳۲۴) و آخرین شماره ی ققنوس تا خردادماه ۱۳۹۴ به موضوع آسیب شناسی ژورنالیسم ادبی در مطبوعات محلی استان بوشهر اختصاص داشته است. در مجموع تا کنون یازده شماره ی ققنوس در ۸ یا ۱۶ صفحه با قطع روزنامه یی منتشر شده است.

اولویت این ویژه نامه چیست؟

پرداختن به معرفی نویسندگان و شاعران بومی و هم اقلیمی و نقد و بررسی کارنامه ی ادبی نویسندگان استان بوشهر در حوزه شعر و ادبیات داستانی از اولویت های ویژه ی «ققنوس» بوده است. زیرا بر این باورم، نویسندگان و شاعران گران ارج و توان مندی درون و برون استان بوشهر داریم که می بایست بر کار و آثار آن ها درنگ و تامل کرد. تمرکز ما و اولویت ما در اختصاص دادن شماره های ققنوس به نویسندگان و شاعرانی است که چه در قید حیات و چه فوت کرده باشند، چندین دهه در حوزه ی شاعری یا داستان نویسی فعالیت داشته اند و بر روی جریان ادبیات استانی یا سرزمینی ایران اثرگذاره بوده باشند. از این رو تا کنون به کارنامه و آثار ادبی نویسندگان و شاعرانی هم چون محمد بیابانی، سعید مهیمنی، منوچهر آتشی، رسول پرویزی، علی باباچاهی، صادق چوبک و... پرداخته ایم و در ادامه نیز به دیگر نویسندگان بوشهری و جنوبی خواهیم پرداخت.

در شماره آخر ققنوس به موضوع ژورنالیسم ادبی و مطبوعات محلی با توجهی ویژه به مطبوعات محلی استان بوشهر پرداختید چرا؟ یعنی چه شد که این موضوع برایتان مهم شد؟

بوشهر اصولا در چاپ نشریات پیشرو بوده است؛ یکی از زمینه های روزنامه نگاری در استان بوشهر که بسیار چشم گیر است ، سنت ژورنالیسم ادبی است. زمانی که زنده یاد منوچهر آتشی در بوشهر ساکن بود، مسئول و دبیر سرویس ادبی هفته نامه های «آیینه جنوب» و «نسیم جنوب» بود و تاثیرات شگرفی در زمینه ی شعر و شاعری در استان بوشهر با حضور موثر خود در مطبوعات محلی و محافل ادبی استان برجا گذاشت.

حضور او به مثابه ی پدری معنوی در استان اثر گذار بود و بی شک به سنت ژورنالیسم ادبی در استان بوشهر اعتبار داد به طوری که دیگر نشریات نیز در همان زمان صفحات ادبی خود را راه اندازی و منتشر کردند. در استان بوشهر بسیاری از نشریات، جلسات ادبی هم داشته و دارند که می توان به «دوشنبه های ادبی» نسیم جنوب، و شب های شعر پیغام و... اشاره کرد. بسیاری از مدیرمسئولان یا سردبیران هفته نامه های محلی مانند رضا معتمد (مدیر مسئول هفته نامه پیغام)، علی هوشمند ( سردبیر هفته نامه پیام عسلویه)، حمید آب آذر (مدیر مسئول هفته نامه آوای بهارستان)، یونس جعفری (مدیر مسئول هفته نامه بیرمی)، محمد مظفری (مدیرمسئول صدای بندر) و... از شاعران ِ صاحب کتاب شعر هستند و بسیاری از دست اندرکاران مطبوعات محلی استان بوشهر از اهالی ادبیات محسوب می شود.

همچنین با سابقه ی بیست ساله ی مستمر فعالیت های مطبوعاتی استان بوشهر؛ زمان مناسبی بود که به نقد و بررسی ژورنالیسم ادبی در مطبوعات محلی استان بوشهر بپردازیم، که البته در سرویس ادبی پرنیان هفته نامه بیرمی و هم چنین در شماره ی نهم ققنوس نیز این بحث را آغاز کرده بودیم.

با این اوصاف نشریات محلی تاثیر مهم و قابل توجهی بر وضعیت فرهنگی استان داشته اند؟ درست است؟

نسل جدید نشریات محلی استان بوشهر فراتر از بیست سال است که در سطح استان بوشهر و با گسترش مطبوعات محلی، در اکثر شهرستان های آغاز به فعالیت کرده اند و به نوبه ی خود در روند گسترش و توسعه ی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی استان نقش برجسته ای داشته و دارند. سابقه ی انتشار نشریات محلی در استان بوشهر فراتر از یک سده می رسد.

مهمترین اثرگذاری نشریات محلی را در چه می بینید؟

نکته ی مهمی که در باب اثرگذاری مطبوعات در استان بوشهر بسیار مهم است، نقش پذیری مطبوعات محلی در مسایل مختلف فرهنگی/ اجتماعی/ سیاسی و اقتصادی است. به دلیل کم توانی کار ِ گروهی و جمعی و نداشتن پشتوانه ی نهادسازی در استان بوشهر، در بسیاری از مواقع مطبوعات بوشهر، کارکرد احزاب، کارکرد بنیادهای نیکوکاری، کارکرد تشکل های فرهنگی و ادبی نیز به خود می گیرند که این هم ناشی از اثرگذاری مطبوعات محلی است و هم به نظر من، یک ضعف به نظر می رسد که مطبوعات کارکردهای دیگری جز «کارکردهای رسانه ای و اطلاع رسانی» به خود بگیرند.

