16 خرداد 1394

مجموعه ی گفت و گوها یا فن مصاحبه

حرف، مشمول گذر زمان یا تازه

16 خرداد 1394

خبرنگاران ایران-سعید رازی دوست: -در این یادداشت نگاه و نقدی داریم به کتاب «حرف» که مجموعه‌ی گفت‌وگوهای مطبوعاتی علی میرمیرانی باشخصیت‌های سیاسی، هنری و ورزشی است. مجموعه‌ی «حرف» را نشر چکاوک در تهران، در ۳۰۶ صفحه و به قیمت هجده هزار تومان در سال ۹۳ منتشر کرده است. طبق آنچه در انتهای کتاب نوشته‌شده، از میرمیرانی سه مجموعه‌ی دیگر گفت‌وگو نیز منتشر خواهد شد که نامشان به ترتیب عبارت است از: ۱. لبخند ۲. بخشش ۳. خدا.

«حرف»، مجموعه‌ای است شامل ۲۵ گفت‌وگوی مطبوعاتی که «علی میرمیرانی» در مقام خبرنگار، با ۲۵ شخصیت سیاسی، سینمایی و ورزشی انجام داده است. طبق آنچه در یادداشت آغازین کتاب آمده، همه‌ی این گفت‌وگوها در دهه‌ی هشتاد خورشیدی انجام‌شده‌اند.

متأسفانه در توضیح هیچ‌یک از مصاحبه‌ها، اشاره‌ای به نام نشریه‌‌های منتشرکننده‌ی گفت‌وگوها و تاریخ انتشار اولیه‌شان نشده است. مصاحبه‌گر و ناشر به این ضرورت که امروز برای درک فضایی که گفت‌وشنود در آن انجام‌شده و برای فهمیدن شرایط عمومی مقطع انجام مصاحبه - چه سیاسی، چه هنری یا ورزشی - نیاز به درج تاریخ نشر مصاحبه‌هاست، بی‌اعتنا بوده‌اند. ای‌کاش نه‌فقط به آن موردتوجه می‌کردند که در پانویس هر مصاحبه، سطرهایی در تبیین وضعیتی که مصاحبه در آن انجام‌شده هم اضافه می‌کردند. به‌هرحال چند سال از زمان انجام گفت‌وگوها گذشته و خواننده برای بهره بردن از آن‌ها نیازمند پانویس و توضیحات تکمیلی است. در وضعیت حاضر به نظر می‌رسد مصاحبه‌گر و ناشر، چندان در قید افزایش میزان بهره‌‌برداری مخاطب از کتاب نبوده‌اند. مصاحبه‌ها علاوه برنداشتن تاریخ انتشار اولیه و نداشتن نام نشریه‌ی منتشرکننده، فاقد مقدمه یا همان لید هستند. معلوم نیست آیا خبرنگار در زمان چاپ اولیه نیز مقدمه ای بر آن‌ها ننوشته، یا فقط موقع چاپ کتاب، از بازنشر آن پرهیز شده است. مشخصاً با توجه به گذر ایام، نیاز به وجود این لیدها به‌وضوح قابل‌درک است و نبودشان، هم بر اعتبار کتاب آسیب می‌رساند و هم بازده خواننده را کاهش می‌دهد.

