18 اردیبهشت 1394

خبری از کتابهای ژورنالیستی نیست

کتابهای رسانه در نمایشگاه کتاب؛ تیری که به سنگ خورد

18 اردیبهشت 1394

خبرنگاران ایران - سعید رازی دوست :

اکنون مدت هاست که مطلب تازه ای برای سایت ننوشته ام. برای شروعی جدید، با نیت تهیه گزارش از کتابهای حوزه رسانه به نمایشگاه کتاب تهران رفته بودم. دیروز، چهارشنبه، اولین روزِ بازدید عمومی از نمایشگاه بود. می خواستم برای دوستداران حوزه رسانه بنویسم که کدام کتابها را از کدام انتشاراتی ها می توانند تهیه کنند و بنویسم که محل غرفهء آن انتشاراتی کجاست. رفتنش را رفتم، اما می شود گفت تیرم به سنگ خورد یا اگر هم به سنگ نخورد، محل برخورد تیرم با نقطهء هدف فاصلهء زیادی داشت.

که چه؟ خوب! اول از همه اینکه ظاهراً حوزهء رسانه و رسانه نگاری از عرصهء علائق عمومی جامعه خارج شده است. این را بدون اتکا به هیچ آماری و از روی مشاهداتم از نمایشگاه کتاب تهران در ده سال اخیر ادعا می کنم. زمانی، در روزگار و زمانهء اصلاحات، تعداد کتاب های حوزهء رسانه به وضوح، چشمگیر بود. آن سال ها روزنامه نگارانِ حوزه های متفاوت، مجموعهء یادداشت و گزارش ها و گفت و گوهایشان را به صورت کتاب منتشر می کردند و این کتاب ها از سوی کتابخوان ها خریداری می شد. افول بازار کتاب های ژورنالیسی تقریباً با پایان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی آغاز شد و رفته رفته عمق بیشتری یافت. اکنون به ندرت می توان خبری از کتاب های ژورنالیستی گرفت. چرا؟ اولین چیزی که به ذهنم متبادر می شود این است که این قبیل کتاب ها دیگر خواننده ندارند. در واقع منتشر نشدن کتاب هایی که حاوی مطالب منتشر شده در نشریه ها بودند، برای ناشران مقرون به صرفه نیست. روزنامه نگاران، روزگاری مورد توجه قشرهای بسیاری بودند و امروز نه آن توجه گذشته به آنها صورت می گیرد و نه صاحب مقبولیت سابق اند.

در زمانه ای که روزنامه نگاران محبوبیت داشتند، کتاب های آموزش روزنامه نگاری و خبرنگاری فروش زیادی داشت؛ چنانکه انتشار کتاب در حوزهء آموزش های رسانه نگاری، تبدیل شده بود به یکی از عرصه های فعالیت چند ناشر بخش خصوصی. همین وضعیت به آشکاری نشان از محبوبیت روزنامه نویسی در میان عامه مردم داشت. خیلی ها دوست داشتند خبرنگار شوند یا در سر رؤیای روزنامه نگاری می پروراندند؛ رؤیایی که امروز، با افول مشروعیت رسانه ها، هواخواهی ندارد و بیشتر به شوخی شباهت پیدا کرده است.

زیاد بیراهه نروم و به موضوع بپردازم. موضوع این است که اگر شما روی این مطلب با نیت آشنایی با ناشران فعال در حوزهء رسانه کلیک کرده اید، چیزی دستگیرتان نخواهد شد؛ چون نمایشگاه امسال به شدت از این منظر فقیر است. فارغ از طبقه بندی سرگردان کنندهء الفبایی که جز خستگی حاصلی به بار نمی آورد، تعداد ناشران فعال در حوزهء رسانه یا ناشرانی که دست کم دو سه کتاب در این حوزه منتشر کرده باشند، به عدد انگشتان یک دست هم نمی رسد. ظاهراً دیگر روزنامه نگاری موضوعِ مورد توجه و جذابی نیست. در مقابل، مثلاً کتابهای مربوط به عکاسی، گرافیک، بازیگری و کارگردانی را به وفور می توان یافت. طبعاً روزنامه نگاری در مقایسه با بازیگری، گرافیک و عکاسی نمی تواند محبوبیت فراگیرتری داشته باشد، اما ما در زمینهء کتابهای روزنامه نگارانه تقریباً با خشکسالی مواجه هستیم. اگر از کتابهای دو انتشارات اصلی حوزهء رسانه، یعنی «دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها» و «سروش» صرف نظر کنیم، نمایشگاه کتاب یا کلاً نشر کتاب ایران، در زمینهء روزنامه نگاری حرفی برای گفتن ندارد. البته هرچند سروش در زمینهء روزنامه نگاری کتاب هایی چاپ کرده، بیشتر تمرکزش بر ژورنالیزم تلویزیونی، رادیویی و مفهوم رسانه است. انتشارات روزنامهء همشهری هم جز دو سه کتاب، امسال بقیهء توان انتشاراتی اش را به چاپ کتاب هایی در سایر حوزه ها، از جمله داستان، اختصاص داده است.