این نکته هم ناشی از ضعف دیگر نهادهای مدنی و سیاسی است که در استان بوشهر ریشه ندوانده است و از سنت دیرپایی برخوردار نیست و در این موقعیت، خبرنگاران، روزنامه نگاران به خصوص مدیران جراید مطبوعات محلی در بوشهر نقش های سیاسی / اجتماعی نیز به خود می گیرند. ما در استان بوشهر محمد دادفر، شکرالله عطارزاده، اکبر صابری، یونس جعفری و... را داشته ایم که پس از عهده دار شدن فعالیت رسانه ای، نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی یا شوراهای شهر شده اند و برخی دیگر از مدیران مطبوعات محلی استان بوشهر، نماینده گروه ها و احزاب سیاسی در این استان می شوند. این هم وجهی از اثرگذاری نشریات محلی در رخدادهای سیاسی و اجتماعی دارد.

فضای رسانه ها و مطبوعات استان بوشهر با عوض شدن دولت ها چه تغییرات اساسی داشته است؟

تا قبل از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، وجه غالب فضای مطبوعاتی استان بوشهر، اصلاح طلب بود؛ البته نشریاتی مثل لیان، دریای جنوب و... نیز با رویکردهای محافظه کارانه و راست گرایانه منتشر می شدند. اما با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به طیف وسیعی از محافظه کاران و نیروهای راست گرا در استان بوشهر مجوز انتشار هفته نامه و ماهنامه داده شد.

مجلاتی مثل «آوای توج»، «صدای بوشهر»، «مردم جنوب»، «فایز»، «دلیران تنگستان»، «صبح وصال» و...

هر دو دوره ی خاتمی را می توان بهار مطبوعات ایران به ویژه مطبوعات محلی دانست. زیرا سیاست گذاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باعث نشو و نمو مطبوعات محلی شد. بیشترین فشارهای سیاسی و اقتصادی نیز در دوران احمدی نژاد بر مطبوعات مستقل و منتقد دولت که رویکردی اصلاح طلبانه داشتند، وارد شد. این فشارها و محدودیت ها در زمان صدرات علی رامین، به عنوان معاون مطبوعاتی و اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دهم و نصرالله شفیعی؛ مدیرکل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر وارد شد.

از سال ۱۳۸۸ فضای مطبوعاتی استان دچار تغییراتی شد، تیراژ نشریات افت محسوسی داشت و می توان گفت مطبوعات با ریزش جمعی مخاطبان خود رو به رو شدند و بیشتر گرایش روزنامه خوان ها به سمت سایت ها و شبکه های اجتماعی اینترنتی رفت. در همین فضا برخی از روزنامه نگاران مستقل و منتقد دولت مثل حمید موذنی از روزنامه نگاران و نویسندگان بوشهری با تجربه ی سردبیری چندین نشریه محلی و تالیف چند کتاب مدتی زندانی و تا پایان دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد، ممنوع القلم شد. اسماعیل جعفری از روزنامه نگاران و عکاسان خبری استان بوشهر، سه بار بازداشت و زندانی شد و در زمان دولت احمدی نژاد، نزدیک به ۱۹ ماه در حبس به سر برد. او علاوه بر محکومیت زندان، به5 سال محکومیت ممنوعیت عکس برداری نیز محکوم شد.

هم چنین احضار تنی چند از روزنامه نگاران هفته نامه نصیر بوشهر، از جمله حسن لاوری، مریم خویینی، اسماعیل حسام مقدم، محمد باقر عباسی سملی به دادگاه، توقیف هفته نامه سلام جنوب به مدیرمسئولی "محمد باقر عباسی سملی" در سال ۱۳۸۶ و «نصیر بوشهر» به مدیرمسئولی «حسن لاوری» در سال ۱۳۸۶ و ۱۳۸۹ و ...، تذکرات شفاهی و کتبی متعدد اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و حذف سهمیه ی آگهی های دولت و یارانه های دوره ای کاغذ به نشریات اصلاح طلب و مستقل بوشهر مثل: اتحاد جنوب- پیغام- خلیج فارس- نصیر بوشهر- نسیم جنوب، چشم انداز جنوب و بیرمی در زمان مدیرکلی نصرالله شفیعی در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر و علی رامین از اقداماتی به شمار می رود که علیه ی مطبوعات مستقل و منتقد دولت احمدی نژاد انجام گرفت. قطع یارانه های کاغذ نشریات یاد شده با درخواست و نامه ی مستقیم شفیعی اعمال شده است.

