1 خرداد 1394

طنزپردازان در سراسر دنیا با خطر به‌ طنز کشیدن قدرتمندان، دست و پنجه نرم می‌کنند

هنر گزنده؛ کارتون‌های سیاسی بعد از حمله‌ به نشریه شارلی ابدو

1 خرداد 1394

نویسنده: جاناتان گایر

ترجمه: خبرنگاران ایران- مهرک رحیمیان

مردی سیاه‌پوش و با ریش، بر بالای اروپا ایستاده و قطرات آب یا دانه‌هایی را از داخل کیسه‌ای قلب‌شکل، بر سرش می‌پاشد. پا‌هایش در زمین فرو رفته و در دل آسمان پرستاره، یک هاله نور او را فراگرفته است. عنوان این کارتون «محمد پیامبر» است.

روزنامه فلسطینی الحیاه‌الجدیده این کارتون را در ماه فوریه (بهمن ۱۳۹۳) منتشر کرد. فردای روز انتشار، «محمود عباس» رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین دستور انجام تحقیقاتی درباره این کارتون و طراح آن «محمد سباعنه» را داد. عباس که خود سه هفته قبل از چاپ این طرح و بعد از حمله به شارلی ابدو، همراه عده دیگری از رهبران جهان، علیه تروریسم و حمایت از آزادی بیان در پاریس راهپیمایی کرده بود، انتشار این کارتون را یک «اشتباه وحشتناک» توصیف و تاکید کرد باید به نمادهای مقدس مذهبی، مخصوصا پیامبران احترام گذاشته شود.

پلیس تشکیلات خودگردان از سباعنه بازجویی کرد. هرچند او قبل از بازداشت در صفحه فیس‌بوکش از کشیدن این کارتون عذرخواهی کرده و توضیح داده بود که با وجود عنوان محمد پیامبر این کارتون، این تصویر، تصویری از پیامبر اسلام نیست، بلکه یک تجسم نمادین از اسلام و نقش مسلمانان در انتشار نور و عشق در میان بشریت است. خود روزنامه الحیاته‌الجدیده هم یک تحقیقی درباره چرایی انتشار این کارتون که شامل تحقیق از سباعنه و دیگر اعضای مرتبط با انتشار آن در تحریریه، انجام داد و البته نسخه عذرخواهی خودش را هم منتشر کرد.

محمد سباعنه پیش از این هم دچار دردسر شده بود؛ کارتونیستی که تصاویر طنزآمیزش هرچیزی از احزاب سیاسی فلسطین گرفته تا اشغالگری اسرائیل را نقد کرده بود. در سال ۲۰۱۳، دولت اسرائیل او را به پنج ماه زندان محکوم کرده بود؛ چرا که یکی از کارتون هایش درباره این کشور در کتاب برادرش؛ «تامر سباعنه»، یکی از اعضای حماس، منتشر شده بود.

البته چند ماه قبل‌تر هم او پیام‌هایی از بعضی از اعضای حماس گرفته بود که او را به مرگ تهدید کرده بودند. چون از یکی از رهبران ارشد حماس؛ یعنی «اسماعیل هنیه» کاریکاتوری کشیده بود.

خود سباعنه می‌گوید: «ما باید در مقابل هرچیزی مقاومت کنیم از دولت‌ها و دیکتاتور‌ها گرفته تا مقامات مذهبی.» او درباره احترام به نمادهای مذهبی و اینکه پیام اصلی کارتون هایش چیست، هم می‌گوید: «این راهی برای دفاع از اسلام به وسیله هنر است. وقتی اسلام به‌وسیله هنر نقد می‌شود، باید به‌وسیله هنر هم به آن پاسخ داد.»

تجربه سباعنه دقیقا نشان می‌دهد که موضوع کارتون‌های سیاسی تاچه حد بعد از حمله به شارلی ابدو در هفتم ژانویه امسال در پاریس، پیچیده و سخت‌تر شده است. حمله پاریس، ضرورت تازه‌ای را برای پاسخ به این سوال‌های همیشگی ایجاد کرده: محدودیت‌های آزادی بیان کجاست؟ نقش طنز به عنوان شکلی از نقد چیست؟ و بین کارتون سیاسی و روزنامه‌نگاری چه ارتباطی وجود دارد؟

JPEG - 174.2 kb
طرح روزنامه شارلوت برای کناره‌گیری پاپ

قتل‌های شارلی ابدو و حملات به «لارس ویلکس» کارتونیست سوئدی، که کاریکاتور‌هایش از پیامبر اسلام یک ماه بعد در کپنهاگ خشم بسیاری از مسلمانان را برانگیخت، توجه فراوانی را متوجه خطری کرد که طنزپردازان غربی را تهدید می‌کند. اما با این حال، فقط آن‌ها نیستند که در معرض تهدید هستند، کارتونیست های سیاسی در سراسر دنیا در خطر جدی قرار دارند.