تقریباً نبود کتاب های روزنامه نگارانه، نشانهء دیگری است از افول روزنامه خوانی. اکنون از ستون های پرخواننده خبری نیست. آیا اینها نشانهء انسداد فضای فرهنگی و فکری است یا نشانهء تغییر ذائقهء کتابخوان های ایرانی؟ هستند کسانی که می گویند در سال های اصلاحات، رونق روزنامه خوانی نوعی سطحی نگری را رواج داد؛ درست مثل مطالعهء آنچه امروز در شبکه های مجازی رد و بدل می شود. در واقع از این منظر مطالعه نشدن کتاب های روزنامه نگارانه را باید مثبت تلقی کرد. شاید کتابخوان های ایرانی به دلیل اینکه از مطالعهء کتاب های روزنامه نگاران سودی به دست نمی آوردند، دیگر تمایلی به این کتاب ها نشان نمی دهند. اگر اینطور باشد، مشکل در سوی نویسنده هاست. باید چه کار کرد تا خوانده شد؟ چگونه باید نوشت تا مطلب ارزش خوانده شدن داشته باشد؟ چگونه می توان به عمر مطالب مطبوعاتی افزود؟

آیا حضور کمرنگ کتابهای روزنامه نگارانه و کتاب های مربوط به حوزهء روزنامه نگاری، نشانهء کمرنگ شدن توجه مردم به این حوزه نیست؟ به نظرم این نشانه را باید کاملاً جدی گرفت؛ هرچند به نوعی بسیار دیرهنگام است و کار از کار گذشته. اما روزنامه نگاران چگونه می توانند دوباره محبوبیت اجتماعی به دست بیاورند و صاحب جایگاه پیشین خود باشند؟ آنها کجای مسیر را اشتباه رفته اند و در کجا، دیگران آنها را در مسیرهای نادرست غلتانده اند؟آیا افزایش سانسور و محدودیت شدید برای روزنامه ها و روزنامه نگاران در سالهای اخیر از این محبیوبت کاسته است؟

ضعف محتوا و ابتدایی بودن مضامین، همیشه آفت آثار روزنامه نگاران و به طبع آفت کتاب های روزنامه نگارانه بوده است. تکیه کردن به سطحی ترین موارد عرصهء سیاست را هم به این بیفزایید. حالا که گفتیم جز دو ناشر، ناشری به صورت نظام مند روی کتاب های حوزه رسانه کار نمی کند و ناشران عمومی هم تمایلی به نشر مجموعهء آثار روزنامه نگارانه نشان نمی دهند و خواستیم آسیب شناسانه به موضوع نگاه کنیم، یک مورد دیگر را هم به سیاههء دلایل احتمالیِ از رونق افتادن کتاب های مطبوعاتی اضافه کنیم: روزنامه نگاران معمولاً دوست دارند در نقشی فراتر از آنچه هستند ظاهر شوند. دوست دارند به جای روزنامه نگاری ادبی، منتقد ادبی باشند، به جای گزارشگری سیاسی، خود را به یکی از ارکان بازی های سیاسی بدل کنند، به جای توجه استدلالی و ممتد به مسائل زیست محیطی و زنان، مطالب تکراری اشک انگیز بنویسند و به جای گزارشگری اجتماعی، در نقش جامعه شناسان دلسوز قرار بگیرند. شاید اگر روزنامه نگاران نمی خواستند صاحب جایگاهی غیر از جایگاه اصلی شان باشند، دچار این وضعیت نمی شدند. به هر روی اگر به نمایشگاه کتاب خواهید رفت و دنبال کتاب های حوزه رسانه خواهید بود، بر اساس مشاهدات من، که قطعا کامل نیست، وقت خود را تلف نکنید و مستقیم بروید سراغ غرفه‌ های «دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها» و «سروش»؛ اولی زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دومی وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail

