7 آبان 1390

آموزش روزنامه نگاری، نظریه یا تجربه

7 آبان 1390

خبرنگاران ایران- امیر مصلحی -آموزش روزنامه نگاری واقعا چگونه باید باشد ؟آیا آنچه در دانشکده های روزنامه نگاری یا دوره های کوتاه مدت به دانشجویان و علاقه مندان به این رشته آموزش داده می شود برای روزنامه نگار شدن یک فرد کافی است ؟مدتهاست سخن از دانشکده های روزنامه نگاری و نحوه کارشان می شنویم واینکه آیا این دانشکده ها هنوز نتوانسته اند روزنامه نگاران قابلی تربیت کنند ؟ چگونه یک فرد روزنامه نگار می شود ؟

بیشتر ما خبرنگاران و روزنامه نگارانی که تجربه کار در تحریریه روزنامه ها را داشته ایم، بارها از پیشکسوتان این رشته شنیده ایم که آموزش آکادمیک و دانشکده های روزنامه نگاری در ایران نتوانسته اند روزنامه نگاران توانمندی تربیت کنند .همه ما شاید این را شخصا تجربه کرده یا شاهد بوده ایم که در ابتدای ورود به روزنامه ها بعد از فارغ التحصیلی یا زمانی که دوره های کوتاهی برای روزنامه نگاری گذرانده ایم وقتی وارد تحریریه شده ایم هیچ چیز از دنیای روزنامه نگاری نمی دانسته ایم .

اما قبل از اینکه وارد این بحث شوم و ببینیم به راستی مشکل آموزش در روزنامه نگاری از منظر این مطلب از کجا نشات می گیرد، سخن از دنیای روزنامه نگاری بر زبان می رانم همان دنیایی که می گویند روزنامه نگار باید عاشقش باشد تا هر روز بیشتر و بیشتر در آن بیاموزد و در این حرفه دوام بیاورد.هر چند معمولا در بحث های علمی در باره این موضوع از تاکید بر این نکته غفلت می شود . اما من در اینجا با تاکید بر این موضوع از دنیایی سخن می گویم که برای روزنامه نگار قابل تفکیک با زندگی عادیش نیست، همان دنیای روزنامه نگاری که روزنامه نگار جماعت باید با آن زندگی کند . بارها این جمله را از زبان روزنامه نگاران به نام دنیا و ایران شنیده و خوانده ام که روزنامه نگاری نیازمند عشق زیاد است و روزنامه نگار باید آن را زندگی کند . نکته ای که برخی استادان روزنامه نگارمان در دانشگاه نیز آن را به ما یادآور شده اند: روزنامه نگاری زمان و مکان مشخصی ندارد و همه جا یک روزنامه نگار ، روزنامه نگار است . اما ما به عنوان روزنامه نگارانی که در تحریریه روزنامه ها کار کرده ایم معنی این حرفها را به خوبی می فهمیم اکنون ما می دانیم خبر خوردن ، خبر زدن ، جریان سازی خبری و رقابت یعنی چه؟ آیا دانشجویان روزنامه نگاری هم چیزی از این موضوعات شنیده اند و این جملات و کلمات آیا به راستی برای آنها هم مفهمومی دارد ؟ آیا غیر از این است که بیشتر دانشجویان این رشته فکر می کنند باید چند ساعتی را در دفتری به نام روزنامه بگذرانند و با کامپیوتری سایتها را بالا و پایین کنند و در نهایت مطلبی در روز به سردبیرشان تحویل دهند وبعد دنبال کار و بارشان بروند و آخر ماه هم دستمزدی بگیرند . اما روزنامه نگاری با این فرایند بسیار متفاوت است و تا کسی آن راتجربه نکرده باشد نمی تواند تصوری دقیق از آن داشته باشد .

