7 خرداد 1394

قدیمی‌ترین روزنامه‌فروش: کیهان پول بیشتری می‌داد تا اسم اطلاعات را دوم بگوییم

7 خرداد 1394

محمد ابراهیم رنجبر امیری قدیمی‌ترین روزنامه‌فروش ایران محسوب می‌شود که الان در قید حیات است.

او در بخش دیگری از خاطرات خود چنین گفته است: پس از آنکه روزنامه کیهان، فروش خود را به دست روزنامه‌فروشان سپرد، مدتی ما را جمع کرد و گفت من دو برابر به شما پول می‌دهم تا نگویید «اطلاعات، کیهان»، بلکه اول بگویید «کیهان» و بعد نام اطلاعات را بیاورید.

به گزارش بخش رسانه ایسنا، ششمین نشست تاریخ شفاهی مطبوعات ایران، روز دوشنبه (چهارم خرداد) در فرهنگسرای رسانه برگزار شد. در این نشست محمد ابراهیم رنجبر امیری - قدیمی‌ترین روزنامه‌فروش ایران - مهمان ششمین نشست تاریخ شفاهی مطبوعات ایران بود.

محمد ابراهیم رنجبر امیری متولد سال ۱۳۰۷ است که از سال ۱۳۱۶ کار فروش روزنامه را در تهران آغاز کرد. وی دارای خاطرات متعددی از فضای مدیریت و فروش مطبوعات در ۷۸ سال گذشته است و با حافظه‌ای فوق‌العاده، روایتی متفاوت از روزنامه‌های ایران به‌ویژه روزنامه‌های اطلاعات و کیهان را در این نشست ارائه کرد.

پدرم بخش بزرگی از باغش را به مدرسه اختصاص داده بود

این روزنامه‌فروش پیشکسوت در ابتدای صحبت‌هایش گفت: در روز چهارم اسفندماه ۱۳۰۷ در امیرکلای بابل متولد شدم و شغل پدرم کشاورزی بود. او با این که سواد زیادی نداشت و تنها عم جزء را می‌دانست، کشاورز خوب و موفقی بود و برای موفقیت هم‌ولایتی‌های خود و با سواد شدن آنان تلاش می‌کرد؛ به‌گونه‌ای که بخش بزرگی از باغ چند هزارمتری خود را به اداره فرهنگ و معارف آن زمان -آموزش و پرورش فعلی- واگذار کرده بود تا بچه‌های روستای امیرکلا بتوانند در آن درس بخوانند. خودش هم در فصلی که کار کشاورزی نبود، به صورت رایگان در مدرسه خدمت می‌کرد و بایت این خدمت و اجاره این املاک، هیچ پولی دریافت نمی‌کرد.

وی با اشاره به موضوع فرار خود از روستا و آمدن به تهران هم گفت: همان سال‌ها پدر و مادرم اختلاف پیدا کردند و از هم جدا شدند و من زیر دست زن بابایی قرار گرفتم که سن و سال زیادی نداشت و وقتی که یک فرزند دختر و یک فرزند پسر آورد، دیگر تاب تحمل یکدیگر را نداشتیم و من مجبور شدم از دست زن بابا به تهران فرار کنم. آن موقع امیرکلا در چهار کیلومتری بابل قرار داشت و الان به هم چسبیده‌اند. وقتی به تهران رسیدم، دو ماهی در این شهر سرگردان بودم تا توانستم مادرم را پیدا کنم. آن وقت‌ها تهران مثل حالا نبود که ابتدا و انتهایش مشخص نباشد، یک سو لاله‌زار و دروازه یوسف‌آباد و از بالا هم دوراهی یوسف‌آباد بود که الان به میدان سیدجمال‌الدین اسدآبادی معروف است. در قدیم بالای این میدان یک آسیاب بود که به آسیاب گاومیشی معروف بود. ما از لاله‌زار به همراه چند نفر از دوستانم پیاده می‌رفتیم و آب‌تنی می‌کردیم. یوسف‌آباد یک قریه کوچک بود و از آنجا تا ونک بیابان بود.

