2 آبان 1390

مطبوعات وغلط های رایج/ بخش پایانی

گزاره هاي خدشه ناپذير و ذهنيت نويسنده

2 آبان 1390

خبرنگاران ايران -سعيد رازي دوست : غلط های رایج در روزنامه های فارسی چنان گسترده و پرتعداد است که اگر قرار باشد به همه آنها بپردازیم، بایستی ده ها یادداشت دیگر در این زمینه بنویسیم. اشتباه های نوشتاری مطبوعات ما فقط ریشه در مسائل زبانی ندارد. برخی از این ایرادها از ذهنیت نویسنده نشأت می گیرد. به عنوان نمونه یادداشت ها و تحلیل های بسیاری در رسانه های فارسی با عبارت «بی تردید» آغاز می شود. مسائلی هست که می توان در مورد آنها تعبیر «بی تردید» را به کار برد؛ مثلاً می شود نوشت: «بی تردید رعایت کردن موازین بهداشتی باعث کاهش بیماری ها می شود.» اما «بی تردید» گسترش لجام گسیخته ای در رسانه های ما یافته و نویسندگان بدون رعایت هیچ ضابطه ای از این واژه استفاده می کنند. بایستی از این روزنامه نگاران پرسید: «بر چه اساس فکر می کنید مخاطب نباید تردیدی در گزاره مورد نظر شما داشته باشد؟»

علاوه بر واژه «بی تردید»، تعبیرِ «هیچ کس گمان نمی کرد» و معادل های مشابه آن هم رواجی آزاردهنده در رسانه های ما دارد. به این نمونه دقت کنید: «زمانی که رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه بانگ برآورد و از حرکت دادگاه علیه دولت خود به مثابه شلیک به دموکراسی یاد کرد، کسی تصور نمی کرد دولت عدالت و توسعه زمان زیادی بر مسند قدرت تکیه زند.» نویسنده با چه استنادی می نویسد «کسی تصور نمی کرد...»؟ این یقینِ خدشه ناپذیر ریشه در کجا دارد؟ آیا بهتر نبود جمله بالا مثلاً چنین نوشته می شد: «وقتی ... بسیاری تصور نمی کردند...» یا «وقتی ... بسیاری از ناظران سیاسی تصور نمی کردند...»؟ آیا گزاره های خدشه ناپذیر، خواننده فرهیخته و آزاد را از ادامه مطالعه متن بازنخواهد داشت؟

در یکی دیگر از روزنامه ها، ذیل تیتر «محیط زیست ایران داغدار نمی شود» یادداشتی در مورد پرونده محیطبان محکوم به اعدام چاپ شده بود. نویسنده از پدر مقتول خواستار بخشش محیط بان شده، در انتهای یادداشت نوشته بود: «... ما حتم داریم اسماعیل رضایی نه تحت فشار رسانه ها بلکه برای آرامش روح فرزندش تصمیمی درست خواهد گرفت.» باید از نویسنده پرسید این اطمینان را از کجا به دست آورده است؟ و نیز بایستی درباره ماهیت «تصمیم درست» از وی سؤال کرد. اگر نویسنده مطمئن است که پدر مقتول «تصمیم درست» را خواهد گرفت، دیگر چه نیازی به نوشتن این یادداشت و ده ها مطلب مشابه بود؟ اگر ولی دم راضی به بخشش نشود و بر تقاضای خود مبنی بر قصاص تأکید داشته باشد، چگونه باید یادداشت این روزنامه نگار را تأویل کرد؟

***

مقاله بلند یکی از مجله های سیاسی با این جمله شروع شده بود: «تورق صفحات روزنامه ها، به ویژه بخش خارجی، چندان حالت جالبی برایم ندارد.» فارغ از نقدهایی که می توان به کاربرد واژه هایی چون «تورق» و «صفحات» داشت، در این سطر اشتباهی فاحش به چشم می خورد: «حالت جالب»! احتمالاً منظور نویسنده این بوده که از ورق زدن روزنامه ها احساس چندان خوشایندی پیدا نمی کند یا احساس چندان خوشایندی به او دست نمی دهد. «حالت جالب» به طرز ایستادن یا قرار گرفتن شئی یا جاندار و انسان دلالت دارد، نه به نوع احساس.

***

تیتر پرسشی برای خبر هم از موارد نادرستی است که هر از گاه در روزنامه ها دیده می شود. در یکی از روزنامه ها تیتر زیر چاپ شده بود: «ونگوگ خودکشی نکرده است؟» خواندن این تیتر با علامت سؤال، موسیقی خوشایندی ندارد. علاوه بر این، خبر باید اطلاعاتی را در تیتر خود به مخاطب عرضه کند، نه اینکه از خواننده سؤال بپرسد. پاراگراف اول خبر چنین بود: «نتایج یک پژوهش جدید نشان می دهد که برخلاف باور عمومی، ونگوگ خودکشی نکرده است.» می بینید که تیتر پرسشی هیچ تناسبی با لید خبری ندارد.