برخی از گفت‌وگوهای مطبوعاتی، یا برخی پرسش‌های مطرح‌شده در مصاحبه‌ها، در یک‌زمان مشخص ارزشمندند؛ مثل خیلی از خبرها که عمر کوتاهی دارند. مصاحبه‌ای از شانس ماندگاری و خوانده شدن در طول چند سال برخوردار خواهد بود که دو سوی گفت‌وگو به سراغ موضوعاتی باارزش‌های پایدارتر بروند. در کتاب «حرف» مصاحبه‌گر می‌توانست وقتی‌که نام نشریه‌ی محل انتشار و زمان انجام مصاحبه را حذف کرده، بار دیگر به سراغ گفت‌وگو شونده‌ها برود، برخی پرسش‌ها را که مشمول مرور زمان هستند بردارد و پرسش‌هایی جدید به‌جای آن‌ها بنشاند. اگر مقصود از نشر روزنامه یا کتاب، ارائه‌ی معلومات به خواننده باشد، مضمون کتاب «حرف»، ازآنجاکه در چندین و چند جا مشمول گذشت ایام شده، مشخص نیست چقدر به حال خواننده مفید خواهد شد. از طرف دیگر محتوای کتاب‌های مطبوعاتی (مجموعه‌ی یادداشت‌های مطبوعاتی و مجموعه‌ی مصاحبه‌ها) به دلیل آنکه از تونل زمان گذشته و پس از چندی، دوباره بازنشر می‌شوند، از منظر تاریخی واجد اهمیت است. بامطالعه‌ی این کتاب‌ها، خواسته یا ناخواسته به گذشته سفر می‌‌کنیم و ایام ماضی در برابرمان جان می‌گیرد. پس این قبیل کتاب‌ها می‌توانند از منظر مطالعات تاریخی دارای اهمیت باشند. کتاب‌هایی از جنس «حرف» برای اینکه مورداستفاده‌ی پژوهشگران یا علاقه‌مندان تاریخ، ازجمله تاریخ شفاهی باشند، نباید بدون «نمایه» منتشر شوند. مثلاً در کتاب حاضر در گفتگویی که با غلامحسین کرباسچی، شهردار سابق تهران شده، موضوع دوم خرداد و دیدار آقای خاتمی با آقایان نوری و کرباسچی، قبل از اعلام کاندیداتوری خاتمی، پیش کشیده می‌شود. اگر کتاب دارای نمایه بود، پژوهشگران یا علاقه‌مندان تاریخ، خاصه تاریخ شفاهی، ساده‌تر می‌توانستند از اطلاعات موجود در کتاب بهره ببرند. استخراج نکردن نمایه برای این قبیل کتاب‌ها، یعنی بستن راه بهره‌برداری بر پژوهشگران؛ و یک مثال دیگر: در گفتگو با بهرام رادان به مسعود کیمیایی اشاره‌شده است. پژوهشگری که در پی اطلاعات در مورد کیمیایی است، در غیاب نمایه چگونه خواهد توانست از وجود چنین اشاره‌ای خبردار شود؟

در بازنشر یادداشت‌ها و تحلیل‌های مطبوعاتی در قامت کتاب، نویسنده و ناشر می‌توانند با افزودن پانویس‌هایی به متن اولیه، شرایط زمان نوشته شدن تحلیل را نمایان کنند. از طرف دیگر چه دلیلی دارد نویسنده، گزارشگر یا مصاحبه‌گر، در پی بازنشر همه‌ی مطالب گذشته‌اش باشد. نباید فراموش کرد که خیلی از مطالب چاپ‌شده در نشریه‌ها از عمر بلندی برخوردار نیستند. تولیدکنندگان مطالب باید توجه داشته باشند که به‌صرف انتشار مطالبشان در قامت کتاب، الزاماً بر عمر متن‌ها افزوده نخواهد شد.

علی میرمیرانی، پیش از آوردن مصاحبه‌ها، ذیل «نکاتی پیرامون فن مصاحبه»، در بیست صفحه از تجارب و توصیه‌هایش نوشته که می‌تواند برای خبرنگاران تازه‌کار مفید باشد؛ اما نکته‌ی قابل نقد این است که بر جلد کتاب، کمی پایین‌تر از نام کتاب نوشته‌شده: «پیرامون فن مصاحبه» و پایین‌تر از آن آمده است: «به همراه گفت‌وگوهایی با: ...» این نحوه‌ی طراحی جلد کمی سوءتفاهم به بار می‌آورد. ممکن است خریدار با نگاه کردن به جلد، گمان کند با اثری در باره فن مصاحبه مواجه است که گفت‌وگوهایی هم به‌عنوان شاهد، برای آنچه آموخته‌شده، آورده شده است؛ اما در کتاب، اصل، گفت‌وگوها هستند و فرع، «پیرامون فن مصاحبه».

مصاحبه‌ها حسب ترتیب الفباییِ نام گفت‌وگو شونده‌ها چیده شده‌اند. نام کسانی که مصاحبه‌ با آن‌ها در کتاب آمده به شرح زیر است: برانکو ایوانکوویچ، عطا بهمنش، پرویز پرستویی، فرشاد پیوس، کمال تبریزی، محسن چاوشی، محمدرضا خاتمی، امیررضا خادم، محمد خوش‌چهره، علی دایی، بهرام رادان، رضا زواره‌ای، محمدرضا شریفی‌‌نیا، معصومه ابتکار، محسن صفایی فراهانی، عادل فردوسی پور، محسن کدیور، غلامحسین کرباسچی، رضا کیانیان، مسعود کیمیایی، مهران مدیری، هوشنگ مرادی کرمانی، مصطفی معین و مهدی مهدوی کیا.