من از نسل سوم روزنامه‌فروشان ایران هستم

رنجبر با اشاره به این موضوع که قصه فرارم با قطار از بابل به تهران را در جلد اول کتاب خاطراتم و در موضوع امامزاده هشت گنبد آورده‌ام، افزود: من اولین روزنامه‌فروش نیستم. از من قدیمی‌تر هم بودند، اما همه آنها به رحمت خدا رفته‌اند. اکنون من قدیمی‌ترین روزنامه‌فروش هستم. در اوایل کارم حدود یک سال و نیم با برادران روزنامه‌فروش همسایه به نام‌های کریم و رحیم کار می‌کردم و پس از آن با وجود سختی‌های فراوان، در گوشه خیابان‌های مختلف بساط می‌کردم. چون جثه کوچکی داشتم، خیلی‌ها مرا اذیت می‌کردند و بارها کتک خوردم اما گلیمم را از آب بیرون کشیدم و توانستم کارم را ادامه بدهم. سال‌ها بعد وقتی ازدواج کردم، زمینه استخدامم در اداره دارایی فراهم شد اما من باید با ۲۴۰ تومان یک خانواده سه نفره را اداره می‌کردم. قبل از اینکه دارایی بروم، بعدازظهرها از ساعت۲ در روزنامه‌ها کار می‌کردم، مثلاً برای روزنامه‌های صبح امروز، فرمان و ملّیون به خبرگزاری پارس می‌رفتم، بولتن اخبار را می‌گرفتم به سردبیر می‌دادم و تا ساعت ۱۰ شب، کارهای سرپایی را انجام می‌دادم.

وی افزود: من سواد زیادی نداشتم. وقتی شمال بودم تا کلاس دوم ابتدایی درس خواندم و قبل از اینکه به تهران بیایم، یک ماهی کلاس سوم را خوانده بودم اما می‌توانستم خبرها را بخوانم. هر وقت بیکار می‌شدم، داستان‌های مجله اطلاعات هفتگی را مطالعه می‌کردم. سال ۱۳۳۰، امتحان دادم و گواهی‌نامه ششم ابتدایی را گرفتم و پس از آن هم تا مقطع دیپلم درسم را ادامه دادم اما متأسفانه روزی که امتحان ریاضی داشتیم روزی بود که در وزارت دارایی استخدام شده و سرپرست ابلاغ شده بودم و نتوانستم سر جلسه امتحان بروم و نشد دیپلم بگیرم.

نویسنده کتاب «۷۶ سال با مطبوعات» با اشاره به این موضوع که من از نسل سوم روزنامه‌فروشان در ایران هستم، گفت: در واقع تاریخ فروش روزنامه به شکلی که ما کار می کردیم از سال ۱۲۹۹ آغاز می‌شود که پنج نفر به این کار اشتغال داشتند و در دوره دیگر ۱۲ تا ۱۳ نفر به این جمع اضافه شدند و ما جزو گروهی ۳۵ تا ۴۰ نفره هستیم که نسل سوم به حساب می‌آییم. البته تهران آن زمان چهار، پنج خیابان که بیشتر نبود؛ یکی خیابان سپه بود و یکی هم خیابان شاه. خیابان‌های سعدی، فردوسی، لاله‌زار و ناصرخسرو، بوذرجمهری و شوش هم بود. من آن زمان دکه نداشتم. روزنامه‌ها را زیر بغلمان می‌گرفتیم و هر چقدر می‌توانستیم چاخان، پاخان می‌کردیم تا روزنامه‌مان را بفروشیم!

اطلاعات و کیهان نمی‌گذاشتند اتحادیه روزنامه‌فروشان شکل بگیرد

رنجبر امیری با بیان اینکه در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ بارها تصمیم گرفتیم اتحادیه روزنامه‌فروشان را تشکیل دهیم، گفت: روزنامه‌های اطلاعات و کیهان همواره کارشکنی‌هایی در جهت ایجاد چنین تشکلی ایجاد می‌کردند و دو مرتبه تشکیل چنین سندیکایی را برهم زدند.

کیهان حاضر بود پول بیشتری بدهد تا اسم اطلاعات را دوم بیاوریم

وی در بخش دیگری از خاطرات خود اظهار کرد: پس از آنکه روزنامه کیهان فروش خود را به دست روزنامه‌فروشان سپرد، مدتی ما را جمع کرد و گفت من دو برابر به شما پول می‌دهم تا نگویید «اطلاعات، کیهان»، بلکه اول بگویید «کیهان» و بعد نام اطلاعات را بیاورید.

وی در پایان افزود: روزنامه فروشی در دوره ما ارج خاص خود را داشت و ضمناً بسیار سخت و پرزحمت بود، اما تأثیرگذار هم بود و من قصد دارم بعد از جلد اول و دوم کتابم که با عنوان خاطرات یک روزنامه‌فروش منتشر شده است، جلدهای بعد این کتاب را حداقل تا جلد پنجم تدوین و در اختیار علاقه مندان به تاریخ مطبوعات کشورم قرار دهم و لازم می‌دانم همین جا از مجله مدیریت ارتباطات که در شماره ۵۵ این مجله و در آذرماه سال ۱۳۹۴ با من گفت‌وگو و عکسم را روی جلد مجله قرار دادند، صمیمانه تشکر کنم.