در دوران مدیرکلی شفیعی و علی رامین، سه تذکر کتبی و در همین حدود هم تذکر شفاهی به هفته نامه «اتحادجنوب» و بیش از ده مورد تذکر کتبی به هفته نامه نصیر بوشهر داده شده است. در برخی از موارد از جمله در مورد سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد، یا در زمینه ی سهمیه بندی بنزین و .... نیز به طور مکتوب به نشریات محلی تذکر داده می شد که باید از درج انتقاد در این باره اجتناب کنند و همسو با نظرات دولت باشند.

باید در جمع بندی صحبت های خود بگویم، دوران خاتمی، فصل بهار و شکوفایی و دوران احمدی نژاد فصل خزان و خشکی مطبوعات- به ویژه مطبوعات محلی در استان بوشهر- بود.

این روزها فضای مطبوعاتی استان بوشهر چگونه است؟

چند ماهی است استان بوشهر، دارای روزنامه ای به نام «بامداد جنوب» به مدیرمسئولی سیدمالک حسینی شده است که اتفاق میمونی است. هم چنین به تازگی چند نشریه به ویژه ماهنامه و فصل نامه در گستره ی جغرافیایی استان بوشهر دارای مجوز شده اند که می توان به ماهنامه ی «فکر شهر» به مدیرمسئولی «نرگس محمدزاده» و فصل نامه فرهنگی- هنری «نامه هامون» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «اسماعیل حسام مقدم» و سردبیری «حمید موذنی» اشاره داشت. گمان می رود در بخش مطبوعات ماهنامه و فصل نامه که رویکرد پژوهشی و تحلیلی مطالب برجسته تر است، دارد در استان اتفاق هایی می افتد. پیش از این ماهنامه و فصل نامه نیز؛ فصل نامه دانوش (گردشگران بوشهر) مجوز فعالیت گرفته بود، که به گمان من با انتشار فصل نامه های یاد شده، با ژانرهای مطبوعاتی نوتر و جدیدتری رو به رو باشیم.

در دو سه سال اخیر گروه مطبوعاتی هامون زیر نظر شورای نویسندگان هامون (اسماعیل حسام مقدم، مهدیه امیری و من) راه اندازی شده است که وابسته به انجمن هامون ایران است و در چندین نشریه ی استانی دارای صفحات هفتگی است و حاوی یک گفتمان جدید و زنده و پویا است. «هامون» در سالیان اخیر تلاش داشته تربیون دار صدای گروه های اقلیت های مدنی استان بوشهر باشد. به سازه های متنی گزارش، تحقیقات میدانی ژورنالیستی- میزگرد، نگرخواهی و امثالهم توجه زیادی داشته که کمتر در نشریات استان بوشهر شاهد آن بوده ایم. توجه به موضوعاتی مثل جامعه مدنی؛ تشکل های غیردولتی و مدنی، سالمندان، محیط زیست، زنان، کودکان، معلولین و .... که «هامون» تمرکز زیادی در این باره داشته و دارد.

گمان می کنم رویکرد روزنامه نگاری پژوهشی و تحقیقات میدانی در نشریات بوشهر در حال شکوفایی است و به این ژانر مطبوعاتی در استان بوشهر اهمیت داده می شود.

آقای شبانکاره! مهمترین مشکلات صنفی و حرفه‌ای روزنامه‌ نگاران بوشهری کدم‌اند؟

روزنامه نگاری شغل اصلی فعالان مطبوعاتی در استان بوشهر نیست و قبل از آن که بتوان از آن به عنوان حرفه و شغل صحبت کرد، باید از آن به عنوان یک دغدغه ی مدنی و ذوقی و برای برخی هم امری تفننی یاد کرد. بسیاری از روزنامه نگاران پیش کسوت، پُرکار و باسابقه ی استان بوشهر بیمه نیستند. عدم امنیت شغلی، نداشتن بیمه ی خبرنگاری در این عرصه از بارزترین معضلات صنفی و حرفه ای روزنامه نگاران این استان به شمار می رود. برخی از کسانی که در عرصه ی مطبوعات فعال بوده اند، دست از فعالیت مطبوعاتی برداشته اند و هم چنین روزنامه نگارانی بوده اند که کارشان عرصه ی خبر و گزارش بوده است به دلیل محدودیت هایی که در سال های صدرات ریاست جمهوری احمدی نژاد با آن رو به رو شده اند از شاخه ی خبرنویسی و گزارش نویسی به کارهای ویراستاری و صفحه آرایی گرایش پیدا کرده اند. بحث آموزش و عدم وجود کارگاه های آموزشی و مطالعات رسانه ای از دیگر مشکلات حرفه ای روزنامه نگاران به شمار می رود.