در سال ۲۰۱۴ در ترکیه، «رجب طیب اردوغان»، نخست وزیر این کشور، از یک کارتونیست به نام «موسی کارت» شکایت کرد. این کارتونیست درست در میانه تحقیقات درباره فساد در حلقه نزدیک به اردوغان، او را در حالی به تصویر کشیده بود که وقتی دزد‌ها مشغول خالی‌کردن گاوصندوق هستند، دوردست‌ها را تماشا می‌کند. ‌ اگرچه وکلای اردوغان خواستار مجازات ۹ سال زندان برای این کارتونیست شدند، اما دادگاه حکم به تبرئه داد. با این حال اردوغان خواستار تجدیدنظر در این حکم شد.

JPEG - 53.7 kb
کاریکاتوری که «موسی کارت» از اردوغان درباره فساد مالی حلقه نزدیک‌اش کشید، باعث شد نخست‌وزیر از او به دادگاه شکایت کند

یکی از معروف‌ترین کارتونیست های آمریکای لاتین در اکوادور، «خاویر بونیلا» که کار‌هایش را به اسم بونیل امضا می‌کند، به تبعیض اجتماعی اقتصادی متهم شد. او به تمسخر لکنت‌زبان و زیرسوال بردن شایستگی «آگوستین دلگادو» فوتبالیست سابق و نماینده کنگره متهم شد که اتفاقا از حزب رئیس جمهور «رافائل کورئا» است. در سنگاپور هم دولت این کشور علیه «لزلی چو» که کارتونی در نقد تبعیض دولت علیه گروه‌های قومی اقلیت کشیده بود، شکایت کرد.

کمی آن‌طرف‌تر و در مالزی، دولت «نجیب رزاق» کارتونیست معروفی که به نام «زونار» را که طرحی از فساد دستگاه قضایی این کشور کشیده بود، به اغتشاش متهم کرد.

«جان لِنت» سردبیر مجله بین‌المللی هنر کمیک درباره زونار می‌گوید: «او چیزی است که از یک کارتونیست سیاسی انتظار می‌رود، یک نگهبان برای دولت»

خاور میانه و کاریکاتوریست‌های مهاجر

کارتونیست های سیاسی، سال‌هاست که کارکرد نگهبانیشان را دارند. در دهه ۱۸۷۰ میلادی، کاریکاتورهای «توماس نَست» از «ویلیام‌ام. تویید» معروف به «رئیس تویید» در هفته‌نامه هارپر نیویورک، یکی از عواملی شد که او از ریاست «انجمن سیاسی تامنی» نیویورک پایین کشیده شود؛ انجمن معروفی که شش میلیون دلار از بودجه عمومی سوءاستفاده کرده بود. اگرچه نیویورک تایمز هم مجموعه‌ای گزارش‌های تحقیقی درباره زد و بندهای این انجمن منتشر کرد، اما این کاریکاتورهای نست بود که باعث شد افکار عمومی نیویورک، برای پیگیری دزدی‌های آقای رئیس جسور‌تر شود؛ مخصوصا در یکی از کاریکاتور‌ها که به‌جای صورت تویید، یک کیسه پول کشیده شده بود.

JPEG - 33.3 kb
سال ۱۸۷۱، کاریکاتور «توماس نَست» از رئیس تویید

گفته می‌شود تویید با عصبانیت گفته بود: «جلوی آن عکس‌های لعنتی را بگیرید. من اهمیت نمی‌دهم که روزنامه‌ها درباره‌ام چه می‌نویسند. موکلان من نمی‌توانند بخوانند، اما می‌توانند آن تصاویر لعنتی را ببینید.» ممکن است این نقل‌قول ساختگی باشد، اما به درستی کارکرد یک کارتونیست سیاسی را توصیف می‌کند. همان‌طور که «کریستوفر وِیِنت» که کار‌هایش در نیویورکر، هیل و جلد آخرین شماره «نیمان ریپورت» هم منتشر شده است، می‌گوید: «کار ما این است که تردیدی نسبت به ذهنیت‌هایتان ایجاد کنیم یا باعث شویم مباحثه‌ای شکل بگیرد. ما می‌خواهیم شما فکر کنید، می‌خواهیم شما واکنش نشان دهید.»