یکی دیگر از روزنامه ها در ستون «خبر ویژه» چنین تیتر زده بود: «با تصویت 800 میلیون اعتبار» ـ روتیترـ «دریاچه ارومیه دوباره جان می گیرد؟» تیتر بالا شاید می توانست برای گزارشی تحقیقی تیتر مناسبی باشد، اما برای مطلبی که در ستون «خبر ویژه» منتشر شده، تیتر درستي نیست؛ چون از چیزی خبر نمی دهد.

***

اگرچه درباره کاربرد ریخت گفتاری واژه ها در روزنامه چندوچون های بسیاری مطرح است و به باور برخی متخصصان به هیچ عنوان نباید از شکسته نویسی در روزنامه استفاده کرد، نکته ای که در آن جای بحث نیست، این است که نمی توان بخشی از جمله را به صورت شکسته و بخشی دیگر را به فارسی نوشتاری نوشت. در مقدمه مصاحبه ای که یکی از روزنامه ها چاپ کرده بود، چنین آمده: «... ترجیح می دهد به جای تکذیب، از پاسخ به سوال های چالش برانگیز خودداری کند و بگوید: اجازه بده ما نون و ماست مان را بخوریم.» نویسنده اگر قصد بر شکسته نویسی داشت، باید می نوشت: اجازه بده ما نون و ماست مون رو بخوریم. یا در غیر اینصورت باید می نوشت: اجازه بده ما نان و ماست مان را بخوریم. مبنای نویسنده در نوشتن کلمه «نان» به صورت «نون» چه بوده و بر چه اساس این مبنا را به «را» و پسوند «مان» تسری نداده است؟

***

جمع بستن واژه های فارسی مثل باغ و گزارش با پسوند «ات» که متعلق به زبان عربی است، درست نیست. شاید بگویید این جزء بدیهیات است و نیاز به یادآوری ندارد؛ اما یکی از روزنامه ها روز 15 شهریور امسال چنین نوشته بود: نشست علی آبادی با ناظران فدراسیون ها ـ روتیترـ موظف هستید گزارشات دقیق ارائه دهید ـ تیترـ.

***

بخش سوم یادداشت های مربوط به اشتباه های رایج در روزنامه های فارسی را با نقل سه مثال دیگر از کتاب غلط ننویسیم، نوشته ابوالحسن نجفی به پایان می برم. امید که خواننده علاقمند با مراجعه به این کتاب با غلط های رایج در زبان فارسی بیشتر آشنا شده و از به کار بردن آنها بپرهیزد.

با وجود این/ با این وجود: با وجود این یعنی «با بودنِ این(وضع، حال، امر، شرط...)» و مقصود از آن این است: «با اینکه چنین چیزی هست(یا بود، یا خواهد بود)» و مرادف است با «مع هذا» و «مع ذلک» و «با این همه» و از این قبیل. به جای آن، گاهی «با این وجود» گفته می شود که غلط است و بر خلاف مراد گوینده. زیرا وقتی می گوییم «با وجود این» می توان پرسید: «با وجود چه؟» و جواب را در جمله ای که پیشتر گفته شده است، یافت. مثلاً پس از شنیدن این عبارت: «دیر وقت بود، با وجود این به خانه اش رفتیم»، می توان پرسید: «با وجود چه؟» و در جواب گفت: «با وجود اینکه دیروقت بود». ولی اگر بگوییم «با این وجود» و پرسیده شود: «با کدام وجود؟» جوابی به دست نمی آید؛ زیرا در جمله پیشین کلمه وجود نیامده است تا بتوان به آن استناد کرد.(ص58)

با هم می خوانیم: در اخبار رادیو غالباً نظایر این جمله شنیده می شود: «خبرنگار ما از فلان شهر گزارشی فرستاده است که با هم می شنویم» یا گوینده تلویزیون اغلب نظایر این جمله را بر زبان می آورد: «از عملیات اخیر جبهه جنگ فیلمی تهیه شده است که با هم تماشا می کنیم.» این شیوه بیان از زبان رادیو و تلویزیون به زبان رسانه های دیگر سرایت کرده است، به طوری که نظایر این جمله در روزنامه ها بسیار به چشم می خورد: «خبرنگار ما از فلان شهر گزارشی فرستاده است که با هم می خوانیم.» این یک دروغ آشکار است؛ زیرا اگر هم عبارت «با هم می شنویم» یا «با هم تماشا می کنیم» در رادیو و تلویزیون معنی و محملی داشته باشد از آن روست که ممکن است واقعاً گوینده خبر در همان لحظه همراه شنوندگان مشغول شنیدن یا دیدن باشد؛ اما چطور ممکن است نویسنده مقاله در لحظه ای که خواننده ای مقاله را می خواند، همراه او مشغول خواندن شود؟ وانگهی چه ضرورتی هست که این عبارات قالبی زاید را بجا و بیجا به کار ببریم؟ آخر شنوندگان رادیو یا تماشاگران تلویزیون یا خوانندگان روزنامه چه نیازی دارند به اینکه ما آنها را همراهی کنیم؟ این عبارت ها اگر دروغ هم نباشند، منت بی جایی هستند که می خواهیم به روز بر سر مخاطب بگذاریم.(ص59)