یکی از روزنامه نگاران باتجربه کشور که چند سال پیش در یکی از روزنامه ها با او همکار بودم و بسیار هم از آموختم همیشه نکته ای را درباره آموزش این حرفه به من و دیگر همکارانمان یادآوری می کرد، به ما که مدام از یک کارگاه آموزشی به دیگری می رفتیم تا نرم نویسی و سخت نویسی را تمرین کنیم تا یاد بگیریم که چگونه درست بنویسم و چگونه تیتر زیبا بزنیم و گزارش های خبری مان را به سبک گزارشهای نشریه های به نام دنیا نزدیک کنیم .

او رو به ما می گفت همه اینها بد نیست اما اینها را می توان با خواندن چند کتاب هم آموخت او می گفت آیا نمی توانید سراغ کتابی بروید که همه واژه های منسوخ را یک جا گرد آورده و نثرتان را بهتر کند ؟چرا به جای همه اینها در روزنامه نگاریتان انگیزه نمی بینم ؟ چرا مدام روزنامه نگارانی می بینم که دیگر از خبر خوردن شرمنده نمی شوند و کپی کاری ، اینترنت و در تحریریه نشستن و چای نوشیدن همه زندگی خبری و کارشان شده است .او مدام تاکید می کرد که از این روزنامه نگاران نشسته پشت کامپیوتر می ترسد . همان روزنامه نگارانی که امروز بنای کپی پیست کردن برداشته اند و رقابت در میان شان بی معنا شده است .

اما با این همه عیب کارمان را کجا باید بجوییم در دانشکده های روزنامه نگاری یا روزنامه نگارانی که دیگر حاضر به انتقال تجربیاتشان نیستند ؟ و یا کمبود مدرس خوب در دانشگاه ها و یا قانون نویسان ؟ یا کسانی که به دنبال آننند که فقط پوسته ظاهری روزنامه نگاری را آموزش دهند و نمی دانند که یک روزنامه نگار باید چه حساسیتهایی داشته باشد ؟شاید هم کتابهای به روز نشده در تربیت روزنامه نگارانی غیر متخصص نقش دارند ؟ شاید هم جدا از همه اینها نبود ارتباط دوسویه مراکز علمی با نشریات و روزنامه ها شاه کلید مشکل است ؟ شاید هم مشکل را باید در جای دیگر مثل قوانین ، نبود امنیت شغلی روزنامه نگار ، نداشتن بنگاه های مستقل مطبوعاتی دید ؟

سعی می کنم به تک تک این سوالات با مروری بر گفته هایی که در این چند ساله در این باره شنیده و خوانده ام پاسخ دهم و در انتها به جمع بندی کلی درباره این موضوع بپردازم . ابتداسراغ دانشکده های روزنامه نگاری می روم که همیشه حرف و سخن درباره شان بسیار بوده است . آیا این دانشکده ها برنامه درسی خود را مطابق با تغییرات سریع و شگرف این حرفه به روزکرده اند ؟ آیا اساسا از دل این دانشکده ها روزنامه نگار بیرون می آید ؟ چند سال پیش پژوهشی در این باره انجام شد و نتایج آن نشان داد که تنها 10 درصد فارغ التحصیلان رشته روزنامه‌نگاری در مطبوعات فعالیت می کنند.یکی از استادان علوم ارتباطات این مشکل را از آنجا می داند که تعریف روزنامه نگار در کشور ما مشخص نیست و هر کس که سواد خواندن و نوشتن دارد خود را روزنامه‌نگار می‌داند و از آنجا که در بالا هم اشاره کردم در سالهای اخیر چنان روزنامه ها خالی از متخصص و اهل فن شده که بسیاری با همین اندک دانش شان همین گونه در روزنامه ها باقی می مانند .دیمی قبول شدن دانشجویان در دانشکده های روزنامه نگاری یکی دیگر از دلایلی است که فارغ التحصیلان را کمتر جذب این کار می کند که این موضوع به سیستم آموزشی کشور و نحوه پذیرش دانشجو در دانشگاه ها باز می گردد که جای بحثش این جا نیست. به همین خاطر است که تعداد زیادی از استادان علوم ارتباطات کشور معتقدند کسانی که با عشق و علاقه در دوره های آموزش روزنامه نگاری در آموزشگاه های آزاد شرکت می کنند به دلیل انگیزه بالا و معمولا ارتباط با تحریریه روزنامه ها امکان روزنامه نگار شدن شان بسیار بیشتر از فارغ التحصیلان این رشته در دانشگاه هاست .

