5 خرداد 1394

سرگذشت جوزف پولیتزر، از پیشگامان روزنامه‌نگاری مدرن آمریکایی

میراث یک روزنامه‌نگار برای روزنامه نگاران دنیا

5 خرداد 1394

ترجمه و تنظیم: خبرنگاران ایران- مهرک رحیمیان

حدود یک ماه از اهدای جوایز پولیتزر سال ۲۰۱۵ می‌گذرد؛ مجموعه‌ای از ۲۱ جایزه معتبر در بخش‌های روزنامه‌نگاری، ادبیات و موسیقی که به‌خصوص در حوزه روزنامه‌نگاری یکی از معتبرترین جوایز دنیاست. این جایزه بیشتر از یک صد سال پیش به ابتکار یکی از قدرت‌ترین روزنامه‌نگاران وقت آمریکایی «جوزف پولیتزر» بنیان‌ گذاشته شد؛ سردبیر و صاحب‌امتیاز آمریکایی است که نه‌فقط نامش با این جایزه گره خورد که باعث و بانی تاسیس مدرسه روزنامه‌نگاری کلمبیا ـ یکی از معتبرترین مدارس روزنامه‌نگاری جهان ـ هم شد. پولیتزر یکی از تاثیرگذارترین افراد در شکل‌گیری روزنامه‌نگاری مدرن آمریکایی محسوب می‌شود؛ فردی که نه‌تنها «روزنامه‌نگاری زرد» بخشی از میراث او دانسته می‌شود که در ایجاد و ثبات روزنامه‌نگاری تحقیقی نیز فردی تاثیرگذار بوده است.

***** «جوزف پولیتزر» دهم آوریل ۱۸۴۷ در «ماکو» شهری در جنوب‌شرقی مجارستان به‌دنیا آمد. او پسر یک تاجر یهودی ثروتمند غلات و یک مادر معتقد کاتولیک بود. به‌دلیل توانایی مالی خانوادگی برادر بزرگش ساکن بوداپست بود و به‌همین دلیل هم او در همین‌ شهر بزرگ شد. در یک مدرسه خصوصی و زیرنظر معلمان خصوصی درس خواند. برادر کوچکش در یک مدرسه مذهبی درس خواند، اما هیچ‌وقت کشیش نشد و در عوض بعدها همکار او در حرفه روزنامه‌نگاری شد. پس از مرگ پدر، خانواده در وضعیت مالی نامناسب قرار گرفت و پولیتزر جوان هم تصمیم گرفت شانسش را برای ادامه زندگی با پیوستن به ارتش بیازماید.

او در سن ۱۷ ‌سالگی، با ۱۹۰ سانتیمتر قد، چندین بار تلاش کرد به ارتش اتریش، لژیون خارجی ناپلئون برای خدمت در مکزیک و همین‌طور ارتش بریتانیا برای خدمت در هند بپیوندد. اما هر بار به‌خاطر ضعف بینایی و جثه نحیف‌اش‌ رد شد، شرایطی که اتفاقا تا آخر عمر با او بود. اما پس از چندین بار ناکامی، بالاخره توانست در هامبورگ آلمان در سیستم سربازگیری ارتش آمریکا برای جنگ داخلی این کشور، به عنوان سرباز ذخیره ثبت نام کند.

در انتهای نخستین سفرش به آمریکا و پیش از آنکه کشتی به ساحل بوستون برسد، پولیتزر به دریا پرید و تا ساحل شنا کرد. او می‌خواست توانایی جسمانی‌اش را به‌رخ بکشد تا با به دست آوردن حق مشمولیت، از حالت سرباز ذخیره خارج شود. در نهایت موفق هم شد و برای یک سال در یگان سواره‌نظام لینکلن قرار گرفت، جایی که اتفاقا به‌دلیل وجود تعداد زیادی آلمانی، جای مناسبی هم برای او بود. پولیتزر آلمانی و فرانسوی را به راحتی حرف می‌زد، اما ‌انگلیسی‌اش اصلا تعریفی نداشت. بعد از اتمام این دوره به شهر سنت‌لوئیس رفت و تقریبا هرکاری را تجربه کرد؛ از حمل بار با اسب و قاطر گرفته تا کنترل بار و پیشخدمتی. اما بالاخره از کتابخانه بازرگانی این شهر سردرآورد و شروع به خواندن زبان انگلیسی و حقوق کرد؛ جایی که سرنوشتش را برای همیشه تغییر داد.