1 پيام

  • خیلی متاسف ام که باید بگویم یادداشت نویسنده محترم فاقد پایه های درست اطلاعات و تحقیق اولیه است. ایشان به جای اینکه ما را با کتابهای رسانه ای در نمایشگاه ولو در همان دو غرفه آشنا کند انشایی نوشته اند که نه از نظر گزارشی درست است (چون هیچ داده ای بر پایه مشاهده ندارد) و نه از نظر مفاهیم و زبان (مثلا ایشان کتاب ژرونالیستی را یکبار مجموعه یادداشتهای منتشرشده در مطبوعات تلقی کرده اند و یکبار متن های آموزشی). اگر نگاهی به "کتابشناسی رسانه" می کردند که تا سال 89 نزدیک به 600 عنوان کتاب را در باره رسانه فهرست کرده است و اگر نگاهی به داده های کتابخانه ملی می انداختند که بیش از 3 هزار عنوان در موضوع رسانه معرفی می کند شاید به نتیجه دقیق تری می رسیدند چون طبیعی است که این تعداد کتاب را تنها دو ناشر منتشر نکرده اند و می توانستند دست کم از طریق کتابشناسی رسانه به ناشران پرکار در این زمینه آشنا شوند و سراغ آنها بروند که برخی اصولا در شهرستانها فعال اند. در همان فهرست کتابخانه ملی اگر مطالعه می کردند می دیدند که چند ده کتاب در حوزه رسانه در دو سه سال اخیر منتشر شده و ناشران مختلفی در آن سهم داشته اند و طبعا در غرفه آنها پیدا می شد. و حتی اگر در این یک دو سال اخیر کتابهای رسانه ای تازه انتشار را خوانده یا دیده بودند اینقدر قاطع نظر نمی دادند. بسیار اسباب تاسف است که سایت خبرنگاران ایران یادداشتهایی منتشر کند که غلط انداز است و مبتنی بر کوچکترین تحقیق و اطلاعی نیست. پیشنهاد می کنم برای جبران این مطلب پرخطا و غیرروزنامه نگارانه، گزارشی از کتابهای رسانه ای دو سال اخیر منتشر شود در گفتگو با کتابشناسان و متخصصان این حوزه. سایت خبرنگاران باید به اعتبار خود بیش از اینها بها بدهد چون سایتی تخصصی است و فرض این است که از دنیای رسانه آگاهتر از مخاطبان اش باشد نه اینکه آنها را به اشتباه بیندازد.

    پاسخ به اين پيام

پاسخ به اين مقاله

  • آفتهای روزنامه نگاری محلی و زن بودن

    5 آبان 1394

    خبرنگاران ایران -دلم می‌خواست بگویم باید از زن یا مرد بودن عبور کرد، ولی واقعیت جامعه ما چیز دیگری است و هنوز زن یا مرد بودن مهم است. گاهی فقط به خاطر زن بودن نادیده گرفته می‌شوی. در عرصه خبری هم همین‌گونه است گاهی به خاطر پوشش که مسئله‌ای کاملاً شخصی و خصوصی است، بین خبرنگاران تبعیض قائل می‌شوند؛ اما خب در عرصه رسانه همه مشکل‌دارند و نمی‌توان این نکته را هم نادیده گرفت. مشکلات اصلی برای همه یکسان است، نبود تشکیلات قوی صنفی برای مواقعی که با مشکل مواجه می‌شویم، معضل همیشگی نبود بیمه. اغلب صاحبان رسانه‌ها میل زیادی به بیمه کردن خبرنگارانشان ندارند، دستمزدهای کم در مقابل کار سخت خبر... ازجمله مشکلاتی است که همه ما با آن مواجه هستیم و زن و مرد هم نمی‌شناسد. گاهی بخاطر نوع پوشش و نداشتن چادر که موضوعی کاملا شخصی است. نسبت به من تبعیض قائل شده اند.مثلا در نشست خبری رییس جمهور که در دی ماه 93 به بوشهر آمده بودند، جای مرا با خانمی که چادر پوشیده بود عوض کردند . هرچند تیم حفاظت از من عذر خواهی کردند اما این نوع رفتار ها دردی عمیق به جای می گذارد.