مسائل صنفی روزنامه نگاران استان چگونه است؟ مثل بیمه؟

در باره ی بیمه باید بگویم خیلی از روزنامه نگاران فعال و پُرکار بوشهری تحت پوشش بیمه ی رسانه ای نیستند، و این یک ضعف عمده به شمار می رود و سنت روزنامه نگاری را در استان بوشهر با آسیب رو به رو می کند. به طور مثال «علی پیرمرادی» از خبرنگاران باسابقه ی استان بوشهر، علی رغم چهل سابقه ی کار مطبوعاتی و خبرنگاری از خبر نوشتن و گزارش گرفتن بگیرید تا توزیع و فروش نشریات محلی و ملی در شهرستان دشتستان ِ استان بوشهر، فاقد پوشش بیمه ی خبرنگاری است و وقتی یک پیشکسوت مطبوعاتی چنین حال و روزی دارد خود بخوانید «حدیث مفصل را...» به تازگی نیر برخی از روزنامه نگاران مستقل با بخش نامه ی دولت روحانی، بیمه ی آن ها قطع شده است. روزنامه نگاران جوان، پُرکار و سابقه دار را سراغ دارم، که روزنامه نگاری از دغدغه های جدی روزانه اشان است و وقت زیادی را به این امر اختصاص می دهند، اما با کمال تاسف باید گفت، فاقد پوشش بیمه ای هستند.

شما به عنوان یک روزنامه نگار محلی مهمترین مشکل و دغدغه تان چیست ؟

ماندگاری و ماندن در این عرصه ی پر فراز و نشیب، به روز بودن و به روز ماندن، دست یابی به یک هویت فرهنگی و صنفی در عرصه ی رسانه، انباشت تجربه های مطبوعاتی از دغدغه های من به عنوان یک روزنامه نگار محلی به شمار می رود. از دست رفتن مخاطبان نشریات چاپ کاغذی، عدم فرهنگ آبونه شدن مخاطبان و خوانندگان مطبوعات محلی استان بوشهر، بُنیه ی ضعیف و کم جان اقتصادی مطبوعات و نبود اسپانسر از دغدغه هایی است که روزنامه نگاران و مدیران جراید را آزار می دهد. با این نگرانی ها، چشم انداز روشن و شفافی نمی توان برای مطبوعات محلی بوشهر و سنت روزنامه نگاری در استان بوشهر متصور شد. در حیطه ی شخصی ادامه دادن انتشار ققنوس به طور منظم و با پشتوانه ی مالی مطمئن یکی از دلمشغولی های جدی من نیز محسوب می شود.

شنیده‌ام خانه نشینی این روز‌ها یکی از مهم‌ترین مشکلات روزنامه نگاران محلی است و بلای جان خیلی از آن‌ها شده است؟ این موضوع درست است؟

متاسفانه در سال های خشکسالی فرهنگی / اجتماعی و سیاسی دولت های نهم و دهم، به ریاست جمهوری احمدی نژاد، بسیاری از روزنامه نگاران منتقد و فعال جامعه ی مطبوعات بوشهر به طور ناخواسته به حاشیه رانده شدند و به دلیل محدودیت های سیاسی، ممنوع القلم بودن و در برخی از موارد، محدودیت و محکومیت های قضایی خانه نشین شده بودند و شده اند.

به طور مثال می توان به اسماعیل جعفری اشاره داشت که ممنوعیت فعالیت های مطبوعاتی داشت و اکنون هم که آن موانع از بین رفته اند، به فعالیت مطبوعاتی مشغول نمی شود. خوشبختانه با روی کار آمدن دولت روحانی، برخی از این روزنامه نگاران از محاق به در آمده اند و دوباره به فعالیت روزنامه نگاری به خصوص در فضای مجازی مشغول شده اند. مثلا حمید موذنی، سردبیری وبسایت خبری- تحلیلی به نام «ب خبر» را و هم چنین فصل نامه ی فرهنگی و هنری «نامه هامون» را عهده دار شده است. حمید موذنی نیز در دوران دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد، در عرصه ی مطبوعات محدودیت داشت. هر چند باید بگویم روزنامه نگاران، نویسندگان و دست اندرکاران مطبوعات از درآمد ناچیزی برخوردار هستند و وضغیت درامدی و شغلی آنان بسیار نا به سامان است.

آیا خانه مطبوعات استان بوشهر توانسته نقشی در بهبود زندگی صنفی اصحاب رسانه داشته باشد؟ اصلا در بوشهر انجمن صنفی مستقلی برای روزنامه نگاران وجود دارد؟

حدیث خانه مطبوعات محلی در بوشهر مفصل است که برایتان می گویم اما از قبلش بدانید که به نظر نمی رسد فضای شفاف و صنفی ای را شاهد باشیم. به گمان من با توجه به این که اکثر شهرستان های استان بوشهر دارای نشریه محلی و وبسایت های خبری و نمایندگی نشریات سراسری می باشند، باید خبرنگاران، عکاسان خبری، روزنامه نگاران و نویسندگان مطبوعات محلی خود اقدام به ایجاد تشکل های مدنی و صنفی در حوزه ی مطبوعات کنند.

حالا حدیثی که گفتید چه بود؟

نخستین خانه مطبوعات محلی استان بوشهر در سال ۱۳۸۵ راه اندازی و "یونس قیصی زاده"، مدیرمسئول و سردبیر هفته نامه «نسیم جنوب» مدیریت آن را عهده دار شد. این تشکل به عنوان تشکلی غیردولتی در اداره کل ثبت اسناد و املاک استان بوشهر به ثبت رسید و در طول دوران فعالیت های خود ۲۰۰ نفر از روزنامه نگاران، نویسندگان و خبرنگاران بوشهری را به عضویت خود در آورد.