آغاز حرفه روزنامه‌نگاری

شانس بزرگ کاری‌ پولیتزر، در اتاق شطرنج کتابخانه سنت لوئیس پیش آمد. او مشغول تماشای بازی دو شطرنج‌بازی بود که همیشه در این اتاق بازی می‌کردند. آن دو از دبیران روزنامه مهم آلمانی‌زبان شهر، یعنی «وستلیش پست» بودند که پولیتزر را هم می‌شناختند. در یکی از همین بازی‌ها پولیتزر یکی از حرکات‌های بازیکنان را نقد کرد و آنها را تحت تاثیر قرار دارد. به‌این ترتیب باب صحبت جدی‌تر با آنها باز شد و نهایت این گفتگوها به پیشنهاد کار به پولیتزر انجامید.

پولیتزر جوان در وستلیش پست تقریبا یک تازه‌وارد بود که یک سهم از سهام روزنامه را خرید و خیلی زود آن را با سود بالاتر فروخت. سه سال بعد؛ یعنی در سال ۱۸۷۲، او که شهرتی به عنوان یک روزنامه‌نگار خستگی‌ناپذیر، پیشگام و غیرپشت‌میزنشین به‌هم زده بود، روزنامه تقریبا ورشکسته را خرید. حالا او در سن ۲۵ سالگی، صاحب‌امتیاز روزنامه یک روزنامه شده بود. در سال ۱۸۷۴ او یک روزنامه آلمانی‌زبان دیگر سنت لوییس، یعنی «استیت زایتونگ» را خرید و کمی بعدتر سهام آن را به روزنامه دیگری فروخت. چهار سال بعد از آن روزنامه «سنت لوئیز دیسپچ» را خرید و آن را با روزنامه «وستلیشت پست» ادغام کرد و روزنامه «پست دیپچ» را راه‌اندازی کرد.

پولیتزر همزمان وارد عرصه سیاست هم شد. در سال ۱۸۶۹ به‌عنوان نماینده کنگره از ایالت میسوری انتخاب شد. در سال‌های ۱۸۷۱ تا ۱۸۷۲ او کمک فراوانی به سازماندهی حزب جمهوری‌خواه لیبرال در میسوری کرد که از ریاست جمهوری «هوراس گریلی» حمایت می‌کرد، اما پس از شکست در انتخابات و فروپاشی حزب، او دموکرات شد و تا آخر عمر هم دموکرات باقی ماند.

تغییرات فردی

در اوایل سال ۱۸۷۸ پولیتزر با زنی باهوش و ثروتمند به نام «کیت دیویس» که از نظر اجتماعی هم شناخته‌شده بود، ازدواج کرد. این مهاجر جوان مجار که تا همین چند سال قبل در خیابان‌های سنت لوئیس زندگی می‌کرد، کاملا تغییر کرده بود. حالا یک شهرومند آمریکایی، نویسنده، سخنران و سردبیری شده بود که به زبان انگلیسی به‌طور خارق‌العاده‌ای مسلط بود.

خوش لباس و خوش‌تیپ با ریش قهوه‌ای مایل به قرمز و عینک پنسی، دیگر مردی شد که به راحتی با طبقه نخبه سنت لوییس یکی شده بود و از حضور در مراسم رقص و مهمانی‌های باشکوه و سواری‌های دسته‌جمعی در پارک‌های شهر لذت می‌برد. اما این سبک زندگی بعد از به‌دست گرفتن روزنامه «سنت لوییس پست دیسپچ» و مخصوصا وقتی دو روزنامه را ادغام کرد، رها شد.