واکنش‌هایی که با حمله شارلی ابدو ایجاد شد، در زمانه‌ای رخ داده است که طنز و کارتون یکی از منابع خبری مخصوصا برای نسل جوان است. در یک نظرسنجی که در سال ۲۰۱۲ توسط «موسسه افکارسنجی پیو» انجام شد نشان می‌دهد که ۸۰ درصد مخاطبان دو برنامه طنز سیاسی «دیلی شو» و «کالبرت ریپورت» بین ۱۸ تا ۴۹ سال سن دارند، درحالی که این رقم برای برنامه‌های خبری شبانه فقط ۴۰ درصد است. ۱۲ درصد بزرگسالان در نظرسنجی سال ۲۰۱۴ این موسسه گفته‌اند که خبر‌ها را از طریق برنامه «دیلی شو» دنبال می‌کنند. در این نظرسنجی همین درصد هم خبر‌ها را از یواس‌ای ‌تودی و نیویورک تایمز دنبال می‌کنند. تحقیق دیگری که توسط دانشگاه دلاوِر در همین سال انجام شد نشان می‌دهد، مخاطبان سه برنامه طنز سیاسی «دیلی‌شو»، «کالبرت ریپورت» و برنامه «جان الیور» به‌میزان قابل ملاحظه‌ای بیشتر از بینندگان شبکه‌های اصلی، با قانون بی‌طرفی اینترنت آشنا هستند.

ممکن است «جان استیوارت» و «استفان کالبرت» به عنوان نمادهای طنز سیاسی آمریکایی کارشان را تا سال‌ها ادامه دهند، اما به‌نظر می‌رسد، طنزهای جدید‌تر کم‌کم جای آن‌ها را می‌گیرند. برنامه طنز «هفته‌ای که گذشت» جان الیور، نه فقط خود سایت شبکه اچ‌بی‌او که یوتیوب را از حجم بازدید‌ها، پرترافیک کرد؛ برنامه‌ای که فقط یک و نیم میلیون مشترک رسمی دارد. علاوه براین «هافینگتن پست» هم در حال راه‌اندازی برنامه طنز سیاسی «هاف‌پست شو» است، یک برنامه هفتگی که فقط از طریق اینترنت و در ساعت پربیننده تلویزیون پخش خواهد شد. در بریتانیا برنامه طنز عروسکی «نیوزویدز» به عنوان ادامه‌دهنده راه برنامه طنز «اسپیتینگ ایمج»، یک برنامه طنز کلاسیک که در دهه ۸۰ دولت مارگارت تاجر را به شدت به نقد می‌کشید. «باسم یوسف» که برنامه طنزش تابستان سال قبل در مصر، به‌دلیل کاهش‌تحمل‌پذیری دگراندیشی قطع شد، می‌گوید: «اینکه کمدین‌ها درحال تبدیل به منبع اصلی اخبار می‌شوند، به نوعی به ما از ضعف خروجی رسانه‌ای مان می‌گویند.»

در بسیاری از کشورهای خاورمیانه، تحمل طنز بعد از بهار عربی کاهش پیدا کرد. یکی از این نمونه‌ها، «علی فرزات» یکی از معروف‌ترین کارتونیست های دنیای عرب است. برای چندین دهه، رژیم «حافظ اسد» نییش و کنایه‌های تصویری در لفافه را تحمل می‌کرد، کارتون هایی که اتفاقا در روزنامه‌ دولتی «تیشرین» منتشر می‌شد.

در سال ۲۰۰۰ میلادی، بعد ازآنکه «بشار اسد» قدرت را به دست گرفت، فرزات یک روزنامه طنز به نام الدُماری تاسیس کرد. اما در سال ۲۰۱۱ که مخالفت‌ها علیه اسد اوج گرفته بود، مردان نقاب‌دار فرزات را دزدیدند و به شدت کتک زدند. بعد او را با دو دست شکسته در جاده فرودگاه‌‌ رها کردند.

«اکرم رسلان» یک کارتونیست دیگر از همکارات فرزات هم نزدیک به دو سال ناپدید شد. چند روز قبل از آنکه ربوده شود، فرزات یک کاریکاتور از اسد کشیده بود که در کنار جاده برای دیکتاتور «معمر قزافی» دست تکان می‌دهد که سوارش کند. خود فرزات در این زمینه می‌گوید: «من از یک ترور جان سالم به دربردم، اما خوب آزادی به راحتی به دست نمی‌آید.» اما بهای این آزادی، برای او تبعید بود. فرزات حالا در کویت زندگی می‌کند. جایی که آثارش را در روزنامه پان‌عربیستی القدس‌العربی منتشر می‌کند.

«نیک‌آهنگ کوثر» کارتونیست ایرانی یکی از کسانی است که مثل فرزات در خارج از کشورش کار می‌کند. او در سال ۲۰۰۰ کارتونی به اسم استاد تمساح کشید که در آن یک تمساح با دمش خبرنگاری را گرفته و خفه می‌کند و اشک تمساح می‌ریزد. اسم این کارتون هم‌قافیه با نام «محمدتقی مصباح یزدی» یکی از روحانیون شناخته شده کشور بود و همین شد که بعد از انتشار این کارتون شش روز در زندان بدنام اوین بازداشت شود. کوثر در ‌‌نهایت به جرم توهین به یک چهره مذهبی و تهدید امنیت ملی محکوم شناخته شد.