از اقدامات صنفی و حمایتی این تشکل از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۲ بنا به گفته ی یونس قیصی زاده؛ می توان به «تشکیل بیش از ۴۰۰ ساعت کلاس آموزش روزنامه‌نگاری با حضور استادان مطرح روزنامه نگاری کشور، برگزاری چندین سمینار روزنامه‌نگاری، برگزاری ده‌ها جلسه هم اندیشی روزنامه‌نگاری، جذب ۵ میلیارد ریال وام برای نشریات محلی، جذب ۴ میلیارد ریال آگهی برای مطبوعات محلی، جذب هدایایی به مبلغ ۱ میلیارد ریال برای روزنامه‌نگاران و خبرنگاران، جذب یک میلیارد ریال وام خرید تجهیزات خبرنگاری، برگزاری اولین جشنواره مطبوعات استان بوشهر، رفع مشکل بیمه خبرنگاران بوشهری، تشکیل تعاونی مسکن روزنامه‌نگاران بوشهر، انجام ده‌ها اردوی روزنامه‌نگاری و…» اشاره کرد.

اما با رای شعبه دوم دادگاه عمومي(حقوقي) استان بوشهر، بر اساس شكايت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي، در زمان مدیرکلی نصرالله شفیعی، و در آستانه ی روز خبرنگار، در مردادماه 1390 فعالیت های خانه مطبوعات محلی استان متوقف و منحل شد. به گمان من در شرایطی که دولت وقت حمایت های خود را از مطبوعات محلی به ویژه نشریات اصلاح طلب و منتقد دولت برداشت، خانه مطبوعات محفل و انجمن خوبی بود و اولین گام های صنفی و حمایتی خود را داشت بر می داشت، اما متاسفانه منحل شد.

پیش از انحلال خانه مطبوعات محلی استان بوشهر نیز، بر اساس آیین نامه ی جدیدی و با حمایت مدیرکل وقت ارشاد بوشهر، خانه مطبوعات دیگری تحت عنوان «خانه مطبوعات و جراید استان بوشهر» که طیف مطبوعات محافظه کار و اصولگرا را در بر می گرفت و ریاست آن را «علی نجفی» سرپرست روزنامه ی «کیهان» در بوشهر عهده دار بود، تشکیل شد و در زمان دولت روحانی و مدیرکلی حمیده ماحوزی در فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر، نیز مجددا براساس دستور العمل وزارت فرهنگ و ارشاد، اداره کل ثبت اسناد و املاک بوشهر، «خانه مطبوعات و رسانه‌های استان بوشهر» را به ثبت رسانده است.

مهمترین مشکلات روزنامه نگاران محلی کدام‌ اند؟

حقوق نامناسب- عدم دریافت حق التحریر یا پایین بودن مبلغ آن - بیمه نبودن- عدم دریافت تسهیلات خبرنگاری و روزنامه نگاری و نبود کار تیمی و جمعی از دغدغه های مهم روزنامه نگاران و خبرنگاران محلی استان بوشهر به شمار می رود.

برخی از مشکلاتی که نام بردید را همه روزنامه نگاران در ایران دارند، خبرنگاران محلی مشکل خاصی هم دارند که ویژه خودشان باشد ؟

تعطیلی خانه مطبوعات مستقل استان بوشهر یکی از نگرانی و دغدغه های روزنامه نگاران استان ما به شمار می رود در زمان وجود این خانه مطبوعات، برگزاری کلاس های آموزشی و ... از اقدامات این خانه بود و علاوه بر این، خانه مطبوعات باعث شد نشریات مرکز استان با نشریات شهرستانی در تعامل و ارتباط باشند و به نوعی این خانه پاتوقی فرهنگی محسوب می شد که به شدت فقدان آن در استان بوشهر احساس می شود و بازگشایی این خانه از دغدغه های مهم روزنامه نگاران بوشهری است.

عدم پی گیری بحث آموزش و روزنامه نگاری تخصصی یکی از آشنه پاشیل های مطبوعات و روزنامه نگاران محلی استان بوشهر به شمار می رود. آزادی بیان و آزادی مطبوعات به هر صورت یکی از مشکلاتی است که همه ی روزنامه نگاران ایرانی و در همه ی دولت ها با آن دست و پنجه نرم می کنند. مشکلات معیشتی یکی از مشکلات جدی روزنامه نگاران محلی است. باید بگویم به دلیل کوچک بودن استان و شهرستان های استان بوشهر، بی شک با محدودیت های بیشتری رو به رو می شوند (چنان که در دولت احمدی نژاد چنین محدودیت هایی وجود داشت)، امیدوارم در دولت روحانی این مشکلات وجود نداشته باشند.

آیا در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی وضعیت روزنامه نگاران تغییری کرده است؟

در حوزه ی دولت، با روی کار آمدن دولت روحانی و انتخاب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی – علی جنتی- مساله ی سهیمه ی یارانه های ریالی مطبوعات محلی با شفافیت پی گیری شد و سهم یارانه ی هر نشریه روی سایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار گرفت، که این شفافیت نکته ی بسیار مهمی بوده است و دیگر از آن تبعیض خبری نیست.