«جیمز وایمن بَرِت»، آخرین دبیر بخش شهری روزنامه «نیویورک وورد» در کتاب «جورف پولیتزر و نیویورک وورد»اش درباره اینکه پولیتزر چطور پست دیسپچ را در اداره می‌کرد، می‌نویسد: «از اول صبح تا نیمه شب، حتی گاهی دیرتر پشت میزش بود و حتی به‌کوچک‌ترین جزئیات روزنامه هم توجه می‌کرد.» او در این روزنامه مقالات تحقیقی و سرمقاله‌هایی را منتشر می‌کرد که به فساد دولتی و ثروتمندان و قماربازانی که از پرداخت مالیات فرار می‌کردند، حمله می‌‌کرد. این موارد نه‌فقط روزنامه را شکوفاتر می‌کرد که تیراژ آن را هم به شدت بالا می‌برد. پولیتزر دیگر تبدیل به‌ قهرمانی برای عموم مخاطبان شده بود. اگر پولیتزر می‌دانست، جایزه‌ای که بعدا بنیانش را می‌گذارد، بیشتر از هر موضوع دیگری به این نوع گزارش‌های افشاگرانه بها می‌دهد، بسیار خوشحال می‌شد.

شدت گرفتن بیماری

پولیتزر هزینه ‌کار سخت در روزنامه‌اش را با بدتر شدن وضعیت جسمانی‌اش پرداخت کرد. ضعف بینایی‌اش بیشتر شد و بدنش بیمارتر. به‌همین دلیل او و همسرش در سال ۱۸۸۳ به توصیه پزشک، تصمیم به یک سفر تفریحی به اروپا گرفتند، از نیویورک و با کشتی. اما پولیتزر در نیویورک به‌جای آنکه سوار کشتی بخار شود، با «جی گولد» سرمایه‌گذار روزنامه «نیویورک وورد» برای خرید این روزنامه قرار گذاشت و این روزنامه‌ را که از نظر مالی در آستانه سقوط بود، خرید.

پولیتزر سرمایه‌اش را به نیویورک انتقال داد، مشکلات جدی سلامتی‌اش را نادیده گرفت و همه نیرویش را صرف راه‌اندازی مجدد یک روزنامه دیگر کرد. چیزی که «بَرِت» آن را «انقلاب تک‌نفره» در خط مشی، محتوا و شکل این روزنامه توصیف می‌کند. پولیتزر سه‌سال بعد نسخه بعدازظهر این روزنامه را با نام «ایوینینگ وورد» تاسیس کرد و ‌کم‌کم آن را تبدیل به صدای مطبوعاتی حزب دموکرات کرد. او تکنیک‌های مشابهی را که در بالابردن تیراژ روزنامه «پست دیسپچ» در سنت لوییس به‌کار برده‌ بود، برای این روزنامه هم به کار گرفت و مبارزه علیه فساد فردی و دولتی را در نیویورک هم ادامه داد. ستون‌های اخبار را با سیلابی از گزارش‌های مهیج و احساساتی پر کرد و هم زمان در کنار صفحات خبری، صفحات سرگرمی مثل صفحات ورزشی، مد، تصاویر، کاریکاتور، ستون شایعات را برای اولین بار به‌طور وسیع در روزنامه به کار گرفت. یکی از این نمونه‌های موفق آن، ترغیب مردم نیویورک به اهدای پول برای ساخت پایه ستون مجسمه آزادی در ورودی بندر نیویورک بود. مجسمه‌ای که در فرانسه ساخته شده بود و منتظر حمل به سمت امریکا بود.

آغاز مشکلات

فرمول پولیتزر برای یک دهه بسیار خوب کار کرد و تیراژ «نیویورک‌وورد» در همه شماره‌هایش به بیشتر از ۶۰۰ هزار و حتی یک میلیون نسخه رسید و در این مدت پرفروش‌ترین روزنامه سراسر آمریکا بود. اما درنهایت خود پولیتزر هم قربانی جنگ تیراژها شد. وقتی که «چارلز اندرسون دانا» صاحب‌امتیاز روزنامه سان که از موفقیت‌های نیویورک وورد ناامید شده بود، شروع به حملات شخصی به پولیتزر کرد: «یهودی‌ای که نژاد و مذهب خود را فراموش کرده است.» یا «پولیتزر یهودا» حملات بی‌امانی که هدفش جدا کردن جامعه یهودی نیویورک از این روزنامه بود.