JPEG - 120.3 kb
سال ۲۰۰۰ طرح نیک‌آهنگ کوثر از تمساحی که در حال خفه‌کردن یک روزنامه‌نگار

او می‌گوید: «ما در ایران آزادی بیان داریم، اما آزادی بعد از بیان نداریم. شما آزادید که کارتون بکشید، اما اگر آن‌ها طرح شما را دوست نداشته‌باشند، فردای‌‌ همان روز بازداشت خواهید شد.» تهدید‌ها ادامه داشت، تلفنش شنود می‌شد و ایمیلش هک شد، تا در ‌‌نهایت پیام‌های تهدید به‌مرگ او را مجبور به مهاجرت به کانادا و بعد واشینگتن کرد. بعد از ترک ایران، او تونیستان یک شبکه اجتماعی کارتون محور و خودنویس یک سایت خبری فارسی را پایه‌ گذاشت. کوثر می‌گوید: «باوجود خطرات مختلف، کارتون سیاسی همچنان در ایران زنده است و خوب کار می‌کند. البته با تصاویر که بیشتر روی موضوعاتی مثل فقر و خشکسالی تمرکز دارد.»

«احمدبن‌شمسی» روزنامه‌نگار مراکشی که پایه‌گذار و سردبیر پرفروش‌ترین هفته‌نامه عربی؛ نیشان بود، هم مسیر مشابهی را پیمود. بن‌شمسی مراکش را بعد از آنکه آگهی‌دهندگان منابع مالی روزنامه را بستند، مجبور به ترک کشورش شد. او حالا سردبیر سایت «فری عربز» عرب آزاد است که در سال ۲۰۱۲ با همکاری دانشگاه استنفورد راه‌اندازی‌اش کرد. در این سایت مطالب بیشتر از ۵۰۰ وبلاگ سکولار و ترقی‌خواه در خاورمیانه به نمایش گذاشته می‌شود که بیشتر موضوع ها را با طنز و هنر سیاسی آمیخته می‌کنند.

این سایت همچنین بخشی با عنوان «فتوا شو» دارد؛ یک مجموعه ویدئویی که روحانیون اسلامی را به هجو می‌گیرد و البته بخشی با عنوان ترسناک ۴ یا The Horrific ۴ که در قالب ستون‌های طنز موضوع ترس از صحبت درباره موضوعات تابوئی مثل یهود، بی‌خدایی و زنان مستقل را مطرح می‌کند. بن‌شمسی می‌گوید: «اگر ما می‌خواهیم دنیای عرب پیشرفت کند، اولین کاری که باید انجام دهیم، این است که به خودمان در آینه نگاه کنیم و هرچیزی را که شایسته نقد است را نقد کنیم.»

اینترنت و فضای تازه برای کاریکاتورهای مطبوعاتی

اینترنت به کوثر و بن‌شمسی اجازه داد تا نه‌ فقط مخاطبان تازه‌ای پیدا کنند که سانسور و خود سانسوری را هم دور بزنند، همان‌طور که این شرایط برای «وانگ لیمینگ» کارتونیست چینی مهیا شد. کارتونیستی که بیشتر به اسم «ربل پِپِر» یا فلفل شورشی شناخته می‌شود.

وانگ از سال ۲۰۰۹ از طریق سرویس‌های میکروبلاگ (یا وبلاگ‌نویسی کوچک که به کاربران اجازه انتشار پست‌ها یا ویدئوهای کوچک را می‌دهد. سایت‌هایی مثل توئیتر، تامبلر و فرندزفید از جمله سروریس‌های میکروبلاگ‌ها هستند) شروع به انتشار کار‌هایش کرد و بیشتر از یک میلیون فالوور (دنبال‌کننده) به دست آورد. او یک سال بعد در موسسه تبلیغاتی شانگهای شروع به کار کرد و تصمیم گرفت این وبلاگ‌نگاری را برای تمرکز بیشتر در طراحی‌هایش‌‌ رها کند، اما خیلی زود متوجه شد که هیچ ناشری در چین حاضر به انتشار آثارش نیست. هربار که دولت چین یکی از حساب‌های کاربری‌اش را در میکروبلاگ می‌بست، او یک حساب دیگر ایجاد می‌کرد، اتفاقی که حدود ۲۰۰ بار برای او رخ داد. حتی یکی از خوانندگانش به جرم بازنشر یکی از کارتونی هایش بازداشت شد. همین شد که او تصمیم به مهاجرت گرفت. وانگ حالا در ژاپن زندگی می‌کند و فقط از طریق شبکه‌های اجتماعی آثارش را منتشر می‌کند.