اما هنوز بسیاری از مطبوعات مستقل در زمینه ی آگهی ها و رپرتاژهای سازمان های دولتی در تنگنا و مضیقه قرار دارند. اما دیگر از پی گیری و تحدید ها و تهدیدهای دولتی خبری نیست و نشریات محلی با تذکرهای کتبی و شفاهی از سوی دولت مواجه نمی شوند. همچنین می توانم در حوزه ی محلی، پس گیری شکایت فرمانداری دشتستان را از هفته نامه اتحاد جنوب با روی کارآمدن فرماندار جدید شهرستان دشتستان ِ استان بوشهر در دولت روحانی بگویم که فرماندار منصوب شده ی دولت احمدی نژاد درباره ی اعتراض به برداشتن مجسمه ی غضنفرالسطنه برازجانی- یکی از مشاهیر استان بوشهر- از این هفته نامه شکایت کرده بود.

اما در حوزه ی قطع بیمه ی خبرنگاران مستقل و آزاد و راه اندازی خانه مطبوعات محلی که با اساسنامه ی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور، شروع به کار کرده اند، از دل نگرانی های جدی روزنامه نگاران مستقل و آزاد به شمار می رود. چنین تشکلی نمی تواند جای گزین نهادهای مدنی و صنفی مستقل و صنفی قرار گیرد. با کارهای فرمایشی و بخش نامه ای نمی توان کار صنفی و مدنی انجام داد. به نظر من خود روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی باید پی گیر مطالبات صنفی و حرفه ای خود باشند و نسبت به تغییر وضعیتی که منتقد آن هستند اقدام کنند.

ممکن است برایمان مختصری از تاریخ مطبوعات در استان بوشهر هم بگویید؟ مثلا از روزنامه ‌های تاریخی استان بوشهر؟

ما در طول تاریخ مطبوعات، نشریه «طلوع»ˈ را به عنوان نخستین نشریه در استان بوشهر داریم و به عنوان نشریه فکاهی و طنز ایران نیز از ان یاد می شود که در سال ۱۳۱۸ هجری خورشیدی در بندر بوشهر به مدیریت عبدالحمید خان متین السلطنه در همین شهر با چاپ سنگی منتشر می شده است. روزنامه مظفری دومین روزنامه مستقل و آزادی طلب که در سال ۱۳۱۹ قمری در بوشهر به مدیریت میرزا عبدالحمیدخان متین السطنه منتشر می شده است. این روزنامه در سال ۱۳۱۹ هجری قمری (۱۹۰۱ میلادی) به سردبیری میرزا عبدالحمید ثقفی ملقب به متین السطنه در چاپخانه ی مظفری در شهر بندر بوشهر با چاپ سنگی به طبع رسید.

به نوشته ی سید قاسم یاحسینی در سال ۱۳۴۰ هجری قمری به دنبال یک بحران مالی و در پی دگرگونی های سیاسی و اجتماعی ناشی از به قدرت رسیدن رضاشاه انتشار روزنامه مظفری متوقف شد و قدیمی ترین و دیرپاترین روزنامه بوشهر پس از بیست و یک سال انتشار برای همیشه به محاق توقیف می رود.

این سرگذشت دوره اول تاریخ مطبوعات در بوشهر نیز به پایان رسید. سومین نشریه استان بوشهر و نخستین نشریه ای که در شهرستان های استان بوشهر منتشر می شد مربوط به «ندای حق» توسط واسموس آلمانی در برازجان است که در بحبوحه ی جنگ جهانی اول منتشر می شده است.

نشریه ی «خلیج فارس» هر چند در سال ۱۳۴۳ قمری مجوز انتشار دریافت کرد، اما هیچ گاه منتشر نشد. روزنامه ی بعدی بوشهر «خلیج ایران» یه سردبیری یوسف اخوت نام دارد که در سال ۱۳۰۸ هجری شمسی منتشر شد. روزنامه ی «نور افشان» به مدیرمسئولی و سردبیری «شوکت سلامی» که در شهریور ۱۳۰۹ شمسی منتشر شد، به عنوان ششمین نشریه ی استان بوشهر نام گرفته است، نام برده می شود.

نشریات «دیلی نیوز بولتون» به سردبیری پرویزی، «ندای جنوب» به صاحب امتیازی و سردبیری «محمدباقرخان تنگستانی»، «سنگلاخ» به مدیریت محمدعلی چوبک، «دریا کنار» به صاحب امتیازی عبدالحسین راهدار و سردبیری سیدصادق یزدانی، «پست خلیج» به صاحب امتیازی و سردبیری «سیدمحمدصادق یزدانی» و نشریه ی «عرشه» به صاحب امتیازی احمد محمدیان از نشریات بوشهر هستند که در دومین دوره ی مطبوعات محلی استان بوشهر منتشر شده اند. بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یک خزان مطبوعاتی در بوشهر اتفاق می افتد و چندین دهه نشریات محلی در بوشهر منتشر نمی شوند و این استان فاقد روزنامه و هفته نامه است.