برخوردار بودن: این اصطلاح فقط می تواند درباره امور مستحسن و ستوده به کار رود، مانند: «فلانی از سلامت روحی و جسمی برخوردار است» یا «این نویسنده از شهرت جهانی برخوردار است». بنابراین همچنانکه نمی توانیم بگوییم: «این خانه از چشم انداز زشتی برخوردار است»، حق نیست بگوییم: «معادن طلای آفریقای جنوبی از بالاترین رقم تلفات جانی در جهان برخوردار است» یا بگوییم: «این شیوه، از همان معایب برخوردار است.» اگر به درازنویسی علاقه ای نداشته باشیم، در همه این عبارت ها، ساده تر و زیباتر آن است که «داشتن» را به جای «برخوردار بودن» به کار ببریم.(ص67)

  • Version imprimable de cet article Version imprimable
  • envoyer l'article par mail envoyer par mail
  • اصول رفتاری روزنامه‌نگاران در اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران

    2 آذر 1394

    خبرنگاران ایران-در ماه مه اسپینوزا تابلویی در بازار اصلی خَلَپه روبه‌روی ادارات دولتی نصب کرد که روی آن نوشته بود «بازار رِجینا مارتینز». هدف از این کار ادای احترام به مارتینز و اعتراض به روند تحقیقات بود.اعلامیه سازمان بین المللی روزنامه‌نگاران(IFJ) درباره اصول رفتاری روزنامه‌نگاران به عنوان یک استاندارد حرفه‌ای برای روزنامه‌نگارانی شناخته می‌شود که در فرایند جمع‌آوری، انتقال، انتشار و اظهارنظر درباره اخبار و اطلاعات در رویدادهای توصیفی نقش دارند.

  • جنگ با دوربین؛ مروری کوتاه بر زندگی رابرت کاپا، عکاس خبری

    15 آبان 1394

    خبرنگاران ایران- «اگر عکس‌تان خیلی خوب نشده، به این خاطر است که خیلی نزدیک نشده‌اید.» اگر عکاس خبری باشید، احتمالا این جمله را شنیده‌اید. جمله‌ای از «رابرت کاپا» یکی از مهم‌ترین عکاسان خبری جهان که شهرتش را بیشتر از هرچیز مدیون عکس‌هایی است که از پنج جنگ بزرگ قرن بیستم ثبت کرد؛ جنگ داخلی اسپانیا، جنگ دوم چین و ژاپن، جنگ جهانی دوم (بخش اروپایی جنگ)، جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و همین‌طور جنگ اول هندوچین (جنگ استقلال ویتنام از فرانسه). دوستش «جان اشتاین‌بک» ـ نویسنده آمریکایی ـ درباره‌اش نوشته است: « نمی‌توانید جنگ را تصویر کنید،چون جنگ نوعی احساسات است. اما او می‌توانست هول جنگ را در چهره یک کودک به تصویر بکشد.» ۲۲ اکتبر، ۳۰ مهر سالروز تولد رابرت کاپا بود که در ۴۱ سالگی در یکی از آخرین جنگ‌هایی که به‌تصویر کشید، کشته شد.

  • روزنامه‌نگاری که عامدانه و آشکار «بی‌طرفی» را کنار گذاشت

    7 مهر 1394

    خبرنگاران ایران- پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان هفته گذشته برای نخستین بار به آمریکا سفر کرد و یکی از مهم‌ترین سخنرانی‌هایش را در این سفر در مقابل کنگره انجام داد. او در این سخنرانی از چهار شخصیت تاریخی ایالت متحده نام برد که برای دنیای ناامن امروزی می‌توانند منبع الهام باشند؛ «آبراهام لینکلن»، «مارتین لوتر کینگ»، «دورتی دِی» و «توماس مرتن». شیوه‌ای که او در روزنامه‌نگاری آمریکا دنبال کرد، نمونه‌ای مناسب از روزنامه‌نگاری «مدافعه‌گر» محسوب می‌شود؛ سبکی از روزنامه‌نگاری که با کنار گذاشتن عامدانه و آشکار «بی‌طرفی»، عملگرایی و دفاع از اندیشه و عقیده‌ای خاص را سرلوحه خود قرار می‌دهد.