تابستان سال قبل وقتی در ژاپن بود، کارتونی را منتشر کرد که دولت چین را برای ترتیب دادن یک تجمع از طرفدارانش، علیه تظاهرات دموکراتیک در هنگ کنگ به سخره گرفت. در طرح او، عده‌ای از شهروندان پوست‌ قرمز چینی روی زانو‌هایشان راه می‌رفتند و کیسه‌های خرید مارک‌هایی مثل شانل و پرادا در دستشان بود. زنی در این کارتون که عکسی از مائو در دستش بود، می‌گفت: «بیایید به هنگ‌کنگی‌ها نشان دهیم که زانو زدن برای کشورتان چه معنایی دارد!»

یک وبسایت نزدیک به حزب کمونیست و چند روزنامه مشابه مثل پیپل دیلی و گلوبال تایمز، وانگ را «خائن طرفدار ژاپن» نامیدند و یکی از حساب‌های کاربری تازه‌اش در چین بسته شد. او تصمیم گرفت در ژاپن بماند، جایی که می‌توانست کارتون بکشد و آن‌ها را آن لاین منتشر کند.

خودش در این زمینه می‌گوید: «دیگر تصمیم گرفته‌ام خودسانسوری را کنار بگذارم. این احساس فوق‌العاده‌ای است که می‌توانم آزادانه کارتون بکشم. منتشرش کنم.»

اما وضعیت برای «جاناتان شاپیرو» کارتونیست اهل آفریقای جنوبی که با نام زاپیرو شناخته‌شده‌تر است، کمی متفاوت بود. او به خاطر کاریکاتوری که از پیامبر اسلام در سال ۲۰۱۰ کشیده بود، پیام‌های تهدید به مرگ فراوانی دریافت کرد، با این حال ترجیح داد در کشور بماند و به کشیدن ادامه دهد. او پیامبر اسلام را در حالی که روی مبل روانکاو دراز کشیده بود، به تصویر کشیده بود که به روانکاوش می‌گوید: «پیامبران دیگر، پیروانی دارند که حداقل کمی شوخ‌طبعی دارند!»

«کارول هیلز» از دبیران ارشد طنز در رادیوی بین‌المللی وورد می‌گوید: «تحمل طنز معیار خوبی است که می‌توان به کمک آن سلامت عمومی یک دموکراسی را اندازه گرفت. دولت‌های سرکوبگر هیچ تحملی نسبت به شوخ‌طبعی ندارند، اما حتی در کشورهای دموکراتیک هم خطوط قرمزی وجود دارد که درواقع نقاط حساس آن کشور‌ها هستند.»

اما آنچه زاپیرو را در آفریقای جنوبی به دردسر انداخت، کاریکاتوری بود که از «جاکوب زوما» رئیس‌جمهور کشور کشید. مردی که در کاریکاتورهای زاپیرو همیشه با یک سردوش که از پشت سرش درآمده تصویر می‌شود. ماجرای این دوش هم از آنجا شروع شد که زوما در سال ۲۰۰۶ گفته بود، دوش‌گرفتن بعد از سکس، خطر ابتلا به ایدز را کاهش می‌دهد! او این اظهارنظر را در دادگاهی انجام داده بود که علیه او و به جرم تجاوز تشکیل شده بود. این دادگاه مربوط پیش از انتخاب او به عنوان ریاست جمهوری برگزار شد و او در ‌‌نهایت تبرئه شد. زوما در حال حاضر، با اتهام فساد روبه‌رو است؛ چرا که گفته می‌شود او حدود ۲۰.۵ میلیون دلار از بودجه عمومی را صرف ساختن خانه شخصی‌اش کرده است.

JPEG - 85.4 kb
رئیس‌جمهور آفریقای جنوبی با وجود فلاکت مردمش، همچنان لبخند می‌زند

زاپیرو تمام این وقایع را در کارتون هایش آورده‌ است. او در سال ۲۰۰۸ در یکی از طرح‌هایش زوما را درحالی به تصویر کشیده بود که خود را آماده سکس با فرشته چشم‌بسته عدالت می‌کرد، درحالی که چند نفر از احزاب سیاسی آفریقای جنوبی دستان فرشته را گرفته‌اند و یکی از آن‌ها می‌گویند: «برو رئیس!» زوما از این کارتونیست به دلیل افترا شکایت کرد، اما در سال ۲۰۱۲ از این شکایت صرفه‌نطر کرد. اما با همه این اتفاقات زاپیرو همچنان زوما را با‌‌ همان سردوشی به تصویر می‌کشد. او می‌گوید: «ممکن است طرح‌های من بحث‌بر‌انگیز، گستاخ یا بی‌ادبانه باشند، اما به این ترتیب خواسته‌ام به مخاطبانم کمک کنم که چیز‌ها را طور دیگری ببینند. هرچند به اشکال مختلف تهدید می‌شوم، اما در بیشتر موارد، ارعابی که از طرف سیاستمداران یا نوچه‌هایشان می‌بینم، مرا جسور‌تر هم می‌کند.»