سیدقاسم یاحسینی در کتاب صد سال مطبوعات بوشهر اطلاعات جامع و کاملی درباره ی نشریات تاریخی مطبوعات استان بوشهر و زنده یاد داود آرچین در کتاب تاریخ مطبوعات دشتستان/ نشر زوار درباره ی تاریخ مطبوعات دشتستان نیز اطلاعات مفیدی ارایه داده اند.

اما در یک دوره طولانی روزنامه نگاری در بوشهر دچار بحران شد، درست است؟

از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا بعد از انقلاب اسلامی بوشهر دارای نشریه ای نبود و فقدان مطبوعات محلی در جامعه ی فرهنگی اجتماعی بوشهر به شدت به چشم می خورد. البته هر از گاهی گاهنامه هایی توسط معلمان و دانش آموزان مدارس منتشر می شده است به طور مثال می توان به مجله ی «تکاپو» به سردبیری «علی باباچاهی» اشاره کرد که در سال ۱۳۴۶ در بوشهر منتشر شد و پس از انتشار شماره سوم در نیمه اول ۱۳۴۷، ساواک سردبیر آن را برای تعطیل کردن مجله تحت فشار قرار داد و سرانجام به دنبال دخالت مستقیم ساواک، به بهانه عدم مجوز انتشار، تکاپو متوقف شد. چنین نشریاتی هر از گاهی در بوشهر منتشر می شده است، اما فاقد نشریه ی رسمی و منظم بوده است.

نخستین هفته نامه ی بعد از انقلاب «آیینه ی جنوب» به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی «محمد دادفر» در سال ۱۳۷۳ در بندر بوشهر منتشر شده است و پس از آن به ترتیب نسیم جنوب ( به صاحب امتیازی دکتر خلف پور و سردبیری یونس قیصی زاده) در سال ۱۳۷۶، پیام جنوب (صاحب امتیازی علیرضا شیرکانی) در سال ۱۳۷۷، پیغام (صاحب امتیازی رضا معتمد) در سال 1377، نصیر بوشهر(صاحب امتیازی و مدیرمسئولی حسن لاوری ) ۱۳۷۸، اتحاد جنوب، (صاحب امتیازی و مدیرمسئولی اکبر صابری)، لیان (صاحب امتیازی و مدیر مسئولی شکرالله عطارزاده)، خلیج فارس و در سال ۱۳۷۸، آوای بهارستان (به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی حمید آب آذر) و دریادلان (به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی ....)، بیرمی (صاحب امتیازی و مدیر مسئولی یونس جعفری) در سال ۱۳۸۲، دریای جنوب به صاحب امتیازی پرآور و مدیرمسئولی نصرالله شفیعی در سال ۱۳۸۲ منتشر شده اند. سراج، اندیشه جنوب، مردم جنوب، مهرویان، صبح وصال، فایز، دلیران تنگستان، آوای توج و... دیگر نشریات استان بوشهر به شمار می روند.

الان چند روزنامه و نشریه در بوشهر منتشر می‌شود؟

در گستره ی جغرافیایی استان بوشهر، ۳۶ نشریه ی چاپ کاغذی (روزنامه، هفته نامه، دو هفته نامه، ماهنامه و فصل نامه) دارای مجوز انتشار هستند، اما به این تعداد، نشریه در استان بوشهر منتشر نمی شود و از این میان می توان گفت کمتر از ۲۰ عنوان نشریه فعالیت مستمر دارند و منتشر می شوند. در این میان حدود سی هفته نامه و دو هفته نامه، یک روزنامه و چند ماهنامه و فصل نامه ی استانی در استان بوشهر مجوز فعالیت دارند. بعد از تعطیلی روزنامه ی آیینه ی جنوب، هم اکنون چندماهی است روزنامه بامداد جنوب به مدیرمسئولی «سید مالک حسینی» و سردبیری «کریم جعفری» به طور روزانه در ۱۲ صفحه منتشر می شود.

مهمترین نشریات شهر بوشهر کدام ها هستند، همچنین در استان؟

نشریات نسیم جنوب، پیام جنوب، پیغام، نصیر بوشهر، اتحاد جنوب، لیان، خلیج فارس از باسابقه ترین نشریات محلی استان بوشهر به شمار می روند. مهم ترین به زعم من نسبی است و این مهم ترین در جغرافیای استان بوشهر متغیر است. نشریات نصیر بوشهر، نسیم جنوب، پیغام، بیرمی، اتحاد جنوب در میان نیروهای اصلاح طلب از نشریات مهم در حال انتشار استان بوشهر به شمار می روند و نشریات لیان، دریای جنوب نیز از نشریات مهم اصولگرا و محافظه کار استان هستند. هر کدام از این نشریات مامن و ماوای هواداران و نیروهای فرهنگی / اجتماعی و سیاسی منطقه ی خود هستند. هر کدام از این نشریات هر چند با امتیاز «استانی» مجوز فعالیت و انتشار گرفته اند، اما بیشتر با رویکرد شهری- شهرستانی به فعالیت می پردازند.