لازم به توضیح است که محمد ابراهیم رنجبر امیری تاکنون دو کتاب با عنوان «خاطرات یک روزنامه‌فروش؛ ۷۶ سال با مطبوعات» منتشر کرده است که بنا به گفته سید فرید قاسمی، پژوهشگر مطرح تاریخ مطبوعات ایران، این کتاب‌ها نمونه‌هایی خوب از روایت تاریخ شفاهی مطبوعات کشور هستند.

سلسله نشست‌های تاریخ شفاهی مطبوعات ایران توسط ماهنامه‌ مدیریت ارتباطات و با حمایت معاونت مطبوعاتی و امور اطلاع‌رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران،‎ اندیشکده کتابخانه ملی ایران و فرهنگسرای رسانه برگزار‌می‌شود.

در پنج نشست پیشین تاریخ شفاهی مطبوعات ایران، بهروز بهزادی، محمد بلوری، حمیدرضا زاهدی، محسن میرزایی و حسین بنی‌احمد از پیشکسوتان حوزه روزنامه‌نگاری، سخنرانان اصلی بوده‌اند.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • رزیتا لطفی رئیس بی‌بی‌سی فارسی شد

    22 دی 1394
    بی بی سی فارسی رزیتا لطفی، سردبیر خبر تلویزیون و رادیوی بی‌بی‌سی فارسی به عنوان رئیس جدید بخش فارسی بی‌بی‌سی انتخاب شده است و به زودی جای صادق صبا را می‌گیرد. خانم لطفی از سردبیرانی بود که در سال ۲۰۰۹ در راه اندازی شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی نقش داشت. او از روز بیست و پنجم ژانویه مسئولیت بخش فارسی را به عهده خواهد گرفت و جایگزین صادق صبا می‌شود که پس از بیش از بیست و پنج سال فعالیت در بی‌بی‌سی تصمیم گرفته از سمت خود کناره‌گیری کند و در پی چالش‌های دیگری برود. آقای صبا گفت: "ترک کردن سازمانی که از صمیم قلب به اهدافش اعتقاد دارم کار آسانی نیست، ولی وقت (...)
  • فریدون صدیقی روزنامه نگاری برای تمامی فصول، نوشته ای از مینو بدیعی

    22 دی 1394
    مینو بدیعی، روزنامه نگاری که سالها در روزنامه های مختلف قلم زده است، در یک پست فیس بوکی به ذکر ویژگی های فریدون صدیقی روزنامه نگار قدیمی پرداخته است. به گزارش خبرنگاران ایران، متن کامل این یادداشت فیس بوکی به شرح زیراست: فریدون صدیقی روزنامه نگاری برای تمامی فصول ساعت 5و 20 دقیقه بامداد است و حسی گنگ مرا از خواب پرانده تا از روزنامه نگار ، انسانی شریف ، مردی لایق و شرافتمند و صاحب روحی بزرگ و...همچون فریدون صدیقی بنویسم . این حرفها درمورد او اغراق نیست زیرا سالهای طولانی با او همکار بوده ام واز نزدیک دقایق روح او را لمس کرده ام . من حتی گاهی به این انسان (...)
  • هک شدن رمز آیفون در کمتر از ۱۷ ساعت

    9 دی 1394
    وب سایت الف :شرکت اپل همواره ادعا کرده است که آیفون یکی از قوی‌ترین و بهترین سیستم‌های ایمنی در جهان را دارد. ولی گزارش‌های جدی نشان می‌دهد که سیستم امنیتی این گوشی هوشمند هم به راحتی هک می‌شود. یک شهروند آمریکایی این هفته به دادگاه نیویورک شکایت کرد و در پرونده قضایی خود توضیح داد گوشی هوشمند‌ آیفون به راحتی هک می‌شود و اطلاعات او را به خطر می‌اندازد. او درخواست کرد که اپل می‌بایست هرچه سریع‌تر اقداماتی را در این زمینه انجام دهد. «دیوید بایوئر» پس از طرح این پرونده قضایی روشی را برای هک کردن آیفون بیان کرد که تا قبل از آن هیچ کس مطلع نبود. او گفت دستگاهی (...)