به طنز کشیدن؛ یعنی دست انداختن قدرتمندان به جای برسر فرودستان زدن، یکی از قوانین نانوشته کارتون های سیاسی است. اما برای بعضی، کارتون هایی که شارلی ابدو منتشر کرد، بیشتر از آنکه مبارزه‌ای علیه تبعیض یا تعصب باشند، مصداق پست‌کردن فرودستانی بود که به‌دلایل مذهبی یا قومی به حاشیه رانده‌ شده‌اند.

«خالد البایه» کارتونیست رومانیایی سودانی‌الاصل که حالا در قطر ساکن است، درباره مردمی که در جهان اسلام زندگی می‌کنند، می‌گوید: «ما ملتی بدون قهرمانیم. برای بسیاری از افرادی که در منطقه زندگی می‌کنند، محمد تنها قهرمان است. من کار شارلی ابدو را نمی‌فهمم. تنها کاری که این کاریکاتور‌ها کرد، آن بود که این مردم را احمق خطاب کرد و بدون هیچ دلیلی به خشونت دامن زد.»

اما «نیکولاس وادوت» معاون موسسه «کارتون برای صلح» خوانش متفاوتی از این کاریکاتور‌ها دارد. این موسسه در سال ۲۰۰۶ توسط «پلانتو» کارتونیست فرانسوی، بعد از تظاهرات خشونت‌آمیز علیه روزنامه دانمارکی تاسیس شد که کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام کشیده بود.

او می‌گوید: «هدف شارلی ابدو آن بود که‌‌ همان طور که پیش از این دیگر مذاهب را نقد کرده است، اسلام را هم نقد کند و اتفاقا بیشتر دست انداختن قدرت بود، نه تمسخر فرودستان. آن‌ها هیچ‌وقت (یا به ندرت) مردم عادی را که عبادت می‌کنند و به مسجد می‌روند مسخره می‌کنند. آن‌ها بیشتر کسانی را مسخره می‌کنند که از مذهب برای قدرت‌ بیشتر یا تهدید دیگران استفاده می‌کنند.»

فشار بر کارتونیست ها در کشورهای سرکوبگر، بیشتر سیاسی است، اما فشار‌ها در غرب می‌تواند اجتماعی یا اقتصادی باشند. «مارک فیوری» معتقد است در کشورهای غربی، یکی از دلایلی که فضای کاری کارتونیست ها را می‌بندند، ترس‌ از دست دادن آگهی‌هاست. او که انیمیشن‌های برای سایت روزنامه سان‌فرانسیسکو کرانیکل، جایزه پولیتزر ۲۰۱۰ را برای بخش کارتون دریافت کرد، می‌گوید: «موضوع همیشه دور و بر ترس می‌چرخد. همیشه ترس از خشونت نیست، گاهی ترس از دست دادن پول است یا ترس از تحریک یا آزردن مخاطبان.»

البته او در حوزه آن‌لاین کمتر نگرانی‌های این‌چنینی مثلا شوخی با شرکت‌های بزرگ نفتی مثل شل یا بانک‌های بزرگی مثل سیتی‌گروپ.

«تِد رال» کارتونیست روزنامه لس‌آنجلس تایمز که کار‌هایش در روزنامه‌های سراسر کشور منتشر می‌شود، به‌دلیل کاهش کارتون در رسانه‌های مکتوب معتقد است روزنامه‌نگاری جدی شامل کارتون نمی‌شود: «مدیران روزنامه‌ها کارتون را در مقایسه با ستون‌های نقد و یادداشت سردبیر، یک کار سبک و غیرجدی می‌بینند. مردان مسلح هیچ‌وقت نمی‌توانستند چهار کارتونیست را یکجا در یک روزنامه آمریکایی بکشند، مثل آنچیزی که در شارلی ابدو اتفاق افتاد. چراکه هیچ روزنامه‌ای حتی دو کارتونیست ثابت هم در تحریریه‌اش ندارد.»