در این سالها شاهد بوده یم که فارغ التحصیلان رشته روزنامه نگاری که اغلب از دانشکده‌های این رشته فارغ التحصیل می‌شوند توانایی کار حرفه ای را به دست نمی آورند وچندان فرقی با فارغ التحصیلان سایر رشته‌ها ندارند. علت این موضوع را به خصوص در سالهای اخیر می توان در دانشکده هایی یافت که استادان شان تا به حال حتی یک سطر هم در مطبوعات ننوشته‌اند شاید به همین دلیل است که فارغ التحصیلان این رشته چیزی از حساسیتها و ویژگی های ملموس این کار نمی دانند و زمانی واقعا با مقتضیات این حرفه آشنا می شوند که وارد یک روزنامه می شوند و اغلب هم گیج و وامانده بر جای می مانند و از خود می پرسند کجاست آنچه در دانشکده آموختیم ؟اگر این افراد به راستی و بر اساس علاقه و با شناخت این رشته را انتخاب کرده باشند در این کار می مانند و می آموزند که البته این مساله هم سختی های خاص خود را دارد و می توانم بگویم تا حد زیادی به شانس و اقبال افراد هم بستگی دارد اینکه این روزنامه نگار در روزنامه ای که کار می کند با چه کسی طرف می شود ؟ کسی که خود آن قدر می داند که تجربیاتش را به دیگری منتقل کند و آیا اساسا وقت و انرژی این کار را دارد و هزار اما و اگردیگر . اگر هم شخص همانجا بفهمد که برای این کار ساخته نشده و اساسا حوصله پی گیری رشته ای را که سالها در آن درس خوانده و هیچ نیاموخته ندارد برای همیشه این حرفه را کنار می گذارد .

در همین جا می خواهم از این بحث این طور نتیجه بگیرم که روزنامه‌نگاری بر خلاف سایر رشته‌ها متکی به استاد و کتاب نیست و نیازمند تجربه و آموزش است. یکی از استادان روزنامه نگاری ام چند سال پیش رو به من گفت زیاد برای یاد گرفتن روزنامه نگاری سراغ کتابها نرو. چرا که بیشترشان حال و هوای روزنامه نگاری ما را ندارند و ممکن است اگر اتکایت برای آموختن این حرفه به آنها باشد گمراهت کنند، حالا که به حرفهای این استاد می اندیشم بدون اینکه منکر نقش دانش آکادمیک در این حرفه شوم تاکید می کنم آنچه که در حال و هوای روزنامه ها آموخته ام با آنچه در کتابهای این رشته خوانده ام قابل قیاس نیست .

با این شرایط به روزنامه‌نگاران ما در دانشکده ها نظریه‌هایی آموزش داده می شود که اغلب با روزنامه نگاری ما کاملا بیگانه است . البته در این جهت نمی توان ارتباط ضعیف نشریات و روزنامه ها با مرکز آموزشی را نیز از یاد برد آیا تاکنون در روزنامه ای کار کرده اید که مسوولان آن از شما بخواهند در فلان دوره آموزشی شرکت کنید ؟ و البته دانشکده ای را به یاد دارید که دانشجویانش را به تحریریه فرستاده باشد تا آستین بالا بزنند و ماهها کار کنند تا بیاموزند ؟

در نهایت می خواهم بگویم بهتر است به سمتی حرکت کنیم که ضمن گام برداشتن در مسیر حرفه ای روزنامه نگاری و مطالعه کتابها و متون تخصصی و آموزشی از آنچه تجربه عملی در این کار گفته می شود غافل نشویم. هر چند هرگز نمی توان نقش قانون ، امنیت شغلی و .. موارد دیگر را در دست یافتن به این موضوع نادیده انگاشت و این یادداشت قصد ندارد همه مسایل پیرامون این موضوع مهم را به نقش مدرس ، دانشجو ، مدیر مرکز آموزشی و خبرنگاران تقلیل دهد.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.