اما جنگ مطبوعاتی پولیتزر به این ختم نشد، در سال‌های ۱۸۹۶ تا ۱۸۹۸ او وارد جنگ تیراژ با «نیویورک جورنال» متعلق به «ویلیام راندالف هارتز» شد. مبارزه‌ای که آشکارا برای احساسات‌گرایی یا حتی خبرسازی برای فروش بیشتر نداشت. شورش کوبا علیه حاکمیت اسپانیا به اوج خود رسید و پولیتزر و هارتز برای فروش بیشتر سعی در تحریک احساسات خوانندگان علیه اسپانیا داشتند. وقتی کشتی جنگی آمریکا در ۱۵ فوریه ۱۸۹۸ در بندر هاوانا غرق شد، هردوی این روزنامه‌ها اعلام کردند که آمریکا باید وارد جنگ شود. پس از آن کنگره هم با یک قطعنامه جنگی به اتفاقات کوبا واکنش نشان داد. پوشش خبری چهارماهه جنگ آمریکا و اسپانیا همان‌چیزی بود که باعث به‌وجود آمدن عنوان «روزنامه‌نگاری زرد» شد و نام پولیتزر را همیشه در کنار این نام همیشگی کرد.

با این همه بسیاری مورخان معتقدند، در پیوند زدن نام پولیتزر با روزنامه‌نگاری زرد بزرگ‌نمایی شده است. او بیشتر از روزنامه‌نگاری زرد و احساسات‌گرایی خدمات بسیاری به روزنامه‌نگاری کرده است. این روزنامه‌نگار جسور که معمولا هم در جنگ علیه افشای فساد دولتی و اقتصادی موفق بود، باعث و بانی تصویب بخش مهمی از قوانین بیمه صنایع بود. او همین‌طور روزنامه‌نگاران جسور دیگری را استخدام کرد یا پرورش داد، از جمله استخدام «نِلی‌بِلی» در ۱۸۸۷ که گزارش‌های تحقیقی مهمی برای این روزنامه نوشت.

JPEG - 358.1 kb
yellow kid (بچه زرد) و پولیتزر و روزنامه نگاری زرد

در سال ۱۹۰۹، روزنامه نیویورک وورد، ماجرای پرداخت جعلی ۴۰ میلیونی آمریکا به یک شرکت فرانسوی کانال پاناما را افشا کرد. دولت مرکزی با تندی علیه این خبر نشان داد و روزنامه را به افترازنی به رئیس‌جمهور «تئودور رزولت» و بانکدار «جی. پی. مورگان» کرد و از روزنامه شکایت کرد. بعد از چندین ماه کشمکش و برگزاری جلسات متعدد، دادگاه روزنامه را مجرم ندانست. این یک پیروزی مهم، نه‌ فقط برای پولیتزر که برای مطبوعات آمریکا بود.

سال‌های دور از تحریریه

در سال‌های ۱۸۹۰ حال پولیتزر وخیم‌تر می‌شد تا آنکه در سن ۴۴ سالگی از سردبیری روزنامه کناره‌گیری کرد و هیچ‌وقت به تحریریه خودش بازنگشت. او عملا بینایی‌اش را از دست داده بود و نه فقط دچار افسردگی شدید تبدیل که بیماری‌ عصبی شده بود که او را فوق‌العاده نسبت به صدا حساس کرده بود. پولیتزر برای پیدا کردن درمان این بیماری به اروپا رفت، اما موفق نشد و دو دهه پایانی زندگی‌اش را در قایق بادبانی یا در اتاق‌های عایق صدا در عمارت‌هایش گذراند. با وجود سفرهای بسیار همچنان رابطه نزدیکش را با تحریریه‌هایش حفظ می‌کرد. برای آنکه در این ارتباطات راه دور، امنیت را حفظ کند، از سیستم رمزگذاری و رمزخوانی استفاده می‌کرد که رمزها در قالب ۲۰ هزار اسم و کلمه پنهان بود.