JPEG - 110.8 kb
کارتونی درباره یک سوال چندجوابی درباره مهم‌ترین خطراتی که وجهه اسلام را تهدید می‌کند

«سینیه ولکینسون» که کار‌هایش در روزنامه فیلادلفیادیلی دیلی منتشر می‌شود، معتقد است او و همکاران کارتونیستش، شیوه نگاه مهمی را برای پرداختن به موضوعات پیچیده ایجاد می‌کنند: «کارتون های مطبوعاتی حلقه اتصال بین روزنامه‌نگاری سخت (hard journalism) و عقاید (opinion) است؛ یعنی دقیقا جایی که بیشتر مردم در آن زندگی می‌کنند و این حلقه اتصالی است که ارزش محافظت را دارد.»‌‌

همان طور که «اِلِن کِلِگ» از دبیران ارشد در روزنامه بوستون گلوب می‌گوید: «کارتون های مطبوعاتی، طنزی به شیوه کلاسیک هستند که یک واکنش درونی و سریع در مخاطب ایجاد می‌کنند. پس وقتی بدانید که روزنامه‌نگاری آن‌لاین، یک بخش بسیار پربیینده مطبوعات امروز است، دیگر این کارتون ها را نمی‌توان از آن حذف کرد.»

JPEG - 109.1 kb
طرحی برای نقد شیوه اداره آمریکا توسط اوباما

«جف دنزیگر»، کارتونیستی که کار‌هایش توسط سندیکای نیویورک تایمز منتشر شده و البته ۱۱ کتاب درباره کارتون مطبوعاتی نوشته، معتقد است: «کارتونیست های آمریکایی قربانی درستی سیاسی در آمریکا شده‌اند، حداقل وقتی پای موضوعات حساسی مثل روابط نژادی، مهاجرت یا جنگ در خاورمیانه به میان می‌آید.» او به کارتون جشن شکرگزاری سال گذشته در روزنامه ایندیاناپلیس‌استار اشاره می‌کند. در این کارتون خانواده‌ای آماده خوردن بوقلمون‌ روز جشن هستند که چند نفر از جمله یک مرد با سبیل‌سیاه از پنجره وارد خانه می‌شوند که صاحبخانه می‌گوید: با تشکر از فرمان مهاجرت رئیس‌جمهور در روز شکرگزاری مهمان اضافه داریم! بعضی وبلاگ‌نویسان این کارتون را نژادپرستانه دانستند، مخصوصا مردی سبیلویی که به‌نظر اهل آمریکای لاتین بود. روزنامه کارتون را از سایتش حذف و سردبیر هم عذرخواهی کرد.

یک مورد قابل توجه دیگر، طرح «بِری بلیت» است که در سال ۲۰۰۸ روی جلد مجله نیویورکر نشست. این عکس میشل اوباما را در پوشش سیاهان شورشی دهه ۷۰ میلادی به تصویر می‌کشید و اوباما را با ردا و دستار سنتی مسلمانان. آن‌ها در حالی که در کاخ سفیداند، به نشانه موفقیت مشت‌هایشان را به هم می‌زنند. عکس اسامه بن‌لادن روی دیوار است و پرچم امریکا در شومینه در حال سوختن. این طرح به رقابت‌های انتخاباتی آن سال اشاره داشت؛ رقبای اوباما سعی داشتند او را به عنوان یک غیرآمریکایی و یک مسلمان مخفی معرفی کنند. مدیر هنری نیویورکر «فرانسوا مولی» از این کارتونیست خواسته بود که برای این حرف و حدیث‌ها، طرحی بزند. خانم مولی در خاطرش هست که به بلیت گفته بود: «همه این کنایه‌ها وجود دارد، نمی‌توانی کاری با آن‌ها بکنی؟ این حرف‌ها همه‌جا شنیده می‌شود، اما نمی‌توان آن را در تصویر نشان داد.»

JPEG - 121.7 kb
طرحی از باراک و میشل اوباما که سر و صداهای زیادی به پا کرد

اما کارتونی که می‌خواست ویژگی‌های محافظه‌کارانه جمهوری‌خواهان را نقد کند، خود تفسیر تحت‌اللفظی شد؛ ستاد انتخاباتی اوباما و بسیاری از خوانندگان نیویورکر به شدت آن را نقد کردند. اما این طرح برای مولی یک نقطه عطف بود: «این اتفاق آینه‌ای بود که نشان می‌داد که در آمریکا چه می‌گذرد. این کارتون اشارات و کنایه‌های سیاسی خطرناکی را پیش چشم ما آورد و در واقع یک واکسیناسیون انجام داد. انگار که یک قطره زهر تزریق کنید وآن را در جایی بگذارید که همه بتوانند تاثرش را ببینند.» بلِیت هم می‌گوید: «این یعنی خط قرمز را پیدا کرده‌اید و پایتان را رویش گذاشته‌اید. چنین شیوه‌ای باعث می‌شود، شما درباره تابوهای خودتان فکر کنید. به اینکه آن‌ها چه چیزهایی هستند، از کجا آمده‌اند و اینکه چرا نمی‌توانیم درباره‌شان حرف بزنیم.»