چون این یادداشت زمانی منتشر می‌شود که از سالگرد دوم خرداد ۱۳۷۶ زمان زیادی نگذشته است، بی‌ربط نیست اگر بخشی از مصاحبه‌ی میرمیرانی با مرحوم رضا زواره‌ای، عضو حقوق‌دان شورای نگهبان و کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۷۶ را بیاوریم. البته احتمالاً گفت‌وگوی مذکور در دهه‌ی هشتاد انجام‌گرفته باشد، شاید هم در سال ۷۶! زواره‌ای در مورد تجربه‌ی اولین سفرش به اروپا می‌گوید: «من اولین بار که رفتم اروپا دیدم این‌ها دختر و پسر، زن و مرد، توی اتوبوس توی خیابان توی قطار توی فروشگاه همین‌طور به هم چسبیده‌اند. مثل حیوانات که چطور باهم آمیزش دارند. خب برای این‌ها مسأله‌ای نیست. فساد قضیه خیلی بالاست و بدبختی‌اش را خودشان دارند الان می‌کشند چون در غرب عواطف انسانی مطلقاً وجود ندارد...» (صفحه ۱۷۰)

کتاب را از بابت نحوه‌ی گذاشتن علائم سجاوندی، بی‌اعتنایی به آن و نیم‌فاصله ناقص نیز می‌توان مشمول انتقاد دانست. اگرچه این گفت‌وگوها در زمانه‌ی خود سروصدایی به پا کرده‌اند و برای خبرنگارشان شهرت و افتخار به همراه آورده‌اند، امروز با این طرز نشر، نکته‌ای مثبت به کارنامه‌ی وی و ناشر نمی‌افزایند. بهتر است به موضوع کتاب‌های ژورنالیستی توجه بیشتری داشته باشیم و به این فکر کنیم که کتاب ژورنالیستی خوب چگونه کتابی است؟ آیا به‌صرف جمع‌کردن مطالب پیشین که در نشریه‌ها چاپ‌شده‌اند، می‌توان کتابی ژورنالیستی تولید کرد؟

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • برگ‌های مطایبه‌آمیز از تاریخچه ممیزی در روزنامه‌نگاری فارسی

    9 آذر 1394

    خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست:اگرچه ممیزی یا سانسور امری است که اعمال آن با طنز، شوخی و مطایبه فاصلهء بسیاری دارد، بررسی خاطره‌های مطبوعاتی نشان می‌دهد در تاریخچه‌ی ممیزی در ایران، برگ‌هایی که خواندن‌شان امروز لبخند بر صورت می‌نشاند یا موجب خنده می‌شود، کم نیست؛ هرچند می‌توان در پس خنده‌های امروزین، بر رنجی که متحملان ممیزی کشیده‌اند گریست.سیدفرید قاسمی از نادر پژوهشگران تاریخ روزنامه‌نگاری ایرانی، در یکی از جلدهای مجموعهء «صدخاطره از صد رویداد» به نقل خاطره‌هایی می‌پردازد که گهگاه برای مخاطب امروزی خنده‌دار به‌نظر می‌رسد. قصهء تلخ سانسور و ترس، از دیرباز تا فرداها، هرگز از لبخند و تلخند خالی نبوده است و نخواهد بود.

  • خبرنگاران زن و تحصیلکرده ها به شبکه‌های اجتماعی علاقه بیشتری دارند

    20 مهر 1394

    این روزها استفاده از شبکه‌های اجتماعی هر روز در بین خبرنگاران رواج بیشتری پیدا می‌کند اما همه خبرنگاران نسبت به استفاده از این شبکه‌ها نظر مشابهی ندارند، برخی معتقدند استفاده از این شبکه‌ها فایده ای ندارد و اساساً نسبت به آن‌ها نظر مثبتی ندارند. برخی از آن‌ها معتقدند استفاده از این شبکه‌ها برای شهرت شان خوب است و این طور مردم بیشتر با مطالب و تولیدات آن‌ها آشنا می‌شوند.

  • نیوشا،عکاسِ خودآموخته‌ای که جهانی شد

    16 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-نیوشا توکلیان خود را خیلی احساساتی و عاطفی می‌داند: «اگر چیزی قلبم را به درد بیاورد به دنبالش می‌روم تا روایت و قصه آن را بیرون بکشم، حتی اگر الزاماً در اطراف خودم و در حیطه تجربیات زندگی‌ام نباشد.» سال گذشته هم خبرساز شد به خاطر جایزه‌ای که پس داد و از قبولش سرباز زد، جایزه پنجاه‌هزار یورویی بنیاد «فتوژورنالیسم کارمینیک». به خاطر اینکه فکر می‌کرد با پذیرفتن این جایزه اجازه خواهد داد در اثرش دخل و تصرف شود. او به خاطر استقلال حرفه‌ای‌اش از این جایزه گذشت.