پولیتزر در سال ۱۸۹۲ با یک رقم دو میلیون دلاری به رئیس وقت دانشگاه کلمبیا پیشنهاد تاسیس یک مدرسه عالی روزنامه‌نگاری در این دانشگاه داد. دانشگاه این پیشنهاد را رد کرد تا اینکه با تغییر رئیس این دانشگاه در سال ۱۹۰۲، اگرچه با این طرح موافقت شد، اما این رویای پولیتزر پس از مرگش محقق شد. او در می ۱۹۰۴ در روزنامه «نورث امریکن ریویو» در حمایت از طرح‌ پیشنهادی‌اش از تاسیس یک مدرسه روزنامه‌نگاری نوشت: «جمهوری ما و مطبوعاتش یا باهم اوج می‌گیرند یا با هم سقوط خواهند کرد. یک مطبوعات توانا، بی‌طرف و با پشتوانه اجتماعی با روزنامه‌نگاران توانای باهوش که با حقوق مردم آشنا باشند و شجاعت حمایت از این حقوق را داشته باشند، می‌تواند از جامعه حمایت کنند. یک مطبوعات بدبین، مزدور و عوام‌فریب، به مرور مردمی مثل خود به بار خواهد آورد. قدرتی که آینده را شکل خواهد داد، در دستان روزنامه‌نگاران نسل بعد است.»

۱۹۱۲ تا امروز

در سال ۱۹۱۲، یعنی یک سال پس از آنکه پولیتزر روی قایق بادبانی خود درگذشت، درهای مدرسه روزنامه‌نگاری دانشگاه کلمبیا به روی علاقه‌مندان باز شد. جسد او به نیویورک بازگردانده شد و در گورستان وودلان این شهر به خاک سپرده شد. بعد از مرگ او، روزنامه نیویورک وورد توسط پسرانش اداره شد. این روزنامه همچنان پرمخاطب و پیشگام بود؛ همان‌طور که در سال ۱۹۱۳ نخستین جدول متقاطع و سرگرمی‌های تازه مطبوعاتی را به آن اضافه کرد. وارثان پولیتزر روزنامه را در سال ۱۹۳۱ به یک موسسه مطبوعاتی دیگر فروختند. صاحب‌ امتیاز تازه روزنامه، بعد از انتشار آخرین شماره روزنامه در ۲۷ فوریه ۱۹۳۱، سه هزار نفر از کارکنان روزنامه را اخراج کرد. اگرچه نام وورد، به روزنامه «ایوینیگ تلگرام» اضافه شد و از آن پس این روزنامه به نام «نیویورک وورد تلگرام» نامیده شد.

اما میراث پولیتزر محدود به این روزنامه، سنت روزنامه‌نگاری او یا حتی مدرسه روزنامه‌نگاری کلمبیا نشد. بنابه وصیت او، دانشگاه کلمبیا با تشکیل یک هیات نظارت یک جایزه مهم در روزنامه‌نگاری را با نام پولیتزر بنیان گذاشت. نخستین دوره از جوایز پولیتزر در سال ۱۹۱۷ اهدا شد. بنابه خواست پولیتزر، این هیات هر سال مهم‌ترین آثار مطبوعاتی و مرتبط با ادبیات را انتخاب و به آنها جوایزی اهدا می‌کند. البته در طول این ۱۰۰ سال مواردی همچون موسیقی، عکس و روزنامه‌نگاری آن‌لاین هم به آن اضافه شد. هر سال این هیات نظارت در ۲۱ شاخه مختلف به برندگان جوایزی اهدا می‌کند. در ۲۰ شاخه برندگان، جایزه‌ای معادل ۱۰ هزار دلار آمریکا جایزه می‌گیرند و در یک شاخه روزنامه‌نگاری خدمات عمومی به فرد برگزیده یک مدال طلا اهدا می‌شود. این مدال تبدیل به نماد جایزه پولیتزر شده است، مدالی که یک سویش تصویر برجسته‌‌ای از« بنجامین فرانکلین» قرار گرفته و در سوی دیگر آن، پیکره مرد نیرومندی که با به‌صورت دستی به چاپ مشغول است.

منابع:

-سایت پولیتزر

-سایت بیوگرافی

-سایت بریتانیکا

-ویکی پدیا

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.