اینترنت فضای مناسب‌تری را برای انتشار کارتون های مطبوعاتی فراهم کرده است، مخصوصا برای آن کارتونیست هایی که کار‌هایشان کمی تند‌تر و نقد‌هایشان برنده‌تر است. «جن سورنسن» که برای روزنامه‌های ملی متفاوت کارتون کشیده است، در حال حاضر مدیریت بخش کارتون را در سایت فیوژن بر عهده دارد. سایتی که طرح هایش بیشتر حول موضوع های جالب‌توجه برای جوانان مثل بیکاری، بی‌خانمان‌ها یا قانونی‌کردن ماریجوانا می‌چرخد.

اسم یکی از تازه‌ترین کارهای او «درمان رمان گرافیکی» است که در آن، زنی ماجرای تجاوزش در دانشگاه را تعریف می‌کند. سورنسن درباره تجربه کار در اینترنت می‌گوید: «واقعا احساس می‌کنم در اینجا آزادانه درباره هر موضوع بحث‌انگیزی می‌توانم کار منتشر کنم، مخصوصا در مقایسه با تجربه‌ای که در روزنامه‌ها داشتم. در روزنامه‌ها تلاش می‌کنند که موضوع های کاریکاتور‌ها پاستوریزه و غیر قابل بحث‌ باشد.»

JPEG - 184.6 kb
در این طرح ترس از ابولا را در مقابل بی‌توجهی به موضوع گرمایش جهانی قرار داده شده است

«آن تلنیس» که به عنوان یک انیماتور تحصیل کرد و در والت‌دیزنی کارش را ادامه داد، برای سایت واشینگتن پست ویدئوهای جالبی طراحی می‌کند، بسیار به آینده کارتون های سیاسی در عصر دیجیتال خوشبین است: «شخصا فکر می‌کنم که بهترین رسانه را برای کارم انتخاب کرده‌ام که فرصت‌های کاملا متفاوتی برای ارائه کارتون های مطبوعاتی فراهم کرده است.»

یکی از کارهای او که یک طرح «گیف» (طرح متحرک گرافیکی) بود که درباره «هیلاری کلینتون» کشید. پس از آنکه حاشیه‌ها درباره استفاده او از ایمیل شخصی‌اش به عنوان وزیر خارجه بالا گرفت، تیلنس یک گیف منتشر کرد که کاندیدای بالقوه دموکرات‌ها در حال کندن قبر خودش است و رویش نوشته: هیلاری ۲۰۱۶.

در جولای سال قبل هم که اسرائیل به ‌خاطر راکت‌پراکنی حماس به غزه حمله کرد و به گفته سازمان ملل هفت اسرائیلی غیرنظامی و یک هزار و ۴۰۰ غیرنظامی فلسطینی کشته شدند، او گیف دیگری طراحی کرد. در آن تصویر نتانیاهو درحالی که به صورت یک شبه‌نظامی ماسک زده زل زده، به صورت یک بچه مشت می‌زند. او پس از انتشار این فایل ایمیل‌های خشن جنسی و ضد زن بسیاری دریافت کرد.

JPEG - 61.5 kb
طرحی درباره تبعیض نژادی مرتبط با وقایع پس از فرگوسن آمریکا

برای «کریستوفر ویانت»، کارتونیست شناخته شده، کارتون های سیاسی قابلیت چنین عکس‌العملی‌های شدیدی را دارند؛ چون این توانایی را دارند که موضوعات پیچیده را در قالب یک تصویر ساده بیان کنند: «هدف ما همیشه آن کسانی هستند که در موضع قدرت‌اند، مخصوصا آن‌ها که از قدرتشان سوء استفاده می‌کنند. اگر شما به عنوان یک کارتونیست چنین کسانی را هدف قرار داده‌اید، در جای درستی قرار دارید.»

برای «سینیه ویلکینسون» کارتونیست روزنامه فیلادلفیادیلی، بهترین کاریکاتور‌ها آنهایی هستند که در ابتدا باعث سروصدا و تحریک افکار عمومی و حتی سرزنش طراحانشان می‌شوند، اما در نهات زمینه‌ای برای گفتگو به‌وجود می‌آورند، در کامنت های مطلب، ایمیل‌ها یا حتی دور میز آشپزخانه. این یعنی افراد به این بهانه وارد فرایند گفتگو شده‌اند و در ‌‌نهایت هر دو طرف در مواضع‌اش نرم‌تر می‌شود: «کارتون انتهای کار نیست، تقریبا ابتدا راه است.»

منبع:

مجله نیمان ریپورت، شماره بهار

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.