  • ما می‌گفتیم «بزرگ دبیر»شما می‌گویید؛ «سردبیر»

    21 مهر 1394

    خبرنگاران ایران -نکته جالبی که در این کتاب دیدم واژه "بزرگ دبیر "بود. آیا می‌دانید این اصطلاح قدیم ندیم‌ها در برخی نشریات به‌جای عنوان سردبیر به‌کاربرده می‌شد.برگشتی‌ها هم هست، همان نشریاتی که به فروش نرسیده و بازگشت داده‌شده‌اند. صفحه بستن هم که کلی در روزنامه‌ها واژه متداولی هست در این لغت‌نامه دیده می‌شود: «آماده‌سازی صفحه به لحاظ فنی.»

    چه تصوری از وا‍ژه پاچلاقی دارید؟ اگر روزنامه‌نگارید فکر نمی‌کنم تصویرتان از این لغت چندان درست باشد اما اگر صفحه آرائید بیشتر به این لغت آشنایی دارید: «نامتقارن شدن یک ستون در صفحه یا خارج شدن فرم صفحه به دلیل وجود عکس و آگهی پاچلاقی نامیده می‌شود.» پوشش خبری که حسابی معروف است و برای اعزام یک خبرنگار برای منتشر کردن محتوای یک رویداد به کار می‌رود. پیش خبر و پی گیری خبر هم که خیلی معنایش معلوم است در این کتاب ذکرشده است.اگر واژه" تومنی نگار" را نشنیده‌اید هم بدانید که این لغت هم درگذشته‌ها در روزنامه‌نگاری رایج بوده و معنایش این بوده که خبرنگاری که فقط در ازای دریافت پول کار می‌کند. خبرنگاری که بر اساس تأمین منافع مالی خود و یا دریافت هدیه، حجم خبر را کم‌وزیاد می‌کند. همان‌ها که این روزها به رپرتا‍ژ-آگهی بگیر معروف‌اند. حاشیه و حاشیه‌نویسی هم حسابی در روزنامه‌ها کلمه معروفی است یعنی اتفاقات جالب یک خبر و مصاحبه. معمولاً خبرنگارانی که حاشیه را می‌بینند خبرنگاران بهتری در روزنامه‌ها هستند.

  • اجرای خودکار ویدئوها در فیس‌بوک؛ آیا اخلاق رسانه‌ای رعایت می شود

    24 شهریور 1394

    خبرنگاران ایران-به‌رغم منتقدانش اجرای خودکار ویدیو (اوتوپلَی) در شبکه‌های اجتماعی به‌سرعت فراگیر شده است. توئیتر اخیراً اعلام کرده است که تمام ویدیوهایی که بر این شبکه اجتماعی بارگذاری می‌شوند، به زودی به صورت خودکار اجرا خواهند شد. این کار درپی اقدام فیس‌بوک صورت می‌گیرد که از دسامبر ۲۰۱۳ اوتوپلی را روی دسک‌تاپ و موبایل اعمال کرده است.اما درحالی‌که اوتوپلی ممکن است برای جلب نظر مخاطب و دیده‌شدن ویدیوها مناسب باشد، مسائلی را هم برای رسانه‌های خبری که گزارش‌های دارای محتوای تصویری ناراحت کننده منتشر می‌کنند، پیش آورده است. کالینز می گوید: «ما بازخورد فوری از کاربران دریافت کردیم. یکی از آنان می گفت چطور می توانم اوتوپلَی را غیرفعال کنم. من دیگر نمی خواهم این صحنه‌ها را ببینم. افراد دیگری ما را به دلیل نمایش این ویدیو به صورت اوتوپلی مورد انتقاد قرار دادند.» هرجا کاربران فیسبوک به یک خط وای فای وصل شوند ویدیوها خودبه خود اجرا می شوند، اگرچه آنان می توانند گزینه‌ی اوتوپلی را در تنظیمات اکانت خود غیرفعال کنند.

    کالینز اشاره کرد که «در طول یک یا دو ساعت بعد از قرار گرفتن این ویدیو در صفحه ی فیسبوک «ده‌ها» کامنت دریافت کردیم. همه ی این کامنت ها درباره‌ی اجرای خودکار این ویدیو نبودند.