از نشریه «نسیم جنوب» به عنوان پرسابقه ترین نشریه در حال انتشار بوشهر می توان نام برد. «اتحاد جنوب» نیز نخستین هفته نامه ای است که در شهرستان های استان بوشهر مجوز فعالیت خود را از سال ۱۳۷۸ دریافت کرده است. دریادلان و بیرمی به ترتیب نخستین روزنامه ی بندر گناوه و شهر اهرم (شهرستان تنگستان) هستند که در شهرستان های استان بوشهر در حال فعالیت و انتشار هستند.

اما کدام یک اثر گذارترند؟

پاسخ این پرسش شما را نیز مانند پرسش قبلی باید نسبی داد همان طور که گفتم نشریات بوشهر را باید به لحاظ منطقه ای ارزیابی کرد و به گمان من مخاطبان آن را نیز باید منطقه ای تقسیم کرد. مثلا نشریه اتحاد جنوب در دشتستان پرتیراژترین و اثرگذارترین است. در شهرستان تنگستان نشریه ی بیرمی اثرگذارترین محسوب می شود. «صدای بندر» در بندر گناوه. در شهر بوشهر- مرکز استان- نیز با توجه به تحقیقات میدانی خودم، هفته نامه «خلیج فارس» پُرفروش ترین نشریه است.

پُرفروشی این نشریه هم بیشتر ناشی از رویکرد عامه پسند بودن آن است، این نشریه که به طور هفتگی منتشر می شود، بیشتر خبری است تا تحلیلی. به انتشار مقاله و گزارش نمی پردازد و بیشتر به حوادث و خبرهای کوتاه و نیازمندی ها توجه و تمرکز دارد. در زمینه ی مخاطبان نخبه و خاص هم باید بگویم نشریات «نصیر بوشهر» و «نسیم جنوب» در حوزه های سیاسی و اجتماعی اثرگذار بوده اند و هم چنان نیز هستند. در اواخر دهه ی هفتاد و اوایل دهه هشتاد، نشریه «پیغام» در مسایل ادبی اثرگذار و موثر بود که در این سال ها دیگری اثری از آن رخدادها نیست.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • از گشت ارشاد تا تبلیغات زیاد یک روزنامه دولتی و نبود نشریات محافظه کار

    23 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- آنچه نمایشگاه مطبوعات امسال را از سالهای گذشته متمایز می‌کند، انصراف تعدادی از مطبوعات و خبرگزاری‌های جناح راست یا مخالف دولت است که پیش از برگزاری نمایشگاه مطبوعات اعلام کردند در آن حضور نخواهند یافت. وقتی در نمایشگاه مطبوعات امسال راه می‌روی خیلی زود نبود این نشریات را متوجه می‌شوی، خیلی‌ها معتقدند این رسانه‌ها و خبرنگارانشان وابسته به نهادهای امنیتی ایران هستند. آنها معمولاً با حضور در نمایشگاه و برگزاری نشستهای انتقادی و شعارهایی علیه دولت و یا در سال های ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد علیه آنچه" فتنه گران "می‌خوانند، فضایی متفاوت را در نمایشگاه به وجود می‌آوردند، فضایی رادیکال که معمولاً به ایجاد تنش بین گروه‌ها و رسانه های منتقد آنان نیز منجر می‌شد.

  • یک بررسی آماری: ایرانی‌ها از کجا خبر می‌گیرند

    11 آبان 1394

    خبرنگاران ایران-با همه‌گیر شدن اینترنت و مخصوصا اینترنت‌های همراه در ایران، دسترسی به منابع خبری آن‌لاین برای گرفتن اطلاعات سریع‌تر شده و آنها در صدر منابع خبری آن دسته از ایرانیانی قرار گرفته‌اند که فعالانه پیگیر اخبار و رویدادها هستند. قطعا در این میان، بعضی منابع خبری از منابع دیگر مراجعان بیشتری دارند و در اصطلاح پرترافیک‌تر هستند. در این گزارش سعی شده‌است براساس اطلاعاتی که سایت الکسا فراهم می‌کند، پرمراجع‌ترین سایت‌های خبری ایرانی معرفی شده و باهم مقایسه شوند.

  • برنده نوبل ادبیات تحصیلکرده مدرسه روزنامه نگاری است

    23 مهر 1394

    خبرنگاران ایران-می‌خواهید برنده نوبل ادبیات شوید؟ به مدرسه روزنامه‌نگاری مینسک در بلاروس بروید. شاهد از غیب رسید: سوتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2015 است. مارتا باسلز از گاردین او را این‌طور معرفی می‌کند: «یک نویسنده بلاروس و کسی که کتاب‌های تاریخ شفاهی او صدای هزاران نفر را که موجب انفجار درونی اتحاد جماهیر شوروی شدند را ثبت کرده است.»کتاب‌هایش که به گفته خودش 10 سال طول کشید تا نوشته شوند، بر اساس گفتگوهایی است که با مردم انجام داده است. بیشتر این مردم زن و کودک هستند. کسانی که در بحران‌های دردناکی چون حمله اتحاد شوروی به افغانستان و نشت اورانیوم از نیروگاه اتمی چرنوبیل، زندگی می‌کردند.